مقاله: اسلام شناسی-بنده کنیز خدا

مقاله: اسلام شناسی-بنده کنیز خدا :

پرسش:

با عرض سلام
در روايتي كه در جلد هشتم تفسير الميزان آمده است مي خوانيم:
در كافى از على بن ابراهيم از امام صادق (عليه السلام) روايت شده كه فرمود: پس از آنكه آدم از بهشت بيرون شد جبرئيل بر او نازل شد و گفت: مگر اين نبود كه خداوند تو را به دست خود آفريد و از روح خود در تو دميد و ملائكه را به سجده بر تو واداشت و كنيز خود حوا را همسرت كرد و در بهشت جاى داده همه آنها را بر تو مباح نمود؟ و مگر اين نبود كه تو را رو به رو خطاب نمود و از خوردن آن درخت نهى كرد؟ با اين حال چرا از آن خوردى و خداى تعالى را نافرمانى كردي؟

آدم گفت چه كنم، ابليس فريبم داد و قسم خورد كه من خيرخواه تو هستم، و من كجا خيال مى كردم كه يكى از مخلوقات خدا به اسم خدا به دروغ سوگند ياد كند؟

◄ ◄ ◄سوال: براي بعضي از خانم ها سوال پيش آمده است كه چرا در اينجا گفته شده حضرت حوا كنيز خداست؟! مگر خدا كنيز مي خواهد؟ اصلا چرا از واژه كنيز استفاده شده؟ آيا اين توهين نيست؟
بعضي در جواب گفتند كه بنده هم كه براي مردان بكار ميره به همون معناي كنيز هست. آيا اين پاسخ درست هست؟ پاسخ شما چيست؟
با تشكر

پاسخ:

با عرض سلام.
◄ ۱ـ هر برده اي، بنده است؛ ولي هر بنده اي، برده نيست.
در زبان فارسي، بنده يعني كسي كه استقلال ندارد و بند به ديگري است. لذا «بنده ي خدا» يعني كسي كه استقلال وجودي ندارد و حتّي مالك خودش هم نيست و تمام وجودش بند به خداست.
امّا مقابل بنده، كنيز نيست. مقابل كنيز، برده است.
معني برده، روشن است. اگر برده، زن باشد، او را كنيز گويند.
امّا بنده، معنايي وسيعتر دارد؛ مثلاً مي گويند: فلاني بنده ي پول است، يا بنده ي مقام است؛ يعني دلش وابسته و در بند پول و مقام است. امّا نمي گويند فلاني برده ي پول يا برده ي مقام است. يا نمي گويند فلاني كنيز پول و مقام است.
پس واژه ي «بنده» دقيقاً به معني «برده» و «كنيز» نيست.
◄ ۲ـ در زبان عربي، به برده ي مرد مي گويند «عبد» و به برده ي زن مي گويند «أمة»؛ امّا واژه اي كه معادل كلمه ي «بنده» باشد، نيست. لذا در زبان عربي، واژه ي «عبد» و «أمة» را در معني «بنده» هم به كار مي برند؛ مثلاً علي(ع) را مي گويند «عبد الله» و حضرت زهرا(س) را مي گويند «أمة الله». همين مسأله باعث مي شود كه فارسي زبانها، دچار سوء تفاهم شوند. برخي مترجمها هم متوجّه اين نكته نيستند و متون عربي را طوري ترجمه مي كنند كه بر اين سوء تفاهم، دامن مي زند.
پس «عبد الله» و «أمة الله» يعني كسي كه در برابر خدا، هيچ مالكيّتي براي خودش قائل نيست، و مالك همه چيز و حتّي مالك خودش را هم خدا مي داند. لذا درست نيست كه «أمة الله» را «كنيز خدا» و «عبد الله» را «برده ي خدا» معني كنيم؛ چون اين واژه ها در زبان فارسي، بار منفي دارد؛ اين واژه ها را در زبان فارسي، بايد ترجمه كنيم به «بنده ي خدا».
پس توجّه شود كه عرب، واژه هاي «عبد» و «امة» را دو گونه به كار مي برد، وقتي آنها را به «الله» اضافه مي كند، منظورش همان «بنده» است، ولي وقتي آنها را به «الله» اضافه نمي كند، دو حالت دارد، به به معني «بنده» است يا به معني «برده»، كه از قرائن معلوم مي شود در چه معنايي به كار برده اند؛ همان گونه كه ما لفظ «شير» را در سه معني به كار مي بريم كه از طريق قرائن معلوم مي شود كدام معنا مورد نظرمان است. مثلاً اگر گفتيم: « آيا شير را خوردي؟» منظورمان شير گاو است. اگر گفتيم: « شير، درنده است.» منظورمان شير جنگل است. اگر گفتيم: « شير چكه مي كند.» منظورمان شير آب است. امّا اگر گفتيم: «شير خراب شده» ممكن است منظورمان شير آب باشد يا شير گاو؛ كه بايد از قرائن حاليّه تشخيص دهيم كدام معنا مورد نظر است.
◄ خلاصه آنكه مراقب ترجمه ها باشيم. اغلب برداشتهاي غلط از متون ديني، ناشي از غقلت در ترجمه است.

آمار این صفحه: بازدید امروز:۱ بازدید کل: ۴۴

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>