(2/100145947)

پرسش:علامه حسنزاده در کتابهايشان از جنت قرب سخن گفته اند؛ مثلا با اين عبارات: حضرت امام صادق (عليه السلام) فرمود آن جنتى كه باغ و آب و اين حرف ها ندارد، اينها نيست ، جنت قرب است ، جنت لقاء است ، جنت ذات است.

اما من هر چه گشتم در روايات چنين مواردي نيافتم.

استدعا دارم حديث يا احاديثي که دال آنند را بفرمائيد( البته با متن عربي)

 

پاسخ:

1ـ متأسفانه علّامه ی بزرگوار اشاره ی دقیقی به حدیث نفرموده اند؛ لذا حدیث مورد اشاره را نتوانستیم بیابیم. البته این احتمال هم وجود دارد که اشاره ی ایشان به حدیث زیر بوده باشد.

« ... وَ يُنَادِيهِ مُنَادٍ مِنْ بُطْنَانِ الْعَرْشِ يَسْمَعُهُ وَ يَسْمَعُ مَنْ بِحَضْرَتِهِ يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ إِلَى مُحَمَّدٍ وَ وَصِيِّهِ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ ارْجِعِي إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً بِالْوَلَايَةِ مَرْضِيَّةً بِالثَّوَابِ فَادْخُلِي فِي عِبادِي مَعَ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ ادْخُلِي جَنَّتِي غَيْرَ مَشُوبَةٍ ــــ و ندا می کند ندا کننده ای او را از باطن عرش، به نحوی که او و آنکه در حضور اوست می شوند؛ به این ندا که: ای نفس دارای اطمینان به محمّد(ص) و وصیّ او و امامان بعد از او، بازگشت کن به سوی پروردگارت در حالی که راضی هستی به ولایت؛ و در حالی که مورد رضایت هستی به سبب ثواب. پس داخل شود میان بندگان من در معیّت محمّد و اهل بیتش؛ و داخل شود در بهشت من غیر مشوب». (بحارالأنوار،ج:6، ص163)

در این حدیث، تعبیر « ادخلی جنّتی غیر مشوبة » را به سختی می توان معنا نمود. برخی آن را چنین معنا می کنند: « داخل شود در بهشت من بدون اینکه شائبه ای در این دخول باشد». برخی دیگر معنی می کنند: « داخل شود در بهشت من بدون اینکه در تو شائبه ای باشد». معنی سوم چنین است: « داخل شو در بهشت من که آن آن بهشت شائبه ای ندارد».

« شوب» در لغت به معنی خلیط و آمیخته است. لذا « غیر مشوبة» یعنی « بدون آمیختگی». با توجّه به این معنا، ترجمه ی نخست چندان وجه قابل دفاعی ندارد. در این ترجمه، واژه ی شائبه بیشتر با آن کاربردی به کار رفته که در فارسی رواج یافته و به معنی تردید است. مفاد معنی دوم این است که چنین شخصی عبد خالص است و هیچ آلودگی در او موجود نیست. این معنی کاملاً با فقرات قبلی حدیث سازگار است. مفادّ معنی سوم آن است که بهشت مطرح در این حدیث، بهشتی خالص و به دور از هر نقصی. این معنی نیز ظاهراً مشکلی ندارد؛ و البته با معنی دوم قابل جمع می باشد.

حال اگر در این حدیث، معنی سوم را اخذ کنیم مطلب مطرح در کلام علّامه را می توان از لوازم این معنی شمرد.

 

2ـ فارغ از اینکه آیا چنان حدیث ادّعایی وجود دارد یا نه؟ و اینکه آیا حدیث فوق دلالت بر کلام علّامه ی بزرگوار دارد یا نه؟ عرض می شود که وجود جنّت لقاء از طریق آیات قرآن کریم قابل اثبات می باشد.

در قرآن کریم آمده است: « وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فيهِ أُخْرى‏ فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُون‏ ــــ و در صور دميده مى‏شود، پس همه ی كسانى كه در آسمانها و زمينند دچار صعقه می شوند، مگر كسانى كه خدا بخواهد؛ سپس بار ديگر در صور دميده مى‏شود، ناگهان همگى به پا مى‏خيزند و در انتظار هستند.» (الزمر:68)

و فرمود: « َ كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ــــ همه چيز فانی شونده است جر وجه او؛ حکم تنها از آن اوست؛ و همه بسوى او بازگردانده مى شويد» (القصص:88)

ذیل آیه ی اخیر آمده که ما اهل بیت هستیم وجه الله، که هنگام نفخ صور فانی نمی شویم. البته در برخی روایات، انبیاء(ع) نیز وجه الله خوانده شده اند. کما اینکه از دین نیز با عنوان وجه الله یاد شده است.

ذیل آیه ی نخست نیز در روایات آمده که ما اهل بیت هستیم آن کسانی که هنگام نفخ صور فانی نمی شویم. و البته بعید نیست که کسانی چون سلمان فارسی نیز ملحق به ایشان شوند؛ چرا که در حقّ وی از چهار معصوم وارد شده که فرمودند: « سلمان منّا اهل البیت». و البته الحاق انبیاء و اوصیای ایشان به اهل بیت(ع) نیز محتمل است؛ بخصوص که در برخی روایات تصریح شده که تمام انبیاء، مصداق وجه الله می باشند؛ اگر چه اهل بیت(ع) مصداق اتمّ وجه الله هستند. البته در برخی روایات آمده که چهار فرشته ی اعظم نیز از نفخ صور استثناء شده اند؛ لکن در ادامه ی آن احادیث آمده که آنها نیز یک به یک فانی می شوند تا جز وجه الله کسی نماند.

بنا بر این شکّ نیست که هنگام نفخ صور و بعد از آن تمام موجودات، حتّی ملائک و بهشت و جهنّم ـ که الآن موجودند ـ فانی می شوند و نمی ماند مگر مصادیق وجه الله؛ که در رأس آنهاست اهل بیت(ع) و بعد از ایشان انبیاء و اوصیاء و شیعیان خاصّی در ردیف سلمان فارسی؛ که همگی ملحق به اهل بیت(ع) می باشند. پس در آن هنگام که نه بهشتی است و نه جهنّمی، اینان را منزلتی است نزد پروردگارشان؛ که عرفا از آن منزلت و مکانت، یاد می کنند با عناوینی چون جنّت ذات، جنّت لقاء و جنّت قرب.