(110/100154228)- 

پرسشعالم برزخ را با دلايل نقلي وعقلي ثابت نماييد؟

پاسخ:
عالم برزخ در زبان شريعت و زبان اهل حكمت و عرفان ، بعضي اوقات با هم تفاوت دارد ، و گاهي به يك معني بكار برده مي شوند ، همين امر باعث شده است بعضي ها به اشتباهاتي دچار شوند ، ما براي پيشگيري از اين اشتباه در آغاز كار ، معناي لغوي و اصطلاحي آن را مورد برسي قرار مي دهيم .
برزخ در لغت يعني : چيزي كه حايل بين چيزي و چيز ديگر باشد .
و در اصطلاح حكمت : به همان عالم مثال اطلاق مي شود ، زيرا عالم مثال حد فاصل بين عالم عقل و عالم ماده است به اين معني كه عالم مثال ، هم خصوصياتي از عالم ماده را دارد ، مثل شكل و رنگ و مقدار و هم خصوصياتي از عالم عقل و مجردات تام را، مثل ثبات و تغيير ناپذيري وزوال ناپذيري.
و در اصطلاح شريعت : به فاصله ميان مرگ تا قيامت كبري، برزخ گويند .
شواهد نقلي برزخ:
1
ـ «وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ــ واز پس آنان برزخي است ، تا روزي كه مبعوث شوند» (مومنون: 100 )
2
ـ «وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ، وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ» و « وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً، بَلْ أَحْياءٌ، عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»(آل عمران 169)
از اين آيات مى‏فهميم كه شهدا حقيقتاً زنده اند؛ در حالي كه هنوز به دار آخرت هم نرفته اند. چون ورود به آخرت، بعد از قيامت است. پس اين شهدا در موطني هستند كه دنياست نه آخرت؛ كه در شرع آن را برزخ گفته اند.
3
ـ « فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ (45) النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوًّا وَ عَشِيًّا وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ ـــــ خداوند او را از نقشه‏هاى سوء آنها نگه داشت، و عذاب شديد بر آل فرعون وارد شد! (45) عذاب آنها آتش است كه هر صبح و شام بر آن عرضه مى‏شوند؛ و روزى كه قيامت برپا شود(مى‏فرمايد:) آل فرعون را در سخت‏ترين عذابها وارد كنيد! » (غافر)
طبق اين آيات، آل فرعون همين الآن و قبل از قيامت، در عذابند و عذاب آنها آتش است كه هر صبح و شام در آن انداخته مي شوند؛ تا قيامت بر پا شود؛ در آن زمان خداوند امر مي كند كه: « آل فرعون را در سخت‏ترين عذابها وارد كنيد!» آيه به وضوح نشان مي دهد كه اين عذاب فعلي آنها بعد از مرگ و قبل از قيامت مي باشد.
4
ـ امير مؤمنان(ع) فرمودند:
«
إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى جَعَلَ الذِّكْرَ جِلاءً لِلْقُلُوبِ تَسْمَعُ بِهِ بَعْدَ الْوَقْرَةِ وَ تُبْصِرُ بِهِ بَعْدَ الْغَشْوَةِ وَ تُقَادُ بِهِ بَعْدَ الْمُعَانَدَةِ وَ شَرَحَ اللَّهُ عَزَّتْ أَسْمَاؤُهُ فِي الْبُرْهَةِ بَعْدَ الْبُرْهَةِ وَ فِي أَزْمَانِ الْفَتَرَاتِ صُدُورَ عِبَادٍ نَاجَاهُمْ فِي قُلُوبِهِمْ وَ كَلَّمَهُمْ فِي ذَاتِ عُقُولِهِمْ فَأَصْبَحُوا بِنُورِهِ يَقَظَةً فِي الْأَسْمَاعِ وَ الْأَبْصَارِ وَ الْأَفْئِدَةِ يُذَكِّرُونَ بِأَيَّامِ اللَّهِ يُخَوِّفُونَ مَقَامَهُ بِمَنْزِلَةِ الْأَدِلَّةِ فِي الْقُلُوبِ فَمَنْ أَخَذَ الْقَصْدَ حَمِدُوا إِلَيْهِ الطَّرِيقَ وَ بَشَّرُوهُ بِالنَّجَاةِ وَ مَنْ أَخَذَ يَمِيناً وَ شِمَالًا لَزِمُوا إِلَيْهِ الطَّرِيقَ وَ حَذَّرُوهُ مِنَ الْهَلَكَةِ كَانُوا لِذَلِكَ مَصَابِيحَ تِلْكَ الظُّلُمَاتِ وَ أَدِلَّةَ تِلْكَ الشُّبُهَاتِ وَ أَنَّ الْمُذَكِّرَ أَهْلًا أَخَذُوهُ بَدَلًا مِنَ الدُّنْيَا فَلَمْ تَشْغَلْهُمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْهُ يَقْطَعُونَ بِهِ أَيَّامَ الْحَيَاةِ وَ يَهْتِفُونَ بِالزَّوَاجِرِ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ فِي أَسْمَاءِ الْغَافِلِينَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَأْتَمِرُونَ بِهِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يَتَنَاهَوْنَ عَنْهُ فَكَأَنَّمَا قَطَعُوا الدُّنْيَا إِلَى الْآخِرَةِ وَ هُمْ فِيهَا فَشَاهَدُوا مَا وَرَاءَ ذَلِكَ وَ كَأَنَّمَا اطَّلَعُوا عَلَى عُيُوبِ أَهْلِ الْبَرْزَخِ فِي طُولِ الْإِقَامَةِ فِيهِ وَ حَقَّقَتِ الْقِيَامَةُ عَلَيْهِمْ عَذَابَهَا فَكَشَفُوا غِطَاءَ ذَلِكَ لِأَهْلِ الدُّنْيَا حَتَّى كَأَنَّهُمْ يَرَوْنَ مَا لَا يَرَى النَّاسُ وَ يَسْمَعُونَ مَا لَا يَسْمَعُونَ ... .» (إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏1، ص59)
ترجمه:
خداوند سبحان ذكر و ياد خود را صيقل و روشنايى دلها قرار داد، كه به سبب آن بعد از كرى مى‏شنوند و بعد از تاريكى مى‏بينند و بعد از دشمنى و ستيز فرمان مى‏برند. و هميشه براى خدا- كه نعمتها و بخششهايش ارجمند است- در پاره از زمان بعد از پاره ي ديگر و در روزگارهايى كه آثار شرايع در آنها گم گشته بندگانى است كه در انديشه‏هايشان با آنها راز مى‏گويد و در حقيقت عقلهايشان با آنها سخن مى‏فرمايد. پس با نور بيدارى چشمها و گوشها و دلها استصباح مى‏كنند و زندگى خود را روشن مى‏نمايند. و روزهاى خدا را به ياد مردم مى‏آورند و آنها را از عظمت حق تعالى مى‏ترسانند. آنها به منزله ي راهنمايان در بيابانها هستند كه هر كس راه را درست و صحيح مى‏پيمايد راه او را مى‏ستايند و او را بشارت به نجات مى‏دهند، چون پايان راه راست نجات است. و هر كس طريق اعوجاج پيش گيرد و به چپ يا راست برود راه او را مذمّت مى‏كنند و او را از هلاكت بر حذر مى‏دارند. و آنها با اين اوصاف چراغهاى اين تاريكيها هستند و راهنماى در اين شبهه‏ها. و به تحقيق براى ذكر خدا اهلى هست كه آن را به عوض دنيا اختيار كرده‏اند و تجارت و معاملات آنها را از آن باز نمى‏دارد و ايّام زندگانى خود را با آن به پايان مى‏رسانند. و براى بازداشتن ديگران از كارهايى كه خدا حرام فرموده و فرياد مى‏زنند و گفتارى كه سبب جلوگيرى از آن كارهاست در گوشهاى بى‏خبران وارد مى‏كنند. و به امور عادلانه امر مى‏كنند و خود نيز به آن عمل مى‏كنند. و از منكرات و زشتيها ديگران را باز مى‏دارند و خود نيز باز مى‏ايستند. و به واسطه يقين خود گويا دوران دنيا را طى كرده و به آخر رسيده‏اند و آنچه در پى دنيا است با نور ايمان ديده‏اند. و گويا برزخ و طول مدّت آن را مطلع شده‏اند و آشكارا زندگى پنهان اهل برزخ را مشاهده مى‏كنند كه قيامت وعده‏هاى خود را عليه ايشان ثابت نموده. پس با بيانات و مواعظ خود پرده را از پيش اهل دنيا برداشته به طورى كه گويا آنها مى‏بينند آنچه را كه مردم نمى‏بينند و مى‏شنوند آنچه را آنها نمى‏شنوند. ... . »
5
ـ و فرمودند: « ... أُولَئِكُمْ سَلَفُ غَايَتِكُمْ- وَ فُرَّاطُ مَنَاهِلِكُمُ الَّذِينَ كَانَتْ لَهُمْ مَقَاوِمُ الْعِزِّ- وَ حَلَبَاتُ الْفَخْرِ مُلُوكاً وَ سُوَقاً- وَ سَلَكُوا فِي بُطُونِ الْبَرْزَخِ سَبِيلًا- سُلِّطَتِ الْأَرْضُ عَلَيْهِمْ فِيهِ فَأَكَلَتْ مِنْ لُحُومِهِمْ وَ شَرِبَتْ مِنْ دِمَائِهِم ... » (بحار الأنوار، ج‏74، ص435)
6
ـ و امام سجّا(ع) فرموده اند: « ... وَ فِي مَطَالِعِ أَهْلِ الْبَرْزَخِ وَ خُمُودِ تِلْكَ الرَّقْدَةِ- وَ طُولِ تِلْكَ الْإِقَامَةِ طُفِيَتْ مَصَابِيحُ النَّظَر ... » (بحار الأنوار، ج‏75، ص156)
7
ـ « عَنْ عَمْرِو بْنِ يَزِيدَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنِّي سَمِعْتُكَ وَ أَنْتَ تَقُولُ كُلُّ شِيعَتِنَا فِي الْجَنَّةِ عَلَى مَا كَانَ فِيهِمْ قَالَ صَدَقْتُكَ كُلُّهُمْ وَ اللَّهِ فِي الْجَنَّةِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ الذُّنُوبَ كَثِيرَةٌ كِبَارٌ فَقَالَ أَمَّا فِي الْقِيَامَةِ فَكُلُّكُمْ فِي الْجَنَّةِ بِشَفَاعَةِ النَّبِيِّ الْمُطَاعِ أَوْ وَصِيِّ النَّبِيِّ وَ لَكِنِّي وَ اللَّهِ أَتَخَوَّفُ عَلَيْكُمْ فِي الْبَرْزَخِ قُلْتُ وَ مَا الْبَرْزَخُ قَالَ الْقَبْرُ مُنْذُ حِينِ مَوْتِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة ــــــ عمرو بن يزيد گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: از شما شنيدم كه فرموديد تمام شيعيان ما در بهشت هستند به خاطر آنچه بر آنند (به خاطر اعتقاد به ولايت ما). امام فرمودند: راست گفتي، سوگند به خدا كه همه در بهشت هستند. گفتم: فدايت شوم، گناهان زيادند و بزرگ. امام(ع) فرمودند: در قيامت، همگي در بهشت هستند به سبب شفاعت پيغمبر مطاع يا وصيّ پيامبر؛ ولي من مي ترسم براي در باره ي برزخ. گفتم: برزخ چيست؟ امام(ع) فرمودند: همان قبر است از زمان مرگ تا روز قيامت( الكافي، ج‏3، ص242)
يعني عالم قبر، كه فشار قبر و عذاب قبر و سوال قبر و امثال در آن مطرح است، همان برزخ مي باشد.
8
ـ رسول خدا(ص) فرمودند: « إنّ الصّلاة تأتي إلى الميّت في قبره بصورة شخص أنور اللّون يؤنسه في قبره و يدفع عنه أهوال البرزخ. ـــــــ نماز به صورت انسانى سفيد چهره وارد قبر ميّت مى‏شود و با او انس مى‏گيرد و وحشت‏هاى برزخ را از او برطرف مى‏كند.» (الحكم الزاهرة با ترجمه انصارى، ص283)
9
ـ « عن يونس بن ظبيان، قال: كنت عند أبيعبد اللّه عليه السّلام فقال عليه السّلام: ما يقول الناس في أرواح المؤمنين؟ فقلت: يقولون: تكون في حواصل طيور خضر في قناديل تحت العرش، فقال أبو عبد اللّه عليه السّلام: سبحان اللّه، المؤمن أكرم على اللّه من أن يجعل روحه في حوصلة طير، يا يونس! إذا كان ذلك أتاه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلم و عليّ و فاطمة و الحسن و الحسين عليهم السّلام و الملائكة المقرّبون، فطذا قبضه اللّه عزّ و جلّ صير تلك الروح في قالب كقالبه في الدنيا فيأكلون و يشربون، فإذا قدم عليهم القادم عرفوه بتلك الصورة الّتي كانت في الدنيا (و في هذا المضمون أخبار كثيرة). ـــــــــ يونس بن ظبيان گويد من خدمت حضرت صادق عليه السّلام بودم كه آن حضرت فرمود: مردم چه مي گويند در باره ي روحهاى مؤمنين؟ عرض كردم مي گويند: ارواح مؤمنين در چينه‏دانهاى پرندگان سبز در قنديلهائى زير عرش مى‏باشند، پس حضرت صادق عليه السّلام فرمودند: خداوند منزه است؛ مؤمن گرامى و محترم‏تر است نزد خداوند از اينكه روح او را قرار دهد در چينه‏دان پرنده‏اى. اى يونس! هنگامى كه اين امر بشود (يعنى حال احتضار و جان دادن مؤمن شود)محمد صلّى اللَّه عليه و آله و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام و ملائكه مقربين مى‏آيند نزد او پس زمانى كه خدا قبض فرمايد روح او را، قرار مي دهد آن روح را در قالبى (بدني) كه مانند قالب او در دنيا مى‏باشد؛ پس با آن بدنها غذاها مي خورند و از آشاميدنيها مى‏آشامند و هنگامى كه كسى وارد شود بر آنها، مي شناسند و مي بينند او را به همان صورت و شكلى كه در دنيا بوده است.» (طرائف الحكم، ج1، ص309)
حاصل مطلب آنكه:
احاديث در اين باب آنقدر زيادند كه اگر بخواهيم همه را ذكر كنيم، خود كتابي مستقلّ مي شود.


اما دليل عقلي :
اين مطلب از مطالب درون ديني است و با قول معصوم ثابت مي شود؛ لذا محتاج برهان عقلي نيست؛ لكن حكما بر وجود عالمي مجرّد فراتر از عالم مادّه براهيني نيز اقامه نموده اند كه ورود بدون ذكر مقدّمات فلسفي در اين گونه براهين مقدور نيست. اگر اهل فلسفه هستيد مي توانيد براهين آن را در كتاب « مُثل و مثال» تأليف علّامه حسن زاده آملي ملاحظه فرماييد.