(7/100163830)

پرسش: بچه اي كه ميميره بهش فاتحه يا خيرات ميرسه؟ آيا روح اون آزاده ميتونه هر جا خواست بره؟

 

پاسخ:

خيراتي كه به متوفي هديه مي شود حتماً به او مي رسد. چون محال است ملائك خيانت در امانت بكنند. امّا اين خيرات را به برخي افراد نمي دهند؛ آنها كساني هستند كه در دنيا، خيرات براي اموات را قبول نداشتند يا آن را مسخره مي كردند. وقتي كسي براي اين گونه افراد خيرات مي كند، آن هديه را به او نشان داده و مي گويند اين را فلاني برايت فرستاده است، ولي چون تو اين مطلب را قبول نداشتي پس نصيبي هم از آن نداري؛ آنگاه آن هديه را براي خود هديه فرستنده ذخيره مي كنند. بچّه هايي هم كه از دنيا رفته اند، اين هدايا را دريافت مي كنند، چون آنها منكر نبوده اند.

 

افرادي كه از دنيا مي روند، وارد برزخ مي شوند؛ و در برزخ بدنهايي دارند غير مادّي، شبيه بدنهايي كه در خواب مي بينيم.

اهل برزخ به طور كلّي پنج گروهند.

ـ آنهايي كه درجات بالاي ايمان را داشته اند، كه دو بهشت دارند. شبها در بهشت شخصي خود هستند و روزها به دارالسلام مي روند كه بهشت عمومي است. آن بهشت، ظهور ولايت اميرمؤمنان(ع) است.

ـ آنهايي كه درجات بالاي كفر را داشته اند، كه دو جهنّم دارند. شبها در جهنّم شخصي خود هستند و روزها به برهوت مي روند كه جهنّم عمومي است. آن جهنّم، ظهور ولايت ابليس است.

ـ آنهايي كه درجات پايين ايمان را داشته اند، كه همواره در بهشت شخصي خود هستند و به دارالسلام نمي روند.

ـ آنهايي كه درجات پايين كفر را داشته اند، كه همواره در جهنّم شخصي خود هستند و به برهوت نمي روند.

ـ آنهايي كه نه مؤمن بودند و نه كافر بلكه مستضعف بودند؛ يعني مكلّف نبودند و معني خوب و بد را چندان متوجّه نمي شدند، مثل كودكان غير مميّز يا افراد عقب مانده ي ذهني يا افراد بسيار ساده كه قدرت انديشه ندارند. اين گونه افراد نه بهشت مي روند نه جهنّم بلكه در محلّي خواهند بود نظير دنيا كه از نظر اهل جهنّم، بهشت محسوب مي شود. اينها با فضل خدا و عنايت انبياء و اولياء و خيرات اهل دنيا ترقّي وجودي مي يابند و در نهايت، وارد بهشت خواهند شد.

 

3ـ اهل برزخ، به دنيا نيز رفت و آمد دارند.

ـ اهل جهنّم، تحت نظر ملائك به دنيا سر مي زنند ولي اغلب امور عذاب آور را نشانش مي دهند. مثلاً نشانش مي دهند كه چگونه اولادش مالش را مي خورند و كاري برايش نمي كنند. يا نشانش مي دهند كه چگونه مردم پشت سرش لعن و نفرين مي كنند. البته گاه برخي از اينها نيز اجازه مي يابند كه در ذهن افراد القاء كنند كه برايشان خيرات كنند. اين در واقع فضل خداست كه مي خواهد اينها از اين راه از جهنّم نجات يابند يا كاهش عذاب پيدا كنند.

ـ اهل بهشت نيز بسته به درجه اي كه دارند، هر لحظه يا هر ساعت يا هر روز يا يك روز در ميان يا چند روز در ميان يا هفته اي يك بار يا ماهي يك بار يا سالي يكبار يا ... اجازه ي سر زدن به دنيا را مي يابند؛ ولي فقط امور خوشايند را نشانش مي دهند. اينها اذن القاء فكر در ذهن و قلب افراد را هم پيدا مي كنند؛ مثلاً القاء مي كنند كه برايشان خيرات هديه كنند، يا حتّي ممكن است در مواردي امور هدايتي به افرادي القاء كنند.

ـ مستضعفان نيز چه بسا اذن سر زدن به اهل دنيا را بيابند تا در ذهن افراد القاء كنند كه برايشان خيرات كنند.

نكته ي آخر:

برخي مواقع كه زندگان به ياد مردگان مي افتند، بخصوص زماني كه بدون دليل از مرده اي ياد مي كنند، در واقع از تأثير خود آن مرده است؛ كه اجازه يافته است از طريق زندگان براي خودش كسب خيرات كند. لذا شايسته است كه در اين گونه موارد آنها را دست خالي برنگردانيم. بلكه شايسته كه مؤمن هر روز و بلكه روزانه چندين بار از عالم برزخ و مردگان ياد كند و آنها را ميهمان خيرات كند. يك صلوات زحمتي براي ما ندارد ولي وقتي همين صلوات به دست اهل برزخ مي رسد خوشحالي اش از خوشحالي تشنه كامي كه در ميان كوير خشك ناگهان به بركه ي آبي مي رسد، كمتر نيست. ذكر عالم برزخ و تفكّر در احوال اهل برزخ و نيازي كه به اهل دنيا دارند بعد از ياد خدا از برترين ذكرهاست. لذا در روايات فراوان به اين امر توصيه شده است. عرفاي بزرگوار نيز همواره به شاگردان خود امر مي كنند كه تا مي توانند به قبرستان روند و در احوال برزخ و آخرت انديشه كنند. و شايسته آن است كه انسان موقع رفتن به قبرستان تصوّر كند كه خودش مرده است. آنگاه جنازه اي خويش را ذهنش بر دوش گيرد و تشيع كند و در قبرستان دفن نمايد؛ و انديشه كند كه بعد از آن چه بر سرش خواهد آمد؟ كسي كه اين گونه زندگي كند، اميد است كه نفسش رام او گردد و از گناهان در امان ماند. حديث مشهور است كه: « مُوتُوا قَبْلَ أَنْ تَمُوتُوا ــ بميريد قبل از آنكه بميريد.» و اميرمؤمنان(ع) فرمودند: « عِبَادَ اللَّهِ زِنُوا أَنْفُسَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُوزَنُوا وَ حَاسِبُوهَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تُحَاسَبُوا وَ تَنَفَّسُوا قَبْلَ ضِيقِ الْخِنَاقِ وَ انْقَادُوا قَبْلَ عُنْفِ السِّيَاقِ وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ لَمْ يُعَنْ عَلَى نَفْسِهِ حَتَّى يَكُونَ لَهُ مِنْهَا وَاعِظٌ وَ زَاجِرٌ لَمْ يَكُنْ لَهُ مِنْ غَيْرِهَا لَا زَاجِرٌ وَ لَا وَاعِظ ــــــــ بندگان خدا! خود را بسنجيد قبل از آن كه مورد سنجش قرار گيريد. و به حساب خود رسيدگي كنيد قبل از آنكه به حسابتان رسيدگي كنند. و پيش از آن كه راه گلو گرفته شود نفس راحت بكشيد، و پيش از آن كه با زور شما را به اطاعت وادارند، فرمانبردار باشيد. بدانيد همانا آن كس كه خود را يارى نكند و پند دهنده و هشدار دهنده ي خويش نباشد، ديگرى هشدار دهنده و پند دهنده ي او نخواهد بود.» (نهج البلاغة)