(1/100143756)

پرسش:1-در قران آمده است كه روز قيامت 1000سال است،خداي به اين مهرباني و خوبي چطور ميشود كه ميخواهد در اين سالها بنده هاي خوبش انقدر بترسند و اذيت شوند؟(با توجه به اينكه روز قيامت خيلي وحشتناك است و كوهها مثل پنبه هلاجي شده ميشوندو حتي مادر بچه خود را رها ميكندو...)

2-روز قيامت براي همه ي بندگان ترسناك است؟(يا فقط براي مومنان واقعي ترسناك نيست؟)

پاسخ:

1ـ خلط فرموده اید بین لحظه ی قیامت و عالم آخرت (محشر). لحظه ی قیامت که لحظه ی نابودی زمین و در هم فروریختن عالم مادّه است، بسیار کوتاه می باشد؛ لذا در آیات، از آن با عنوان ساعت یاد می شود که به مدّت زمان کوتاه گفته می شود. ضمناً در این زمان فقط آخرین مردمان زمین در آن حضور دارند نه همه مردم از آدم تا قیامت. امّا صحنه ی محشر از لحظه ی مرگ شروع می شود تا لحظه ی ورود به بهشت یا جهنّم. این برهه است که هزاران سال به طول می انجامد.

البته توجّه شود که در عالم برزخ و آخرت، مادّه وجود ندارد؛ و ابدان آن عالم، اجسامی غیر مادّی اند؛ تقریباً شبیه آن ابدانی که در خواب می بینیم. حتّی زمین و خاک و میوه ها و آتشهای ان عالم نیز جسمانی ولی غیر مادّی اند. البته اکثر مردم از فهم تفاوت جسم و مادّه عاجزند؛ لذا جسم و مادّه را یکی می انگارند. برای فهم تفاوت این دو حکمت آموزی باید. لذا در عالم آخرت، در عین اینکه جسم و ابدان جسمانی وجود دارند، امّا خبری از زمان به معنی رایج آن در دنیا نیست. چون زمان، مقدار حرکت است؛ و حرکت نیز از لوازم وجود مادّه است. لذا موجودات اخروی نه حرکت به معنای دنیایی آن دارند و نه زمان. امّا حسّ زمان در اهل آخرت وجود دارد؛ که آن را زمان روانشناختی گویند. شاید متوجّه شده باشید که وقتی انسان منتظر چیزی است احساس می کند که زمان بسیار کند می گذرد. یا وقتی در متن واقعه ای خوش قرار دارد، احساس می کند که زمان بسیار تند می گذرد. در آخرت نیز این حسّ وجود دارد. آنها که وضع اعتقادات و اخلاقیّات و اعمالشان خوب است، گویی کلّ مسیر از مرگ تا بهشت را در ثانیه یا یک دقیقه یا یک ساعت یا یک نصف روز گذرانده اند. در حالی که برای کفّار، همیم برهه به اندازه ی پنجاه هزار سال جلوه می کند.

در روایات هست که عالم آخرت را پنجاه موقف( ایسگاه) است که هر موقفی هزار سال طول می کشد. امّا نه برای بندگان خوب خدا؛ بلکه برای آنها که عمر خود را به هرزگی و دنیازدگی گذرانده اند. چرا که آخرت، باطن دنیاست. لذا آنکه در اینجا دل به دنیا نبسته آنجا نیز بی آنکه در مواقف معطّل شود، سریع از آنها گذر خواهد نمود؛ تا آنجا که طبق برخی از روایات، بعضی از اهل بهشت وقتی وارد بهشت می شوند، ملائک از آنها می پرسند: مواقف را چگونه گذراندی و چگونه از جهنّم گذر کردی؟ او جواب می دهد که من چیزی ندیدم؛ یعنی چنان با سرعت از مواقف و جهنّم عبور نموده که متوجّه چیزی نشده است. اینها کسانی هستند که بی حساب وارد بهشت می شوند. برخی دیگر نیز هستند که حساب دارند؛ لکن حسابی سبک و سریع. چرا که حساب هر کسی باز خوانی مقدار دلبستگی اوست به دنیا. آنکه بند بند وجودش را به دنیا بسته به همان مقدار نیز باید حساب پس بدهد؛ امّا آنکه هیچ دلبستگی به دنیا ندارد، روشن است که چیزی برای پس دادن ندارد. روزی رسول خدا(ص) ابوذر و سلمان را فراخواندند و به هر کدام کیسه ای سکّه دادند؛ و فرمودند آن را هر گونه می خواهید خرج کنید. سلمان به محض آنکه از خانه بیرون آمد، فقیری را دید، و کیسه را بی آنکه باز کند و بداند در آن چیست، یکجا به فقیر داد. امّا ابوذر، سکّه سکّه ی آن را در اموری گوناگون خرج نمود. چند روز بعد، رسول خدا(ص) هر دو را فراخواندند و دستور دادند سنگی را بر روی آتش داغ کنند. آنگاه به سلمان فرمودند: با پای برهنه روی سنگ بایست و بگو که سکّه ها را چه کردی! او با سرعت روی سنگ جهید و سریع گفت: به فقیر دادم؛ و سریع پایین آمد بی آنکه حرارت سنگ فرصت نفوذ به پایش را داشته باشد. آنگاه به ابوذر نیز چنین امری نمودند. ابوذر بر روی سنگ رفت و در حالی که بالا و پایین می جهید، یک به یک موارد مصرف سکّه را برشمرد؛ و بعد مدّتی نسبتاً طولانی پایین آمد؛ و البته یقیناً آن زمان برای خود او خیلی طولانی تر جلوه کرد است تا برای تماشاگران. آنگاه رسول خدا(ص) فرمودند: حساب آخرت نیز این گونه است.

خداوند متعال همین معنا را چه زیبا فرموده است:

« يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‏ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقيهِ (6) فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمينِهِ (7) فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسيراً (8) وَ يَنْقَلِبُ إِلى‏ أَهْلِهِ مَسْرُوراً (9) وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ (10) فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُوراً (11) وَ يَصْلى‏ سَعيراً (12) إِنَّهُ كانَ في‏ أَهْلِهِ مَسْرُوراً (13) إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ (14) بَلى‏ إِنَّ رَبَّهُ كانَ بِهِ بَصيراً (15) فَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ (16) وَ اللَّيْلِ وَ ما وَسَقَ (17) وَ الْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ (18) لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ (19) فَما لَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ (20) وَ إِذا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لا يَسْجُدُونَ (21) بَلِ الَّذينَ كَفَرُوا يُكَذِّبُونَ (22) وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُوعُونَ (23) فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَليمٍ (24) إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُون‏ ـــــــــــ اى انسان! تو با تلاش و رنج بسوى پروردگارت مى‏روى و او را ملاقات خواهى كرد! (6) پس كسى كه نامه ی اعمالش به دست راستش داده شود، (7)  به زودى حساب آسانى براى او مى‏شود، (8) و خوشحال به اهل و خانواده‏اش بازمى‏گردد. (9)  و امّا كسى كه نامه ی اعمالش به پشت سرش داده شود، (10) به زودى فرياد مى‏زند واى بر من كه هلاك شدم. (11) و در شعله‏هاى سوزان آتش مى‏سوزد. (12) چرا كه او در ميان خانواده‏اش پيوسته مسرور بود. (13) او گمان مى‏كرد هرگز بازگشت نمى‏كند.(14)  آرى، پروردگارش نسبت به او بينا بود.(15) سوگند به شفق، (16) و سوگند به شب و آنچه را جمع‏آورى مى‏كند، (17) و سوگند به ماه آن گاه كه بَدر كامل مى‏شود، (18) كه همه ی شما پيوسته از حالى به حال ديگر منتقل مى‏شويد. (19) پس چرا آنان ايمان نمى‏آورند؟! (20) و هنگامى كه قرآن بر آنها خوانده مى‏شود سجده نمى‏كنند؟! (21) بلكه كافران پيوسته آيات الهى را انكار مى‏كنند. (22) و خداوند آنچه را در دل پنهان مى‏دارند بخوبى مى‏داند. (23) پس آنها را به عذابى دردناك بشارت ده! (24)  مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، كه براى آنان پاداشى است قطع‏نشدنى» (انشقاق)

 

2ـ از مباحث سابق معلوم گشت که مؤمنان حقیقی را ترس و حزنی از حساب آخرت نیست؛ و پای حساب معطّل نمی شوند. حتّی در لحظه ی وقوع قیامت و لحظه ی حشر نیز مومنان حقیقی شادمانند. خداوند متعال می فرماید:

« فَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُ (33)  يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخيهِ (34) وَ أُمِّهِ وَ أَبيهِ (35) وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنيهِ (36) لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنيهِ (37) وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ (38) ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ (39) وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ (40) تَرْهَقُها قَتَرَةٌ (41) أُولئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَة  ــــــ هنگامى كه آن صداى مهيب (صيحه ی رستاخيز) بيايد، (33) در آن روز كه انسان از برادر خود مى‏گريزد، (34) و از مادر و پدرش، (35) و زن و فرزندانش؛ (36)  در آن روز هر كدام از آنها وضعى دارد كه او را كاملاً به خود مشغول مى‏سازد. (37) چهره‏هايى در آن روز گشاده و نورانى است، (38) خندان و مسرور است؛ (39)  و صورتهايى در آن روز غبارآلود است، (40) و دود تاريكى آنها را پوشانده است، (41) آنان همان كافران فاجرند» (سوره عبس).

این آیات به وضوح گواهی می دهند که مومنان حقیقی حتّی در آن لحظات سخت نیز شادمان و مسرورند.