فایل‌های ارسال شده: حکمت‌های صلوات – نویسنده : سید احمد رحیمی

الهم صلی عل محمد و آل محمد:
الله جامع اسماء است ،حضرت محمد ص و عالم ماسوا الله مظهر الله تعالی و تجلیگاه اسامی آن حضرت هستند حضرت محمد ص آیینه ای تمام قد و جامع است برای دیدن حضرت حق تمام اسامی مبارکه و حسنای خود را به طور یکجا و جامع ، این در حالیست که هر یک از موجودات عالم وجود ماسوی الله ،مظهر اسمی از اسماء الهی بطور تفصیلی و جدا جدا می باشد  .این به آن معناست که الله که جامع اسماء الهی است دو گونه مظهر دارد یکی به طور جمعی که آن روح محمدی ص است و همین روح محمدی در عالم ماسوی الله روح عالم هم هست اما در عالم به صورت تفصیلی و در موجودات متکثره ظاهر شده است .

پس کلیۀ این موجودات وجود و تداوم وجود و هماهنگی عالمیان از مجرای مقام انسان کامل و مظهر اسم اعظم الهی حضرت ختمی ص صورت می گیرد ، این مجرای فیض بودن به معنای آن است که نه تنها هر صلواتی که فرستاده می شود بلکه هر حرکتی که انجام می شود فیض وجود خود را ازین درگاه دریافت می کند و نیز این مقام وساطت خود برای انتقال فیض به موجودات را از جهت این سند دارا می باشد که جناب الهی فرمود : ان الله و ملائکه یصلون علی النبی …..یعنی این فیض عالمگیر که از درگاه مبارک آن مقام نازل می شود مصداق این صلوات است که الله تعالی در این آیه آن را امضاء می فرماید.
بعد از آنکه بواسطۀ عنایت ربوبی در عبادات ، نفس بنده به خود بازگشت و متوجه خود شد توجهی پر بار و سنگین از این معنا  که این الله  تعالی است که در تمام لحظات مستمراً فاعل و مؤثر در اوست ،حیات و حول و قوۀ او از او سبحانه است چون چنین شد عبد به لحظۀ حالی ورود می کند که تمام عالم است پس خود را او می یابد اما تسبیح می کند از اینکه او سبحانه ،عبد باشد ،موج همان دریاست ،اما دریا منزه است از اینکه محدود به شکل و اندازه و .. قطره باشد.
چون عبد به اینگونه یافت که خود اسم اوست  به بزرگداشت خود نایل می گردد خود را بزرگ می شمارد چرا که می بیند اسم کسی است که او علی و عظیم است پس به مراقبت از خود چون گنجینۀ و مخزنی ارزشمند می افزاید.
باری چون این دریافت عطا شد که روح تو مرتبه ای نازله از الله و نازله ای از همان روح محمدی است یعنی آنچه وجۀ خود قرار داده ای همان روح محمدی ص است، در تو همان اوست که کمال را طلب و دعا می کند ، این دریافت و این درخواست همان وقوع صلوات است .
وقتی الله سبحانه و مظهر او روح محمدی ص ، در دل عبد ، دریافت و ثبوت و وقوفی پیدا کرد این همان توسعۀ و انتشار و افزایش نور محمدی یا معنا و حقیقت محمدی ص است ،خود وجود تو با این دریافت و درخواست یک افزایش است یعنی این توحید تو بعد از آنکه هنوز موحد نشده بودی اینک که به توحید نایل شدی این یک افزایش دامنه ای است برای روح محمدی، یک افزایش نور است یک شدت سبحانی و یک کمال وجودی است و بعد از آن هر عملی که با حضور و برای قرب باشد صلواتی هست علی محمد و آل محمد ، که همان ظهور رحیمیت حضرت او می باشد  ، این رویداد حقیقت این دعاست : و تقبل شفاعته .
پس درین شرایط بیان صلوات از زبان عبد در حقیقت بیان و زبان رویداد است ، آنچه روی می دهد از زبان او بیان می شود که نشانۀ هماهنگ بودن عبد با این ظهور و حضور حضرت رب العالمین است.
بعد از آن با چنین روحی و رویکردی ،هر کار تو صلواتی است که فرستاده می شود همچنین هر نوبت که گفته شود سبحان ربی الاعلی و بحمده و یا العظیم و بحمده و هر کلمۀ طیبۀ دیگر صلواة‌ی است که از جانب حق تعالی بدرخواست تو فرستاده می شود .
حاج علوی روحانی سندادانی قدس سره  می فرمود : در سجده ای بعد از ذکر سبحان ربی الاعلی و بحمده ، در حال ذکر صلوات دریافتم که سبحان ربی الاعلی و یا العظیم و بحمده ، که عبد می گوید صلواتی است که رب متعال فرستاده است و ذکر صلوات از زبان عبد،دریافت آن نوریست که ارسال شده است ،و این با سنت حق که همیشه رحمتش بر تقاضای بنده سبقت دارد موافق است .
چنین است که درخواست صلوات بر محمد ص از جانب تو، قرار دادن تو در مقامی بس رفیع است یعنی اینکه خدای متعال فرموده است صلوات بفرست خواسته تا با این کار در کنار مقام محمد ص قرار گیری در کنار مقام او یعنی جزو آل او باشی، و تو با این درخواست عظمت و علو را نه درخواست بلکه اظهار کرده ای و این اظهار به عنوان عمل تو سزا و پاداش توست ،چنانکه ذکر شد که عمل ، یعنی نفس عمل ،اگر نیک یا بد ،همان جزایی است که عامل می بیند .
چون چنین است یعنی چون ارسال صلوات یعنی ارسال نور بر محمد ص که مقام تجلی اسامی حسناست  جریانی ازلی و ابدیست پس تو با این درخواست هماهنگ و همنوا با درخواست نور برای تمام عالمیان و بلکه همراه ارسال نور برای تمام عالمیان شده ای یعنی ، کارها و اثرات وجود تو نورست یعنی کمال بخش است و وجود سبحانی اطرافیان را می افزاید.
پس الهم صلی علی محمد و آل محمد ،بیان خبر ارسال و ایصال نوریست که از جانب خدایتعالی بر حضرت انسان کامل و روح عالم فایض می گردد. بیان امریست که در حال وقوع است و عبد با بیان این خبر خود را در معرض شفاعت قرار می دهد و این همان شفاعتیست که فرموده اند باید در دنیا کسب شود تا در عاقبت دستگیر باشد.مولای ما علوی روحانی سیدانی می فرمود : وقتی با شناخت مقام محمدی و علم به حقیقت صلوات اقدام به فرستادن صلوات می شود ، این علم و عمل باعث قرب می شود ثبات و رسوخ این علم در نفس همان قرب اوست به قبول و انجام سنت آن حضرت .
الهم صلی علی محمد و آل محمد یعنی خداوندا بر محمد و آل او صلوات بفرست یعنی یک دعاست ، چرا آنچه ازلاَ و ابداَ در حال نزول است علی الدوام در حال ریزش رحمت بر محمد ص و آل او و بواسطۀ آنان بر همۀ عالمیان است چرا بشکل درخواست و دعا مطرح شده است. چرا کاری که انجام می شود باید دعا شود می فرمود من اول فقط ترجمۀ صلوات را می دانستم و حقیقت آنرا نمی فهمیدم اما فرمان جناب الهی را که فرموده بود یا ایها الذین آمنو صلو علیه و سلمو تسلیما را انجام می دادم تا آنکه در حدی که قلبم آرام شود به من داده شد. چنانکه من فهمیدم هدف این درخواست و دعا این است که اولاَ فرموده اند دعا لب و مغز عبادت است چرا که در زمان درخواست و طلب تمام توجه قلب معطوف به خدایتعالی می گردد و منظور از همۀ عبادتها جلب توجه و مقیم شدن توجه آدمی به مولای اوست شاید که منتهی به مقیم شدن او نزد ملیک مقتدر گردد ، که سعادت اوست.
پس شاید که این درخواست موجب توجه و قرب شود وگرنه خود صلوات عبد از برکات نزول صلوات الله تعالیست که فرمود : ان الله و ملائکه یصلون علی النبی….از برکت صلوات ازلی و ابدی حضرت حق است که عبد قادر بر فرستادن صلوات شده است .
پس عبد با تکرار صلوات ، به صلوات حضرت حق بر محمد و آل او ، در نفس خود رسوخ می دهد تا حالت راسخۀ این علم یعنی این حالت یقینی در جذب و کشش او یعنی برای تقرب او واسطه و میانجی و یعنی شفیع گردد ، هر بار فرستادن صلوات او را نرمتر و خاضعتر و پذیراتر یعنی نزدیکتر به حضرتش می سازد .
خداوند متعال فیاض علی الدوام بر مخلوقات خود از طریق مقام محمدی می باشد اما ما دعا می کنیم که  خدایا به ما نور و علم و حکمت و سلامت و .. عطا فرما ، او سؤال همه را با ظهورات آن فآن خود پاسخ می دهد و می پرورد پس می خواهد که با دعا توجه ما خالص و قوی شود .
بعلاوه چون خود حضرت و ملائکه صلوات می فرستند که ان الله و ملائکه یصلون ….. پس انجام این کار از جانب عبد که اجرای فرمان یا ایها الذین آمنو صلو علیه ….است اثبات بندگی عبد است با اجرای این فرمان عبد خود را نیست می
گیرد و فرمان الهی را احیا می سازد پس انجام این کار که خود حضرت و ملائکه انجام میدهند تشبه به عمل و اخلاق الهی است که هدف از خلقت آدمی همین ایجاد مشابه و آیینه برای حضرت اوست سبحانه تعالی.
پس عظمت و علو و رفعت مقام صلوات را دریاب و خود را در ذکر آن مرحوم و توجهت را با عطر لطیف رحمت وسیع و علی آن معطر ساز . شاید و البته که می شود گفت که معنای صلوات حضرت حق در آیۀ ان الله و ملائکه یصلون علی النبی با آیۀ علم آدم الاسماء کلها روشن شود که منظور از صلوات آن حضرت علم باشد که خود به خود شامل حیات هم می شود و چون این اسماء از اسماء‌ کلی و در بردارندۀ سایر اسماء می باشند منظور همۀ آن نامهای مبارک باشد تحت دولت علم .
علم کل امور به قرینۀ‌ کل اسماء و صلوات ملائکه هم که همان سجده به معنای ستایش و بندگی و اجرای اوامر آن حضرت ، به عنوان قوای عملی ایشان خواهد بود .
پس ان الله و ملائکه یصلون علی النبی نشان از وجود کامل علم و عمل آن حضرت دارد که علی الدوام با نزول فیض از جانب حضرت قیوم ، وجود حضرت نبی قوام می یابد و ملائکه که قوای جسمی و روحی آن حضرتند فیض را به سراسر عالم می رسانند و به سوی ایشان که امام ملک و ملکوت هستند بر می گردانند ، چرا که از جانب او صلوات الله علیه کسب وجود و کمال کردند.
پس اگر او رب عالمین است مرجع و امام عالمیان هم هست.
پس برای درک معنای صلوات لازم است مقام ایشان را شناخت .
اما اثر و خاصیت بیان این کلمات طیبۀ صلوات همان است که حضرت پروردگار ما فرموده است : الیه یصعد کلم الطیب ، کلمۀ طیب سوی او سبحانه صعود می کند و کلمۀ طیب همان نفس ناطقۀ‌ پاک شده بواسطۀ بیان این کلمات طیبه است و معنا این است که کلمۀ‌ پاک شده از شرک ، روح را سوی او شباهت می دهد ، پس همۀ‌ کلمات پاک شده درین معنا با کلمات نماز و قران و صلوات شریکند.
نه تنها به فرستادن صلوات ، آن هم در حالیکه علی الدوام از جانب خداوند متعال بر مقام محمدی ص فایض می گردد دستور داده شده است ، بلکه همۀ دستورات چنین اند که به حقایق در حال اجرا فرمان داده شده اند تا عبد به این وسیله متذکر گردد و روحش با توجه به این طیبات صعود کند : همۀ اعمال دین چنین هستند چنانکه فرموده است : ما فقط از تو اطاعت می کنیم و فقط از تو کمک می خواهیم . یا در حالیکه هیچ حول و قوه ای جز به او سبحانه نیست یعنی لا حول و لا قوت الا بالله در عین حال موظفیم در نماز بگوییم بحول لله و قوته اقوم و اقعد . یا اگر چه همه چیز اسم اوست فرموده است در شروع کارها بگو :بسم الله الرحمن الرحیم تا به این وسیله یعنی با توحید و یکی گرداندن همه چیز به یگانگی مشابه او سبحانه و تعالی برسی و تفرقه و تشتت وارهی.
چرا که همیشه در حالی بکار می پردازیم که در خاطرات غرقیم در گذشته یا آینده ایم و اصلاَ کارهای متعارض و متناقض داریم ، شاید از کریمۀ : ان سعیکم لشتی بشود این معنا را برداشت که کارهای شما آشفته و متعارض است یعنی روح شما چنین است زیرا روح است که مصدر کارهاست، و فقط توحید است که این تعارضات را حل و رفع و دفع می کند .
با گفتن بسم الله اولین رویداد آن است که با متذکر شدن به اینکه همه چیز اسم او و متعلق به او و مظهر اوست از کشیده شدن به تصرفات خیالی در کارها و بخصوص در شروع کار از تفرقۀ دست و روان ، که دست در کاری و روان مشغول خاطره ای بیگانه با کار دست باشد ممانعت می کند و توحید نفس را موجب می شود ، این ممکن نیست که بتوان به لحظۀ حال ورود کرد مگر از طریق توحید یعنی صراط المستقیم.
یا فرموده است نماز بخوان و این درحالیست که همۀ موجودات نمازشان را اقامه می کنند : الم تر ان الله یسبح له من فی السموات والارض و الطیر الصافات کل قد علم صلاته و تسبیح و الله علیم بما یفعلون : نمی بینی که مدام تسبیح می کنند او سبحانه را هر که در آسمانها و زمین است و صف مرغان و هر یک هم صلات و تسبیح خود را می دانند و الله تعالی به آنچه می کنند علیم است. و خلاصۀ این بیان ، این است که : ان ربی علی صراط مستقیم : خداوند عالم و پس از او هر یک از عالیمیان و همۀ عالم بر صراط مستقیم است تو هم با عالمیان هماهنگ و هم جهت شو ، و بدان که حرفها و کارهای هماهنگ با عالم مثل آنکه بر خلاف باشد نیست. کارها و حرفهای هماهنگ با عالم همان کارها و حرفهای پاک است که در جهت کلام الهی و امامان است.
شاید به جای همۀ این حرفها بشود فقط گفت که صلوات تو اظهار محبت توست به محمد و آل او و تایید مشیت الهی و بیان این معنا که من در جهت شما هستم . عاقبت همین محبت عامل کشش و جذب و شفاعت خواهد بود. پس با همان دل برای او صلوات الله صلوات بفرست که برای والدین خود و از ته دل تقاضای رحمت و آمرزش می کنی ، از جهت محبت تو نه از بابت نیاز آن حضرت.
و چون انسان خلیفۀ او سبحانه است دستور داده است که درخواست صلوات از جانب او تقاضا شود : درخواست صلوات یعنی وجود بخشی و کمالبخشی برای تمام عالمیان از مسیر مقام روح عالم حضرت محمد ص .
پس کاری عظیم برای موجودی عظیم .یعنی به این گونه به او تعلیم داده است که تو باید به همۀ عالمیان نظر داشته باشی برای اینکه تو مظهر العظیم هستی : انتم الاعلون…

این چنین مقامی که ،از آن برای تمام عالمیان کاری درخواست شود یا واقع بشود  همان مقام خلیفگی الله تعالیست که آثارش عالمگیر است ،همان نزول رحمان ،یعنی وجود یا همان سلامت  و ایمان و نور است که بر شما نازل می گردد همان  السلام علیکم و رحمت الله و برکاته است که انشاءالله در آن مقیمت گرداند.

سید احمد رحیمی  سیددانی فرودینماه نود و پنج بیرجند

آمار این صفحه: بازدید امروز:۱ بازدید کل: ۱۹۱

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.