(13/100139469)

پرسش: آيا اموات ميتونن دعا كنن؟

 

پاسخ:

در روايات متعدّدي تصريح شده كه اموات هم مي توانند براي زندگان دعا كنند؛ و از جمله كساني كه دعا مي كند، رسول الله(ص) و اهل بيت(ع) مي باشند.

 

ـ چه كسي دعا مي كند؟

بدن مادّي انسان، به خودي خود نه قدرت دعا دارد و نه كاري از دستش بر مي آيد. آنكه دعا مي كند و دعايش مستجاب مي شود، روح شخص مقرّب است. بدن صرفاً آن دعا (درخواست از خدا) را به صورت صوت نمايان مي سازد. لذا داشتن بدن مادّي يا نداشتن آن ربطي به دعا كردن و مستجاب شدن دعا در مورد انبياء و ائمه(ع) و ديگر انسانهاي مقرّب خدا ندارد. روحي كه در دنيا قادر به دعاست و دعايش مستجاب مي شود، بعد از مفارقت از بدن مادّي، نه تنها امكان اين كار را دارد بلكه به مراتب تواناتر است به اين كار. چرا كه او بعد از مفارقت از بدن مادّي به خدا مقرّبتر نيز مي شود.

توجّه شود كه مرگ به معني مفارقت انسان از بدن مادّي، مرگ انسان نيست بلكه مرگ بدن است. انسان ابداً نمي ميرد، بلكه بدن است كه با جدا شدن انسان از آن، مي ميرد. حقيقت انسان، چه در دنيا و چه در رزخ و چه در آخرت، به روح و بدن اوست نه به مادّه اش؛ و موقع مرگ، انسان (روح و بدن) از مادّه جدا گشته برزخي مي شوند؛ و آنچه از او باقي مي ماند، مادّه ي بدن اوست نه بدن او. بدن، شاكله ي بدن را گويند كه هم مي تواند همراه مادّه باشد هم مي تواند بدون مادّه باشد. تا شخص در رتبه ي پايين وجود مي باشد، بدن همراه مادّه است؛ و آنگاه كه به رتبه ي ملكوت ترقّي نمود، بدن، مادّه را رها نموده برزخي مي شود. در اين عالم آدمي بدني دارد همچون بدنهايي كه در خواب مي بينيم؛ يعني بدني جسماني (داراي شكل و رنگ و اندازه) ولي غير مادّي. هنگام قيامت، از برزخ نيز بدن ما فراتر رفته، بدن اخروي مي شود. كما اينكه زمين ما نيز روزي مرده و برزخي مي شود؛ و پس از آن زمين اخروي خواهد شد. « يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّار ــــ در آن روز كه اين زمين به زمين ديگر، و آسمانها(به آسمانهاى ديگرى) مبدّل مى‏شوند، و آنان در پيشگاه خداوند واحد قهار ظاهر مى‏گردند » (إبراهيم:48)

 

ـ شواهدي بر اينكه انبياء و ائمه(ع) و برخي مومنان بعد از مرگ نيز زنده اند و مي شنوند و مي بينند و دعا و استغفار مي كنند براي زندگان.

 

الف.« وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون ــ فَرِحينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون‏ ــ يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنين‏ ـــــ و كسانى را كه در راه خدا كشته شدند مرده مپندار، بلكه زندگانند و نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند ــ به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است شادمانند، و براى كسانى كه از پى ايشانند و هنوز به آنان نپيوسته‏اند طلب بشارت و شادى مى‏كنند كه نه بيمى بر ايشان است و نه اندوهگين مى‏شوند. ــ طلب بشارت و شادي مي كنند بر نعمت و فضل خدا و اينكه خداوند پاداش مؤمنان را تباه نمى‏گرداند.» (آل‏عمران:169)

 

در اين آيه نفرمود: شهيدان در نزد خدا زنده اند؛ بلكه فرمود: زنده اند؛ و نزد خدا روزي مي خورند. زنده بودن انسان به روح و بدن اوست چه در دنيا و چه در برزخ و چه در آخرت؛ امّا مادّه ، صرفاً زماني حامل صورت بدن ماست. لذا همه ي مردگان زنده اند، لكن شهدا از حيات طيّبه نيز برخوردار مي باشند؛ و به سبب اين حيات متعالي، از روزي خاصّي نيز برخوردار مي باشند.

در ادامه ي آيه تصريح نمود كه شهدا براي رهپويان خود نيز دعا مي كنند.

 

ب. « إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليماً ــــ خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مى‏فرستد؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، بر او درود فرستيد و سلام گوييد و كاملاً تسليم(فرمان او) باشيد» (الأحزاب:56)

آيا اين آيه اختصاص به زمان حيات دنيوي رسول خدا(ص) دارد؟! اگر چنين گوييم، پس خدا كار لغوي كرده كه آيه اي بي مصرف را در قرآن قرار داده است كه تا قيامت به درد كسي نخواهد خورد.

پس يقيناً اين آيه براي تمام اعصار مي باشد؛ و ما طبق اين آيه وظيفه داريم كه بر آن حضرت درود فرستيم؛ و سلام دهيم. كما اينكه در نمازها، هم از خدا براي حضرتش طلب صلوات مي كنيم هم به خود حضرتش سلام مي كنيم.

اگر رسول خدا(ص) اين سلام را نمي شنوند، پس چرا امر نمودند كه بگوييم: « السلام عيلك ايّها النبيّ و رحمة الله و بركاته».

اين ذكر اختصاص به شيعه هم ندارد، بلكه اهل سنّت نيز مشابه آن را دارند. ابوحنيفه تشهد را چنين گفته:

« اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبِىُ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكاتُهُ، اَلسَّلامُ عَلَيْنا وَ عَلى عِبادِ اللّهِ الصّالِحينَ، اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ الّا اللّهُ وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ.» (الخلاف: ج1، ص268; صحيح مسلم: ج1، ص301; سنن ترمذى: ج2، ص81; سنن نسائى: ج2، ص240; الهدايه: ج1، ص51; المبسوط: ج1، ص27; المجموع: ج3، ص456; المحلّى: ج3، ص270)

مالك گفته است: « بهتر همان است كه از عمر بن خطاب روايت شده است، او بر منبر تشهد را به مردم آموخت و گفت بگوييد:

اَلتَّحيّاتُ لِلّهِ، الزّاكِياتُ لِلّهِ ، اَلصَّلَواتُ لِلّهِ، اَلطيِّباتُ لِلّه ِ،اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبِىُّ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكاتُهُ، اَلسَّلامُ عَلَيْنا وَ عَلى عِبادِ اللّهِ الصّالحينَ، اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ.» (الخلاف: ج1، ص268; موطّأ مالك: ج1، ص9; نصب الرايه: ج1، ص422; المحلّى: ج3، ص270)

شافعى گويد: « بهترين تشهد آن است كه ابن عباس روايت كرده و گفته است: رسول خدا(صلى الله عليه وآله) تشهد را به ما مى آموخت، آنگونه كه قرآن مى آموخت و مى فرمود:

اَلتَّحيّاتُ الُْمبارَكاتُ، اَلصَّلَواتُ الَطيِّباتُ لِلّهِ، اَلسّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبِىُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ، اَلسَّلامُ عَلَينا وَ عَلى عِبادِ اللهِ الصالِحينَ، اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اِللهُ الْخَلاّقُ وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ. » (الخلاف: ج1، ص269، سنن ابن ماجه: ج1، ص291، حديث 900، سنن ترمذى: ج2، ص83، صحيح مسلم: ج1،ص302،الأمّ: ج1، ص117، المجموع: ج3، ص455، مغنى المحتاج: ج1، ص174، المحلّى: ج3، ص270، المبسوط: ج1، ص27)

از طرف ديگر، مي دانيم كه جواب سلام واجب است. پس وقتي ما به رسول خدا(ص) سلام مي كنيم آن حضرت حتماً جواب ما را مي دهد؛ و مي فرمايد: « عليك السلام و رحمة الله و بركاته» و شكّ نيست كه اين جمله دعاست.

 

پ. « قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ سَلامٌ عَلى‏ عِبادِهِ الَّذينَ اصْطَفى‏ آللَّهُ خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُون‏ ـــ بگو: «حمد مخصوص خداست؛ و سلام بر بندگان برگزيده‏اش!» آيا خداوند بهتر است يا بتهايى كه همتاى او قرار مى‏دهند؟! » (النمل:59)

خدا به رسول خدا(ص) و ما امر مي كند كه بگوييم: « سلام بر بندگان برگزيده ي خدا»؛ اگر آنها سلام ما را نمي شنوند، پس براي چه خدا ما را امر نمود كه بر آنها سلام كنيم؟!

و فرمود: « سَلامٌ عَلى‏ نُوحٍ فِي الْعالَمينَ ـ سلام بر نوح در عالمها.»

سَلامٌ عَلى‏ إِبْراهيمَ

سَلامٌ عَلى‏ مُوسى‏ وَ هارُونَ

سَلامٌ عَلى‏ إِلْ‏ياسينَ

وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلينَ

طبق اين آيات، بر ماست كه به تبعيّت از خدا بر اين بزرگواران سلام كنيم. پس يقيناً آن بزرگواران سلام ما را مي شنوند. و اگر مي شنوند پس حتماً جواب سلام هم مي دهند؛ و سلام و جواب سلام، هر دو دعا هستند.

 

ت. خداوند متعال مي فرمايد: « وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً ــــ ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر براى اين كه به فرمان خدا، از وى اطاعت شود. و اگر اين مخالفان، هنگامى كه به خود ستم مى‏كردند، به نزد تو مى‏آمدند؛ و از خدا طلب آمرزش مى‏كردند؛ و پيامبر هم براى آنها استغفار مى‏كرد؛ خدا را توبه پذير و مهربان مى‏يافتند» ( النساء:64)

در اين آيه مي فرمايد اگر آنها كه به خود ظلم نموده اند پيش تو مي آمدند و از تو مي خواستند براي آنها از من طلب غفران نمايي و تو نيز طلب غفران مي نمودي من آنها را مي بخشيدم ؛ و اگر پيش تو نيايند من توبه ي آنها را نخواهم پذيرفت.

پس بايد اينها بيايند و بگويند: اي پيامبر براي ما از خدا غفران طلب نما!

اين آيه نيز مطلق است و منحصر به زمان حيات دنيايي آن حضرت نمي شود. لذا اگر اكنون نيز كسي از رسول خدا(ص) بخواهد كه برايش طلب غفران كند، حضرتش طلب مي كند، و خدا نيز اجابت مي كند.

اگر كسي بگويد كه اين آيه منحصر است به زمان حيات آن حضرت، بايد دليل از خود قرآن اقامه كند؛ و چنين دليلي وجود ندارد. لذا اطلاق آيه برجاي خود باقي است.

 

ث. نبي اكرم (ص) به نقل هيثمي از بزرگان اهل سنّت در مجمع الزوائد ، ج9 ، ص24 ، فرموده اند:« حَيَاتِي خَيْرٌ لَكُمْ تُحَدِّثُونَ وَ تُُحَدِثُ لَكُمْ وَ وفَاتِي خَيْرٌ لَكُمْ. تُعْرَضُ عَلَيَّ أَعْمَالُكُمْ فَإِنْ رَأَيْتُ من خيرٍ حَمِدْتُ اللَّهَ عَلَيه و ما رأيت من شرٍ اسْتَغْفَرْتُ اللَّهَ لَكُمْ ــــ حيات من خير است براي شما ، شما با من سخن مي گوييد و من نيز با شما سخن مي گويم؛ و وفات من نيز خير است براي شما. اعمال شما به من عرضه مي شود ؛ اگر خيري از شما ديدم خدا را بر آن حمد مي كنم و اگر شرّي از شما ديدم از خدا براي شما طلب غفران و بخشش مي كنم.» وي بعد از ذكر اين روايت گفته است: « آن را بزّاز روايت نموده كه رجال آن همه صحيح است».

مشابه اين روايت در منابع حديثي شيعه بسيار فراوان مي باشد.

پس اگر اعمال ما خدمت آن حضرت عرضه مي شود ، لابد كمك خواهي ما را مي شنود و براي ما دعا مي كند و دعاي آن حضرت نزد خداوند متعال مستجاب است.

 

ج. در روايتى محمّد بن مسلم مى‏گويد: « به امام صادق عليه السّلام عرض كردم؟ آيا مردگان را زيارت كنيم؟ فرمودند: بله. عرض كردم: آيا وقتى ما به زيارتشان مى‏رويم، آنان‏ صداى ما را مى‏شنوند؟ فرمودند: بله، به خدا سوگند، چنين است، مسلّما آنان از آمدن شما خبردار شده و شادمان مى‏گردند و با شما انس مى‏گيرند. وى مى‏گويد: عرض كردم: وقتى به زيارت ايشان رفتيم چه بگوييم؟ فرمودند: بگو: «اللّهمّ، جاف الأرض عن جنوبهم، و صاعد إليك أرواحهم، و لقّهم منك رضوانا، و أسكن إليهم من رحمتك ما تصل به وحدتهم، و تونس به وحشتهم، إنّك على كلّ شى‏ء قدير.» يعني: خداوندا، زمين را از پهلوهايشان بر كنار فرموده و جايگاهشان را وسعت ده، و ارواح آنان را به سوى خود بالا بر، و خشنودى مخصوص خود را به ايشان ارزانى دار، و از رحمت خويش چنان رحمتى به سوى آنان گسيل دار كه با ارتباط بر قرار كردن با آنان ايشان را از تنهايى نجات داده، و مونس وحشت و احساس تنهايى‏شان گردى، به راستى كه تو بر هر چيز توانايى. »