مقاله: جهان شناسی-طراحی ضعیف

پرسش:

خدايي قادر و عالم مطلق، سازوارههاي حيات را با حداكثر نظم و دقت طراحي مي‌كند.
در جهان شماري خطا در طراحي وجود دارد؛ مثلاً:
چشم آدمي نسبت به نزديك‌بيني و آب مرواريد، به ويژه در پيري بسيار آسيب پذير است.
نقطه كور در شبكيه چشم انسان وجود دارد.
وجود بال در پرندگاني كه پرواز نمي‌كنند، بيهوده‌است.
حلق مسير مشتركي براي گوارش و تنفس است؛ كه احتمال خفگي و مرگ را افزايش مي‌دهد.
در مردان، بيضهها در ابتدا در شكم تكامل خود را آغاز مي‌كنند و سپس ضمن مهاجرت با عبور از ديوارهٔ شكمي به كيسهٔ بيضه وارد مي‌شوند. اين مسئله منجر به ايجاد دو ناحيهٔ ضعيف ديوارهٔ شكمي مي‌شود كه امكان تشكيل فتق (هرنيا) در آن‌ها بالاست. مشكلات ناشي از فتق همچون قانقاريا؛ عموماً با مرگ شخص مبتلا پايان مي‌پذيرند.
بنابراين يا خدا سازواره‌هاي حيات را خلق نكرده؛ و يا خداي قادر و عالم مطلق وجود ندارد.

پاسخ:

◄ـ جزئی نگری، مغالطه است.
خدا یک مخلوق بیشتر خلق نکرده است، که آن هم عبارت است از جهان. و جهان، به عنوان یک پیکر واحد، هیچ نقصی ندارد. وقتی کسی یک پیکر را تجزیه نموده و اجزاء آن را بدون لحاظ جایگاهشان در کلّ پیکر نگاه می کند، یعنی دچار مغالطه ی جزء نگری شده است. در حالی که با کلّ نگری، می بینیم که همان نقص ظاهری، در کلّ پیکر هستی، نقص نیست.
فرموده اید: « در جهان شماري خطا در طراحي وجود دارد.»
مگر شما از کلّ جهان به عنوان یک پیکر واحد، اطلاع دارید که ادّعا می کنید در طرّاحی آن نقص وجود دارد؟
◄ـ بیماری ها، نقص نیستند بلکه خودشان جزئی از طرّاحی اند. وقتی او دنیا را دار امتحان خلق نموده، بیماری ها، دیگر نقص حقیقی نخواهند بود، بلکه سوالات امتحانی خواهند بود. لذا فرمود: « وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ‏ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرينَ ـــــ قطعاً همه ی شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و نقص در مالها و جانها و ثمرات، امتحان مى‏كنيم؛ و بشارت ده به استقامت‏كنندگان!»
مشکل شما این است که به ماهیّت دنیا نظر نادرست دارید. مثل این است که کسی ورقه ی امتحانی را بردارد و بگوید: این نوشته، ناقص است چون در برخی جاها، افتادگی دارد و به جای کلمات افتاده، نقطه چین گذاشته شده است. در حالی که آن ورقه، یک نوشته ی معمولی نیست، بلکه سوالات امتحانی است؛ و آن جاهای خالی نقطه چین گذاری شده، جزئی از طرح هستند که طرّاح سوالات، عمداً و حکیمانه آنها را طرّاحی کرده است.
شما ابتدا ماهیّت «دار امتحان بودن دنیا» را نادیده گرفته و آنگاه نقصهای عمدی حکیمانه ـ که به قصد امتحان طرّاحی شده اند ـ را نقص غیر حکیمانه می پندارید.
پیری و بیماری و مرگ، جزئی از طرّاحی جهان هستند.
◄ـ بال در پرندگانی مثل شتر مرغ یا پنگوئن، بیهوده نیست، بلکه کارکرد دارد، لکن شما بزرگوار خیلی خیلی سطحی به قضیّه نگاه کرده اید. پنگوئن در آب، با همین بالها شنا می کند. شترمرغ هم اوّلاً با بر هم زدن بالها، خودش را خنک می کند، ثانیاً بالهایش در مراسم انتخاب جفت، کارکرد دارند. ثالثاً در هنگام دویدن وقتی می خواهد تغییر جهت دهد، تعادلش را با بالهایش حفظ می کند. جهل ما بر حکمت امور، دلیل بر بی حکمت بودن آنها نیست.
◄ـ حلق به عنوان یک مسیر برای سه منظور و بلکه بیشتر، خودش شاهکار خلقت است. با یک حلق، هم غذا می خوریم، هم نفس می کشیم، هم حرف می زنیم، هم اخلاط ریه ها را خالی می کنیم، هم در مواقع مسمومیّت، غذا از طریق آن از معده دفع می شود، و … .
اگر بنا بود برای هر کدام اینها دستگاه جداگانه ای طرّاحی شود، گلوی انسان به کلفتی گردن گاو می شد. در مهندسی نیز سعی می شود از کمترین سخت افزار، بیشترین کارکرد گرفته شود. شگفت است که شما، یکی از شاهکارهای خلقت را نقص دانسته اید. لابد اگر برای هر کدام از این کارها دستگاهی جداگانه طرّاحی می شد اشکال می گرفتید که چرا مهندس وجود انسان، اینقدر ناشی گری کرده است؟
◄ـ در مورد بیضه ها، تصوّر کنید که از ابتدا بیضه ها در بیرون بودند؛ آنگاه بررسی کنید که در آن صورت چه اتّفاقاتی ممکن بود بیفتد؟ همچنین اگر برای همیشه در داخل شکم می ماند چه اتّفاقاتی می افتاد؟
دو حالت احتمالی را آزمایش کنید؛ اگر جواب بهتری داد، بلی حقّ با شماست. امّا در هر دو حالت، بیضه ها از کار می افتند.
◄◄◄ سخن آخر:
از جهل ما به اسرار جهان، لازم نمی آید که جهان، بی حکمت باشد.
وجود خدا و کمال مطلق بودن او، با براهین قاطع عقلی اثبات شده، و برهان عقلی، با این گونه اشکالات بنی اسرائیلی، خدشه برنمی دارند.
وقتی خدا می خواهد که کسی دچار فتق شود، طوری طرّاحی می کند که دچار فتق بشود. امّا شما خیال می کنید که او قصدش این بود که فلانی دچار فتق نشود، ولی شد. همانی که جهان و انسان را آفریده، همان هم این همه در کتابش، بیان کرده که نقصهای ظاهری هم جزئی از طرّاحی حکیمانه هستند. معمولاً کسانی که به جای تفکّر عقلی، تفکّر وهمی را برای درک حقیقت انتخاب می کنند، دچار همین مشکل می شوند. عقل، قواعد کلّی را اثبات می کند، امّا وهم غرق در جزئیّات می شود.

آمار این صفحه: بازدید امروز:۱ بازدید کل: ۵۷

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>