مقاله: جهان شناسی-اسلامی سازی فلسفه

مقاله: جهان شناسی-اسلامی سازی فلسفه ف فلسفه اسلامی ، علم دینی :

پرسش:

سلام
نظر آيت الله وحيد،درباره:
-فلسفه علامه طباطبايي و يادگيري آن چيست؟
-مولوي و مثنوي او چيست؟

پاسخ به این پرسش در ادامه طلب :

پاسخ:

سلام عليكم.
آية الله وحيد، مخالف فلسفه اند؛ و تصريح دارند كه فلسفه كشك است.
فلسفه مربوط به حوزه ي اصول دين است؛ و تقليد در اصول دين هم جايز نيست. لذا نظر فقيه در چنين موضوعاتي، قابل تقليد نيست. هر كسي كه خودش عقل دارد، مي تواند در اين باب تعقّل كند؛ كسي هم كه عقلش به اين مباحث نمي رسد، لزومي ندارد وارد اين گونه مباحث تخصّصي شود.
بنده خودم منتقد فلسفه هستم ولي اين گونه موضع گيري امثال آقاي وحيد را برخلاف اسلام مي دانم. نقد يك علم، بايد با دليل و برهان باشد نه با شعار دادن و اهانت نمودن. امروز ايشان مي گويد فلسفه كشك است، فردا هم يكي پيدا مي شود و مي گويد فقه كشك است؛ كما اينكه خيلي از علماي بزرگ در گذشته، با فقه هم مخالف بوده اند؛ به خاطر اينكه فقه از قرن چهارم پديد آمده است و قبل از آن علم فقه شيعه به معني حقيقي اش وجود نداشته. اينكه هر چه را خودمان قبول نداريم بگوييم كشك است، و ادّعا كنيم كه خلاف اسلام است، منطقاً صحيح نيست. همان گونه كه برخي بزرگان مخالف فلسفه اند، برخي بزرگان هم موافق فلسفه بوده و هستند. اينكه بگوييم اين گروه نفهم هستند و آن گروه فهميده اند، درست نيست. هر علمي را خواستيم نقد كنيم، بايد از راه برهان باشد.
علّامه طباطبايي خودشان هم مجتهد و مرجع تقليد بوده اند و كم از مراجع فعلي هم نداشتند. با اين حال، تدريس و يادگيري فلسفه را جايز مي دانستند. علّامه طباطبايي كه به اذعان خيلي از علما، تفسير الميزانشان بهترين تفسير است، آيا قرآن و حديث نمي فهميده اند؟ ايشان براي نوشتن الميزان، چند بار بحار الانوار را از ابتدا تا انتهاء مطالعه كرده بودند. نمي گويم هر چه ايشان در فلسفه گفته حتماً درست است، امّا اين گونه هم نيست كه فلّه اي حكم كنيم كه هر چه گفته اند، همه اش كشك است. اگر علمي مثل فلسفه كه بر برهان استوار است، همه اش كشك تلقّي شود، فقه و اصول و رجال و علم حديث كه هيچكدام مبتني برهان عقلي نيستند بايد از كشك هم كمتر باشند.
امام خميني(ره)، هم مرجع تقليد بودند، هم فيلسوف بودند، هم تدريس فلسفه مي كردند. آيا ايشان به زعم آقاي وحيد، كشك مي سابيده؟
رهبر معظّم هم موافق تدريس فلسفه هستند؛ بلكه بر تدريس آن تأكيد دارند.
آية الله جوادي آملي هم جزء مراجع هستند و خودشان فلسفه تدريس مي كنند.
آيت الله العظمي وحيد خراساني فرموده اند: « ما امام صادق(عليه‌السلام) را نشناختيم. اگر جعفــر بــن محمــد (عليه‌السلام) را مي‌شناختيم، دنبال اين و آن نمي‌رفتيــم، قــي كرده‌هاي فلاسفه يونان را نشخوار نمي‌كرديــم، زباله‌هــاي عرفـــان اكسلوفان را هضم نمي‌كرديم، خواه ناخواه وامانديم و بيچاره شديم و از ايــن اقيانــوس معرفت محروم شديم.»
اين حرف حرف كاملاً درستي است. ما هم يقين داريم كه هر چه حقيقت است در قرآن و كلام اهل بيت(ع) است. امّا قرآن و احاديث، در قالب يك علم بيان نشده اند. اگر در قالب يك علم بيان شده بودند كه ديگر نيازي به تأسيس علم فقه و علم اصول فقه و علم كلام و … نبود.
علماي شيعه، تلاش نموده و از آيات و احاديث، علم فقه و علم اصول فقه را استخراج نموده اند.
علم كلام را هم تا حدودي استخراج كرده اند كه به نظر حقير، كاملاً منطبق بر تعاليم اهل بيت(ع) نيست؛ بلكه تا حدّ زيادي تحت تأثير كلام اهل سنّت است.
در مورد فلسفه هم برخي علماي اسلام كوشيده اند تا جهان بيني فلسفي قرآن و اهل بيت(ع) را استخراج نموده و در قالب يك علم، ارائه كنند. لذا ملاصدرا ادّعا دارد كه در حدّ توانش كوشيده تا اين حقيقت را در قالب يك علم بيان كند. ديگراني هم كه بعد از ملاصدرا آمده اند كوشيده اند تا فلسفه صدرايي را تكميل و اصلاح كنند تا مطابق تعاليم اهل بيت(ع) شود. امّا برخي ها مثل آية الله وحيد، ادّعا دارند كه اين فلسفه، اسلامي نيست. بنده خودم هم همين عقيده را دارم كه كاملاً اسلامي نيست. بنده حتّي در مورد علم كلام و علم فقه و اصول فقه هم همين عقيده را دارم. امّا مثل آقاي وحيد داد نمي زنم كه اين علوم، كشك هستند. بالاخره افرادي غير معصوم تلاش كرده اند تا در حدّ توانشان تعاليم اهل بيت(ع) را بفهمند و در قالب علم، بيان كنند. ما هم تلاششان را ارج مي نهميم؛ امّا در جاي خود و با دلائل و شواهد، نقدشان هم مي كنيم به قصد اصلاح نه به قصد تخريب. امّا آية الله وحيد و برخي ديگر، متأسفانه روشي خلاف اسلامي در نقد فلسفه و فلاسفه پيش گرفته اند و به جاي نقد منطقي، شروع كرده اند به اهانت نمودن و تخريب نمودن.
حال حرف ما با آقاي وحيد اين است. بسم الله شما كه امام صادق را شناختيد و ادّعا داريد كه فقيه بزرگي هستيد، معادل اسلامي اين فلسفه را بيان كنيد تا استفاده كنيم. فلاسفه از موضوعات گوناگوني سخن گفته اند؛ بالاخره اهل بيت(ع) در باب همين موضوعات، حرف دارند يا ندارند؟ قطعاً حرف دارند؛ امّا حرفهايشان در قالب حديث است نه در قالب يك علم؛ همان گونه كه حرفهايشان در مورد مسائل فقهي هم در قالب حديث است نه در قالب يك علم. حال آقاي وحيد، همان گونه كه از احاديث فقهي، علم فقه استخراج كرده اند، شما هم كه از دست فلسفه ي موجود ناله مي كنيد، آستين را بالا زده و از احاديث حكيمانه ي اهل بيت(ع) علم حكمت اسلامي را استخراج كنيد. با شعار دادن و فحش دادن به فلسفه و فلاسفه كه علم درست نمي شود. بسم الله بياييد وسط ميدان و جهان بيني اهل بيت(ع) را به صورت يك علم در اختيار بشريّت قرار دهيد. ابتدا معادل اسلامي اين فلسفه را ارائه كنيد بعد فلسفه ي موجود را بكوبيد. ما تعصّبي روي ملاصدرا و ديگران نداريم؛ اگر شما جهان بيني اهل بيت(ع) را بهتر از ملاصدرا ارائه كنيد، مي پذيريم؛ امّا مخالفان فلسفه، چنان گرفتار استخراج احكام نجاسات هستند كه فرصت ندارند جهان بيني اهل بيت(ع) را استخراج كنند. فقط فحش دادن به فلسفه و فلاسفه را بلد هستند. به جاي فحش دادن به اين و آن، معادل اسلامي فلسفه را ارائه كنيد.
جهان پر از انواع فلسفه هاست. جهان از ما شيعيان مي پرسد: قرآن و امامان شما در اين موضوعات فلسفي چه دارند؟
عدّه اي همين فلسفه ي رايج را عرضه كرده و مي گويند اين هم فلسفه ي ما شيعيان. كسي مثل هانري كربن از فرانسه آمده و مي گويد اگر شما حرفي در اين موضوعات داريد رو كنيد. هيچ كدام از علماي شيعه حرفي در مقابل اين دانشمند فرانسوي ندارند جز علّامه طباطبايي كه مدّتها با هانري كربن بحث مي كند و هانري كربن قانع مي شود كه فلسفه مسلمانها، برترين فلسفه در جهان است.
حالا آقاي وحيد و ديگر مخالفان فلسفه ادّعا دارند كه اين فلسفه، اسلامي نيست.
بنده هم قبول مي كنم كه صد در صد اسلامي نيست.
حال جهان به ما شيعيان مي گويد: پس اسلام شما، در موضوعات فلسفي، حرفي براي گفتن ندارد. اگردارد در قالب يك علم، ارائه دهيد. آقاي وحيد! بسم الله ارائه بده! اگر شما ارائه ندهيد چه كسي ارائه دهد؟!!!! چرا فحش دادنش را بلدئ هستيد ولي كوچكترين كاري در تأسيس حكمت اسلامي نكرده ايد؟
بنده هم منتقد فلسفه ي موجود هستم و اعتقاد دارم كه مي توان فلسفه ي قرآني تأسيس كرد، كه ما اسمس را مي گذاريم علم حكمت. بنده در اين راه، تك و تنها دارم تلاش هم مي كنم و حتّي چندين طلبه را هم در اين وادي دارم تربيت مي كنم تا اين كار را پي بگيرند؛ امّا امثال آقاي وحيد، كه اين همه پول خمس دستشان است، كوچكترين حمايتي از بنده نكرده اند. چه كنم كه « دِرم داران عالَم را كرم نيست ــ كرم داران عالم را دِرم نيست.» امثال بنده كه داريم زحمت مي كشيم براي تأسيس حكمت اسلامي، در هزينه ي جاري زندگي خود لنگ مي زنيم، آنگاه آقاياني كه بودجه هاي كلان دستشان است فقط بلدند به فلسفه و فلاسفه فحش دهند و باعث شوند كه امثال بنده هم زير سوال روم.

آمار این صفحه: بازدید امروز:۱ بازدید کل: ۸۰

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.