(3/100125301)-   

پرسش:ممنونم از اينکه کمکم مي کنيد، پاسخهايتان را خوندم با بعضي جاهاش موافق بودم و داشتم همان کار را مي کردم مثلا گفته بوديد که باهاش بحث نکنم و من هم چنين کاري کردم يا اينکه به خاطر مشکلات مالي باشه و من هم موافقم اما بعضي جاهاش را نه مثلا اينکه از دوستاش و يا فاميلهاش فاصله بدم، فاميلهاش نماز مي خونن هر چند کثافت کاري هم بکنن باز هم حفظ ظاهر ميکنن و در ضمن من با کل فاميلش رابطم قطعه چون دوست نداره باهاشون رابطه داشته باشم و فقط با مادرشوهرم رابطه دارم.
گفتيد سر سفره حلال بزرگ شده که تو اين هم مشکله چون به قول خود شوهرم پدرم سر مردم را کلاه ميذاشت البته خودش هم موقعي که مغازه مي رفت کار پدرشو مي کرد، خانوادش آدم مذهبي نيستن و خيلي چيزها را هم نميدونن. نمي دونم احساس مي کنم که ديگه نمي تونم کمکش کنم چون چيز عجيبي تو ذاتش مي بينم مثلا هر وقت آقا خميني سخنراني مي کنه، بهش فحش ميده ولي اگر بني صدر سخنراني کنه، ميگه درسته و داره منطقي حرف ميزنه، بهم ميگه منطق را قبول دارم اما فهميدم اين طور نيست، منطق ذهن خودش؛ اگر ذهنش قبول کرد منطقه و اگر تمام عالم قبول کرد و خودش قبول نکرد، بي منطقه.
از هر راهي بود خواستم بهش کمک کنم اما ديدم فايده نداره اگر بخواهم از قرآن و خدا اينها مطلب بيارم ميگه آدمها نوشتن که تو ايرانه و يا زيردست خود دولته ولي اگر آدمي مثل رضا فاضلي حرف بزنه گوش مي ده، احساس مي کنم تو ذاتشه که با روحاني بده، بد جوري خسته شدم.
گاهي وقتها احساس ميکنم اگر با خودش بشينم و به بحث بپردازم مثل خودش منحرف شم ديگه زياد به دين و ايمانش کار ندارم البته اگر چه احساس مي کنم از دين برگشته و اون جوري که دين را ما قبول داريم ايشون قبول نداره،
بعد از اين که نامه شما به من را خواند دنبال شما مي گشت که با شما چت بکنه و مي خواست بفهمونه که کي درست ميگه و شماها داريد اشتباه مي کنيد ولي کسي آنلاين را پيدا نکرد. همسرم وبلاگ داره و اگر کسي ازش کمکي درباره دين بخواهد چيزهاي ضد ديني مي دهد و اگر اعتراض کنم که اين کارو نکن، ميگه من دارم راه را نشون ميدم انتخاب با خودشه جالب اينجاست همان راهي را نشون ميده که خودش با ديدن اونا گمراه شد اما خودش را گمراه نمي دونه و آدم خيلي فهميده ميدونه، ديگه نمي دونم چه کار کنم؟!
ميشه ازتون خواهش کنم با ايشون چت آنلاين داشته باشيد شايد شما بتوانيد کمکمان کنيد. من دوست ندارم اين زندگيم را از دست بدهم اما اين جوري که بوش مياد، دار ه از دست ميره! ممنون ميشم زودتر جواب بديد و يه وقتي براي چت آنلاين با همسرم داشته باشيد.

پاسخ:

1ـ از تأخیری که در پاسخ پیش آمده طلب عذر می کنیم ؛ مدّتی بود که سایت مربوط به محقّقین مشکل داشت ؛ لذا موفّق به ارسال پاسخ نشدیم.

2ـ متأسفانه ما برای چت آنلاین نیز به آن صورت امکان لازم را نداریم ؛ امّا می توانید با مراجعه به قسمت کنفرانسها در سایت پرسمان ، امکان تماسّ آنلاین را در ساعات خاصّی از شب پیدا کنید ؛ هم به صورت صوتی هم به صورت چت. شخص بنده معمولاً روزهای یکشنبه برنامه صوتی زنده دارم. دیگر همکاران نیز با موضوعات مختلفی در روزهای دیگر ـ غیر از روزهای تعطیل ـ برنامه هایی را به صورت زنده اجر می کند.

3ـ اگر شوهرتان ـ که ان شاء الله ما و ایشان سعادتمند شویم ـ مایل باشند ، ما خوشحال می شویم که از طریق همین پرسش و پاسخها با ایشان مکاتبه ی مستمرّ داشته باشیم. البته لازم است اوّلاً ایشان سوالاتشان را همواره با کلمات ویژه ای علامت گذاری کنند تا برای ما معلوم باشد که کدام سوال برای ایشان است. ثانیاً همواره موقع ارسال سوال ، گروه کلام و دین پژوهی را انتخاب نمایند تا سوال به دست گروههای دیگر نرسد. چون ما روزانه با صدها پرسش با موضوعات مختلف مواجهیم .

ایشان ایراداتشان را نسبت به اسلام برای ما ارسال نمایند و منتظر پاسخ باشند ؛ و اگر باز بر پاسخ ما اشکالی وارد دانستند باز اشکال را مطرح نمایند تا بحثمان به سرانجامی برسد. بالاخره از دو حال خارج نیست ؛ یا ایشان راه راست را می روند یا ما ؛ اگر راه ایشان درست است ، که ما حقیقتاً ـ نه از باب تعارف ـ افتخار می کنیم به دست ایشان به سوی حقیقت هدایت شویم ؛ و اگر راه ما درست ـ که خدا کند چنین باشد ـ ایشان آزادند که سخن ما را بپذیرند یا نپذیرند.

البته اگر شوهر شما بزرگوار با فحش دادن آرام می شوند ، در این صورت ما آمادگی شنیدن فحش را هم داریم. لکن فحش را برای فحش دهنده نمی پسندیم. فحش دادن اساساً برازنده انسانهای فهمیده نیست ؛ فحش دهنده ، حتّی اگر درست هم بگوید ، حرفش خریدار نخواهد داشت. فحش دهنده ی راست گفتار ، مانند کسی است که بهترین میوه را می فروشد ، امّا در کنار انبوهی از زباله های بد بو بساط باز کرده است. امّا لعن و نفرین و ابراز بیزاری در جای خود لازم است ؛ که آن را هم نثار کسی می کنند که حاضر به بحث منطقی نباشد و بخواهد حرف خود را با زور بفهماند. و گمان نکنم ما چنین موجودات ناهنجاری باشیم ؛ که اگر چنین هستیم و خود خبر نداریم ، عاجزانه می خواهیم که خدای عزیز هدایتمان کند. به تعبیر حضرت یوسف (ع): « وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسي‏ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحيمٌ  ـــــ و من هرگز خودم را تبرئه نمى‏كنم، كه همانا نفس ، بسيار امر کننده است به بديها ؛ مگر آنچه را پروردگارم رحم كند ؛ که همانا پروردگارم آمرزنده و مهربان است.» (يوسف:53)