مقاله: اسلام شناسی-حب اهل بیت حب خداست

مقاله: اسلام شناسی-حب اهل بیت حب خداست

پرسش:

سلام
اگر كسي اهل بيت رو از خداوند بيشتر دوست داشته باشه و بخاطر عشق به يكي از معصومين گناهان رو ترك كند نه بخاطر خداوند آيا دچار شرك شده؟

پاسخ:

اهل بیت(ع) منهای خدا، فرقی با دیگر انسانها ندارند. آنچه باعث دوست داشتنی شدن ایشان می شود، خدانمایی آنهاست؛ نه جنبه ی بشری آنها. لذا کسی که احساس می کند اهل بیت(ع) را بیشتر از خدا دوست دارد، در واقع خدا را دوست دارد؛ لکن خدا را با آن نمودی که در یک معصوم ظهور کرده دوست دارد.
توحید سه مرتبه دارد؛ توحید ذاتی، توحید اسمائی و توحید افعالی.
از انجا که درک ذات باری تعالی بسیار دشوار است، لذا اغلب مردم، نمی توانند نسبت به ذات باری تعالی ابراز علاقه کنند. چرا که حبّ تابع معرفت است. امّا درک اسماء الله، نسبتاً راحتتر است؛ و درک افعال الله، از آن هم راحتتر است.
برترین فعل خدا، وجود انسان کامل است؛ و کاملترین آیینه ی خدا، که اسماء الله را نمایش دهد نیز انسان کامل است. لذا علی(ع) فرمودند: « ما لله آیة اکبر منّی ــ برای خدا، نشانه ای بزرگتر از من نیست.» و امام صادق(ع) فرمودند: « نحن الاسماء الله الحسنی ــ ماییم اسماء حسنای خدا.» و نیز فرمودند: « نحن وجه الله ــ ماییم وجه الله (نمود خدا).»
پس آنکه انسان کامل را از جهت آیه ی برتر بودن برای خدا دوست دارد، در حقیقت خدا را دوست دارد لکن خدا را در آیینه ی افعال الله می بیند و دوست می دارد. و آنکه انسان کامل را از جهت آیینه ی اسماء الله بودن دوست دارد، باز در حقیقت خدا را دوست دارد لکن خدا را در آیینه ی اسماء الله می بیند و دوست می دارد.
اگر کسی به مراتب عالی که حبّ راه یافت و فانی در انسان کامل شد، آنگاه نوبت به شهود ذات باری تعالی می رسد.
اینکه ملائک بر آدم(ع) سجده کردند برای آن بود که در آیینه ی وجود آدم(ع)، اسماء الله را مشاهده نمودند؛ و ابلیس که سجده نکرد، برای ان بود که اسماء الله را در آدم(ع) شهود نکرد. لذا جرمش این بود که آدم را موجودی خاکی دید نه آیینه ی اسماء الله. جایی که سجده بر آدم، شرک نباشد، چگونه ممکن است دوست داشتن اهل بیت(ع) شرک باشد.
یعقوب(ع) هم که بر یوسف(ع) سجده کرد، برای آن بود که در آن لحظه، اسماء الله را در یوسف(ع) مشاهده نمود. یعقوب(ع) چهل سال هم که در فراق یوسف(ع) می گریست، در فراق پسر نمی گریست بلکه در فراق آیینه ی خدا نما گریان بود.
اسماعیل(ع) نیز آیینه ی خدا نما بود، که ابراهیم(ع) در او، نور خدا را مشاهده می کرد. چون اسماعیل(ع) حامل انوار اهل بیت(ع) بود؛ لکن آن انوار، انوار خلقت نوری اهل بیت(ع) بودند نه نور واحد اهل بیت(ع) که مربوط به مقام نورانیّت و ولایت کلیّه ی ایشان است. اهل بیت(ع) در مراتب ملکوت، چهارده نورند، که هر کدام به تنهایی یک آیینه است؛ لکن آیینه ی افعال الله نه اسماء الله؛ امّا در فوق آن، همگی نور واحد می شوند که آن نور واحد، آیینه اسماء الله و بلکه آیینه اسم الواحد و بلکه آیینه اسم الاحد است.
به ابراهیم(ع) امر شد که اسماعیل را ذبح کن! یعنی از آیینه ی افعال عبور کن و در آیینه ی اسماء ذاتیّه نظر کن. از آیینه ها گذر کن و به آیینه ی واحد برس!
اساساً بدون اهل بیت(ع) کسی قادر نیست خدا را بشناسد و پرستش کند. لذا فرمودند: «بِنا عُبِدَ اللَّهُ، وَ بِنا عُرِفَ‏ اللَّهُ‏ وَ بِنا وُحِّدَ اللَّهُ، وَ مُحَمَّدٌ حِجابُ ‏اللَّهِ. ــــ خدا با ما عبادت شد و با ما شناخته شد و با ما به یگانگی ستوده شد و محمّد(ص) حجاب خداست.»
خلاصه آنکه دوست داشتن اهل بیت(ع) عین دوست داشتن خداست؛ لکن چون اغلب مخلوقات تاب نظر کردن در خود خدا را ندارند، ناچار او را در آیینه می نگرند. بلکه برخی ها انعکاس چندم خدا را نظاره می کنند. لذا این گونه افراد بهتر است از اهل بیت(ع) طلب کنند که آنها را به اصل نور هدایت کند که حجابهای نوری، کمتر و کمتر شوند تا شخص بتواند به نور اوّل نظاره کند.

آمار این صفحه: بازدید امروز:۱ بازدید کل: ۴۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *