مقاله: اسلام شناسی-نحوه رفتار با کفار

مقاله: اسلام شناسی-نحوه رفتار با کفار و اهل کتاب :

پرسش:

جوابي كه به سوال قبلی بنده داده ايد،كمي با پرسش من فاصله داشت.
نوشتيد سلام كردن كسي را مسلمان نمي كند و بايد شهادتين و احكام را انجام دهد تا مسلمان شود.
من هم اين موضوع را ميدانم اما ما از تمام زندگي افراد مطلع نيستيم تا ببينيم چه كسي شهادتين گفته يا نگفته است.
به همين دليل در كشور اسلامي ايران بنا را بر اين ميگذاريم كه تمام افراد مسلمان هستند.
اما در مورد كسي كه يكبار در مقابل ما اقرار به نامسلماني كرده است،اگر مدتي بعد از آن اتفاق ديدار صورت بپذيرد و او سلام كند،آيا ميتوانيم فرض بگيريم كه او دور از چشم ما شهادتين گفته و مسلمان شده و حالا سنت پيامبر را بجا مي آورد؟
چون اگر پاسختان منفي است،نياز به تجسس در عقايد او بوجود مي آيد(كه فكر نميكنم جايز باشد).اصل سوال من به اين دليل است كه بدانم احكام نجاست را بر چنين اشخاصي انجام بدهم يا خير.و البته بدانم كه آنها برادر ديني محسوب ميشوند يا خير.(تا نحوه ي برخوردم را تغيير بدهم)

پاسخ:

◄ ـ در كشورهاي مسلمان، سلام كردن، تبديل به يك فرهنگ عمومي شده، لذا حتّي مسيحيان و يهوديان و زرتشتيان و حتّي ملحدين هم در اين گونه كشورها، سلام مي كنند. لذا صرف سلام دادن، نشان مسلماني نيست.
◄ ـ در احكام نجاسات، اصل اوّلي اين است كه هر چيزي پاك است مگر اينكه يقين كنيم بر نجس بودن آن. لذا در برخورد با افرادي كه از عقائدشان خبر نداريم ـ بخصوص در جوامع مسلمان ـ لازم نيست تفحصّ كنيم؛ بلكه در برخورد با آنها اصل را بر طاهر بودنشان مي گذاريم مگر اينكه يقين كنيم بر نجس بودنشان. دقّت شود! بنا را مي گذاريم بر طاهر بودن افراد نه بر مسلمان بودنشان. ما در احكام نجاسات، اصلاً كاري با عقائد افراد نداريم. وقتي با كسي برخورد داشتيم، سوال اين است: « آيا بدن اين فرد، نجس است يا پاك؟» اصل اين است كه بدن او پاك است، مگر اينكه ثابت شود بدنش به سبب كفر يا ريختن خمر يا بول و … كسب نجاست كرده است. هر كدام از نجاسات هم روشهايي براي تطهير دارد؛ كه تطهير نجاست كسب شده با كفر، اسلام است. البته فقها در مورد اسلام، ممكن است اختلاف داشته باشند كه آيا اسلام خاصّ مراد است يا اسلام عامّ كه شامل اهل كتاب هم مي شود؟ بر همين اساس، برخي فقها، اهل كتاب را هم پاك مي دانند.
◄ ـ اگر يقين به نجس بودن چيزي داشتيم و بعد از گذر زمان، شكّ كرديم كه آيا پاك شده يا همچنان نجس است، اصل اين است كه همچنان نجس است.
بر اين اساس، اگر كسي در پيش ما، با قصد جدّي، ابراز كفر كرده، براي ما يقين حاصل مي شود كه بدن او، آلوده به نجاست كفر است. حال اگر بعد از مدّتي شكّ كرديم كه آيا از كفرش توبه نموده يا نه، همچنان حكم نجاست بر او بار مي شود. سلام كردن و مسجد رفتن و ازدواج به سبك مسلمانها و مجلس ترحيم گرفتن براي امواتش به سبك مسلمانها و امثال اين گونه كارها هم ثابت كننده ي توبه اش نيستند. امّا اگر ديديم كه نماز مي خواند، حكم مي كنيم بر مسلماني اش؛ چون نماز، حاوي شهادتين است. البته اگر از قرائن معلوم بود كه نمازش هم ساختگي و براي فريب ديگران است، باز حكم نجاست بر حال خود باقي خواهد بود. چون حكم نجاست از چيزي كه يقين به نجاست داشته ايم، وقتي برداشته مي شود كه يقين كنيم به رفع نجاستش. لذا با ظنّ بر رفع نجاست در چنين حالتي، حكم نجاست برداشته نمي شود.
◄ ـ امّا در مورد برادري.
مردم يا مسلمان هستند كه برادر و خواهر ديني ما هستند، كه اگر ظالم بودند بايد در اصلاحشان بكوشيم، اگر چه اين اصلاح، با جنگ باشد. فرمود: « وَ إِنْ طائِفَتانِ‏ مِنَ الْمُؤْمِنينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى‏ فَقاتِلُوا الَّتي‏ تَبْغي‏ حَتَّى تَفي‏ءَ إِلى‏ أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ ـــــ و هر گاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند، آنها را آشتى دهيد؛ و اگر يكى از آن دو بر ديگرى تجاوز كند، با گروه متجاوز پيكار كنيد تا به فرمان خدا بازگردد؛ و هر گاه بازگشت(و زمينه صلح فراهم شد)، در ميان آن دو به عدالت صلح برقرار سازيد؛ و عدالت پيشه كنيد كه خداوند عدالت پيشگان را دوست مى ‏دارد.»
يا اهل كتاب (مسيحي و يهودي و زرتشتي و … ) هستند كه در اصل دينداري، برادر و خواهر ما هستند نه در مسلماني؛ لذا اگر ظالم بودند بايد اصلاحشان كنيم تا به دين برگردند. آيه ي فوق، در مرتبه ي پايين تري، شامل اين مورد هم مي شود. همچنين فرمود: « لا يَنْهاكُمُ‏ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ (۸) إِنَّما يَنْهاكُمُ‏ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ قاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ أَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى‏ إِخْراجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ـــــــــ خدا شما را از نيكى كردن و رعايت عدالت نسبت به كسانى كه در راه دين با شما پيكار نكردند و از خانه و ديارتان بيرون نراندند نهى نمى‏ كند؛ چرا كه خداوند عدالت‏ پيشگان را دوست دارد. (۸) تنها شما را از دوستى و رابطه با كسانى نهى مى ‏كند كه در امر دين با شما پيكار كردند و شما را از خانه هايتان بيرون راندند يا به بيرون‏ راندن شما كمك كردند و هر كس با آنان رابطه دوستى داشته باشد ظالم و ستمگر است.»
اين آيه، هم در مورد اهل كتاب است، هم در مورد كفّار. يعني اگر اهل كتاب و كفّار، با ما دشمني نكنند، ما حقّ نداريم با آنها دشمني كنيم.
يا كافر غير ظالم هستند كه در بشريّت با ما برادر و خواهرند نه در دينداري و مسلماني؛ لذا اگر ظالم بودند، بايد آنها را به بشر خوب بودن دعوت كنيم؛ اگر پذيرفتند با آنها رفتاري بشري خواهيم داشت؛ و الّا مي شوند كافر ظالم عنود، كه اينها دشمن بشريّت و دشمن دينداري و دشمن اسلام هستند؛ و لايق هيچ گونه ارتباط نيستند؛ لذا با آنها بايد جنگيد تا زماني كه يا تسليم قواعد بشري شوند يا نابود شوند. « وَ إِنْ نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا في‏ دينِكُمْ فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَيْمانَ‏ لَهُمْ‏ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ ــــــــ و اگر پيمانهاى خود را پس از عهد خويش بشكنند، و دين شما را مورد طعن قرار دهند، با امامان كفر پيكار كنيد؛ چرا كه آنها پيمانى ندارند؛ شايد(با شدّت عمل) دست بردارند.»

آمار این صفحه: بازدید امروز:۱ بازدید کل: ۶۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *