(762/100159052)

پرسش:سلام.يكي از سوالات رايج بين دانشجويان كه واقعا كليدي و مهم هم هست را مطرح كرده و ممنون مي شوم پاسخ فلسفي ارائه نماييد:

چرا راه رسيدن به بهشت ترك لذات(از قبيل خوردن و خوابيدن و شهوتراني،خانه مجلل و...) است و در بهشت بر عكس مي شود؟چرا در بهشت رياضت قطع مي شود و ارزش نيست؟چرا در دنيا ارضاي تمام عيار قوا(به صورت شبانه روزي) از طريق خوردن و شهوتراني و... موجب رسيدن به بهشت نيست؟مگر كمال قوا در اشتداد آنها نيست و اين اشتداد قوا موجب لذت نيست؟پس چرا كسي كه مثلا همه عمر شهوتراني كند جهنمي ميشود و اينطور نيست كه اين فرد پس از مرگ غرق در لذات جنسي شود،چون خوب غريزه جنسي را تقويت كرده و به آن رسيده است؟؟

 

پاسخ:

1ـ با ترك لذّت، ابداً نمي توان سر از بهشت در آورد. راه بهشتي شدن، افراط در لذّت است نه ترك لذّت. يعني افراط در لذّت انساني.

به ما نگفتند ترك لذّت كنيد بلكه گفتند حيوان نمانيد؛ و اكتفا به لذائذ حيواني نكنيد. نگفتند شهوت نداشته باشيد، گفتند شهوت انساني داشته باشيد. نگفتند خشمگين نباشيد، بلكه گفتند مثل گرگ نباشيد. مگر اميرمؤمنان(ع) غضبناك نمي شد؟ مگر انبياء و ائمه(ع) آن همه همسر نداشتند؟ برخي از اين بزرگواران، نماز صبحشان را به ندرت با وضو مي خواندند و اغلب با غسل جنابت نماز مي گزاردند.

براي بهشتي شدن، بايد طمعكار بود در اوج آن. بايد كينه داشت در اوج آن. بايد شهواتران بود در اوج آن. بايد چشمچران بود در اوج آن. و ... . لكن همه از نوع انساني اش نه از نوع حيواني اش. گربه هم كباب مي خورد و لذّت مي برد؛ افراد عادي هم از كباب، همان لذّت را مي برند. امّا عارف، از همين كباب دنيايي، لذّت كباب بهشتي را مي برد. چون قواي او انساني شده اند و از حيوانيّت بالاتر آمده اند.

به ما نگفتند لذّت نبريد! بلكه گفتيد به لذّت كم و حيواني قانع نباشيد. گفتند مثل تاجري نباشيد كه به خاطر سود صد هزار توماني سود يك ميليون توماني را فدا مي كند!

سالك در همين دنيا، حور العين دارد؛ ميوه هاي بهشتي دارد؛ و ... . امّا عارف به اينها هم اعتنا ندارد، چون بالاترش را نقداً دارد.

رياضت كشيدن به معني سختي كشيدن هم كار كوران است. در عرفان اسلامي، رياضت به معني تحمّل سختي نيست. آنچه عارف مي كند، در نزد افراد كور، رياضت است؛ او با كمال رغبت از امور پست حيواني چشم مي پوشد؛ همان گونه كه افراد عادي با كمال رغبت، خون نمي خوردند و نجاست به خودشان نمي مالند.

بلي اوائل كار، كه هنوز چشم دل شخص باز نشده، رياضت است؛ امّا پس از مدّتي، لذّت اندر لذّت است.

عارف حقيقي هيچ لذّتي را بر خود حرام نمي كند. زن مي گيرد و بيشتر از ديگران هم از همسرش لذّت مي برد. غذا مي خورد و بيشتر از ديگران هم از غذا خوردن لذّت مي برد. ديگران لذّتشان در حدّ قواي حيواني است ولي او با قواي انساني لذّت مي برد. عارف اگر نان خالي بخورد، لذّتي كه از آن مي برد، خيلي بيش از لذّتي است كه ديگران از غذاهاي به ظاهر خوشمزّه مي برند. او با خوردن نان، به حقيقت ملكوتي آن راه مي يابد.

معني حقيقي رياضت، تمرين است نه سختي.

 

2ـ آيا با تمرين (رياضت) قواي حيواني اشتداد مي يابند؟

بلي يقيناً اشتداد مي يابند. لذا در آخرت، صاحب اين قواي اشتداد يافته، بيشتر از افراد ديگر بهره مي برد. يعني بيشتر از ديگران، گرگ و شير و پلنگ و خرس و گاو خواهد بود.

لذّت سوسك اين است كه در فاضلاب باشد. لذّت گاو اين است كه مدام بخورد. لذّت خرس در آن است كه ماهها بخوابد. لذّت گرگ، اين است كه بدرد و ... . اينها هم در آخرت، از همين امور لذّت مي برند. كسي در دنيا سوسك بوده، در آخرت هم غذايش غسلين (چرك و كثافت) است.

اهل جهنّم از همينها لذّت مي برند. شهوتشان، غضبشان، وهمشان، از همينها لذّت مي برد؛ امّا عقلشان و قلبشان بي نصيبند؛ لذا زجر مي كشند. از حيوانيّت خودشان زجر مي كشند. از آنچه قواي حيواني شان دوست دارند زجر مي كشند. از اينكه شهوتشان غسلين را با ولع تمام سر مي كشد زجر مي كشند. از اينكه غضبشان، با ولع تمام، فلزّ گداخته را سر مي كشد زجر مي كشند.

لذا هر كه اينجا شهوترانتر بوده، آنجا به عذابهاي جهنّم راغبتر است؛ و هر چه قواي حيواني شخص به اين گونه امور راغبتر باشد، عقل و قلب او بيشتر زجر مي كشند.