(1/100139721)

پرسش: فشار قبر طبق گفته آنهايي كه مرگ را تجربه كردند و بازگشتند وجود ندارد، نظر شما چيست؟

 

پاسخ:

1ـ برزخ منفصل و متّصل

در این به اصطلاح تجربه های نزدیک به مرگ ، گزارشاتی داده شده مبنی بر دیدن تونل نور ، خروج از بدن مادّی و از بیرون دیدن بدن مادّی و نیز ملاقات با اشخاص نورانی و گذر از در و دیوار و ... . امّا معلوم نیست که این پدیده ها حقیقتاً مشاهده ی عالم برزخ (عالم قبر) باشند ؛ بلکه ممکن است زاییده ی ذهن خود شخص بوده و به اصطلاح فلسفی ، این پدیده ها در برزخ متّصل و در برزخ نفس رخ دهند ، همانگونه که انسان خواب می بیند یا مثل برخی بیماران روانی ( بیماران مبتلا به اسکیزو فرنی) که شخص دیگری را در کنار خود مشاهده می کنند.

توضیح مطلب آنکه حکمای اسلامی وجود دو گونه برزخ را با براهین عقلی اثبات نموده اند ؛ اوّلی عالم برزخ منفصل که همان عالم برزخ یا عالم قبر مطرح در آیات و روایات می باشد ؛ و دومی برزخ متّصل که در صحنه ی روح خود انسان بوده ، مرتبه ای از مراتب روح است ؛ و مشاهده رؤیاهای موقع خواب ، تخیّلات و پندارهای بیماران روانی از این برزخ درونی سرچشمه می گیرد. البته این برزخ درونی با برزخ خارجی نیز یک نحوه ارتباط دارد که اگر این ارتباط به اندازه ی کافی قوی باشد انسان موفق به دیدن رؤیاهای صادقه می شود یا می تواند از راه تخیّل به کشفیّات علمی دست پیدا کند که در علوم تجربی از آن تعبیر می شود به مکاشفه ی علمی.

ظاهراً این گونه افراد که به اصطلاح تجربه ی مرگ داشته اند ، در حقیقت نمرده بوده اند ، بلکه فعّالیّتهای بدنی آنها به حدّاقلّ ممکن رسیده بوده، به گونه ای که روح آنها می توانسته در ضمیر خود و در برزخ درون به سیر بپردازد و اعتقادات درونی خود را به صورت موجودات متمایز از خود مشاهده کند ، همان گونه که بسیاری از رؤیاهای شبانه ی افراد ، در حقیقت باورها ، آرزوها و عقده ها و خاطرات خود آنان است که در صحنه ی نفسشان به نمایش گذاشته می شود. بنا بر این ، این به اصطلاح تجربه ی مرگ در حقیقت نوعی خواب بسیار بسیار عمیق است؛ مشابه مراحل پیشرفته ی خواب هیبنوتیزمی که شخص در آن حالات خود را بیرون از بدن خویش احساس می کند. در حالت خواب ـ چه خواب طبیعی و چه هیبنوتیزمی و چه مشابه آنها ـ بسیاری از فعّالیّتهای بدن تعطیل یا کند می شوند و هر چه خواب عمیقتر باشد خواب دیدن بیشتر می گردد. جالب این است که در قرآن کریم و روایات اهل بیت (ع) ، خواب نیز نوعی مرگ ناقص تلقی شده است ؛ خداوند متعال می فرماید: « اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها وَ الَّتي‏ لَمْ تَمُتْ في‏ مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتي‏ قَضى‏ عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى‏ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون‏ ـــــ خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مى‏كند، و ارواحى را كه نمرده‏اند نيز به هنگام خواب مى‏گيرد؛ سپس ارواح كسانى كه فرمان مرگشان را صادر كرده نگه مى‏دارد و ارواح ديگرى را (كه بايد زنده بمانند) بازمى‏گرداند تا اجلی معيّن ؛ در اين امر نشانه‏هاى روشنى است براى كسانى كه انديشه مى‏كنند.» (الزمر:42) ؛ و امام صادق (ع) فرمودند:« اِِنَّ النَّوْمَ أَخُ الْمَوْتِ فَاسْتَدْلِلْ بِهِ عَلَى الْمَوْت ـــــ همانا خواب برادر مرگ است ؛ پس با خواب به مرگ استدلال می شود.» (بحار الأنوار ، ج‏73 ،ص 189 )

 

2ـ مرگ دائمی و موقّت

مطلب دیگر اینکه طبق آیات و روایات، مشاهده نکیر و منکر و سوال قبر و فشار قبر و امثال این امور اختصال به همه ی مردگان ندارد ؛ بلکه اختصاص به کسانی دارد که قرار نیست دوباره زنده شوند. لذا آنان که به گزارش قرآن کریم مرده و دوباره زنده شدند، چیزی از این امور به یاد نمی آوردند و خیال می کردند از خواب بیدار شده اند. برای مثال ، حضرت عُزیر (ع) بعد از یکصد سال که از مرگش می گذشت زنده شد و از عالم برزخ هیچ به یاد نداشت ؛ خداوند متعال جریان آن جناب را این گونه مطرح نمود: « يا [داستان‏] كسى كه بر شهرى گذشت كه بر سقف‏هايش فرو ريخته بود. [در دل‏] گفت: خدا چگونه اهل اين ديار را پس از مرگشان زنده مى‏كند؟ پس خدا او را صد سال بميراند، سپس زنده كرد و گفت: چه مدّت [در اين حال‏] بوده‏اى؟ گفت: يك روز يا بخشى از يك روز بوده‏ام. فرمود: [نه‏] بلكه صد سال [در اين حال‏] بوده‏اى، پس به خوراكى و نوشيدنى خود بنگر كه تغيير نيافته، و به درازگوش خويش نگاه كن [كه چگونه متلاشى شده‏] و [بدين‏سان‏] تو را براى مردم نشانه [معاد] قرار دهيم، و به اين استخوان‏ها بنگر كه چگونه آنها را پيوند مى‏دهيم سپس بر آنها گوشت مى‏پوشانيم. پس همين كه [حقيقت‏] بر او آشكار شد، گفت: [اكنون‏] مى‏دانم كه خداوند بر همه چيز تواناست.» (بقره:259)

همچنین اصحاب کهف بعد از حدود سیصد سال دوباره زنده شدند ولی گمان کردند که در خواب بوده اند: « و اين چنين آنان را برانگيختم تا ميان خود از يكديگر پرستش كنند. يكى از آنها گفت:چه مدت [اين جا] مانده‏ايد؟ گفتند: روزى يا مقدارى از روز مانده‏ايم. [سر انجام‏] گفتند: پروردگارتان بهتر مى‏داند چه مدت مانده‏ايد. اينك يكى از خودتان را با اين پولتان به شهر بفرستيد، و بايد ببيند كدام يك از غذاهاى آن پاكيزه‏تر است و از آن غذايى برايتان بياورد و بايد دقت كند و كسى را از [مكان‏] شما آگاه نسازد.» (کهف:19)

پس اگر افرادی که حقیقتاً تجربه ی مرگ داشته اند ـ آنها که حقیقتاً مرگ موقّت داشته اند، نه آنها که حالتی شبیه خواب فوق عمیق را تجربه نموده اند ـ چیزی از نکیر و منکر و امثال این امور را ندیده اند عجیب نیست ؛ چون این امور برای کسانی است که بناست به دنیا باز نگردند.

 

3ـ رابطه رؤیا و مغز

برخی از متخصّصین فیزیولوژی بر این باورند که مشاهدات این گونه افراد در آستانه ی مرگ پزشکی، در حقیقت نتیجه ی تغییرات فیزیولوژیکی است؛ برای مثال ، موقع ایست قلبی ، وقتی خون به چشم نمی رسد ، سلولهای شبکیّه به خاطر نرسیدن خون ، یک به یک از کار می افتند و حاصل این امر مشاهده ی پدیده ای مثل تونل نور می باشد؛ اینها حتّی ادّعا نموده اند که اگر در آزمایشگاه نیز مانع از رسیدن خون به شبکیّه شویم ـ بی آنکه سایر اعضاء با کمبود مواجه شوند ـ دقیقاً همین تونل نور دیده خواهد شد. این گونه متخصّصین حتّی خواب دیدن و مشاهدات برخی بیماران روانی را هم صرفاً نتیجه ی فعّالیّتها و تغییرات فیزیولوژیک بدن می دانند؛ لذا با تجویز برخی داروها می توانند توهّمات بیماران مبتلایان به اسکیزوفرنی را از بین ببرند.

امّا حکمای اسلامی اگر چه سخن این متخصّصین را می پذیرند ولی آن را تامّ نمی دانند ؛ چون از نظر حکما ، دیدن ، کار چشم نیست بلکه کار روح می باشد و چشم صرفاً وسیله ی دیدن است ؛ کما اینکه مغز هم صرفاً وسیله ی برای روح است. پس تمام مشاهدات چه در بیداری و چه در خواب و چه در حال تخیّل و چه برای افراد سالم و چه برای برخی بیماران روانی و چه در حال مرگ و چه بعد از آن ، همگی برای روح هستند ؛ لکن روح ، بعضی اوقات این امور را در خارج مشاهده می کند و گاه در درون خود. پس نقش تغییرات فیزیولوژیک در چنین مشاهداتی به جای خود و کار روح هم به جای خود ؛ و هیچ منافاتی بین کار این دو نیست و یکی دیگری را نفی نمی کند. بلی اگر ابزارهای مادّی مثل چشم و مغز دچار آسیب بشوند، طبیعی است که روح نیز نمی تواند مشاهدات طبیعی خود را داشته باشد.

 

4ـ خواب طبیعی و غیر طبیعی

در تقویت این نظر که این گونه به اصطلاح تجربه های مرگ ، مرگ حقیقی نبوده اند ، شاهدی است که در فنّ هیبنوتیزم وجود دارد. متخصّصین این فنّ برای خواب هیبنوتیزم مراحلی گفته اند که در آخرین مراحل آن که عمیقترین مرحله می باشد ، شخص هیبنوتیزم شده از نظر پزشکی تقریباً مرده است و علائم حیات را به سختی می توان در او شناسایی نمود ؛ ولی هیبنوتیزورهای حرفه ای به راحتی شخص را از این حالت بر می گردانند. در این حالت نیز افراد هیبنوتیزم شده ، مشاهداتی را گزارش می کنند که مشابه مشاهدات افرادی است که به اصطلاح تجربه مرگ داشته اند.

 

5ـ فلج خواب و رؤیا در بیداری

برخی ها گزارش نموده اند که گاه در حال خواب فردی بر سینه ی آنها می نشیند و قصد کشتن آنها را دارد. آنها حتّی ادّعا نموده اند که این فرد را به چشم خود دیده اند. در عرف مردم، این موجود مزاحم را بختک یا خفتو یا وروجک یا عبد الجنّه یا ... می گویند. برخی ها نیز شبیه این حالت خفگی را دارند ولی کسی را بر روی خود نمی بینند؛ ولی می دانند که بیدارند و این حالت ناراحت کننده را تجربه می کنند؛ در این حال شخص هر چه می خواهد از جایش بلند شود یا داد بزند، نمی تواند. برخی دیگر ـ که ترسی از این حالت ندارند ـ حالت خفگی را احساس نمی کنند و خود را بیرون از بدن خویش حسّ می کنند؛ و بدن خودشان و دیگر اشیاء خارج از بدنشان را می بینند و صدای اطرافیان را می شنوند. برخی از اینها حتّی با آن وجود خارج از بدنشان در اطراف سیر می کنند و چه بسا به جاهای دوری سفر می کنند؛ یا موجوداتی نورانی مثل ملائک یا اولیاء را می بینند.

افرادی که این حالتها را تجربه نموده اند، اعتقاد راسخ دارند که در حال دیدن این امور، بیدار بوده اند و خواب ندیده اند. امّا تحقیقات آزمایشگاهی محقّقان نشان داده که اینها تمام این امور را در خواب می بینند؛ لکن نه در یک خواب معمولی، بلکه در حالی که مغز از خواب بیدار شده ولی بدن هنوز در خواب است؛ لذا خود این افراد خیال می کنند که کاملاً بیدارند و آنچه می بینند واقعیّت دارد. پزشکان از این حالت تعبیر می کنند به فلج خواب.

فلج خواب(sleep paralysis) اغـلب اوقات هنگام بيدار شـدن از خـواب و يـا در مـوارد نـادر در لحظه ي به خـواب رفتن رخ ميدهد؛ که از چند ثانيه تا چـند دقيـقه بـه طـول مي انجامد. 25 تا 30 درصد جـمعيت حـداقل يكبار در طول زندگي خود اخـتـلال فلج خـواب را تـجـربه كرده اند. فلج خواب مي تواند در هر سني روي دهد.

 

 

ـ علايم فلج خواب:

1. ناتواني در حركت دادن تنه، دستها و پاها و صحبت كردن.

2. فلج تمام و يا بخشي از عضلات اسكلتی بدن.

3. احساس خفگي و نزديك بودن زمان مرگ. این حالت در برخی ها موقّت است و با حسّ خروج از بدن خاتمه می یابد.

4. وحشتزدگي و اضطراب. در برخی افراد

5. توّهمات خواب(hypnagogic hallucinations): به توهمات شنيداري، ديداري و لمسی رويا مانند اطلاق مي شود. احساس حضور يك انسان ديگر در اتاق، احساس فشردگي در قفسه سينه، ديدن سايه ي افراد، ديدن منبع نوراني ، شنيدن صداي افراد، شنيدن صداي قدمهايي كه نزديك مي شوند، ديدن شبح ، تجربه خروج از بدن ، احساس شناور شدن در هوا ، شنيدن صداي باز و بسته شدن درها و اموری از این دست، بسیار گزارش شده اند.

 

 

ــ تصورات غلط نسبت به فلج خواب و يا بختك:

آزار و اذيت توسط جنّ ، شيطان ، ديو و يا موجودات فرازميني ، و يا اشتباه گرفتن آن با تجربه خروج از بدن.

 

ـ علت ايجاد فلج خواب:

عوامل ژنتيكي ، اضطراب و استرس ، اختلال ترس (فوبیا) و اختلال در نظم خواب را در پيدايش فلج خواب دخيل مي دانند.

 

 

ـ مكانيسم ايجاد فلج خواب:

در طي خواب در مرحله حركات سريع چشم(REM)، يعني مرحله اي كه رؤيابيني در آن روي مي دهد ، مغز انتقال سيگنالهاي عصبي به سوي عضلات اسكلتي ـــ به استثناي عضله ديافراگم و عضلات چشم ــ را مسدود و متوقف مي سازد، تا شما رؤياهاي خود را برون ريزي نكنيد (يعني مثلا وقتي خواب مي بيند که در حال دويدن هستيد ، از رختخواب بلند نشويد و شروع به دويدن نكنيد). هنگامي كه شما قصد داريد از خواب بيدار شويد، مغز مجدداً كنترل عضلات را به دست مي گيرد. امّا گاهي اوقات قبل از اينكه مغز كنترل عضلات اسكلتي را به دست گيرد و عضلات از حالت فلج بودن خارج گردند، شما هشياري خود را باز مي يابيد؛ كه نتيجه ی آن احساس هراس آور فلج بودن بدنتان خواهد بود؛ که اگر حسّ ترس از مرگ داشته باشید، این حالت را به نزدیک شدن مرگ تفسیر خواهید نمود؛ و چه بسا احساس مردن خواهید نمود. در این حالت است که اغلب شخص حسّ خروج از بدن می کند.

نقطه مقابل اين عارضه زماني است كه برخي افراد هنگام رؤيا ديدن دستها و پاهاي خود را تكان مي دهند و يا در موارد شديد تر دچار خوابگردي مي شوند؛ در این حالت، مطلب به عکس است؛ یعنی مغز در خواب مانده و بدن از خواب بیدار شده است. لذا شخص در حال خواب بودن مغز، راه می رود یا حرف می زند و ... .

ــ چه چيزهايي احتمال تكرار فلج خواب را افزايش مي دهند:

1. كساني كه به طور طاق باز و رو به سقف مي خوابند بيشتر به فلج خواب دچار مي شوند.

2. برنامه ي خواب نامنظم و محروميّت از خواب.

3. افزايش استرس و اضطراب.

4. تغييرات ناگهاني در سبك و يا محيط زندگي.

5. مصرف قرصهاي خواب آور و آنتي هيستامينها. ممکن است داروهای بی حسّ کننده و بیهوش کننده نیز چنین آثاری داشته باشند.

ـ چگونه هنگام تجربه فلج بدن خود را از اين وضعيت هراس آور خلاصي بخشيم:

1. سعي كنيد انگشتان دست و يا پاي خود را تكان دهيد.

2. چشمان خود را به شدت تكان دهيد، به دنبال آن پلكها و سر خود را.

3. سعي كنيد وضعيت خروج از بدن را در خودتان القا كنيد.

ـ درمان فلج خواب:

فلج خواب يک اختلال خواب بي خطر است. تنها با رعايت اصول بهداشت خواب، خودداري از طاق باز خوابيدن و كاهش استرسها و هراسها مي توان تكرار آن را به حداقل رساند. افرادي كه هفته اي يكبار به فلج خواب دچار مي شوند لازم است تحت درمان دارويی (مصرف ضد افسردگي ها) قرار گيرند.