مقاله: جهان شناسی-جن چه زمانی خلق شده

مقاله: جهان شناسی-جن چه زمانی خلق شده است :

پرسش:

سلام ازنظرقران و احاديث سن جنيان چقدرهست؟اياپيدايش ان برابر با هستي ادميزاد هست

پاسخ را در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید :

پاسخ:

◄ ـ طبق آيات و احاديث، جنّها خيلي قبلتر از خلقت آدم(ع) خلق شده بودند.
◄ ـ طبق حديثي از علي(ع)، جنّها هفت هزار سال قبل از خلقت آدم(ع) خلق شده بوده اند.
« عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع‏ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمَّا أَحَبَّ أَنْ يَخْلُقَ خَلْقاً بِيَدِهِ وَ ذَلِكَ بَعْدَ مَا مَضَى مِنَ الْجِنِّ وَ النَّسْنَاسِ فِي الْأَرْضِ سَبْعَةَ آلَافِ سَنَةٍ قَالَ وَ لَمَّا كَانَ مِنْ شَأْنِ اللَّهِ أَنْ يَخْلُقَ آدَمَ ع لِلَّذِي أَرَادَ مِنَ التَّدْبِيرِ وَ التَّقْدِير … .» (علل الشرائع، ج‏۱، ص ۱۰۴)
ترجمه ي حديث:
« حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام نقل نمودند از حضرت اميرالمؤمنين عليه السّلام كه فرمودند: وقتى كه خداوند اراده فرمود خلقى بيافريند بعد از آنى كه از (مدت خلقت) جن و نسناس‏، هفت هزار سال گذشته بود كه در زمين زندگى ميكردند، و خواست كه حضرت آدم را خلق نمايد گشود طبقات آسمانها را و فرمود به ملائكه كه نگاه كنيد به اهل زمين از جن و نسناس، و ملائكه به أمر خداوند نظر نمودند و مشاهده كردند أعمال قبيحه و كردار ناپسند ايشان را و ديدند كه مرتكب گناه مي شدند و خون ناحق مي ريختند و فساد مي نمودند، به نظرشان (اين گونه نافرمانى و معصيت) بزرگ آمد و به غضب فرو رفتند و در خشم شدند به طورى كه نتوانستند خود را حفظ كنند و از غضب خوددارى نمايند. گفتند: پروردگارا تويي عزيز و قادر و جبّار و قاهر عظيم الشأن و اين (جن و نسناس) ها مخلوق ضعيف و ناتوان و ذليل تو هستند در زمين و در قبضه قدرت تو مي باشند، و به روزى تو زندگانى مي كنند، و بهره‏مند مي گردند به عافيت تو، و با اين حال تو را معصيت مي نمايند و مرتكب اين گناهان بزرگ مي شوند و تو بر ايشان خشم و غضب نمي كنى و از آنها انتقام نمي گيرى با اينكه مي شنوى و مى‏بينى آنچه را كه انجام مي دهند؟ و اين امر (و تسامح) بر ما بزرگ مى‏آيد.
خداى تعالى چون اين سخنان را شنيد از ملائكه، فرمود: همانا من خليفه‏اى از جانب خود در زمين قرار خواهم داد كه حجّت من باشد در زمين بر مخلوقم. ملائكه گفتند؟ آيا قرار مي دهى كسانى را كه در زمين فساد كنند و خونها بريزند و حال آنكه ما تو را تسبيح و تقديس مي كنيم. خدايا اين خليفه را قرار بده و اختيار بنما از بين ما ملائكه زيرا فساد نمي كنيم و خونى نمي ريزيم.
خداى تعالى (در جواب آنها) فرمود: من چيزهايي مي دانم كه شما را آگاهى و اطلاعى از آن نيست، همانا خواسته‏ام كه بيافرينم خلقى را به قدرت خود و قرار دهم فرزندانى از او را پيغمبر، و رسولان، و بندگان صالح، و امام و پيشوايان هدايت‏كننده، و آنها را خليفه ي خود نمايم در زمين بر بندگانم تا ايشان را نهى نمايند از معصيت من، و بترسانند ايشان را از عذاب من، و هدايت و دلالت كنند ايشان را به اطاعت و بندگى من و راهنماي كنند آنها را به راهى كه رضاى من در آن است و حجت خود گردانم آنان را بر خلق خود؛ و نسناس را نابود خواهم كرد و زمين را خالى از وجودشان مي نمايم، و گناهكاران‏ طائفه جن را دور نمايم از خلق و بندگان خاص خود، و در هوا و در اطراف زمين كه مجاور با بنى آدم نباشند جاى دهم و ميان جنّ و بشر حجابى قرار دهم كه بشر جنّ را نبيند كه با آنها معاشرت و مجالست و معامله نمايند، و هر بشرى كه گناه كند و معصيت نمايد او را در جايگاه گناهكاران(جهنّم) منزل دهم و باكى از اين كار نخواهم داشت و ترس و بيمى از كسى ندارم.
ملائكه گفتند: خدايا انجام بده آنچه را كه اراده فرموده‏اى زيرا ما نمي دانيم جز آنچه را كه به ما تعليم فرموده‏اى، و تويي دانا و حكيم.
خداى تعالى باز در جواب ملائكه فرمود: خلق مي كنم بشرى را از گل متغيّرشده‏اى، و چون او را خلق نمودم و روح در او دميدم بايد بر او سجده كنيد و اين أمر مقدمه‏اى بود در حق آدم پيش از آنكه او را خلق كند كه حجت خود را بر همه ملائكه تمام نمايد.
پس خداوند كفى از آب شيرين برگرفت و با خاك مخلوط و ممزوج كرد و فرمود از تو (اى گل) خلق خواهم كرد أنبياء و پيغمبران مرسل و بندگان صالح و شايسته و امامان هدايت‏كننده و كسانى كه مردم را دعوت مي كنند به بهشت تا روز قيامت، و پروايي و ترس و بيمى از كسى ندارم؛ و كسى نمي تواند از من سؤال كند (و اعتراض نمايد بر أعمال و كارهاى من) و ليكن از مردم پرسيده مى‏شود از آنچه كه خواهند كرد؟
و سپس كف ديگرى از آب شور و تلخ برگرفت و با خاك ممزوج نمود، و فرمود: از تو خلق مي نمايم جباران و ستمگران و فراعنه و گناهكاران و برادران شياطين و كسانى كه مردم را بسوى جهنم مي كشانند و پيروان ايشان را تا روز قيامت، و باكى ندارم و كسي را نمي رسد و حقى نيست كه از كارهاى من سؤال كند و (بگويد چرا اينها را آفريدى) ليكن از همه مردم سؤال مى‏شود از آنچه مي كنند، و با ايشان بدا را شرط كرد كه اگر بخواهد تغيير دهد و با أصحاب اليمين بدا را شرط نكرد.
و هر دو (از آب و خاك شيرين و شور و تلخ) را به يكديگر مخلوط كرد و در پاى عرش آنها را جاى داد، و أمر فرمود به چهار ملك كه موكلند بر باد شمال و دبور و صبا و جنوب كه بادها را بوزانند بر آن گلها، و ايشان بادها را بر آن گلها وزانيدند و به اصلاح آوردند و طبيعت چهارگانه را كه عبارت است از: سودا، و خون، و صفرا، و بلغم، در آن جاى نمودند و سودا از جهت باد شمال است و بلغم از جهت باد صبا و صفرا از جهت باد دبور و خون از جهت باد جنوب است، و پس از اين طبيعت‏ها بدن آدم تمام و كامل گرديد، و به واسطه سودا زنده بودن را دوست داشت و حرص و طول أمل پيدا كرد، و به سبب بلغم، محبت به خوردنيها و آشاميدنيها و نيكوئيها و رفق و مدارا پيدا كرد، و از ناحيه صفرا غضب و سفاهت و نادانى و شيطنت و مكر و ظلم و جور و تكبر و خود پسندى و تمرّد و سرپيچى و تعجيل در امور نمود و از جهت خون دوست داشت زنان را و مرتكب حرامها و شهوتها و لذتها گرديد.»

آمار این صفحه: بازدید امروز:۱ بازدید کل: ۵۱

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *