(458/100147207)پرسش: معمولا× تعابيري در مورد جهنم يا دنياي غيرمادي و آخرت، بكار ميره و رفته، كه حداقل منطقي به نظر نميرسه و از نظر فلسفي شايد خنده دار هم باشه؛ البته از نظر عرفاني، هر وقت اسم جهنم مياد، هر آدمي بايد گريه كنه. سوال: مثلا× ميگن: هر سال آخرتي، برابر با چند هزار سال دنيايي هست؛ در صورتيكه درستش اينه كه آن دنيا، لازمان است. يا گفته شده و ميشه: اگر يكي از مارهاي جهنم، در دنيا نفس بكشد، هيچ گياهي نخواهد روييد. يا اگر يكي از حلقه هاي زنجير جهنم، وارد دنيا شود، كل عالم دنيا ذوب ميشود. يا اگر بوي تعفن جهنم به دنيا برسد، هيچ موجود زنده اي، باقي نمي ماند. حضور موجود و جسم غيرمادي، در دنياي مادي امكان ندارد. پس اين قياس ها هم منطقي نيست. حقيقت استفاده از اين تعابير چيست؟

 

پاسخ:

1ـ در تعابير شرعي، گاه واژه هاي يوم و سنه به عنوان ظرف ظهور حقايق به كار مي روند نه به عنوان ظرف زمان. اين الفاظ را در امور زماني هم به كار مي برند، چون زمان هم ظرف ظهور حقايق مادّي است. لذا وقتي از ايّام و سنوات(سالهاي) آخرت صحبت مي شود، مقصود ظرف ظهور است نه ظرف زمان. اگر گفته شود كه هر روز آخرتي معادل با مثلاً هزار سال يا پنجاه هزار سال دنياست، يعني شدّت ظهور حقايق در آخرت، معادل با 360هزار يا هجده ميليون برابر ظهور دنيايي حقايق است. تفاوت ارقام نيز ناشي از مراتب ظهور است. چون در آخرت، حقايق براي همه يكسان ظهور نمي كند؛ كما اينكه در دنيا هم همه ي افراد، حقايق را به يك درجه دريافت نمي كنند.

 

2ـ اگر ماري از مارهاي جهنّم در دنيا بازدم كند، تمام دنيا را خراب مي كند. يعني اگر يكي از آن موجودات مجرّد، با تمام حقيقت خويش براي اهل دنيا متمثّل شود، و حقيقت بازدم خويش را ظاهر سازد، تمام موجودات از دهشت آن قالب تهي مي كنند، حتّي گياهان هم. بلي موجود مجرّد، مادّي نمي شود ولي مي تواند براي موجودات مادّي متمثّل شود؛ همان گونه كه جبرئيل(ع) براي رسول خدا(ص) متمثّل مي شد؛ لكن با تمام حقيقتش متمثّل نمي شد. رسول خدا(ص) تنها دو بار جبرئيل(ع) با تمثّل تامّش مشاهده نمود كه در هر دو بار، بدن شريفش تاب نياورد و دچار لرزشي سخت شد. فرمودند: در آن حال جبرئيل را ديدم كه يك پايش را در شرق عالم نهاده بود و پاي ديگرش را در غرب عالم. دقّت كنيد، شرق و غرب عالم نه زمين يا كهكشان يا جهان مادّي. شرق عالم، عقل اوّل است و غرب آن مادّه ي اولي. يعني عالم از عقل اوّل اشراق و طلوع مي كند و در مادّه غروب مي كند.

باقي مطالب نيز به همين شرح است.