شرح دعای بیستم و پنجم صحیفه‌ی سجادیه: دعا در حق فرزندان – استاد مؤیدی

ای خداوند، بر من احسان کن و فرزندانم را برایم باقی گذار و شایستگیشان بخش و مرا از ایشان بهره‌مند گردان. ای خداوند، برای من، عمرشان دراز نمای و بر زندگانیشان بیفزای. خردسالشان را پرورش ده. ناتوانشان توانا گردان. تنشان و دینشان و اخلاقشان به سلامت دار. در جانشان و جسمشان و در هر کار از کارهایشان که روی در من دارد، عافیت بخش و وظیفه روزی ایشان، برای من و بر دست من پیوسته گردان…

دانلود: شرح دعای بیست و پنجم: در حق فرزندانحجم: ۲۶MB

شرح دعای بیستم و پنجم صحیفه‌ی سجادیه: دعا در حق فرزندان – استاد مؤیدی

ترجمه:

نیایش بیست و پنجم [۱]

(۲) ای خداوند، بر من احسان کن و فرزندانم را برایم باقی گذار و شایستگیشان بخش و مرا از ایشان بهره‌مند گردان.
(۳) ای خداوند، برای من، عمرشان دراز نمای و بر زندگانیشان بیفزای. خردسالشان را پرورش ده. ناتوانشان توانا گردان. تنشان و دینشان و اخلاقشان به سلامت دار. در جانشان و جسمشان و در هر کار از کارهایشان که روی در من دارد، عافیت بخش و وظیفه روزی ایشان، برای من و بر دست من پیوسته گردان.
(۴) ای خداوند، فرزندان مرا همه نیکان و پرهیزگاران و بینایان قرار ده.
و چنان کن که فرمانهای تو را بنیوشند و اطاعت کنند، یاران تو را محبان و نیکخواهان و با دشمنان تو دشمنان و کینه‌توزان باشند. آمین.
______________________________
[۱] دعای آن حضرت است در حق فرزندانش علیهم السّلام.
ترجمه الصحیفة السجادیة ،ص:۱۶۵
(۱) بار خدایا، بازوی من به نیروی فرزندانم توانا گردان و به آنان، نابسامانیهای من به سامان آور و به ایشان، شمار یاران من فزونی ده و مجلس من به وجود ایشان بیارای و نام من به ایشان زنده دار و در غیاب من ایشان را کارساز من گردان و به ایشان یاریم ده که بر حاجت خود دست یابم. ای خداوند، چنان کن که فرزندان من دوستدار من باشند و بر من مهر ورزند. روی دلشان با من باشد و در یاری من پایدار باشند.
فرمانبرداران من باشند نه عصیانگران و نه نافرمانان و نه مخالفان و نه خطاکاران.
(۲) بار خدایا، مرا به تربیت ایشان و تأدیب ایشان و نیکی و مهربانی در حق ایشان یاری فرمای. و افزون بر ایشان مرا فرزندانی نرینه عطا کن و خیر مرا در آن قرار ده و آنان را یاوران من بر هر چه از تو می‌طلبم.
(۳) ای خداوند، مرا و نسل مرا از شیطان رجیم در پناه خود دار. تو ما را آفریده‌ای و به نیکی امر کرده‌ای و از بدی نهی و به ثواب آنچه ما را بدان امر کرده‌ای مشتاق و از عقاب آن بیمناک. برای ما دشمنی ساخته‌ای همواره در کار نیرنگ و فریب ما. در اموری بر ما چیره‌اش گردانیده‌ای که ما را بر او چیرگی نداده‌ای. در درون سینه ما جایش داده‌ای و چون خون در رگهای ما روانش گردانیده‌ای. اگر ما از او غافل شویم، او از ما غافل نشود. اگر ما فراموشش کنیم، او ما را فراموش نکند. عقاب تو را در نظر ما ناچیز می‌نماید و ما را از دیگری جز تو بیم می‌دهد. اگر آهنگ گناه کنیم، در ارتکاب آن دلیرمان گرداند و اگر آهنگ کاری شایسته کنیم، از گزاردن آن بازمان دارد. برای ما هر چه می‌طلبد هواهای نفسانی است و به هر چه اشارت می‌کند اعمال شبهه‌آمیز. اگر وعده دهد، وعده‌اش دروغ است و اگر آرزویی در دل ما برانگیزد، خود به خلاف آن برخیزد. ای خداوند ما، اگر مکرش را از ما باز نگردانی، گمراهمان کند و اگر ما را از تبهکاریهایش در امان نداری، پای ثبات ما
ترجمه الصحیفة السجادیة ،ص:۱۶۶
بلغزاند.
(۱) بار خدایا، به قدرت خویش مقهورش کن که بر ما سلطه نیابد، تا آنگاه که دست دعا به سوی تو بر می‌داریم نگذاری که سوی ما راه جوید و در زمره مصون ماندگان از کید او در آییم.
(۲) بار خدایا، هر چه از تو خواسته‌ام به من عطا کن و حوایج من برآور. و چون بر عهده گرفته‌ای که دعای من به اجابت رسانی، پس دعای من از درگاه خود مران. و چون خود مرا به دعا فرمان داده‌ای، دعای من از آن پیشگاه محجوب مدار. ای خداوند، از فضل خویش هر چه سبب اصلاح من در دنیا و آخرت شود، به من عطا کن، خواه آن را بر زبان آورده باشم یا فراموش کرده باشم، آشکار کرده باشم یا نهان داشته باشم، دیگران را از آن آگاه کرده باشم یا از دیگران پنهان کرده باشم.
(۳) خداوندا، چنان کن که در همه حال به درخواستی که از تو می‌کنم در زمره مصلحان درآیم و به چیزی که از تو طلب می‌دارم در شمار کام یافتگان و به توکل بر تو در عداد آن کسان که دست ردّشان بر سینه نزده‌ای.
(۴) ای خداوند، در شمار آنانم بر که خو گرفته‌اند پناه جستن به تو را و سودها برده‌اند از سودای با تو و پناه گرفته‌اند در مأمن عزّ تو و تو از خزانه فضل و نعمت خویش به فراوانی روزی حلالشان داده‌ای و به جود و کرم تو فراخ نعمتی یافته‌اند و به تو از ذلت به عزت رسیده‌اند و از جور و ستم ستمکاران در سایه دادگری تو غنوده‌اند و به رحمت تو از بلا رهیده‌اند و به توانگری تو از بینوایی به توانگری رسیده‌اند و به یمن تقوای تو از گناه و لغزش و خطا در امان مانده‌اند و به طاعت تو به خیر و رشاد و صواب توفیق یافته‌اند و به قدرت تو میان ایشان و گناهان مانع پدید آمده است، آن کسان که همه معاصی تو را ترک گفته‌اند و در جوار رحمت تو خفته‌اند.
ترجمه الصحیفة السجادیة ،ص:۱۶۷
(۱) ای خداوند، همه این موهبتها را به توفیق و رحمت خود به من ارزانی دار و ما را از عذاب دوزخ نگه دار و همه مردان مسلمان و زنان مسلمان و همه مردان مؤمن و زنان مؤمن را در این جهان گذران و آن جهان آینده، هر چه برای خود و فرزندانم از تو طلب داشته‌ام عنایت فرما، زیرا تو نزدیکی و اجابت کننده‌ای، تو شنوایی و دانایی، تو عفو کننده‌ای و آمرزنده‌ای، تو مشفق و مهربانی. ما را در این دنیا نیکی ده و در آخرت نیکی ده و از عذاب آتش حفظ فرما.
ترجمه الصحیفة السجادیة ،ص:

نکاتی از جلسات:

 

‌باسْمه تعالي

جلسة۱

سفارشاتی دربارة چهلیة موسویه

نمازشب‌ها را در این ایام حتی یک شب هم نگذاریم ترک بشود، ولو در حد نیم ساعت. إن‌شاءالله آن ساعات اول صبح را با خدا معامله کنیم.

دعاهای ایام هفته هم این چهل روز ترک نشود، زیارات مخصوصة هر روز هم. بعد از هر نماز واجبی سه بار «قل هو الله» هدیه به امام عصر.

حاج آقا سعادت‌پرور از علامه طباطبائی نقل می‌کردند که: در این چهل روز ببینید از کجا چوب می‌خورید، مراقبه بیشتر روی آن باشد. هر سال این تذکر را می‌دادند، از حیث قولی، عملی، انگیزه‌ای. هر کس هم مراقبه کند، خدا نشانش می‌دهد.

چند حدیث دربارة روابط پدر و مادر با فرزندان

جلسة۳ (دوشنبه۳/۷/۹۱)

مواظب باشیم چگونه از این دنیا می‌رویم؟ چشم‌تان را ببندید، کجا می‌روید؟ وقتی مردید، همانجا می‌روید. اگر وقتی چشم‌مان را می‌بندیم، به سراغ تکبرها و خودخواهی‌هایمان می‌رویم، وقتی هم بمیریم، گرفتار همین‌ها هستیم! اما وقتی عقیده سالم باشد، پس از عقباتی نجات می‌یابیم. و اگر این مشکلات را نداشته‌باشیم، وقتی بمیریم، می‌بینیم سبک شدیم!

نماز شب، نماز شب، نماز شب، «مداومت» ارتباط می‌آورد. انسان کم می‌تواند در جمع اخلاص را شکارکند.

معرفت‌النفس همین شناخت نوری نفس است.

هیچ‌وقت حالت تهدید و زورگویی نداشته‌باشید، تحمیل نباشد، بدزبانی نباشد، سرزنش کردن نباشد، سرکوفت زدن نباشد، مقایسه کردن نباشد، بچة فلانی را ببین! اگه اینها با توجه باشد، گناه است. کاری بکن تو را دوست داشته‌باشد، وگرنه رو به سوی جاهای دیگر می‌آورد هیچ کاری هم نمی‌توانی بکنی.

جلسة۴ (۸/۷/۹۱)

بدترین چوبی که خدا به انسان می‌زند، این است که: «صمٌّ بکمٌ عمیٌ»؛ عیب‌های همه را می‌بیند، اما عیب خودش را نمی‌بیند.

فلسفة خلق شیطان: شیطان، زمینة آزمایش ماست. اگر در یک چهارراه، سه راه را ببندند و بگویند انتخاب کنید از هر راهی که می‌خواهید بروید، این که انتخاب نیست. ولی ما در یک دوراهی هستیم: إما شاکرا و إما کفورا.

به فرمودة علامه طباطبائی: ریاضت‌های شرعی، از همة ریاضت‌ها سخت‌تر است.

ما هیچ‌وقت نباید فکرکنیم در امان هستیم از مکاید شیطان، الا این که از مخلَصین بشویم. حتی کسی که از اول تکلیفش تا به حال گناه نکرده هم نباید فکرکند ایمن است.

ریشة دردسرهای ما، خودبینی است، اله نفس را دیدن است. همه‌مان هم با آن درگیر هستیم.

جلسة۵ (یکشنبه۹/۷/۹۱)

شیطان از ما غافل نیست.

نفس لوامه

زمینه‌های فراوان شهوت در این زمانه مثل اینترنت و گوشی

شیطان ابتدا ما را به گناه وامی‌دارد، بعد برای فرار از نفس لوامه وسوسه ایجادمی‌کند که: از کجا معلوم این عالم خدا دارد؟! از کجا معلوم که حیات ابدی داشتهباشیم؟!

یک عمر به سایه‌ها تیرمی‌زنیم (مثل شکارچی‌ای که به سایة پرنده‌ای تیربزند)، حق شکارمان می‌شود؟!

بعضی‌هایمان یک مقداری آمده‌ایم بالا، ولی باز هم در ظلماتیم. باید با غیب این عالم سر و کار داشته‌باشیم، با ملکوت این عالم سر و کار داشته‌باشیم، حقیقت ما، آن‌عالَمی است.

چرا زبان را یله و رها کرده‌ای؟! چرا؟! چرا؟! آدم با این زبان گاهی که همراه با غضب می‌شود، به نزدیک‌ترین کسانش رحم نمی‌کند! نیش‌هایی می‌زند که از نیش عقرب هم بدتر است! سلب توفیق می‌کند. زبان! زبان! زبان!

اگر محاسبه دقیق باشد، مراقبه می‌آورد. ببینید در همین ۲۴ ساعت چه کار کرده‌اید؟! محاسبه اگر دقیق باشد، آرام‌آرام آدم به عیب خودش پی می‌برد. اولین قدم «یقظه» است. إن الله تعالی إذا أحبّ عبداً فقّهه فی الدین و بصّره عیوبَه. خوش به حال آن عزیزی که کارش به جایی رسیده‌است که عیب‌های خودش را زیاد می‌بیند؛ می‌گوید: عجب! چه پر عیبم! این قدم اول است، قدم مهمی هم است. بسیاری از ما هنوز به این مرحله هم نرسیده‌ایم؛ می‌گوییم: «ما که گناهی نمی‌کنیم، واجبات‌مان را هم که انجام می‌دهیم.»، ولی متوجه نیستیم گاهی از ناحیة همین زبان چه ضربه‌هایی می‌خوریم!

جلسة۶ (دوشنبه۱۰/۷/۹۱)

شیطان ما را از یاد خدا غافل میکند.

دعا نور است، اگر چه مستجاب نشود. بعضی وقت‌ها ما با زبان بی‌زبانی از دعاکردن خسته می‌شویم؛ می‌گوییم: دیگر بس است، دیگر فایده ندارد. ما را نگه داشته‌اند تا ما را اولیاءالله کنند.

جلسة۷ (یکشنبه۱۶/۷/۹۱)

دل‌بستن به سایه‌هاست که گناه و پیروی از هوای نفس به دنبال دارد.

خود دعا موضوعیت دارد اگر چه اجابت نشود

غرض از این دعاها این نیست که حتماً برآورده بشود. در خارج هم می‌بینیم اکثراً خدا خدا می‌کنیم، اما حاجت‌هایمان داده نمی‌شود. جانم! سرورم! غرض اصلی از دعاها، این نیست که این که من و تو می‌خواهیم، برآورده بشود. غرض از این دعاها، این است که آن حقیقت نوری ما با این خدا خدا گفتن‌ها جان بگیرد. نفس این که من و شما موفق می‌شویم به خاطر مشکلات‌مان دعاکنیم، نفس این دعاکردن‌ها ارزشمند است. وقتی خداوند بنده‌ای را دوست داشته‌باشد، خواسته‌اش را جوری می‌دهد که به حیات اخروی‌اش لطمه‌ای نخورد.

همین خدا خدا گفتن‌ها عین بهشت است، اگر چه حاجت‌مان را ندهند.

«نفس» شوخی‌بردار نیست؛ هر جا سرش را زیر آب بکنی، از جای دیگری سربرمی‌آورد. تا کی؟ تا این که از مخلَصین بشویم؛ آنجا دیگر شیطان نمی‌تواند شکارشان کند. نه این که

وقتی غضب شعله می‌گیرد، به نزدیک‌ترین کسان‌مان رحم نمی‌کنیم، بدتر از عقرب نیش می‌زنیم! اینها عواقب دارد. نمازشب چرا خواب می‌مانی؟ ببین کجا داری نیش می‌زنی؟

جلسة۸ (دوشنبه: ۱۷/۷/۹۱)

چه خوب است یکی از دعاهای انسان همیشه این باشد که هر چی به دستش می‌رسد، حلال باشد. اگر لقمه‌های آدم حلال نباشد، بعد می‌بیند سایة شومش او را فراگرفته.

ذیل‌های این دعاها مهم است، به عزت خدا توجه می‌کند، به رحمت خدا توجه می‌کند و می‌خواهد خدا نجاتش دهد.

همین گناه‌هایی که دست‌مان می‌رسد را ترک کنیم. گرفتار صد تا گناه هستیم، هی گرفتارش می‌شویم، هی توبه می‌کنیم. ناامید نشویم، بی‌عرضگی به خرج ندهیم.

یکی از کارهای شیطان این است که اول آدم را به گناه وامی‌دارد، بعد آدم را ناامید می‌کند که تو دیگر امیدی نداری. خودش را رهامی‌کند، گاهی می‌بینی انسان را به کفر می‌کشاند. انسان هر اندازه از دستش می‌آید، باید جلوی نفس اماره‌اش را بگیرد. صبر می‌خواهد، حوصله می‌خواهد، کار یک عمر است!

گاهی شیطان انسان را تا دم گناه می‌برد، اما بعد یک کاری می‌کنی که گناه نمی‌کنی. گاهی خدا محکم به سرت می‌زند نمی‌گذارد آن گناه را بکنی، این هم خیر است.

دست‌کشیدن از تمام گناهان، همان، و قرارگرفتن در جوار الهی همان. ولی هر چه بالاتر بروی، گناهت لطیف‌تر است. آرام‌آرام توجهات غیر الهی، از گناهان بسیار بزرگ برای ما می‌شود.

هیچ‌کدام از این توجهات، بی‌نتیجه نمی‌ماند.

جلسة۹ (شنبه: ۲۲/۷/۹۱)

چو آن کرمی که در پیله نهان است گمان می‌کند دنیا همان است

اگر در مسیر تربیت صحیح الهی و قرآنی باشید، می‌بینید روزبه‌روز دارید از عنانیت‌ها درمی‌آیید.

گاهی انسان می‌خواهد همه را آتش بزند که خودش آتش نگیرد. به خدا رسیدن، بیرون آمدن از این چاله چوله‌های ظلمانی است. تا از این چاله‌ها بیرون نیاییم، نور الهی بر قلب‌مان طلوع نمی‌کند. چه بسا ریاضت‌ها شرعی هم بکشیم. اما گاهی عبادت‌های انسان شبیه عبادت‌های شیطان است؛ وقتی آن لحظه رسید، گفت: «انا». می‌بینید حتی در این مسیرهای حوزوی افتاده‌ایم در این چاله‌چوله‌های «انا». خیال کردی خدا با این کارهای ما فریب می‌خورد؟! خدا می‌خواهد کسی را تربیت کند که از همة این «انا»ها عبورکرده‌باشد، به جایی رسیده‌باشد که به غیر خدا دل نبندد. اگر در حالات ائمه دقت کنید، می‌بینید این حالات موج می‌زند؛ خدا را دیدن و خود را ندیدن.

ما در مواجهه با هم‌حجره‌ای و خانواده‌های خودمان این از خود گذشتن‌ها را نداریم. موقع خودش چه دل‌ها را آتش می‌زند!

تمام این دعاها یک نکته را تعقیب می‌کند، و آن این است که جانِ یوسفیِ ما را از چاه خودخواهی‌ها بیرون بیاورد.

پرده که عقب می‌رود، انسان می‌بیند صد پله بوده، تا پلة دهم آمده، این کم حسرت داره؟! کم حسرت داره؟!! کم حسرت داره؟!!!

حوصله می‌خواهد، شب‌ها خلوت‌هایی با خدا داشته‌باشیم، روز هم بالاخره مراقبه می‌خواهیم. تا آرام‌آرام خدا به ما کمک کند بر این غضب سوار شویم، الآن او بر ما سوار است! بر این شهوت سوارشویم، الآن او سوار است بر ما! در یک کلمه: بر این نفس امارة بالسوء سوارشویم، الآن او سوار است بر ما! (حاج آقا در حین گفتن این جملات، به من نگاه می‌کرد. و در غیر از این لحظات، در این جلسه به من نگاه نکرد!) شاهدش هم موقع‌های امتحانی است.

آقا امام سجاد این اواخر اوج گرفته؛ خدایا! تمام اینها را به مسلمین و مؤمنات هم بده.

محبت خدا از جنس محبت مادر است؛هرچند هم که فرزند بی‌مهری کند، مثل آن مادری است که ازته چاه دادمی‌زد: جلو نیا می‌افتی!

جلسة۱۰ (یکشنبه:۲۳/۷/۹۱)

تمرینی برای از بین بردن حب نفس

در روایت داریم که هر چه برای خودت می‌خواهی، برای دیگران هم بخواه. این، یک دستورالعمل عرفانی است، به شرطی که انسان تمرین کند این را در خودش به عنوان ملکه دربیاورد.

و چون همة ما از «حبّ نفس» برخورداریم، ابتدا هر چه خیر است برای خودمان می‌خواهیم؛ به خاطر این که غرق در عنانیت هستیم، غرق در خود و خودبینی هستیم.

بهترین راه برای این که انسان موفق بشود همچنین حالتی در خودش ایجادکند، این است که از نزدیکان خودش شروع‌کند، از همسرش، پدر و مادرش. در بگومگوها انسان عالَم را بی‌صاحب نبیند، ولو به ضرر خودش تمام می‌شود، ولی اگر حق با دیگران است کوتاه بیاید. اگر این جان بگیرد، غوغا می‌شود! انسان از نزدیک‌ترین کسانش شروع کند، آرام آرام می‌بیند برایش خلق شد و لذا می‌بیند که برایش کارساز است. آرام‌آرام، هر چه معرفت بالاتر رود، می‌بیند که این حالت را برای همه دارد.

دعا برای دیگران

در روایت داریم که همان خیری که برای دیگران خواسته‌ایم را خدا به خودمان عطامی‌کند.

دستوراتی برای دهة اول ذی‌الحجه

نماز دورکعتی «و واعدنا موسی» فراموش نشود.

آن ذکر بعد از نمازصبح و قبل از مغرب.

دعای تهلیلات روزی ده بار، ترجیحاً در یک جلسه، اگر نشد، در چند جلسه، اگر جای خلوتی پیدانکردید، در مسیر.

 

آمار این صفحه: بازدید امروز:۱ بازدید کل: ۲۴۳

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *