(4/100118400)

پرسش: خدا به ما امر كرده كه او را بپرستيم و براي او سجده كنيم ... اين معني غرور ما آدميان را نمي دهد؟ مي دانم براي سعاتمندي خودمان است ولي طوري امر شده كه ذهنمان سمت غرور مي رود(ناخواسته) آيا اين همان صفت متكبر است كه براي ما انسانها بسيار بد و نكوهيده ولي براي خداوند بسيار نيكوست؟

پاسخ:

1ـ عبادت تنها برای انسان نیست ، بلکه تمام موجودات و از جمله ملائک و انبیای الهی نیز مأمور به عبادت می باشند. پس اصل امر به عبادت ربطی به تکبّر یا صفات دیگر ندارد ؛ امّا در انسانهای عادی که رذائل فراوانی وجود دارد ، یکی از حکمتهای امر به عبادت این است که این نقصها از وجود انسانها زدوده شود. امّا برای انسانهای الهی عبادت نه تنها برای زدودن رذائل نیست بلکه لذّتبخش ترین امور می باشد.

2ـ صفت کبر و اسم المتکبّر از صفات و اسماء الهی است که به معنی برتری فوق تصوّر خداوند متعال نسبت به تمام مخلوقات می باشد. بلکه بالاتر از آن کبریایی خدا به این معناست که او از هر گونه وصف و ادراکی برتر بوده ، بزرگتر از آن است که ادراک و توصیف شود. به تعبیر اهل بیت (ع): الله اکبر من آن یوصف ــ خدا بزرگتر از آن است که به وصف در آید .

امّا باید توجّه داشت که این تکبّر با تکبّر مورد استفاده در مورد انسانها معنای یکسان ندارد. اگر تکبّر به این معنا که در مورد خداوند متعال استعمال می شود در انسانی ظهور پیدا کند نه تنها بد نیست بلکه تخلّق به اخلاق الله محسوب می شود ؛ که در علم اخلاق و نزد عرفا ، آن را تکبّر بالحقّ گویند. اگر در سیره ی انبیاء و ائمه (ع) و اولیای الهی توجّه فرمایید ملاحظه می کنید که در وجود این بزرگوران نوعی بزرگی ، عظمت ، شکوه ، شوکت و صلابت بوده که گاه از آن تعبیر به هیبت و سولت می شود. این همان مظهریّت برای اسم المتکبّر و تکبّر بالحقّ است که باعث می شد همگان در برابر این انسانهای الهی احساس کوچکی کنند. همین صفت بود که باعث می شد امام حسین (ع) بفرمایند: الا و انّ الدّعى بن الدّعى قد ركزنى بين اثنتين بين السّلة و الذّلة هيهات من الذّله يأبى اللَّه ذلك لنا و رسوله و المؤمنون و حجور طابت و طهرت و انوف حميّة و نفوس ابيّه من ان نؤثر طاعة اللّئام على مصارع الكرام‏ ـــ آگاه باشید كه اين فرومايه و فرزند فرومايه ، اينك مرا ميان دو راه و دو انتخاب قرار داده است: بر سر دو راهى ذلّت و تسليم. چقدر دور است از ما ذلّت و خوارى. خدا و پيامبر او و مومنان و دامانهاى مادران پاك و رگ و ريشه‏هاى پاكيزه و مغزهاى غيرتمند و جانهاى ستم ستيز و با شرافت، نمى‏پذيرند كه ما فرمانبردارى فرومايگان را بر شهادتگاه رادمردان و آزادمنشان مقدّم بداريم.

همچنین همین روحیّه ی الهی بود که حضرت امام راحل (ره) را وا می داشت تا آنگونه شاه پهلوی و ابرقدرتهای جهان را تحقیر کند و همین روحیه امروز در مقام معظّم رهبری نیز به وضوح دیده می شود.

امّا آن صفت تکبّر که از رذائل شمرده می شود ، از آن جهت بد است که تو خالی و دروغین می باشد ؛ یعنی شخص خود را برتر از دیگران می پندارد در حالی نه تنها برتر نیست بلکه پستتر از دیگران است. در تکبّر ، شخص خود و امتیازات مادّی خود را با دیگران مقایسه کرده ؛ آنگاه از برتری مادّی خود ، برتری ذاتی خود را نتیجه می گیرد ؛  امّا در تکبّر بالحقّ شخص ، روح الهی و ملکوتی خود را با امتیازات مادّی دیگران سنجیده ، روح ملکوتی و الهی خود را برتر از مادّیات می یابد ؛ لذا در برابر امور مادّی و انسانهای مادّه گرا سر فرود نمی آورد. امر و نهی خدا نیز برای این است که انسان از آن تکبّر دروغین رهانیده و او را متوجّه جهت الهی خود کند که از ملائک نیز برتر می باشد. کما اینکه می خواهد انسان را از طمع به امور کوچک دنیایی رهانیده ، طمع او را متوجّه بهشت و بلکه صاحب بهشت کند.