(567/100147207)- 

پرسشحقيقت أمر نفخ صور يا همان دميده شدن در شيپور، توسط اسرافيل(ع) چيست؟ حقيقت شيپور، و منظور اصلي آن دقيقاً چيست و چگونه است؟

پاسخ:

در روايتى از امام على بن الحسين زين العابدين «عليه السلام »آمده است:

« صور شاخی است بزرگ كه برای آن است یک سر و دو  طرف. و ما بين طرف پايين كه به جانب زمين است تا طرف بالا كه به جانب آسمان است فاصله ای است همانند فاصله ی ما بين ته زمين هفتم تا بالاى آسمان هفتم. در آن سوراخهایی است به تعداد ارواح همه ی مخلوقات. وسعت دهنه ی آن به قدر ما بين آسمان‏ و زمين است؛ و حضرت اسرافيل سه مرتبه در صور مى‏دمد: يكى نفخه ی فزع، ديگرى نفخه ی مرگ و سوم نفخه ی بر انگیختن. ... .» (إرشاد القلوب إلى الصواب، الديلمي، ج‏1، ص53)

از وجود مبارك پيامبر اكرم «صلي الله عليه وآله»نيز نقل شده است كه آن حضرت فرمودند:

«الصور قرن من نور فيه اثقاب على عدد ارواح العباد ـــــ  صور شاخى است از نور كه در آن سوراخهايى به عدد ارواح بندگان است.»( علم اليقين،صفحه 892)

با توجّه به این قبیل روایات و آموزه های عرفانی و فلسفی به نظر می رسد که صور اسرافیل حقیقتی است فرا مادّی که با وجود حضرت اسرافیل(ع) ارتباط وجودی دارد؛ کما اینکه بین آن صور و هر کدام از موجودات، یک نحوه تعلّق وجود دارد. لذا آن صور یک حقیقت دارای شئونات کثیره است؛ که حیات هر موجود مادون اسرافیل(ع) شأنی از شئون آن می باشد. فیض حیات نیز از طریق اسرافیل(ع) و به واسطه ی این حقیقت واحده ولی دارای شئونات کثیره در موجودات سریان می یابد.

به عبارت ساده تر، حضرت اسرافیل(ع) حقیقتی است که دارای شئونات بسیاری است؛ که حیات هر موجودی شأنی از شئونات اوست. از این رابطه ی اسرافیل(ع) با موجودات ـ که خودش یک وجود ربطی است ـ تعبیر می شود به صور اسرافیل. اوست که به اذن خدا نفخ حیات می کند در موجودات مادون خود؛ و اوست که اگر از توجّه به شئونات خویش روی برگرداند همه ی مظاهر حیات در او فانی می شوند.

چون سلطان وجود آن بزرگوار به نحو تمام آشکار شود، تمام موجودات در دهشت افتند و چون از توجّه به آن موجودات منصرف گشته قصر نظر کند در ذات خویش و حیّ مطلق(خدا) را در آیینه ی ذات خویش نظاره گر شود، تمام موجودات فانی شوند در ذات او؛ و چون خدای تعالی او را امر کند به صدور فیض، بار دیگر موجودات به حال خود باز گردند.

خلاصه آنکه صور ااسرافیل در حقیقت همان عالم خلقت است، و نفخه ی اسرافیل(ع) همان فیض حیات است. به اضطراب دَمش، حیات موجودات مضطرب گردد، به باز دمش همه فانی شوند و به دَم لاحق او، همه به حال خویش باز گردند. این است آن نَفَس رحمانی.

البته سخن در این باب بیشتر توان گفت؛ لکن لازمه اش آن است که شما مخاطب بزرگوار معلومات بالای فلسفی و عرفان نظری داشته باشید؛ که نمی دانم چنین معلوماتی دارید یا نه؛ لذا به همین اجمال بسنده می کنم؛ و گمان دارم که اگر معلومات مقدّماتی لازم را داشته باشید از همین اجمال ، تفصیل مطلب را خواهید یافت، و الّا توضیح بیشتر ثمری ندارد.

پس اگر اهل فنّ هستید، عرض می شود: «تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل.» امّا اگر اهل فنّ نیستید عرض می شود: «مجملش گفتم نگفتم زان بیان ــ ورنه هم اَفهام سوزد هم بیان.»