مقاله: اسلام شناسی-شروع زمان و آغاز جهان

مقاله: اسلام شناسی-شروع زمان و آغاز جهان :

پرسش:

متن زير توضيحي درباره بوجود امدن جهان از هيچ است
خيلي ساده يك توضيح مختصر:
وقتي ميگوييم جهان ما ۱۳٫۷ ميليارد سال پيش به وجود اومده اگر زمان رو معكوس كنيم اينطوري ميشه :
۱۰_۹_۸_۷_۶_۵_۴_۳_۲_۱_۰٫۱_۰٫۰۰۰۰۱_.۰۰۰۰۰۰۰۰۱ و………<<< هيچ وقت نميتوني بگي كوچكترين عدد ممكن چي هست.كوچكترين عدد ممكن يا بزرگترين عدد ممكن وجود ندارد در فيزيك و دنياي واقعي.
تا بينهايت ، هرگز صفر نميشه زمان .هرگز هيچ نميشه.
اما فيزيكدانها اومدن گفتن حالا كه اغازي براي زمان نيست و زمان اينقدر كوچك هست و بينهايت كوچك ميشود ولي هرگز صفر نميشود بيايد قراردادي يك زمان شروع براي خودمون انتخاب كنيم، و اسم اين زمان هم گذاشتن زمان پلانك.
پس فكر نكنيد زمان مكان و هر چيزي در جهان ما يه روزي ۰ ميشه يا ۰ بوده. نه ،ما ۰ و هيچ و عدم نداريم، اينا همش ساختگيه،
به اين بينهايت نزديك به صفر ولي هرگز صفر نشدنه ميگن هيچ كوانتومي << اين ساده ترين توضيح بود.پس منشا جهان يك منشا كوانتومي است.يك خلا كوانتومي پر از ريسمانهاي انرژي در حال افت و خيز ،كه در اون ذرات خود به خودي به وجود ميان و از بين ميرن(دوباره به انرژي تبديل ميشوند)گاهي ذراتي كه به وجود ميان از خلا كوانتومي بيرون ميجهند بيگ بنگ رخ ميدهد و تشكيل يك جهان ميدهند.

پاسخ:

طبق قواعد منطقي، قبل از هر بحثي، بايد موضوع بحث، شناخته شود.
پس زمان و مادّه و انرژي و فضا را تعريف بفرماييد تا نوبت برسد به بحثهاي بعدي. بنده در كتب قيزيك هر چه مي گردم تعريفي منطقي و قابل دفاع از اين الفاظ پيدا نمي كنم. اينها الفاظي فلّه اي هستند كه هيچ تعريف دقيق علمي از آنها ارائه نمي كنند.
شما را به هر چه كه اعتقاد داريد واقعاً برايتان يقين شده كه زمان و مادّه و انرژي و فضا چه هستند؟ بنده با اساتيد فيزيك و دانشجويان فيزيك گفتگوها كرده ام و هيكدام نتوانسته اند تعريف قابل دفاعي از اين الفاظ ارائه كنند.
انفجار بزرگ را با برهان اثبات بفرماييد. اصلاً برهان عقلي را بي خيال شويد، با روش تجربي ـ كه روشي وهمي است ـ اين فرضيّه را اثبات كنيد. اين فرضيّه نه تنها اثبات عقلي ندارد، بلكه حتّي قابل تجربه هم نيست. لذا يك فرضيّه ي اثبات نشده است كه به زور تبليغات، آن را قطعي جلوه مي دهند.
وجود ريسمانها را اثبات بفرماييد با هر روشي دوست داريد. فرضيّه ي ريسمان، فعلاً صرفاً يك داستان علمي تخيّلي است. نه برهاني بر درستي اش وجود دارد نه با روش تجربي قابل تأييد است. امّا شگفت آنكه در مورد اين فرضيّه ي اثبات نشده، دهها و صدها فيلم شبه مستند درست شده است. چرا چيزي كه اثبات نشده را تبليغ مي كنند؟ مثل آن است كه دارويي تأييد نشده را تبليغ كنند. خطر تبليغ يك جهان بيني اثبات نشده، به مراتب بالاتر از خطر تبليغ يك داروي تأييد نشده است.
در علم فيزيك ـ كه علمي غير عقلي است ـ انرژي كمّيتي است كه براي توصيف وضعيت يك ذرّه، شيئ يا سامانه به آن نسبت داده مي شود. در كتاب‌هاي درسي فيزيك نيز انرژي را به صورت «توانايي انجام كار» تعريف مي‌كنند؛ كه تعريفي است مبهم. اصلاً توانايي خودش يعني چه؟
در علم فيزيك دو گونه مفاهيم تصوّري و دو گونه گزاره هاي تصديقي وجود دارند.
مفاهم تصوّري تعريف شده و مفاهيم تصوّري تعريف نشده؛ كه اين دومي را اصول تصوّري علم فيزيك گويند؛ مثل مفهوم فضا، مفهوم مادّه، مفهوم زمان، مفهوم انرژي و … .
گزاره هاي تصديقي نيز به گزاره هاي اثبات شده و اصول موضوعه تقسيم مي شوند. از جمله اصول موضوعه ي فيزيك مي توان به موارد زير اشاره نمود.
مادّه و انرژي نه پديد مي آيند و نه از بين مي روند.
نور در فضاي خالي از هر گونه عامل بيروني از قبيل مادّه و گرانش، همواره با سرعت ثابتي سير مي كند.
قوانين فيزيك در همه ي نقاط جهان يكسان عمل مي كنند.
هر عملي عكس العملي دارد، مساوي با آن و در خلاف جهت آن.
نتيجه گيري:
بايد دانست كه اصول تصوّري فيزيك، تعاريف درستي ندارند و تعاريفي كه براي آنها به كار مي روند، صرفاً تعاريف لفظي اند؛ مثل اين است كه انسان را تعريف كنيم به بشر.
اصول تصديقي فيزيك نيز گزاره هاي اثبات شده اي نيستند؛ بلكه اموري هستند كه فيزيكدانها آنها را به عنوان اصل پذيرفته و باقي قضاياي خود را روي آنها سوار نموده اند.
پس دقّت شود كه اين گونه امور را امور قطعي تلقّي نكنيم. اينها صرفاً پيش فرضهايي پذيرفته شده اند تا ما بتوانيم جهان اطراف خود را قابل تفسير كنيم. و البته گاه افرادي پيدا مي شوند كه برخي از اين اصول را زير پا نهاده و اصل ديگري را وضع مي كنند. براي مثال، نيوتن، سرعت نور را در خلاء، بي نهايت متر بر ثانيه مي دانست؛ و اين را به عنوان يك اصل پذيرفته بود. امّا آلبرت آينشتين آن را زير پا نهاده، اين اصل را وضع نمود كه: « نور در فضاي خالي از هر گونه عامل بيروني از قبيل مادّه و گرانش، همواره با سرعت ثابتي سير مي كند.» در حالي كه اين اصل نيز قابل اثبات نيست. چون فضاي خالي از هر گونه عامل بيروني تنها يك توهّم است؛ و وجود ندارد تا بتوانيم صحّت و سقم اين قضيّه را آنجا به آزمايش بگذاريم. چون هر نقطه از فضا را كه انگشت بگذاريم، اثر گرانش را آنجا خواهيم يافت.
حال برگرديم به بحث انرژي.
مفهوم انرژي از جمله مفاهيم تصوّري است كه هيچ تعريف منطقي برايش وجود ندارد. روانترين توضيحي كه درباره اش مي دهند اين جمله است: « انرژي يعني توانايي انجام كار». امّا«توانايي» خودش يعني چه؟ توانايي چيزي جز ترجمه ي لفظي واژه ي انرژي نيست. مثل اينكه بگويي: انسان يعني بشر؛ يا بگويي: آب يعني بيشترين مايع روي زمين.
امّا چرا فيزيكدانها به وجود انرژي باور دارند؟
چون باور داشتن آن، به نحو شگفت انگيزي ما را در فهم و تفسير جهان كمك مي كند؛ و ما را ياري مي كند تا بتوانيم مدلهاي خوبي براي تفسير جهان قابل مشاهده ي خود ارائه دهيم. امّا اين دليل نمي شود كه انرژي، واقعيّت داشته باشد.
زمان چيست؟
فيزيكدانها جوري از زمان صحبت مي كنند كه انگار واقعاً مي دانند زمان چيست؟ در حالي كه اصلاً تعريفي دقيقي از زمان ارائه نشده است.
به متني از ويكي پديا توجّه فرماييد.
« زمان يا وقت بُعدي است كه در آن اتفاقات از گذشته تا به حال و از حال تا آينده رخ مي‌دهند. از نظر واژه شناسي ايراني، زمان ريشه گرفته از واژه زروان است كه الهه زمان در ايران پيش از اسلام بوده. دو ديدگاه گوناگون در تعريف زمان وجود دارد. ديدگاه نخست بيان مي‌كند كه زمان قسمتي از ساختارهاي اساسي جهان است، بُعدي است كه اتفاقات پشت سر هم در آن رخ مي‌دهند. همچنين اين ديدگاه بيان مي‌كند كه زمان قابل اندازه‌گيري است. اين يك نوع ديدگاه واقع گرايانه‌است كه آيزاك نيوتن بيان مي‌كند و از اين رو گاهي با نام زمان نيوتوني شناخته مي‌شود.
در مقابل، ديدگاه ديگري چنين بيان مي‌كند كه زمان قسمتي از ساختارهاي ذهني انسان است (همراه فضا و عدد) آن چنان‌كه ما در ذهن خود رشتهٔ رويدادها را دنبال مي‌كنيم همچنين در ذهن خود براي طول آن اتفاقات كميت‌هايي را از قبيل ثانيه، دقيقه و ساعت تعريف مي‌كنيم. تعريف دوم به هيچ هويت مستقلي براي زمان اشاره نمي‌كند كه اتفاقات درون آن رخ دهد. اين ديدگاه حاصل كار گوتفريد لايبنيتس و امانوئل كانت مي‌باشد كه زمان را قابل اندازه‌گيري نمي‌داند و مي‌گويد تمام اندازه‌ها در سيستم ذهني بشر رخ مي‌دهد.
به طور كلي در فيزيك زمان و فضا به عنوان كميت‌هاي بنيادي به‌شمار مي‌آيند و امكان بيان تعريفي دقيق براي آن‌ها در قالب ديگر كميت‌ها نيست به اين خاطر كه بقيه كميت‌ها هم‌چون سرعت، نيرو و انرژي همگي به وسيله اين دو كميت تعريف شده‌اند. داود بن محمود قيصري، در سده هشتم هجري و در رساله «معماي زمان» مي‌نويسد كه «زمان نه آغازي دارد و نه پاياني. زمان، قابل تقسيم نيست و آنچه كه ما آنرا بخش مي‌كنيم تنها در پندار ماست.»
در اين نوشته خوب دقّت فرماييد! هر دو تعريف، پا در هوا هستند و هيچ تصوّر علمي از زمان به ما نمي دهند.
باز به مطلبي از دايرة المعارف ويكي پديا توجّه فرماييد.
« اين موضوع كه مغز چگونه زمان را درك مي‌كند، تا به حال ناشناخته مانده است. بارها براي همهٔ انسان‌ها پيش آمده كه در بعضي لحظات زندگي، زمان به كندي مي‌گذرد و به اصطلاح كش مي‌آيد. اكنون نتايج يك پژوهش نشان مي‌دهد كه در مغز ما مسيرهاي ويژه‌اي از سلول‌هاي عصبي وجود دارد كه با استفاده از آن‌ها، مي‌توانيم گذشت ثانيه‌ها را حس كنيم. در پژوهش انجام‌شده، پژوهشگران براي داوطلبان نورهايي مانند فلش و بوق‌هايي ممتد را پخش كردند. سپس زمان اين نورها و صداها را به تدريج اضافه كردند. نتيجه به دست آمده نشان مي‌دهد كه افزايش تدريجي باعث كش آمدن زمان مي‌شد و تخمين‌ها طولاني‌تر بود. اما وقتي كه اين دو عامل به صورت ناگهاني زياد شدند، تخمين‌ها رنگ و بوي واقعيت به خودشان گرفتند. به اين ترتيب به نظر مي‌رسد انتظار باعث كش‌آمدن زمان مي‌شود.»
به مطلبي از ويكي پديا در مورد فضا توجّه فرماييد.
« تعريف فضا در فيزيك مورد اختلاف است. مفاهيم گوناگوني كه براي تعريف فضا استفاده شده‌اند عبارت‌اند از:
ساختاري كه توسط يك مجموعه از «روابط فضايي» بين چيزها تعريف شده‌است.
خمينه‌اي (منيفلدي) كه توسط يك دستگاه مختصاتي تعريف شده باشد كه در آن بتوان مكان چيزها را تعيين كرد.
نهادي كه اشياء موجود در جهان را از تماس و برخورد با يكديگر باز مي‌دارد.
وضعيتي در حوزهٔ معنايي وجود كه «زمينه»ي اَشكال بروز يافته را فراهم مي‌كند و بدين ترتيب حركت و پويايي فيزيكي را ممكن مي‌سازد.
در فيزيك كلاسيك، فضا، يك فضاي اقليدسي سه‌بعدي است كه در آن هر موقعيتي را مي‌توان با استفاده از سه مختصات توصيف كرد. فيزيك نسبيت از فضا-زمان به جاي فضا استفاده مي‌كند، فضا-زمان بصورت يك خمينه چهاربعدي مدل مي‌شود.
از جمله پرسش‌هاي فلسفي دربارهٔ فضا عبارت‌اند از: آيا فضا مطلق است يا كاملاً نسبيتي است؟ آيا فضا هندسهٔ درست واحدي دارد يا اينكه هندسهٔ فضا فقط قرارداد است؟ از جمله شخصيتهاي برجسته تاريخي‌اي كه در مباحث موضع مشخصي داشته‌اند، مي‌توان از آيزاك نيوتن (فضا مطلق است)، گاتفريد لايبنيتس (فضا نسبي است)، و هانري پوانكاره (هندسهٔ فضايي قراردادي است) نام برد.
تجربهٔ‌هاي ذهني مرتبط با اين پرسش‌ها، بحث سطل نيوتن و جهان كروي پوانكاره هستند.
نگاه كنيد به: مختصات كروي، مختصات دكارتي، فلسفه فيزيك.»
در تعاريفي كه ارائه كرده اند، با ذهن باز دقّت فرماييد. آيا واقعاً اين تعاريف شما را قانع مي كنند؟!
فيزيك در نزد عوام، يك علم دقيق فرض مي شود در حالي كه بزرگان فيزيك، خودشان فيزيك را علمي دقيق نمي دانند. در اين باره توصيه مي كنم كتاب «تحليلي از ديدگاههاي فلسفي فيزيكدانان معاصر» اثر فيزيكدان ارجمند، دكتر مهدي گلشني را مطالعه بفرماييد. براي اينكه جايگاه علمي دكتر مهدي گلشني برايتان معلوم شود، در انتها سوابق علمي ايشان را تقديم خواهيم كرد.
نظرات بزرگان فيزيك در مورد فيزيك.
هايزنبرگ: « فرمولهاي رياضي جديد ديگر خود طبيعت را توصيف نمي كنند ، بلكه بيانگر دانش ما از طبيعت هستند. ما مجبور شده ايم كه توصيف طبيعت را كه قرنها هدف واضح علوم دقيقه به حساب مي آمد كنار بگذاريم. تنها چيزي كه فعلاً مي توانيم بگوييم اين است كه در حوزه ي فيزيك اتمي جديد ، اين وضعيّت را قبول كرده ايم ؛ زيرا آن به حدّ كافي تجارب ما را توضيح مي دهد. » (ديدگاههاي فلسفي فيزيكدانان معاصر،دكتر مهدي گلشني، ص۳۴)
كمبل: « حوزه ي كار فيزيك مطالعه ي يك جهان خارجي نيست ؛ بلك ه مطالعه ي بخشي از جهان داخلي تجارب است. و دليلي وجود ندارد كه ساختارهايي نظير … كه ما وارد مي كنيم تناظري با واقعيّت خارجي داشته باشند.» (ديدگاههاي فلسفي فيزيكدانان معاصر،دكتر مهدي گلشني، ص۳۴)
هايزنبرگ: « هستي شناسي ماترياليسم مبني بر اين توهّم است كه … واقعيّت مستقيم دنياي اطراف ما را مي توان به حوزه ي اتمي تعميم داد. امّا اين تعميم غير ممكن است. اتمها شيء نيستند.» (ديدگاههاي فلسفي فيزيكدانان معاصر،دكتر مهدي گلشني، ص۴۲)
آلبرت اينشتين: « احكام رياضي تا حدّي كه مربوط به حقيقت است ، محقّق نيست ؛ و تا حدّي كه محقّق است با حقيقت سر و كار ندارد. به نظر من وضوح كامل تنها در آن قسمت از رياضيّات است كه مبتني بر روش اصل موضوعي مي باشد.» (مقالات علمي اينشتين ، ترجمه محمود مصاحب ، ص ۳۸ و ۳۹)
آلبرت اينشتين: « بطوريكه مي دانيد ما هنوز قادر به توجيه بسياري از واقعيّتها ، بر مبناي فيزيك نظري نيستيم ، و اصولي كه بتواند علّت و معلول آنها را به طور روشن و قطعي بيان كند در دست نداريم ؛ بالعكس چه بسا ممكن است اصولي كه دقيقاً و به وضوح تنظيم و صورت بندي شده منجر به نتايجي شود كه كلّاً يا جزءً برون از قلمرو حقايق و واقعيّتهايي باشد كه در وضع حاضر از راه تجربه در دسترس ما قرار دارند.» (مقالات علمي اينشتين ، ترجمه محمود مصاحب ، ص ۱۴)
آلبرت اينشتين گفته است: « اين فرض كه موج و ذرّه ، تنها اشكال ممكن مادّه هستند اختياري است و چيزي تضمين نمي كند كه در آينده صورتهاي ديگر مادّه كشف نشوند. حدّ اكثر مي توان گفت كه تا اين زمان نتوانسته ايم به بيش از اين دست يابيم.» (تحليلي از ديدگاههاي فلسفي فيزيكدانان معاصر ، نوشته دكتر مهدي گلشني ، ص۷۳)
آلبرت اينشتين در مقايسه ي رياضيّات و علوم تجربي نيز گفته است: « جهان علم براي رياضيّات ارزشي خاصّ قائل بوده و آن را بالاتر از ساير رشته هاي دانش تلقّي كرده است. يكي از علل و موجبات اين امر آن است كه در رياضيّات صحبت از احكامي است مسلّم و قطعي و محقّق ، حال آنكه در مورد رشته هاي ديگر علوم ، اينطور نبوده و احكام آنها كما بيش قابل بحث و انتقاد است ؛ و چه بسا آنچه امروز مورد تأييد و توجّه است فردا با كشف واقعيّتهايي تازه بي اعتبار مي گردد و جاي خود را به نظريّه هايي نوين مي سپارد.» (مقالات علمي اينشتين ، ترجمه محمود مصاحب ، ص۳۷)
نيلس بور ، نظريّه پرداز يكي از مدلهاي اتم ، گفته: « اين اشتباه است كه فكر كنيم وظيفه ي فيزيك كشف ماهيّت طبيعت است. فيزيك مربوط است به آنچه كه ما مي توانيم درباره ي طبيعت بگوييم. »(تحليلي از ديدگاههاي فلسفي فيزيكدانان معاصر ، نوشته دكتر مهدي گلشني ، ص۸۱)
دكتر مهدي گلشني كيست؟
شرح حال ايشان در ويكي پديا چنين است:
« مهدي گلشني (زادهٔ ۱۳۱۷، اصفهان)، فيزيك‌دان و نظريه‌پرداز ايراني، پژوهشگر فلسفه علم ، مترجم، استاد دانشگاه صنعتي شريف، عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي، و عضو پيوسته فرهنگستان علوم ايران است. او از برگزيدگان همايش چهره‌هاي ماندگار در عرصهٔ فيزيك و برندهٔ كتاب سال جمهوري اسلامي ايران است.
مهدي گلشني تحصيلات مقدماتي را در اصفهان گذراند و بعد از عزيمت به تهران، در سال ۱۳۳۹ موفق به اخذ دانشنامه ليسانس از دانشگاه تهران در رشته فيزيك شد. سپس به منظور ادامه تحصيل رهسپار ايالات متحده آمريكا شد و در سال ۱۳۴۸ هـ. ش از دانشگاه بركلي آمريكا در رشته فيزيك با گرايش ذرات بنيادي به درجهٔ دكتري نائل آمد.
همزمان با اتمام تحصيل در آمريكا، به ايران بازگشت و در دانشگاه صنعتي شريف با رتبه استادياري به تدريس پرداخت و در سال ۱۳۶۴ در همان دانشگاه، به رتبهٔ استادي ارتقاء يافت. وي به زبان‌هاي فارسي، عربي و انگليسي تسلط دارد و به هر سه زبان داراي تأليفات متعدد است. گذشته از دانش فيزيك كه رشتهٔ تخصصي اوست، گلشني در عرصهٔ الهيات و پژوهش‌هاي ديني و نيز در زمينهٔ مطالعات تطبيقي ميان دو حوزهٔ «علم و دين» صاحب‌نظر است و به عنوان بنيان گذار گروه فلسفه ي علم دانشگاه شريف شناخته مي شود. وي برگزيدهٔ همايش چهره‌هاي ماندگار در عرصهٔ فيزيك و برندهٔ دو جايزهٔ كتاب سال جمهوري اسلامي ايران است. در سال ۱۳۹۰ كتاب «جشن‌نامهٔ دكتر مهدي گلشني» به مناسبت بزرگداشت مقام علمي وي از سوي فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي ايران به چاپ رسيد. وي هم اكنون در گروه فلسفه ي علم دانشگاه شريف مشغول تربيت دانشجو ، تحقيق و تدريس است.
برخي از سمت‌هاي علمي و فرهنگي
ـ رئيس دانشكده فيزيك دانشگاه صنعتي شريف (از ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۴ و از ۱۳۶۶ تا ۱۳۶۸)
ـ رئيس و بنيانگذار گروه «فلسفه علم» دانشگاه صنعتي شريف (از ۱۳۷۴ تا كنون)
ـ رئيس پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي (از ۱۳۷۲ تا كنون)
ـ عضو هيات علمي دانشگاه صنعتي شريف (از ۱۳۴۹)؛ استاد دانشگاه صنعتي شريف (از ۱۳۶۴ تا كنون)
ـ عضو پيوسته فرهنگستان علوم (از ابتداي تاسيس)
ـ رئيس گروه علوم پايه فرهنگستان علوم (از ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۹)
ـ سرپرست گروه علوم پايه شوراي عالي برنامه ريزي (از ۱۳۶۹ تا ۱۳۸۰)
ـ عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي (از ۱۳۷۵ تا كنون)
ـ عضو پيوسته فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي ايران
ـ عضو وابسته ارشد مركز بين‌المللي فيزيك نظري در تريست ايتاليا (از ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۴)
ـ عضو آكادمي علوم جهان اسلام (از ۱۳۸۱تا كنون)
ـ عضو انجمن اروپائي علم و الهيات
ـ عضو انجمن استادان فيزيك آمريكا
ـ عضو مركز الهيات و علوم طبيعي (بركلي، آمريكا)
ـ عضو مؤسس انجمن بين‌المللي علم و دين (كمبريج، بريتانيا)
ـ داور جايزهٔ تمپلتن

تأليفات فارسي:
۱٫ فيزيك (ترجمه از هاليدي – رزنيك). با همكاري مهندس مقبلي، نشردانشگاهي، ۱۳۶۴ (برنده كتاب سال ۱۳۷۴).
۲٫ قرآن و علوم طبيعت، اميركبير، ۱۳۶۴ (نشر مطهر ۱۳۸۰).
۳٫ تحليلي از ديدگاههاي فلسفي فيزيكدانان معاصر، اميركبير، ۱۳۶۹ (برنده كتاب سال).
۴٫ از علم سكولار تا علمي ديني، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، ۱۳۷۷.
۵٫ فيزيك امروز (ترجمه از كتاب اوهانيان). با همكاري مهندس مقبلي، انتشارات خوارزمي، ۱۳۷۸.
۶٫ علم و دين و معنويت در آستانه قرن بيست و يكم. پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، ۱۳۷۹.

تأليفات عربي
۱٫القرآن و معرفة الطبيعة (بيروت، دارالاضواء).
۲٫من العلم العلماني الي العلم الديني (بيروت، دارالهادي).
۳٫هل العلم يستغني عن الدين (طهران، مؤسسة الهدي للنشر والتوزيع)

تأليفات انگليسي:
The Holy Quran and the Science of Nature. Global Publication, New York, 1998.
From Physics to Metaphysics. Institute for Humanities and Cultural Studies, Tehran, 1998.
Can Science Dispense with Religion?. Institute for Humanities and Cultural Studies, third edition, Tehran, 2004.
Issues in Islam and Science. Institute for Humanities and Cultural Studies, Tehran, 2004.
English translation of the first five Chapters of the Quran. Islamic Propagation Organization, Tehran.

نشان‌ها و افتخارات:
۱ـ «استاد ممتاز» و «استاد نمونهٔ» دانشگاه صنعتي شريف
۲ـ برنده جايزه درس علم و دين از بنياد تمپلتون آمريكا
۳ـ داور بين‌المللي جايزه علم و دين تمپلتون (بزرگترين جايزه مالي در جهان در زمينه علم و دين)
۴ـ برنده جايزه كتاب سال جمهوري اسلامي ايران (براي ترجمه «فيزيك» هاليدي ـ رزنيك)
برنده جايزه كتاب سال جمهوري اسلامي ايران (براي «تحليلي از ديدگاههاي فلسفي فيزيكدانان معاصر»)
۵ـ نشان درجه ۱ دانش از مجمع عمومي فرهنگستان علوم به عنوان استاد برگزيده مراسم بزرگداشت مشترك فرهنگستان‌ها
۶ـ چهرهٔ ماندگار عرصهٔ فيزيك در دومين همايش چهره‌هاي ماندگار (۱۳۸۱)»
جناب دكتر مهدي گلشني با اين سابقه ي درخشان علمي، كتاب « تحليلي از ديدگاههاي فلسفي فيزيكدانان معاصر» را نوشته اند كه توصيه شد شما بزرگوار مطالعه بفرماييد. در اين كتاب خاستگاه فلسفي فرضيّات موجود در علم فيزيك بيان شده است. لذا با خواندن اين كتاب متوجّه خواهيد شد كه فرضيّات فيزيكي در حقيقت مبتني بر فلسفه ها هستند. و خود اين فلسفه ها، جاي نقد دارند. مطالعه ي اين كتاب را توصيه نموديم تا براي شما بزرگوار روشن شود كه فيزيك، علمي قطعي و يقيني نيست بلكه استوار بر پندارهايي فلسفي است كه وقتي ان پندارها را بررسي مي كنيم، مي بينيم بر بنيان استواري تكيه نكرده اند.

آمار این صفحه: بازدید امروز:۱ بازدید کل: ۵۳

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *