مقاله: جهان شناسی-مخلوقات قدیم هستند یا حادث

مقاله: جهان شناسی-مخلوقات قدیم هستند یا حادث

پرسش:

سلام عليكم. آيا ما در جوامع روايي مان حديثي داريم كه اين عرايض را تأييد و تصديق كند: روايت داريم خدا تا بوده مخلوق داشته و اگر ما نبوديم مخلوق ديگري مي آفريد تا به او رحمت كند…اين عالم يا كل عوالم…و چون ذات خدا مستلزم لطف دايمه همانند ذات خدا بايد لطف به مخلوق در نظر بگيريم…اين مخلوق يا مخلوقات رتبتا حادثه ولي زمانا خير؟

پاسخ به این پرسش در ادامه مطلب :

پاسخ:

سلام عليكم.

در منابع حديثي اهل سنّت آمده است: « قال رسول الله صلى الله عليه وسلم والذي نفسي بيده لو لم تذنبوا لذهب الله بكم ولجاء بقوم يذنبون فيستغفرون الله فيغفر لهم ــــ رسول الله(ص) فرمودند: سوگند به آنكه جانم به دست اوست، اگر شما گناه نمي كرديد، خدا شما را مي برد و گروه ديگري را مي آورد كه گناه كنند، سپس طلب مغفرت كنند تا خدا ايشان را بيامرزد.»
همچنين نقل كرده اند از آن حضرت كه فرموده اند: « لَوْلا أَنَّكُمْ تُذْنِبُونَ لَخَلَقَ اللَّهُ خَلْقًا يُذْنِبُونَ ، ثُمَّ يَغْفِرُ لَهُمْ ـــ اگر شما گناه نمي كرديد، خداوند مخلوقات ديگري خلق مي كرد كه گناه كنند، سپس ايشان را مي آمرزيد.»
يعني اسم الغفّار، محلّي براي ظهور مي خواهد. لذا اگر او همواره غفّار بوده، پس همواره مخلوقاتي بوده اند كه گناه كنند. مگر اينكه كسي ادّعا كند كه غفّاريّت در ذات خدا نيست؛ كه در اين صورت مي گوييم: اگر غفّاريّت در ذات خدا هم نباشد، بايد منشاء غفّاريّت، يكي از اسماء ذاتيّه باشد. پس تا ذات بوده، آن اسم ذاتي هم بوده، و تا آن بوده، اسم الغفّار هم بوده.
آيا غفّاريّت، كمال است يا نه؟
اگر كمال است، محال است خداي متعال، از ازل واجد آن نبوده باشد. و اگر او همواره غفّار بوده، پس مخلوق گناهكاري هم بوده كه مشمول غفّاريّت او باشد.
در منابع شيعه، موارد زير را يافتيم.
« .. يَا دَائِمَ الْفَضْلِ عَلَى‏ الْبَرِيَّةِ يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالْعَطِيَّةِ يَا صَاحِبَ الْمَوَاهِبِ السَّنِيَّةِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ خَيْرِ الْوَرَى سَجِيَّةً وَ اغْفِرْ لَنَا يَا ذَا الْعُلَى فِي هَذِهِ الْعَشِيَّةِ.»
اگر او دائم الفضل است، پس همواره مخلوقي بوده كه از فضل دائمي او بهره ببرد.
« اللّهُمَّ يا اللَّهُ يا قَدِيمَ الإِحْسانِ، يا دائِمَ‏ الْمَعْرُوف‏ … .»
اگر او قديم الاحسان است، يعني همواره مخلوقاتي بوده اند كه مشمول احسان او باشند. بلكه خود همين «احسان قديم» ذات خدا نيست بلكه فعل خداست. و فعل خدا، همان مخلوق است.
« … يَا وَاحِدُ الْبَاقِي أَوَّلَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ آخِرَهُ يَا دَائِمُ‏ بِغَيْرِ فَنَاءٍ وَ لَا زَوَالَ لِمُلْكِهِ يَا صَمَدُ مِنْ غَيْرِ شَبِيهٍ … .»
طبق اين بيان، ملك خدا، زوال ناپذير است؛ يعني ابدي است.
« … يَا كَثِيرَ الْخَيْرِ يَا قَدِيمَ الْفَضْلِ يَا دَائِمَ‏ اللُّطْف‏ … .»
اگر او دائم اللطف است، پس مخلوقاتي هم همواره بوده اند كه مشمول لطف او باشند.
« … يَا مَنْ هُوَ مَقْصُودٌ بِالْخَيْرِ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ يَا اللَّهُ يَا دَائِمَ‏ الْمُلْكِ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض‏ … .»
پس ملك او، كه غير از ذات اوست، دائمي است؛ يعني همواره بوده و خواهد بود.
« … وَ يَا قَدِيمُ‏ سَبَقَ قِدَمُهُ كُلَّ قَدِيم‏ … .»
پس غير خدا هم قديمي هست كه قديم بودن خدا، مقدّم بر قديم بودن آن قديمهاست.
« اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَ اسْمِكَ الْعَظِيمِ وَ مُلْكِكَ‏ الْقَدِيمِ‏ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ … .»
« اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَ بِنُورِ وَجْهِكَ الْمُشْرِقِ وَ مُلْكِكَ‏ الْقَدِيمِ‏ يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ … .»
« … وَ بِسُلْطَانِكَ الْعَظِيمِ وَ قُرْآنِكَ الْحَكِيمِ وَ فَضْلِكَ الْكَبِيرِ وَ مَنِّكَ الْكَرِيمِ وَ مُلْكِكَ‏ الْقَدِيمِ‏ وَ خَلْقِكَ الْعَظِيمِ وَ … .»
« أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ وَ مُلْكِكَ‏ الْقَدِيمِ‏ وَ بِاسْمِكَ الَّذِي صَلَحَ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَ بِهِ صَلَحَ الْآخِرُونَ يَا حَيُّ قَبْلَ كُلِّ حَيٍّ يَا حَيُّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْت.»‏
« اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْكَرِيمِ وَ عَرْشِكَ الْعَظِيمِ وَ مُلْكِكَ‏ الْقَدِيمِ‏ يَا وَهَّابَ الْعَطَايَا وَ يَا مُطْلِقَ الْأُسَارَى‏ … .»
پس ملك او، كه غير از ذات اوست، قديم است.
« اللَّهُمَّ إِنِّي أَدْعُوكَ وَ أَسْأَلُكَ بِأَسْمَائِكَ الْحُسْنَى وَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ وَ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَ مُلْكِكَ‏ الْقَدِيمِ‏ وَ رُوحِكَ الْقُدُّوسِ وَ كَلَامِكَ الطَّيِّبِ وَ مُلْكِكَ الدَّائِمِ الْعَظِيم‏.»
پس ملك او ـ كه غير از ذات اوست ـ هم قديم است هم دائم.
خداوند متعال مي فرمايد: « وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ. ـــــ و هيچ چيزي نيست مگر اينكه خزائن آن نزد ماست و ما آن را نازل نمي كنيم مگر به اندازه معلوم و معيّن» (حجر:۲۱)
و مي فرمايد: « لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاس‏. ــــ ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم و با آنها كتاب آسماني و ميزان نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند و آهن را نازل كرديم كه در آن نيروي شديد و منافعي براي مردم است …»(حديد:۲۵)
باز مي فرمايد:« يا بَني‏ آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُواري سَوْآتِكُمْ وَ ريشاً وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَيْر … . ـــــ اى فرزندان آدم! ما لباسى براى شما نازل نموديم كه اندام شما را مى‏پوشاند و مايه زينت شماست؛ اما لباس تقوا بهتر است… .»( الأعراف : ۲۶)
طبق اين آيات، تمام مخلوقات، خزائني نزد خداي متعال دارد كه از آن خزائن نازل مي شوند؛ كه از جمله ي آن مخلوقات، يكي هم آهن و لباس است.
از آن طرف خداي متعال فرمود: « ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باق‏ … ــــ آنچه نزد شماست فانى مى‏شود؛ امّا آنچه نزد خداست باقى است.» (النحل:۹۶)
پس خزائن مخلوقات كه نزد خدا هستند، همواره بودند و هستند و خواهند بود.
احاديث زيادي هم داريم كه بيان مي كنند نور اهل بيت(ع)، قبل از زمان و مكان خلق شده اند. لذا در عين اينكه حادثند، ولي موجودات زماني نيستند.

آمار این صفحه: بازدید امروز:۱ بازدید کل: ۶۰

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.