1/100116910
پرسش:چطور مي شود هم راضي به رضاي خدا بود، هم براي بهتر شدن تلاش کرد خوب اين هم يه جور ناسپاسي از خدا حساب ميشه ديگه؟
پاسخ:
امورى كه انسان با آنها مواجه است بر دو گونه اند ؛ نخست امورى كه به كلّى از مدار اختيار انسان خارجند و انسان چه بخواهد و چه نخواهد نمی تواند تغييرى در آنها ايجاد نمايد ، مثل وقوع زلزله يا وقوع يك تصادف غير قابل پيش بينى ؛ و گونه ى دوم امورى كه اختيار انسان مي تواند در آنها نقشی داشته باشد ، مثل تعيين رشته ی تحصيلى يا نوع شغل یا تعیین شریک زندگی و ... .
راضى به رضاى خدا بودن و تسلیم تقدیر او بودن در امور قسم اوّل به اين است كه انسان بداند که خداوند متعال ، حکیم و رحمان و رحیم است و هر چه می کند بهترین بوده به نفع نظام خلقت و تک تک موجودات عالم و از جمله فرد فرد انسانهاست ؛ اگر چه به ظاهر ما آن را به ضرر خود یا دیگری بپنداریم . اگر انسان چنین دیدی نسبت به این گونه امور داشته باشد ، در آن صورت ، دیگر اعتراضی به این گونه تقدیرات الهی نداشته و جزع و فزع نمی کند ؛ همان گونه که در امور عادی زندگی وقتی می داند که تحمّل فلان سختی ، نفع بزرگی را در پی دارد با کمال میل به آن تن می دهد.
امّا راضى به تقدیر خدا بودن در امور قسم دوم به اين است كه انسان حکم تشریعی خدا را درباره ی آن امر بداند و مطابق با خواسته ی خدا اختیار خود را در آن مورد به کار گیرد. در این گونه امور که اختیار انسان به نحوی در آنها نقش دارد ، در حقیقت خداوند متعال ، اختیار انسان را جزء علل آن امر قرار داده است ؛ لذا اختیار انسان نیز در این گونه امور ، جزء تقدیرات الهی است ؛ چرا که منظور از تقدیرات الهی همان نظام علّت و معلولی حاکم بر عالم است که در زبان قرآن کریم از آن تعبیر به سنّت الهی شده است. پس چنین نیست که تلاش اختیاری انسان در مقابل تقدیرات الهی قرار گیرد ؛ بلکه بر عکس ، تلاش اختیاری انسان نیز در چنین اموری ، جزء تقدیر خداوند حکیم است. امّا این بدان معنا نیست که انسان هر چه اختیار نموده و انجام دهد ، به خاطر تقدیر خدا بودن مورد رضایت خاصّ خداوند متعال می باشد. بلی هر آنچه انسان انجام دهد از آن جهت که زیر مجموعه تقدیر عامّ خداوندی است مورد رضایت عامّ او نیز واقع می شود ولی اگر آن کار بر خلاف شرع الهی باشد مورد رضایت خاصّ خدا نیست ؛ و آنچه ارزش اخلاقی است این است که انسان راضی به رضایت خاصّ خدا باشد که در این قسم امور مربوط به اختیار ، رضایتمندی به رضای خدا یعنی متعبّد بودن به شرع الهی و انجام امور بر وفق شریعت الهی و عدم رضایت به رضای خاصّ الهی یعنی اقدام به آن امر بر خلاف حکم شرع . و چون در شریعت الهی کار و تلاش مشروع ، نیکو شمرده شده و از انسان خواسته شده که سرنوشت خود را تا جایی که در توان اوست به دست خود بسازد ، بنا بر این ، اگر مطابق شرع تلاش نماید نه تنها بر خلاف تقدیر خاصّ خدا عمل نکرده بلکه دقیقاً تن به تقدیر خاصّ الهی داده است.