(6/100146965)- 

پرسشقبلا پرسيده بودم كه چرا موقع مرگ و جان دادن و داخل قبر، انسان عذاب مي بيند؟ پس عدالت خدا چه؟ از جواب شما قانع نشدم. چون شنيده ام كه پيغمبر اسلام(ص) موقع جان دادن، غصه امتش هنگام جان دادن را مي خوردند يا حضرت موسي(ع) جان دادن را تشبيه مي كنند به زنده زنده پوست حيواني را كندن. حال اگر پيغمبر(ص) معصوم بودند پس چرا عذاب قبر يا سخت جان دادن، داشته اند؟

پاسخ:
1ـ فرموده ايد: « شنيده ام كه پيغمبر(ص) موقع جان دادن، غصّه ي امّتش هنگام جان دادن را مي خورد... »
بلي آن حضرت غصّه ي امّتش را مي خورد. از كجاي اين مطلب نتيجه مي گيريد كه رسول خدا(ص) خودش نيز عذاب قبض و عذاب قبر داشته است؟!!!
روايات فراواني بيان مي كنند كه چون زمان رحلت آن حضرت رسيد، چهار فرشته ي بزرگوار بر بالينش حاضر شدند و حضرت عزرائيل(ع) گلي را جلوي بيني حضرت گرفتند، كه با بوييدن آن، از دنيا كنده شدند. بلكه روايات معراج گواهند كه آن حضرت حتّي قبل از مرگ نيز از دنیا کوچ کرده و به لقاء الله رفته بود.
حضرت موسي(ع) نيز كيفيّت مرگ گناهكاران را بيان داشته تا آنها را دعوت به توبه نمايد.

2ـ ظاهراً شما دوست دارید این باور درست باشد که تمام انسانها هنگام مردن زجر خواهند کشید. باوری که نه عقل آن را می پذیرد نه روایات صحیح آن را تأیید می کنند. امّا اگر شما دوست داريد این باور را به خود بقبولانيد و به اين بهانه عدالت خدا را انكار كنيد، آزاديد. ما به عنوان كسي كه عمرمان با آيات و روايات گذشته وظيفه ي خود مي دانيم كه شما را برحذر داريم از تبعيّت نمودن از باورهاي غير عقلاني و فاقد سند معتبر. امّا شما آزاديد كه به تشخيص تخصّصي ما اعتماد كنيد يا به تشخيص غير تخصّصي خودتان كه ريشه در شنيده هاي غير معتبر دارد.

3ـ شواهدي ديگر بر آنچه سابقاً گفته بوديم.
يكي از بزرگان حديث شيعه، جناب شيخ صدوق مي باشند؛ كه با دعاي امام زمان(عج) در زمان غيبت صغري و در عصر نوّاب اربعه به دنيا آمده است. وي كتابي دارد با عنوان « اعتقادات الاماميّة» كه در ضمن آن، عقائد اهل بيت(ع) را با ذكر احاديثشان بيان نموده است. يكي از ابواب اين كتاب در باره ي مرگ است كه احاديث اين باب را عيناً و همراه با ترجمه تقديم حضور مي كنيم. احادیث ذیل را در این آدرس ملاحظه خواهید نمود: « اعتقادات الإمامية و تصحيح الاعتقاد، ج‏1،ص52 الی
حدیث یکم:

« قِيلَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ صِفْ لَنَا الْمَوْتَ؟ فَقَالَ- عَلَيْهِ السَّلَامُ-: «عَلَى الْخَبِيرِ سَقَطْتُمْ، هُوَ أَحَدُ ثَلَاثَةِ أُمُورٍ يَرِدُ عَلَيْهِ: إِمَّا بِشَارَةٌ بِنَعِيمِ الْأَبَدِ، وَ إِمَّا بِشَارَةٌ بِعَذَابِ الْأَبَدِ، وَ إِمَّا بِتَحْزِينٍ  وَ تَهْوِيلٍ وَ أَمْرٍ مُبْهَمٍ  لَا يَدْرِي مِنْ أَيِّ الْفِرَقِ هُوَ. أَمَّا وَلِيُّنَا وَ الْمُطِيعُ لِأَمْرِنَا فَهُوَ الْمُبَشَّرُ بِنَعِيمِ الْأَبَدِ. وَ أَمَّا عَدُوُّنَا وَ الْمُخَالِفُ لِأَمْرِنَا، فَهُوَ الْمُبَشَّرُ بِعَذَابِ الْأَبَدِ. وَ أَمَّا الْمُبْهَمُ أَمْرُهُ الَّذِي لَا يَدْرِي مَا حَالُهُ، فَهُوَ الْمُؤْمِنُ الْمُسْرِفُ عَلَى نَفْسِهِ لَا يَدْرِي مَا يَؤُولُ حَالُهُ  يَأْتِيهِ الْخَبَرُ مُبْهَماً مَخُوفاً  ثُمَّ لَنْ يُسَوِّيَهُ اللَّهُ بِأَعْدَائِنَا، وَ يُخْرِجُهُ مِنَ النَّارِ بِشَفَاعَتِنَا. فَاعْمَلُوا وَ أَطِيعُوا وَ لَا تَتَّكِلُوا، وَ لَا تَسْتَصْغِرُوا عُقُوبَةَ اللَّهِ، فَإِنَّ مِنَ‏ الْمُسْرِفِينَ مَنْ لَا يَلْحَقُهُ شَفَاعَتُنَا إِلَّا بَعْدَ عَذَابِ ثَلَاثِمِائَةِ أَلْفِ سَنَةٍ» ‏
ترجمه:

خدمت امير المومنین عليه السّلام عرض شد كه صفت مرگ را براى ما بيان فرمایيد؛ آن جناب فرمودند: با فرد آگاهی مواجه شده اید. مرگ يكى‏ از سه امر است كه بر شخص وارد مى‏شود. مرگ يا بشارت است به عيش ابدى يا بشارت است به عذاب ابدى يا غصه دار نمودن و ترساندن است؛ و امر مبهمی است كه شخص نمی داند از كدامیک از این دو گروه است. امّا دوست ما كه مطيع فرمان ماست؛ پس او همان است كه مرگ برای او بشارت است به عيش ابدی؛ و امّا دشمن ما كه مخالف امر ماست، پس مرگ برای او بشارت است به عذاب ابدی؛ و امّا آنکه امر برایش مبهم است و نمی داند حالش چگونه است؟  چنین کسی آن مؤمنی است كه بر خود ستم نموده و حال نمی داند که كارش به كجا می رسد و جزء کدام گروه می شود. چنین کسی با خبری مبهم و ترسناک  مواجه است؛ ولی  باز خدای تعالی هرگز او را با دشمنان ما برابر قرار نمی دهد؛ و او را خارج می کند از آتش به شفاعت ما.  پس آگاه باشید! و فرمان ببريد! و اعتماد مكنيد به عمل خودتان! و عقوبت الهى را كوچک مدانيد كه بعضى از گناهکارانند كه شفاعت ما به ايشان نمی رسد؛ مگر بعد از عذاب الهى در سيصد هزار سال‏»

توضیح:

امیرمومنان(ع) مردم را سه گروه کردند:

نخست آنها که شیعیان واقعی اند. مرگ برای اینها عین لذّت و بشارت به عیش ابدی می باشد؛ چون به محض مردن وارد بهشت می شوند. در برخی روایات آمده که عزرائیل(ع) قبل از آنکه آنها را قبض نماید، بهشت را نشانشان می دهد؛ و آنها چنان مشتاق بهشت می شوند که نمی فهمند کی مرده اند.

دوم، آنهایی که دشمن اهل بیت(ع) می باشند. چه مسلمان باشند و چه غیر مسلمان؛ و چه اسماً شیعه باشند یا نباشند. مرگ برای اینها نیز عین عذاب و بشارت به عذاب ابدی است.

سوم، آنها که نه مثل گروه نخست، خالص می باشند، نه مثل گروه دوم، دشمن اهل بیت(ع)؛ بلکه مؤمنانی هستند که گناهانی نیز دارند. اینها به هنگام مرگ، حالتی غصّه دار و ترسان و وحشت زده دارند. چون نمی دانند بعد از مرگ چه چیزی در انتظارشان است. این همان عذاب جان کندن است برای این گونه افراد. اینها یقیناً در عذاب ابدی نخواهند ماند؛ امّا تضمینی نیست که گرفتار عذاب قبر ( عذاب برزخ) نشوند. برخی از اینها، تمام برزخ را تا لحظه ی قیامت عذاب می کشند؛ امّا برخی دیگر، زودتر از آن نجات یافته به بهشت برزخی وارد می شوند؛ بسته به این که گناهشان در چه حدّی باشد. امّا احادیث اهل بیت(ع) تصریح نموده اند که این گونه افراد در آخرت، وارد جهنّم نخواهند شد؛ اگر چه برخی از آنها، گرفتاری محشر و حساب رسی را هم خواهند داشت.

در برخی روایات، تنها حکم همین گروه و گروه دوم بیان شده است. چرا اکثر مردم، عضو همین دو گروهند. امّا گروه نخست، که مقرّبان الهی اند، چنان کمالی دارند که قبل از مرگ طبیعی، با موت اختیاری وارد برزخ شده و جایگاه خود را پیشاپیش دیده اند.

حدیث دوم:

« وَ سُئِلَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ- عَلَيْهِمَا السَّلَامُ، مَا الْمَوْتُ الَّذِي جَهِلُوهُ؟ فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَعْظَمُ سُرُورٍ يَرِدُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ نُقِلُوا عَنْ دَارِ النَّكَدِ إِلَى نَعِيمِ الْأَبَدِ، وَ أَعْظَمُ ثُبُورٍ يَرِدُ عَلَى الْكَافِرِينَ إِذْ نُقِلُوا عَنْ جَنَّتِهِمْ إِلَى نَارٍ لَا تَبِيدُ وَ لَا تَنْفَدُ»».

ترجمه:

« و از حضرت امام حسن عليه السّلام سؤال شد كه: چيست اين مرگ‏ كه مردم آن را نمی شناسند؟! امام (ع) فرمودند: آن بزرگترین شادی است كه بر مؤمنان وارد مى‏شود وقتى كه حركت داده می شوند از خانه ی رنج به سوی نعمت ابدی؛ و عظيمترین  مهلكه‏اى است كه وارد مى‏شود بر كافران، زمانی که برده می شوند از بهشتشان كه دنيا است بسوى آتشى كه نه تمام می شود و نه فانى می گردد.»

حدیث سوم:

« وَ لَمَّا اشْتَدَّ الْأَمْرُ بِالْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ- عَلَيْهِمَا السَّلَامُ- نَظَرَ إِلَيْهِ مَنْ كَانَ مَعَهُ فَإِذَا هُوَ بِخِلَافِهِمْ، لِأَنَّهُمْ إِذَا اشْتَدَّ بِهِمُ الْأَمْرُ تَغَيَّرَتْ أَلْوَانُهُمْ، وَ ارْتَعَدَتْ فَرَائِصُهُمْ، وَ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ، وَ وَجَبَتْ جُنُوبُهُمْ. وَ كَانَ الْحُسَيْنُ- عَلَيْهِ السَّلَامُ- وَ بَعْضُ مَنْ مَعَهُ مِنْ خَوَاصِّهِ  تُشْرِقُ أَلْوَانُهُمْ، وَ تَهْدَأُ جَوَارِحُهُمْ، وَ تَسْكُنُ نُفُوسُهُمْ. فَقَالَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ: انْظُرُوا إِلَيْهِ لَا يُبَالِي بِالْمَوْتِ. فَقَالَ لَهُمُ الْحُسَيْنُ- عَلَيْهِ السَّلَامُ-: «صَبْراً بَنِي الْكِرَامِ، فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَةٌ تَعْبُرُ بِكُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَ الضُّرِّ  إِلَى الْجِنَانِ الْوَاسِعَةِ وَ النِّعَمِ الدَّائِمَةِ، فَأَيُّكُمْ يَكْرَهُ أَنْ يَنْتَقِلَ مِنْ سِجْنٍ إِلَى قَصْرٍ، وَ هَؤُلَاءِ أَعْدَاؤُكُمْ كَمَنْ يَنْتَقِلُ مِنْ قَصْرٍ إِلَى سِجْنٍ وَ عَذَابٍ أَلِيمٍ. إِنَّ أَبِي حَدَّثَنِي عَنْ رَسُولِ اللَّهِ: أَنَّ الدُّنْيَا سِجْنُ الْمُؤْمِنِ وَ جَنَّةُ الْكَافِرِ. وَ الْمَوْتَ جِسْرُ هَؤُلَاءِ إِلَى جَنَّاتِهِمْ، وَ جِسْرُ هَؤُلَاءِ إِلَى جَحِيمِهِمْ، مَا كَذَبْتُ وَ لَا كُذِبْتُ»

ترجمه:

و در آن وقت كه شدّت نمود كار بر امام حسین عليه السّلام، اصحاب آن حضرت، نظر به جانب آن حضرت نمودند در حالی که آن حضرت را به خلاف احوال خود مشاهده كردند. زيرا كه چون امر جنگ بر آنها سخت می شد رنگهاشان متغيّر می گرديد و پشتهاشان می لرزیدد و دلهاشان هراسان می گرديد و از پا مى‏افتادند در حالی که امام حسین عليه السّلام و بعضى از خواصّ كه همراهش بودند، رنگشان می درخشيد و اعضائشان سبک و چابک و پرنشاط می شد و دلهاشان آرام می گرفت. پس اصحاب به يكديگر می گفتند: او را ببينيد كه از مرگ باکی ندارد. پس امام حسین(ع) به ايشان فرمودند: صبر نمایید اى فرزندان بزرگواران! كه همانا مرگ چیزی نيست جز پلى كه می گذراند شما را از پريشانى و بدحالى به بهشتهای وسيع و نعمت جاودان. پس كدام يک از شما ناخوش دارد که انتقال يابيد از زندان به قصر؟ و اين قوم كه دشمنان شمايند مانند كسى هستند كه از قصر به زندان و و عذاب روند. به درستى كه پدرم خبر داد مرا به اين حدیث از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم كه دنيا زندان مؤمن است و بهشت كافر؛ و مرگ گذرگاه مؤمنان است به بهشتهاشان و گذرگاه كافران است به جهنمشان. نه من دروغ گفته‏ام و نه دروغ شنيده‏ام»

حدیث چهارم:

« وَ قِيلَ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ: مَا الْمَوْتُ؟ فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لِلْمُؤْمِنِ كَنَزْعِ ثِيَابٍ وَسِخَةٍ قَمِلَةٍ، وَ فَكِّ قُيُودٍ وَ أَغْلَالٍ ثَقِيلَةٍ، وَ الِاسْتِبْدَالِ بِأَفْخَرِ الثِّيَابِ وَ أَطْيَبِهَا رَوَائِحَ، وَ أَوْطَأِ الْمَرَاكِبِ، وَ آنَسِ الْمَنَازِلِ. وَ لِلْكَافِرِ كَخَلْعِ ثِيَابٍ فَاخِرَةٍ، وَ النَّقْلِ عَنْ مَنَازِلَ أَنِيسَةٍ، وَ الِاسْتِبْدَالِ  بِأَوْسَخِ الثِّيَابِ وَ أَخْشَنِهَا، وَ أَوْحَشِ الْمَنَازِلِ، وَ أَعْظَمِ الْعَذَابِ».

ترجمه:

و از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام سؤال شد كه مرگ چيست؟ فرمودند: براى مؤمن چون كندن لباسهای چركين و شپش دار و  پاره نمودن بندها و زنجیرهای سنگين است؛ و در عوض، پوشيدن فاخرترين لباسها و بوییدن خوشترین بوها و  و سوار شدن بر رهوارترين مركبها و ساکن شدن در دلنشين‏ترين منزلهاست. و براى كافر چون افكندن جامه‏هاى فاخر و انتقال از منزلهاى دلنشين و پوشیدن چركين‏ترين و خشن ترین لباسها و ساکن شدن در ترسناکترین منزلها و عظيمترين عذابهاست»

حدیث پنجم:

« وَ قِيلَ لِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ- عَلَيْهِ السَّلَامُ-: مَا الْمَوْتُ؟ فَقَالَ: هُوَ النَّوْمُ الَّذِي يَأْتِيكُمْ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ، إِلَّا أَنَّهُ طَوِيلٌ مُدَّتُهُ  لَا يُنْتَبَهُ  مِنْهُ إِلَّا يَوْمَ الْقِيَامَةِ. فَمِنْهُمْ مَنْ رَأَى فِي مَنَامِهِ مِنْ أَصْنَافِ الْفَرَحِ مَا لَا يُقَادِرُ قَدْرَهُ، وَ مِنْهُمْ مَنْ رَأَى فِي نَوْمِهِ مِنْ أَصْنَافِ الْأَهْوَالِ مَا لَا يُقَادِرُ قَدْرَهُ، فَكَيْفَ حَالُ مَنْ فَرِحَ فِي الْمَوْتِ وَ وَجِلَ فِيهِ! هَذَا هُوَ الْمَوْتُ فَاسْتَعِدُّوا لَهُ»

ترجمه:

« و از حضرت باقر عليه السّلام سؤال شد كه مرگ چيست؟ فرمودند: همان خوابی است كه شما را هر شب مى‏آيد مگر آنكه مدّتش طولانى است بيدار نمی شويد از آن خواب تا روز قيامت. پس هر كه در خواب ديده از انواع فرح و شادى چندان كه اندازه نداشته باشد و از انواع هولها آنچه در حساب نگنجد، ملاحظه نمائيد كه چگونه است حال كسى كه شادمان گرديده در خواب يا هراسان، اين است مرگ پس مستعد باشيد برايش.»

توضیح:

یعنی در این خواب، مردم دو گروهند. گروهی خوابهای خوش می بینند و گروهی دیگر خوابهای وحشتناک.

حدیث ششم:

« وَ قِيلَ لِلصَّادِقِ- عَلَيْهِ السَّلَامُ: صِفْ لَنَا الْمَوْتَ؟ فَقَالَ: «هُوَ لِلْمُؤْمِنِينَ كَأَطْيَبِ رِيحٍ يَشَمُّهُ فَيَنْعُسُ  لِطِيبِهِ فَيَنْقَطِعُ  التَّعَبُ وَ الْأَلَمُ كُلُّهُ عَنْهُ. وَ لِلْكَافِرِ كَلَسْعِ الْأَفَاعِيِّ وَ كَلَدْغِ الْعَقَارِبِ وَ أَشَدَّ. قِيلَ: فَإِنَّ قَوْماً يَقُولُونَ هُوَ أَشَدُّ مِنْ نَشْرٍ بِالْمَنَاشِيرِ، وَ قَرْضٍ بِالْمَقَارِيضِ، وَ رَضْخٍ بِالْحِجَارَةِ، وَ تَدْوِيرِ قُطْبِ الْأَرْحِيَةِ فِي الْأَحْدَاقِ؟ فَقَالَ: كَذَلِكَ هُوَ عَلَى بَعْضِ الْكَافِرِينَ وَ الْفَاجِرِينَ، أَلَا تَرَوْنَ مِنْهُمْ مَنْ يُعَايِنُ تِلْكَ الشَّدَائِدَ فَذَلِكُمُ الَّذِي هُوَ أَشَدُّ مِنْ هَذَا [إِلَّا مِنْ عَذَابِ الْآخِرَةِ فَإِنَّهُ أَشَدُّ] مِنْ عَذَابِ الدُّنْيَا». قِيلَ: فَمَا لَنَا نَرَى كَافِراً يَسْهُلُ عَلَيْهِ النَّزْعُ فَيَنْطَفِئُ وَ هُوَ يَتَحَدَّثُ وَ يَضْحَكُ وَ يَتَكَلَّمُ، وَ فِي الْمُؤْمِنِينَ مَنْ يَكُونُ أَيْضاً كَذَلِكَ، وَ فِي الْمُؤْمِنِينَ وَ الْكَافِرِينَ مَنْ يُقَاسِي عِنْدَ سَكَرَاتِ الْمَوْتِ هَذِهِ الشَّدَائِدَ؟

ترجمه:‏

« و از حضرت صادق عليه السّلام سؤال شد كه صفت مرگ را براى ما بفرمایيد. فرمودند: مرگ براى مؤمن مثل خوشتر بویی است كه ببويد و از عطرش به وجد آيد و به یکباره سختی و رنج از او برطرف گردد؛ و براى كافر مثل گزيدن افعی ها و عقربها و سخت‏تر از اينها است. يكى به امام(ع) عرض نمود كه: قومى می گويند: مرگ سخت‏تر است از بريدن به ارّه ها و چيدن گوشت بدن با قیچی و کوبیدن سر به سنگ‏ها و گردانيدن ميل آسيا در چشمها. آن حضرت فرمودند: چنين می باشد بر بعضى از كافران و فاجران. آيا نمی بينيد كه بعضى از آنها می بینند اين شدّتها را در هنگام جان دادن؛ این عذاب، سخت‏تر است از تمام عذابها دنيا. به امام(ع) عرض نمودند: پس چيست كه می بینیم كافرى را كه جان دادن بر او آسان مى‏شود. پس به یکباره خاموش می گردد در حالى كه صحبت می کرد و در حالی می خندد و تكلّم می نمايد، و در ميان مؤمنان‏ و كافران بعضى نزد سكرات موت اين سختى‏ها را می كشند؟ امام فرمودند: هر گونه راحتى كه مؤمن را در آن حال باشد ثواب زودهنگام اوست، و هر شدّتى كه باشد جهت خالص ساختن اوست از گناهان تا وارد آخرت شود در حالى كه پاک و پاكيزه باشد؛ و مستحقّ ثواب الهى فارغ از هر مانعى الّا همان كه گذشته؛ و هر آسانى كه بر كافر در آن دم باشد براى آن است كه مزد هر عمل نيكى كه در دنيا كرده دریافت نمايد، تا وارد آخرت شود در حالى كه هيچ نداشته باشد الّا آنچه موجب عذاب باشد بر او؛ و هر سختى كه بر كافر است در آن وقت، اوّل عقوبت اوست نزد آخر شدن اعمال نيک او، و اين به جهت آن است كه حقّ تعالى عادلی است كه جور نمی نمايد.»

توضیح:

مرگ برای مومن خالص در ایمان، خوشترین چیز است؛  و برای کافر خالص در کفر، بدترین چیز است. امّا همه ی مومنان، صد در صد خالص نیستند؛ کما اینکه برخی کفّار نیز کارهای خوبی داشته اند. پس برخی از مومنان، قبل از مرگ مقداری سختی می کشند تا وقتی وارد برزخ شدند، از عذاب در امان باشند. همچنین برخی کفّار، مزد نیکی های خود را یا در حال حیات می گیرند یا در هنگام مرگ و در هنگام جان کندن، که به صورت مرگ آسان است. امّا به محض مردن، عذاب او را فرا می گیرد.

این همه برای آن است که خداوند متعال هیچ عمل نیکی را بی پاداش نمی گذارد اگر چه از کافر باشد. لکن پاداش کافر را در دنیا یا دم مرگ می دهد نه در برزخ یا آخرت. کما اینکه گناه مومن را در دنیا مجازات می کند یا دم مرگ؛ و اگر گناهش زیاده باشد، در برزخ نیز مدیدی معذّب خواهد بود؛ امّا در آخرت، از اهل نجات است.

جناب شیخ صدوق احادیث دیگری نیز با همین مضامین از سایر اهل بیت(ع) آورده که ما به همین مقدار بسنده می کنیم. البته خود شیخ صدوق نیز از هر امامی تنها یک حدیث آورد؛ در حالی که برخی از اهل بیت(ع) در این باره دهها روایت دارند.

بحث را خاتمه می دهم به این حدیث امیرالمومنین(ع) که در نهج البلاغه، خطبه ی پنجم فرمودند:

« فَإِنْ أَقُلْ يَقُولُوا حَرَصَ عَلَى الْمُلْكِ وَ إِنْ أَسْكُتْ يَقُولُوا جَزِعَ مِنَ الْمَوْتِ هَيْهَاتَ بَعْدَ اللَّتَيَّا وَ الَّتِي وَ اللَّهِ لَابْنُ أَبِي طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْيِ أُمِّهِ بَلِ انْدَمَجْتُ عَلَى مَكْنُونِ عِلْمٍ لَوْ بُحْتُ بِهِ لَاضْطَرَبْتُمْ اضْطِرَابَ الْأَرْشِيَةِ فِي الطَّوِيِّ الْبَعِيدَة ــــــ   در شرايطى قرار دارم كه اگر سخن بگويم، مى‏گويند بر حكومت حريص است، و اگر خاموش باشم، مى‏گويند: از مرگ مى‏ترسيد!! هرگز! من و ترس از مرگ؟! پس از آن همه جنگ‏ها و حوادث ناگوار؟! سوگند به خدا، انس و علاقه ی فرزند ابى طالب به مرگ، بيشتر است از علاقه ای که طفل به پستان مادرش دارد. اين كه سكوت را برگزيدم، برای آن است که از علوم و حوادث پنهانى آگاهى دارم كه اگر باز گويم به لرزه می افتید، چون لرزيدن ريسمان در چاه‏هاى عميق».