← مرجع پرسش‌ها و پاسخ‌ها:

مرجع پرسش‌ها و پاسخ‌های علمی مذهبی

قرآن – حجت الاسلام دکتر رفیعی

قرآن – حجت الاسلام دکتر رفیعی

قرآن- حجت الاسلام دکتر رفیعی
قرآن- حجت الاسلام دکتر رفیعی

موضوعات: دعاها در قرآن کریم، آثار و نقش قرآن در درمان بیماریها، بایدها و نبایدها، فضایل امام حسین علیه السلام، آشتی با خدا و …

 

 

ادامه‌ی مطلب

علی علیه السلام و سیره علوی – حجت الاسلام دکتر رفیعی

علی علیه السلام و سیره علوی - حجت الاسلام دکتر رفیعی
علی علیه السلام و سیره علوی – حجت الاسلام دکتر رفیعی

علی علیه السلام و سیره علوی – حجت الاسلام دکتر رفیعی

موضوعات: سیره عملی امیرالمؤمنین،فضائل امام علی، الگوی رفتاری، ارتباط حضرت علی با پیامبر، رفتار حضرت علی در مقابل انحراف، اخلاص امام علی، شیوه های تربیتی امام علی

 

ادامه‌ی مطلب

مقاله: راهنماشناسی-علی (ع) در نهج البلاغه

مقاله: راهنماشناسی-علی (ع) در نهج البلاغه

پرسش:

با عرض سلام
آيا روايتي از اميرالمومنين عليه السلام در نهج البلاغه آمده است كه در آن فرموده باشند كه ايشان امام و معصوم هستند؟ اگر نه چرا؟
ادامه‌ی مطلب

حکمت‌های اقامه عمل (فایل‌های ارسال شده توسط شما )

آنچه میخوانید را از کتابی خطی در کتابخانۀ العالم استنساخ کرده ام. زمانی که در مصر درس می خواندم،اساتید تألیفاتشان را در کتابخانۀ مدرسه می گذاشتند ؛کتابخانه ای کاهگلی و همیشه سایه با دستنوشته هایی که از فرط کهولت گوشۀ ورقهای زردشان مانند گوشۀ لبهای مردم پیر برگشته و رویهم لمبیده بود .
این دستنوشته که از فرط قدمت در حال فروپاشی بود حتی حروف عنوانش هم از خوانایی ساقط شده بعد از خواندنش بود که توانستم عنوانش را به زعم خود بازسازی کنم ،که به این معناست: حکمت نماز.
اما بعد دیدم که در حقیقت این کتابی برای ، حقیقت اعمال است، عملی، به قدر یک ذره ،یا زمانی به اندازۀ یک ذره از احوال و ایام ما، که برداشتی از کریمۀ مِثقال ذَرَّة … است، در بارۀ ثبت لحظات و رؤیت اعمال ؛ همچنین آنرا توضیح دلنشینی دیدم برای نامهای مبارک خداوند، به هر حال سخنانش مثل مخلوقات خداوند سبحانه چندین وجه از نامهای او را در نظر می آورد.
استاد ما سیّد حامد هندی ، ایشان را درک کرده بود ، میگفت معمولی و بی تظاهر بود بی آنکه او را بشناسیم، با ما بود تا یک روز توسط شاگردانش بدرقه شد ، آنوقت بود که فهمیدیم قریب پنجاه جلد کتبی که امروز چند تایی هم کتاب درسی شده است، از او بجا مانده است. ادامه‌ی مطلب

مقاله: جهان شناسی-تز ، سنتز ، مرگ و زندگی در برزخ و معاد ، فلسفه هگل

مقاله: جهان شناسی-تز ، سنتز ، مرگ و زندگی در برزخ و معاد ، فلسفه هگل

پرسش:

بسم الله الرّحمن الرّحيم.
سلامٌ عليكم.
يك چند تا سوال دارم:
۱- حديثي در تفسير شريف تسنيم (صفحه ۳۷۱) وجود دارد كه ميگويد لكنّكم تنتقلون من دارٍ الي دار (منبعي كه آورده اين هست: بحار، ج۳۷، ص ۱۴۶). اگر با منطق باطل هگلي بخوايم پيش بريم، پاسخ سوال راجع به حقيقت مرگ اين ميشه: زندگي دنيا (تِز)، مرگ (آنتي تِز)، زندگي برزخ در كالبد رقيق و لطيف برزخي (سنتز) كه خب معاد و زندگي دوباره ي در جسم دنيوي براش متصور نيست. اما درك نميكنم با چه منطق توحيدي و قرآني اي (صرف نظر از منطق ارسطو كه ميشه زندگي، زندگي برزخ (حد وسط) و زندگي آخرت، كه اين هم دوره ي انتقال مرگ رو ناديده ميگيره) بايد پيش برم كه متوجه بشم. سوالي كه از پس همين سوال مياد اينه كه آيا بازگشت روح به كالبد جسماني (روز قيامت) هم دوره ي انتقالي خواهد داشت؟ اگر داره ديگه چطور كل اين روند رو بايد با منطق هاي قرآن در نظر گرفت، اگر نداره چطور؟
ادامه پرسش و پاسخ کامل آن در ادامه مطلب :

ادامه‌ی مطلب

مقاله: جهان شناسی-مراتب زیبایی هنری

مقاله: جهان شناسی-مراتب زیبایی هنری

پرسش:

سلام و رحمه الله- لطفا اين سوال را كسي پاسخ دهد كه هم اهل فلسفه باشد و هم اهل هنر-خيلي خيلي ممنون
در فلسفه از تشكيك و ذومراتب بودن وجود سخن گفته مي شود و خب طبعا اين مساله بايد در همه پديده ها جاري و ساري باشد؛ اما از طرفي در عالم هنر، وقتي با آثار هنري زيبا و حرفه اي مواجه مي شويم، مي بينيم هر كدام رنگ و بو و سبكي خاص دارند و قابل قياس و رتبه بندي نيستند يا اينكه به نوعي در يك سطحند و همه زيبا هستند و نمي توان گفت كدام زيباتر است(مثلا تابلوي از ونگوك در قياس با تابلوي از پيكاسو يا شعر حافظ در قياس با شعر مولوي) و همچنين پديده هاي ديگري چون مقايسه گل رز با گل داوودي، يا مقايسه دو عطر مختلف با هم و يا مقايسه دو چهره زيبا با هم و…
اين مسايل با بحث مراتب وجود و زيبايي چگونه جمع مي شود؟؟؟

پاسخ به این پرسش در ادامه مطلب :

ادامه‌ی مطلب

مقاله: راهنماشناسی-تفاوف درجات انباء

مقاله: راهنماشناسی-تفاوف درجات انباء

پرسش:

طبق آيه ۱۵ سوره نسا بين رسولان خدا فرقي نيست. پس چرا ما حضرت محمد (ص) را برتر از ديگر رسولان خدا مي دانيم؟

پاسخ:

◄ ۱ـ فرموده ايد: « طبق آيه ۱۵ سوره نسا بين رسولان خدا فرقي نيست.»
آيه ۱۵ نساء، چنين است: « وَ اللاَّتي‏ يَأْتينَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِكُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّى يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبيلاً.»
در اين آيه، مطلبي كه شما بزرگوار فرموده ايد، نيست.
◄ ۲ـ آيه ي مورد نظر، آيه ۱۵۲ سوره نساء است. البته براي فهم درست اين آيه، آيه قبل از آن و چند آيه بعدش را هم بايد در نظر گرفت.
آيات چنين است:
« إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَينَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَ يُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَينَ ذَالِكَ سَبِيلاً(۱۵۰) أُوْلَئكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَ أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا(۱۵۱) وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لَمْ يُفَرِّقُواْ بَينَ أَحَدٍ مِّنهُمْ أُوْلَئكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ وَ كاَنَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا(۱۵۲) يَسْئلُكَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَن تُنزَّلَ عَلَيهمْ كِتَابًا مِّنَ السَّمَاءِ فَقَدْ سَأَلُواْ مُوسىَ أَكْبرَ مِن ذَالِكَ فَقَالُواْ أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتخَّذُواْ الْعِجْلَ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَن ذَالِكَ وَ ءَاتَيْنَا مُوسىَ‏ سُلْطَانًا مُّبِينًا ــــــــــــ كسانى هستند كه به خدا و پيامبرانش كافر مى‏شوند و مى‏خواهند ميان خدا و پيامبرانش جدايى افكنند و مى‏گويند كه بعضى را مى‏پذيريم و بعضى را نمى‏پذيريم و مى‏خواهند در اين ميانه راهى برگزينند. (۱۵۰) اينان در حقيقت كافرانند و ما براى كافران عذابى خواركننده آماده ساخته‏ايم. (۱۵۱) و كسانى كه به خدا و پيامبرانش ايمان آورده‏اند و ميان پيامبرانش جدايى نيفكنده‏اند پاداششان را خدا خواهد داد، و خدا آمرزنده و مهربان است. (۱۵۲) اهل كتاب از تو مى‏خواهند كه برايشان كتابى از آسمان نازل كنى. اينان بزرگتر از اين را از موسى طلب كردند و گفتند: خدا را به آشكار به ما بنماى. به سبب اين سخن كفرآميزشان صاعقه آنان را فرو گرفت. و پس از آنكه معجزه‏هايى برايشان آمده بود گوساله‏اى را به خدايى گرفتند و ما آنان را بخشيديم و موسى را حجتى آشكار ارزانى داشتيم.» (النساء)
بررسي آيات:
طبق اين آيات، اهل كتاب (يهود) برخي انبياء را مي پذيرفتند ولي برخي ديگر را به عنوان نبي، نمي پذيرفتند؛ و به اين وسيله بين خدا و پيامبرانش جدايي مي انداختند. يعني چه كه «بين خدا و پيامبرانش جدايي مي انداختند»؟! يعني وقتي نبوّت آنها را انكار مي كردند، رابطه ي آنها با خدا را انكار مي كردند و ادّعا مي كردند كه اين انبياء، ربطي به خدا ندارند و فرستاده شده از سوي خدا نيستند.
توجّه شود! «فرق» در زبان عربي، را با «فرق» در زبان فارسي، اشتباه نگيريم، كه متأسفانه شما اين اشتباه را مرتكب شده ايد. فرق در عربي، به معني جدايي است نه به معني تفاوت؛ در حالي كه در زبان فارسي، به معني تفاوت به كار مي رود نه به معني تفاوت. خداي متعال در آيه ۱۵۱ فرمود: « … يُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَينَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ … » روشن است كه در اينجا، مراد از «يُفَرِّقُواْ» جدايي انداختن است نه فرق گذاشتن به معني تفاوت قائل شدن. شكّي نيست كه خدا و رسولان، با هم تفاوت دارند؛ امّا بين خدا و رسولانش، فرقي (جدايي) نيست.
در آيه ۱۵۲ نيز مراد از فرق، جدايي است نه تفاوت. در اين آيه، مؤمنان واقعي را كساني دانست كه بين خدا و رسولانش و بين خود رسولان، جدايي نمي اندازد و همگي را وصل به هم مي داند.
از آيه ي ۱۵۳ نيز روشن مي شود كه مراد از اهل كتاب، يهوديان هستند كه نبوّت عيسي(ع) و نبوّت رسول الله(ص) را انكار مي كنند.
خلاصه ي مطلب آنكه شما بزرگوار، بين كاربرد عربي واژه ي «فرق» و كاربرد فارسي آن، خلط فرموده ايد.
اگر كسي بگويد: «من بين خدا و پيامبراني فرقي قائل نيستم»، و منظورش اين باشد كه بين خدا و پيامبران، تفاوت قائل نيست، قطعاً كافر است؛ در حالي كه اگر منظورش اين باشد كه بين خدا و انبياء، جدايي قائل نيست و انبياء را وصل به خدا مي داند، اشكالي ندارد.
همينطور اگر كسي بگويد:«من بين پيامبران فرقي قائل نيستم»، و منظورش اين باشد كه همه ي پيامبران در يك رتبه هستند و تفاوتي با هم ندارد، باز قطعاً كافر است؛ در حالي كه اگر منظورش اين باشد كه انبياء، همگي تصديق كننده ي همديگر هستند و همگي يك مأموريّت دارند و از اين نظر، بينشان جدايي نيست اشكالي ندارد.
◄ ۳ـ چرا تفاوت قائل نشدن بين انبياء، از نظر درجه، كفر است؟
چون اين عقيده، انكار صريح آيات قرآن است.
خداي متعال فرمود: « تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ وَ آتَيْنا عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذينَ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ وَ لكِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَ مِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا وَ لكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يُريدُ ــــــــــــ بعضى از اين پيامبران را بر بعضى ديگر برترى داديم. خدا با بعضى سخن گفت و بعضى را به درجاتى برافراشت؛ و به عيسى بن مريم معجزه‏ها داديم و او را به روح القدس يارى كرديم. و اگر خدا مى خواست، مردمى كه بعد از آنها بودند، پس از آنكه حجتها بر آنان آشكار شده بود، با يكديگر قتال نمى‏كردند. ولى آنان اختلاف كردند: پاره‏اى مؤمن بودند و پاره‏اى كافر شدند. و اگر خدا مى‏خواست با هم قتال نمى‏كردند، ولى خدا هر چه خواهد مى‏كند.» (البقرة :۲۵۳)
در اين آيه، با صراحت آمده كه « تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ ـــ بعضى از اين پيامبران را بر بعضى ديگر برترى داديم.»
همچنين در اين آيه با صراحت آمده كه : « وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ ـــ و بعضي از انبياء را به درجاتي بالا برد.»
باز فرمود: « وَ رَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلى‏ بَعْضٍ وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً ــــــــــ و پروردگار تو به آنچه در آسمانها و زمين است آگاه‏تر است. بعضى از پيامبران را بر بعضى ديگر برترى نهاديم و به داود زبور را داديم.» (الاسراء: ۵۵)
در اين آيه هم با صراحت تمام بيان شده كه برخي از انبياء، فضيلت داشته اند بر برخي ديگر.
پس كسي كه با علم به وجود اين آيات، تفاوت درجات انبياء را انكار كند، در حقيقت، اين آيات را انكار نموده است. و كسي كه آيه اي از قرآن را انكار كند، كافر است. فرمود: « … أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ـــــــــــ آيا به بعضى از كتاب ايمان مى‏آوريد و بعض ديگر را انكار مى كنيد؟ جزاي كسى كه چنين كند در دنيا جز خوارى نيست و در روز قيامت به سخت‏ترين وجهى شكنجه مى‏شود و خدا از آنچه مى‏كنيد غافل نيست.» (بقره:۸۵)

مقاله: جهان شناسی-ظاهر و باطن اعمال

مقاله: جهان شناسی-ظاهر و باطن اعمال ، سیاره کوران و نابینایان

پرسش:

سلام
چرا عذاب هاي پس از مرگ سخت است و در جهنم تازه سخت تر هم هست چرا اينگونه است ؟چرا باطن گناهان اينگونه است چرا گناهاني كه به ان دنيا مي فرستيم اينگونه نمود مي شود ؟

پاسخ این سوال را در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید : ↓↓↓

ادامه‌ی مطلب

مقاله: جهان شناسی-مخلوقات قدیم هستند یا حادث

مقاله: جهان شناسی-مخلوقات قدیم هستند یا حادث

پرسش:

سلام عليكم. آيا ما در جوامع روايي مان حديثي داريم كه اين عرايض را تأييد و تصديق كند: روايت داريم خدا تا بوده مخلوق داشته و اگر ما نبوديم مخلوق ديگري مي آفريد تا به او رحمت كند…اين عالم يا كل عوالم…و چون ذات خدا مستلزم لطف دايمه همانند ذات خدا بايد لطف به مخلوق در نظر بگيريم…اين مخلوق يا مخلوقات رتبتا حادثه ولي زمانا خير؟

پاسخ به این پرسش در ادامه مطلب :

ادامه‌ی مطلب

مقاله: جهانشناسی-تسبیح موجودات

مقاله: جهانشناسی-تسبیح موجودات و تفقه آن و درسها

پرسش:

با سلام
با توجه به ۴۱ سوره نور ،نماز اشاره به عبادت انسان و تسبيح اشاره به عبادت ساير موجدات هست ؟يا هر موجودي نماز و تسبيح خودشون رو دارند منتها با شكل و كيفيت مخصوص خودشون؟
با توجه به اينكه تسبيح از ريشه سبح به معناي حركت سريع در آب و هواو در اصطلاح به معناي پاك و منزه داشتن خدا از هر نقصي هست اين تسبيح موجودات چه درسي مي تواند در عبوديت انسان داشته باشد ؟لطفا اين سوال رو كه چه درسي براي عبوديت انسان دارد رو حتما پاسخ دهيد
در اين آيه كه اشاره به علم موجودات شده يعني موجودات با آگاهي مشغول تسبيح هستند اين همون تسبيح حقيق و تكويني هست ؟و اين آگاهي و علمشان ناشي از شعورشان يعني عقل غريزي هست ؟يا شعور با عقل غريزي فرق دارد ؟ و عقل فطري فقط مختص انسان هست؟
اگه ممكنه يه كپي از جواب ها رو برام بفرستين
با تشكر

پاسخ این پرش در ادامه مطلب :

ادامه‌ی مطلب

مقاله: جهان شناسی-عدل تکوینی و معادله

مقاله: جهان شناسی-عدل تکوینی و معادله

پرسش:

عدل تكويني را در كجا مي توان ديد؟

پاسخ:

سلام عليكم.
عدل تكويني همان نظم حاكم بر جهان است. فرمود: « الَّذي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ‏ ــــ همان خدايى كه تو را آفريد و سامان داد و تو را متعادل (منظّم) ساخت.» لذا در علوم طبيعي فرمولهاي ناظر به جهان تكوين را «معادله» مي گويند؛ مثل معادلات رياضي، معادلات علم فيزيك، معدلات علم شيمي و … . معادله از واژه ي عدل است.

مقاله: جهان شناسی-اسلامی سازی فلسفه

مقاله: جهان شناسی-اسلامی سازی فلسفه ف فلسفه اسلامی ، علم دینی :

پرسش:

سلام
نظر آيت الله وحيد،درباره:
-فلسفه علامه طباطبايي و يادگيري آن چيست؟
-مولوي و مثنوي او چيست؟

پاسخ به این پرسش در ادامه طلب :

ادامه‌ی مطلب

مقاله: جهان شناسی-اسلام و قانون جذب

مقاله: جهان شناسی-اسلام و قانون جذب :

پرسش:

نظرتان در مورد فيلم راز و قانون جاذبه چيست و اينکه انسان کار دنيايي خود مثل ازدواج به خدا واگذار کند تا در زمان خودش اتفاق افتد و به قدر الهي راضي باشد و يا سوالم را اين طور بيان کنم اصلا سرنوشت الهي( قسمت) است يا قانون جاذبه و تمرکز ذهن و امثال اينها(همت)؟
قانون جذب در اسلام صحيح است؟

رابطه مستند راز يا قانون جذب با احاديث و روايات و به طور کلي اسلام را تشريح کنيد.

اخيرا بعضي مطالب در مورد قانون جاذبه مطالعه کرده ام که اکثر اين مطالب تاليف نويسندگان خارجي است. آيا اين نظريه ها و مطالب منافاتي با اعتقادات اسلامي ما دارد يا نه؟ لطفا نظر خود را توضيح دهيد.

پاسخ را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید :

ادامه‌ی مطلب