(194/100134273)

پرسش: چگونه بفهميم که خداوند گناهان ما رابخشيده است و توبه ما را قبول کرده است2- منظور از اينکه هر کس يک روز در ماه رجب روزه بگيرد بهشت بر ان واجب ميشود چيست؟ آيا منظور همين نخوردن و نياشاميدن است و اينکه منظور از اينکه بهشت واجب مي شود چيست آيا اگر کسي بعد از روزه اگر گناهي انجام دهد با به بهشت ميرود لطفا به طور کامل شرح دهيد.

پاسخ:

اگر کسی حقیقتاً توبه نماید، یقیناً خدا را توبه پذیر خواهد یافت. چون التوّاب از اسماء الله می باشد. لذا خدا توبه را نمی پذیرد؛ بلکه ذاتاً پذیرنده ی توبه هست؛ یعنی او به اقتضای ذاتش، توبه را پیشاپیش پذیرفته است. پس اگر کسی حقیقتاً توبه کند، خود به خود زیر چتر اسم التوّاب قرار می گیرد. پس آن طرف قضیّه حلّ است، و مشکل از این طرف است؛ یعنی از طرف بنده. چون برخی ها ادای توبه نمودن را در می آورند نه اینکه حقیقتاً توبه نمایند. اگر شخصی حقیقتاً توبه نماید، یعنی از گناه خود پشیمان شود، و در صورت امکان جبران، آن را جبران کند، و تصمیم قطعی بگیرد که دیگر آن گناه را تکرار نکند، و حتّی از یادآوری آن گناه نیز از درون احساس ناراحتی نماید، در این صورت، یقیناً زیر چتر اسم التّواب قرار می گیرد. بلی بنده نباید خود را حتماً عفو شده بپندارد؛ کما اینکه نباید خود را عفو نشده هم بداند؛ بلکه راه درست آن است که با نظر به اسم التّواب و اسم الغفور و العفوّ و الرّحیم و امثال این اسماء، امیدوار باشد که نجات یافته است؛ امّا از طرف خودش، بترسد که شاید توبه اش حقیقی نبوده و شرائط توبه ی واقعی را نداشته است. با این دو فرض، شخص در حالتی می ماند که در اصطلاح دین، آن را قرار داشتن بین خوف و رجا گویند. حالت درست نیز همین حالت است. اگر کسی بگوید: من تردید دارم که خدا مرا بخشیده باشد، به حکم آیه ی « ... وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُونَ » (يوسف:87)، گرایش به کفر دارد. چون خدا برتر از آن است که کسی به رحمت و غفران او سوء ظنّ کند. از طرف دیگر، اگر کسی بگوید: من یقین دارم که توبه ام پذیرفته شده است، به نفس خود خوش بین شده است؛ در حالی که انسان، همواره باید نسبت به نفس خودش بدبین باشد؛ تا از جانب او فریب نخورد. پس راه درست، آن است که به خدا خوش بین باشیم و رحمت او را شامل حال خود بدانیم و به نفس خود بدبین باشیم و بترسیم که مبادا توبه ی ما درست نبوده باشد. بودن بین این دو حالت رجا و خوف است، که موجب می شود تا انسان همواره در مسیر رشد معنوی قرار داشته باشد.

 

2ـ بلی اگر کسی یک روز رجب را روزه بگیرد، بهشت بر او واجب است؛ امّا به شرطها و شروطها.

شرط نخستش آن است که شخص، موحدّ باشد. چون خدای تعالی از غیر موحّد، هیچ عملی را نمی پذیرد.

شرط دوم آن است که اهل ولایت باشد. چون خود توحید نیز بدون ولایت، پذیرفته نیست. توحید بدون ولایت، مثل لامپ بدون برق است؛ که ایجاد روشنایی نخواهد کرد.

شرط سومش آن است که شخص، واجباتش را به جا آورد؛ بخصوص نماز را. لذا در روایات آمده که از تارک الصلاة هیچ عملی قبول نمی شود.

شرط چهارمش آن است که شخص، اهل تقوا باشد. چون از غیر متّقی، عملی پذیرفته نیست. فرمود: « ... إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقين ــ جز این نیست که خدا فقط از متّقیان قبول می کند» (المائدة:27)

شرط پنجم آن است که شرائط روزه را مراعات نموده باشد.

با این شرائط، خداوند متعال، بهشت را بر شخص واجب می نماید؛ یعنی اگر لغزشهایی هم دارد، به واسطه ی این عملش، پاک می شوند. گناهان فراوانی هستند که در گذشته انجام داده ایم و یادمان رفته اند؛ لذا از آنها توبه هم نکرده ایم. چه بسیار گناهان که انجام داده ایم و اصلاً متوجّه انجام دادنش نشده ایم. مثلاً چه بسا شب صدای تلوزیونمان را بلند نموده ایم و همسایه را نگذاشته ایم بخوابد؛ آنگاه او فردا با حالت خواب آلود رانندگی نموده و تصادف کرده است. از این گونه جنایات ناپیدا در پرونده ی اعمال ما کم نیست؛ و همه ی اینها حساب دارد؛ چون بر ما واجب است که بسیار دقیق باشیم تا حقّی را ضایع نسازیم. ما حتّی مجاز نیستیم با صدای نماز یا مجلس روضه ی خودمان هم کسی را آزار دهیم. لذا چه بسیار خیرات ما که روز قیامت، وبال گردنمان خواهد بود. و اعمال مستحبّی هستند که این گونه بار سهل انگاری های ما را سبک می کنند؛ که از جمله ی آنهاست روزه ی ماه رجب.

در برخی روایات آمده که مومن در آخرت در پرونده ی اعمال خود حقوق الناسی مشاهده می کند که در دنیا فکرش را هم نمی کرده که چنین حقّی بر گردنش باشد. لذا آنجا گرفتار می شود. در این حال که خود را در پرتگاه جهنّم می یابد، خدای تعالی امر می کند ملائک را که از جانب من، صاحب حقّ را راضی نمایید و بنده ام را از دستش رها سازید. امّا چرا خدا چنین می کند. به پاداش آنکه خدا اموری را بر او واجب نکرده بود و او برای خدا آن اعمال نیک را انجام داده است. پس همان گونه که او برای خدا کاری نموده که بر او واجب نبوده، خدا نیز در جایی که از کسی جز خدا کاری ساخته نیست، به دادش می رسد.

البته این که گفتیم، حدّ اقلّ ماجراست؛ برای آنها که از ترس جهنّم یا به طمع بهشت، ماه رجب را روزه گرفته اند.

امّا برخی از متّقیان، در ماه رجب، روزه ای می گیرند از نوعی دیگر. اینان نه از ترس جهنّم و نه برای اجر آخرت، بلکه فقط و فقط برای محبّت خدا و انس با او، در ماه رجب، روزه می گیرند؛ و ماه رجب را بزرگ می دارند، همان گونه که کعبه و مساجد و حرمهای اهل بیت(ع) را تعظیم می نمایند. اینها هر ساله منتظر ماه رجب می مانند تا اعمال آن را به جا آورند؛ و همین روحیّه است که آنان را ترقّی وجودی می دهد؛ به گونه ای که وقتی در آخرت محشور می شوند، قیافه ای پر نور و تاجهایی بر سر دارند. از جانب خدای تعالی ندا می رسد که کجایند رجبیّون؟ در این هنگام اینها برمی خیزند؛ در حالی که هزاران فرشته آنها را همراهی می کنند. پس خدای تعالی با اکرام و تعظیم آنها را وارد بهشت می نماید. اینها کسانی هستند که ماه رجب را سکوی پرش خود قرار داده اند. در ماه رجب خیز بر می دارند، در شعبان سرعت می گیرند و در ماه رمضان، پرواز می کنند؛ تا سال بعد فرا رسد؛ باز در رجب خیز می گیرند و سرعت می گیرند، و این بار به افقی برتر می پرند. این گونه افراد را اهل مراقبات گویند. اینها در سایه ی همین شیوه، همواره سال به سال بالا می روند و همواره از دامهای ابلیس بیشتر فاصله می گیرند.