(1/100178209)

پرسش:باسلام چرا حضرت يعقوب يوسف رابيشتر دوست مي داشت مگر اين تبعيض نيست مگر شفارش نشده بين فرزندانتان تبعيض نداشته باشيد.

 

پاسخ:

اين عين عدالت است. افراد را بايد به مقدار ايمانشان دوست داشت. لذا اگر فرزند كسي يا برادر و خواهر يا والدين كسي كافر باشند، حتّي حقّ ندارد يك ذرّه هم آنها را دوست بدارد بلكه بايد از آنها متنفّر باشد؛ البته بايد مراعات احترام آنها را بكند، امّا احترام گذاشتن چيزي غير از محبّت داشتن است.

« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَكُمْ وَ إِخْوانَكُمْ أَوْلِياءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإيمانِ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ـــــ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هر گاه پدران و برادران شما، كفر را بر ايمان ترجيح دهند، آنها را ولىّ ( دوست و ياور و تكيه‏گاه) خود قرار ندهيد! و كسانى از شما كه آنان را ولىّ خود قرار دهند، ستمگرند.» (التوبة:23)

بلي اگر دو فرزند، از نظر ايمان و كمالات الهي با هم برابر باشند و پدر يا مادر، يكي را بيش از ديگري دوست بدارد، تبعيض است.

حضرت يعقوب(ع) يوسف را به اندازه اي كه لياقتش را داشت دوست داشت نه بيش از لياقتش؛ ديگر برادران را هم به اندازه ي لياقتشان دوست داشت نه كمتر. لذا بعد از يوسف(ع) باز آن حضرت، بنيامين را بيش از ديگر پسرانش دوست داشت. چون او ايمان برتري داشت. مردان خدا، ملاك محبّتشان ايمان است نه روابط فاميلي و امثال اين امور اعتباري.

البته پدر و مادري كه فرزند مؤمنتر را بيشتر دوست دارند، لزومي ندارد كه آن را آشكار كنند. چون ممكن است حسد ديگر فرزندان را بر انگيزد، همان گونه كه حضرت يعقوب(ع) محبّتش را به يوسف(ع) آشكار نمود و برادران بر او حسد كردند. البته يعقوب(ع) نمي توانست محبّتش را پنهان كند. چون طبق آن خوابي كه يوسف(ع) ديده بود، كه خورشيد و ماه و ستارگان بر او سجده مي كنند، مقام يوسف(ع) بالاتر از مقام خود يعقوب(ع) بوده است؛ چون تأويل خورشيد همان يعقوب(ع) بود. لذا حضرت يعقوب(ع) محبّتش به يوسف(ع) خيلي خيلي زياد بود، حتّي او را از خودش هم بيشتر دوست مي داشت. لذا توان كتمان چنان عشق عميقي را نداشت. البته يعقوب(ع) تا آنجا كه مي توانست، محبّتش را مخفي مي نمود امّا هر چه مي كرد، تشعشعات آن عشق الهي خود را نمودار مي ساخت.

يعقوب(ع) اساساً يوسف را نمي ديد، بلكه اسم الجميل را در وجود يوسف(ع) متجلّي مي ديد؛ يعني خدا را با اسم الجميل در يوسف(ع) مشاهده مي كرد؛ و اين عشقي نيست كه بتوان پنهانش نمود. مگر مي شود كه آيينه، نور را در خود نهان كند؟!! عاشقان خدا را زبان بريده اند و دهان دوخته اند ولي باز هم به صد زبان، غزل عشق مي خوانند. دست خودشان نيست. آيينه، اگر عكس رخ يار را ننمايد، آيينه نيست.