(1/100122719)- 

پرسش:اگر از مرتبه ذات باريتعالي تا احديت و واحديت و اسماء الهي و اعيان ثابته و لاهوت و جبروت و ملکوت و طبيعت را در نظر بگيريم، آيا در قيامت، کداميک از اين مراتب طعم مرگ را خواهند چشيد و اينکه غير از وجه خداوند که تعبير به ذات الهي شده همه چيز هلاک مي شوند (قصص: 88) چيست؟ آيا بهشت و جهنم مخلوقات قبل (مربوط به قيامت گذشته) هم هلاک خواهد شد؟ اينکه تعبير شده هر آنچه براي غير خدا باشد، هلاک خواهد شد، آيا منظور از هلاکت چيست و آيا انبياء (که همه چيزشان براي خداست) طعم مرگ را نخواهند چشيد و يا مشرکان (که هيچ چيزشان براي خدا نيست) اصولاً طعم حيات را نخواهند چشيد و فاني خواهند شد؟ اگر هر آنچه که براي خدا نباشد هلاک مي شود، بنابراين مشرکي که مستحق خلود در آتش است، يعني واجد هيچ چيزي براي خدا نيست و بايد هلاک شود و با اين وجود چگونه مي تواند تا هر آن وقت که خداوند خداست، وجود داشته باشد و هلاک نگردد تا مخلد در عذاب بماند؟

پاسخ:

1ـ لاهوت به مجموع مقام احدیّت و واحدیّت و اسماء و اعیان ثابته گفته می شود که همگی عین ذات خدایند. و ذات ، همان ظهور کنه ذات است برای خودش. مقام اعیان ثابته ، همان علم خداست و واحدیّت مقام جمعی اسماء الله است و احدیّت مقام جمع الجمعی است و همه ی اینها انتزاع و اعتبار ما ادراک کننده هاست از حقیقت واحد وجود. به قول شاعر اين همه تصوير گوناگون كه در تعبير ماست ـــ در نهايت، جز جمال واحدى معناش نيست ، و به قول شاعر عرب: عباراتنا شتّى و حسنک واحد ــــ و كلّ الى ذاک الجمال يشير ؛ یعنی تعابیر ما گوناگون است درحالی که زیبایی تو یکی است ؛ و همه ی این عبارات به همان زیبایی واحد اشاره می کنند.  جناب ملاهادی سبزواری ـ قدس الله سرّه القدّوسی ـ نیز فرمودند: يكتاى بى‏همتا را ، گوئى ذاتى دارد و صفتى و اسمى دارد و مسمّائى، ولى مى‏دانى با برهان كه صفتش عين ذات و اسمش عين مسمّى است و اثنينيّت به حسب مفهوم است و بس. ( اسرار الحکم ،ص653)

پس لاهوت و احدیّت و واحدیّت و اسماء الله و اعیان ثابته ، ظهورات ذاتی خدا بوده ، غیر همند مفهوماً و عین همند مصداقاً و همگی عین ذات واجب الوجود می باشند. لذا قیامت را در این مقام راه نیست.  

2ـ امّا مراد از وجه الله ، حقیقت نوری انبیاء و ائمه (ع) است در مادون اعیان ثابته ، که حکما و عرفا آن را وجود منبسط ، صادر اوّل ، روح القدس ، نور السموات و الارض ، مشیّت ، ارادة الله ، و ... نیز می گویند که بیش از صد اسم برایش شمرده شده است. این حقیقت نیز به حکم آیه ی كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَه از حکم قیامت بیرون است. و چون انبیاء و ائمه (ع) و بلکه جمیع معصومین ، اعمّ از آنکه نبی یا امام باشند یا نباشند ، با این مقام در ارتباط و اتّحادند ، لذا حقیقیت نوری آن بزرگواران نیز از حکم قیامت بیرون می باشد. امام رضا (ع) فرمودند: ... يَا أَبَا الصَّلْتِ فَمَنْ وَصَفَ اللَّهَ بِوَجْهٍ كَالْوُجُوهِ فَقَدْ كَفَرَ وَ لَكِنَّ وَجْهَ اللَّهِ أَنْبِيَاؤُهُ وَ رُسُلُهُ وَ حُجَجُهُ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتُ اللَّهِ هُمُ الَّذِينَ بِهِمْ يُتَوَجَّهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِلَى دِينِهِ وَ مَعْرِفَتِهِ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ. وَ يَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ فَالنَّظَرُ إِلَى أَنْبِيَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ حُجَجِهِ ع فِي دَرَجَاتِهِمْ ثَوَابٌ عَظِيمٌ لِلْمُؤْمِنِين‏ ـــــــــ اى أبو الصّلت هر كس خداوند را داراى وجه و صورت و چهره‏اى همانند صورت و چهره ی مخلوقين بداند كافر است ، وجه و چهره ی خدا ، انبياء و رسولان و حجّتهاى او هستند ، که صلوات خدا بر ایشان باد! آنها كسانى مى‏باشند كه مردم، توسّط آنان به سوى خدا و دين و معرفت او رو مى‏آورند. خداوند فرمايد: هر كس كه بر روى زمين است، فانی است ؛ و وجه صاحب جلال و اکرام پروردگارت باقى مى‏ماند (الرحمن:26 و 27) و نيز فرموده: همه چيزی هلاک شونده است جز وجه خداوند (قصص:88) ؛ پس نگاه كردن به پيامبران الهى و حجّتهاى خداوند در مقامات و درجاتی که دارند ، براى أهل ايمان ثواب بزرگى است. (الإحتجاج على أهل اللجاج ،ج‏2 ،ص409)

البته توجّه شود که اتّحاد با وجه الله درجاتی دارد و اهل بیت (ع) عالی ترین اتّحاد را با آن مقام دارا می باشند. لذا در برخی روایات فرمودند: نَحْنُ وَجْهُ اللَّه ؛ منبع وحی تشریعی نیز همین وجه الله یا روح القدس می باشد.

3ـ حیات را مراتبی است ؛ که متناسب با آن انسانها نیز سه گونه می شوند. وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً (7) فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ (8) وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ (9) وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ (10) أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ  ــــــ و شما سه دسته شويد: (7) ياران دست راست كدامند ياران دست راست؟ (8) و ياران چپ كدامند ياران چپ؟ (9) و سبقت‏گيرندگان مقدّمند (10) آنانند همان مقرّبان (سوره الواقعه)

مقرّبین و سابقین که متّحد با وجه الله هستند ، حیات قدسی دارند و در آنها پنج مرتبه روح موجود می باشد. اصحاب یمین نیز چهار مرتبه روح داشته حیات ایمانی دارند. امّا اصحاب شمال ، فقط سه مرتبه روح داشته ، حیات حیوانی دارند. لذا إِنْ هُمْ إِلاَّ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبيلاً ــــــ آنان نیستند مگر همانند چهارپايان، بلكه آنها راه گم کرده ترند (الفرقان:44) ؛ یعنی چه بسا برخی از آنها در رتبه نه در حدّ چرندگان بلکه در حدّ خزندگان یا حشرات یا کرمها هستند. مادون حیوانات نیز گیاهانند که دو مرتبه روح دارند ؛ و جمادات نیز دارای یک مرتبه نفس هستند.

عن أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (ع): قَالَ فِي الْأَنْبِيَاءِ وَ الْأَوْصِيَاءِ خَمْسَةُ أَرْوَاحٍ رُوحُ الْبَدَنِ وَ رُوحُ الْقُدُسِ وَ رُوحُ الْقُوَّةِ وَ رُوحُ الشَّهْوَةِ وَ رُوحُ الْإِيمَانِ وَ فِي الْمُؤْمِنِينَ أَرْبَعَةُ أَرْوَاحٍ أَفْقَدَهَا رُوحَ الْقُدُسِ رُوحُ الْبَدَنِ وَ رُوحُ الْقُوَّةِ وَ رُوحُ الشَّهْوَةِ وَ رُوحُ الْإِيمَانِ وَ فِي الْكُفَّارِ ثَلَاثَةُ أَرْوَاحٍ رُوحُ الْبَدَنِ رُوحُ الْقُوَّةِ وَ رُوحُ الشَّهْوَةِ ثُمَّ قَالَ رُوحُ الْإِيمَانِ يُلَازِمُ الْجَسَدَ مَا لَمْ يَعْمَلْ بِكَبِيرَةٍ فَإِذَا عَمِلَ بِكَبِيرَة فَارَقَهُ الرُّوحُ وَ رُوحُ الْقُدُسِ مَنْ سَكَنَ فِيهِ فَإِنَّهُ لَا يَعْمَلُ بِكَبِيرَةٍ أَبَدا. ــــــــ حضرت صادق عليه السّلام فرمودند: در انبياء و اوصياء پنج روح است ؛ روح بدن و روح القُدُس و روح القوّة و روح الشهوة و روح الايمان. و در مؤمنين چهار روح است كه روح القدس را ندارند ، ولى داراى روح بدن‏ و روح قوت و روح شهوت و روح ايمانند ؛ و در كفّار سه روح است روح بدن و روح قوت و روح شهوت. سپس فرمود روح ايمان با بدن هست تا وقتى كه شخص ، مرتكب گناه كبيره‏اى نشده وقتى كبيره‏اى انجام داد روح ایمان از او جدا مى‏شود ولى روح القُدُس در هر كس بود هرگز گناه كبيره انجام نمي دهد.( بحار الأنوار ،ج‏25 ،ص54)
بر این مبنا ، کفّار زنده به حیوانیّت ولی مرده در انسانیّت هستند. انبیا نیز آمده اند تا با بالا بردن انسانها آنها را زنده تر سازند. لذا فرمود: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ  ــــــ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مى‏خواند كه شما را حيات مى‏بخشد(الأنفال:24)

امّا در مورد وضع اخروی کفّار فرمود: إِنَّهُ مَنْ يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِماً فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لا يَمُوتُ فيها وَ لا يَحْيى ـــــ در حقيقت، هر كه به نزد پروردگارش گنهكار رود، جهنم براى اوست: در آن نه مى‏ميرد و نه حیات مى‏يابد. ‏(طه:74)

باز فرمود: فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرى‏ (9) سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى‏ (10) وَ يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى (11) الَّذي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرى‏ (12) ثُمَّ لا يَمُوتُ فيها وَ لا يَحْيى‏  ــــــ پس تذكّر ده اگر تذكّر مفيد باشد! (9) و بزودى كسى كه از خدا مى‏ترسد متذكّر مى‏شود. (10)  امّا بدبخت‏ترين افراد از آن دورى مى‏گزيند، (11) همان كسى كه در آتش بزرگ وارد مى‏شود، (12) سپس در آن آتش نه مى‏ميرد و نه زنده مى‏شود (سوره الاعلی )

یعنی اینها نه به حیات انسانی راه می یابد و نه حیات حیوانی از آنها سلب می شود. لذا نه به آثار خوش حیات انسانی می رسند نه حیات حیوانی از آنها گرفته می شود که عذاب جهنّم را ادراک نکنند.

4ـ هنگامی که قیامت عالمی برپا می شود ، جناب اسرافیل (ع) در صور می دمد و همگان ــ بجز متّحدین با وجه الله و چهار فرشته ی اعظم ــ فانی می شوند. در این هنگام همه ــ اعمّ از خوب و بد و انسان و غیر انسان ــ به مقام فنا نائل گشته با تمام وجود می یابند که بند به خدایند و از خود وجودی ندارند ؛ یعنی می یابند ــ نه می فهمند ــ که مثل صور ذهنی که بند به اراده ی انسان و ظهور اراده اند ، یا مثل موج ، که بند به آب و ظهور آب است ، مخلوقات نیز بند به حضرت وجودند ؛ و وجود فقط خداست ؛ و دیگران موجودند به وجود. لذا فرمود: لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ أَلا إِلَى اللَّهِ تَصيرُ الْأُمُورُ ــــــــ تمامى آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آنِ اوست؛ آگاه باشيد كه همه امور تنها بسوى خدا باز مى‏گردند (الشورى:53) ؛ یعنی مخلوقات ، برای خدا و ظهور اراده ی اویند ، نه از خدا و منفّک از اراده و مشیّت او. و اراده و مشیّت خدا همان وجه الله است که همه در او فانی می شوند ولی خود او فنا ندارد.

فرمود: وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فيهِ أُخْرى‏ فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ ـــــــ و درصور دميده مى‏شود، پس همه ی كسانى كه در آسمانها و زمينند مدهوش می شوند ، مگر آنكه خدا بخواهد ؛ سپس بار ديگر درصور دميده مى‏شود، ناگهان همگى به پا مى‏خيزند و در انتظارند (الزمر:68)

بعد از اینکه موجودات به این حالت در آمدند ، خود اسرافیل و سه ملک دیگر ، یعنی جبرئیل و میکائیل وعزرائیل (ع) نیز به امر خدا فانی در وجه الله می شوند. در این هنگام ندا بر می آید که: لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ــ امروز حكومت براى كيست؟ ؛ از جانب وجه الله ، که خود لسان الله است ، پاسخ می آید که: لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ ــــ براى خداوند يكتاى قهّار است (غافر:16). آنگاه خداوند متعال اسرافیل را از حال فنا خارج می سازد و امر می کند تا درباره در صور بدمد ؛ در این هنگام همه ی خلائق از حال فنا خارج گشته در محشر کبری برای حسابرسی حاضر می شوند. لکن بعد از آن هیچگاه مثل سابق ، خود را مستقلّ از خدا نمی بینند و با تمام وجود می یابند که بند به خدایند و موجود به اویند ؛ نه موجود از او ؛ در حالی که قبل از نفخ صور اوّل ، کفّار که خدا را قبول ندارند و خداباوران نیز خیال می کنند که موجود گشته از خدایند ؛ یعنی او به ما وجود داده و الآن ما وجود داریم ؛ در حالی که وجود فقط خداست و قابل تقسیم نیست تا دیگران نیز آن را دارا شوند ؛ لذا غیر خدا ، ظهور وجودند نه وجود. به تعبیر دیگر ، نمودند نه بود. پس بعد از نفخ صور دوم ، اثر فنا بر همگان خواهد ماند و توهّم استقلال از ضمیر مخلوقات خواهد پرید. لذا در قیامت عوالم بعدی ، و نفخ صور آن عوالم بعدی ، مخلوقات عوالم قبلی ، دچار صعقه و فنا نخواهند شد. چون صعقه و فنا برای موجودی است که برای خود وجودی قائل است. آنها خود را همواره در فنا و هلاک می بینند پس فنا و هلاک بر آنها مورد ندارد.