(1/100122829)- 

پرسش:گفته مي شود در عالم مثال و عقل، حرکت و تغيير و زمان وجود ندارد. از طرفي گفته مي شود انسان پس از مرگ، از فاتحه و قرآن و احسان ديگران و از آثار ماتأخر خود تحت تأثير و تغيير قرار مي گيرد، اين چگونه است؟

پاسخ:

نفس همانگونه که به هنگام حیات دنیوی ، با بدن در تماسّ است و از این طریق کمالاتی کسب می کند ، با آثار صادره از بدن خود نیز ارتباط وجودی دارد. چون معلول با علّت خود پیوند وجودی دارد ؛ و معلول بدن ، به نحو اولی معلول جنبه ی برزخی انسان نیز می باشد. لذا از این حیث هیچ فرقی بین زمان حیات و زمان ممات نیست. یعنی همانگونه که در زمان حیات ، کسب کمالات روح از طریق اثرپذیری نیست ، بعد از ممات نیز از سنخ اثرپذیری نخواهد بود. نفس انسان ، بدن را به کار وا می دارد و از این طریق و به تناسب قابلیّتهای بدن ، نفس ، کمالات وجودی خود را اظهار کرده از مقام اجمال به تفصیل در می آورد. بعد از مردن نیز نفس همین کار را نه با خود بدن ، بلکه با افعال صادره شده از بدن انجام می دهد.

بر این مبنا ، انسان از ما تأخّر خود نیز بهره ی وجودی می برد ؛ چون بعد از مردن ، هنوز با آنها یک نحوه ارتباط دارد. کما اینکه با ذرّات بدن خود نیز نحوه ای ارتباط بسیار ضعیف را حفظ می کند. البته در برخی افراد این ارتباط قویتر است ؛ لذا حتّی بعد از صدها سال نیز بدنهایشان با طراوت می ماند. مثلاً قبر شیخ صدوق در زمان قاجار و بعد از حدود ششصد سال در اثر سیل باز شد ؛ و شاهدان عینی دیدند که جسد شریف آن بزرگوار تازه بود.

همچنین آنها که برای شخص مرده ، فاتحه یا قرآن می خوانند یا دعا می کنند ، بی خود و بی علّت نیست ؛ بلکه افعال و آثاری که شخص از خود به جا گذاشته ، در جهان می گردند و از آنها نیز آثار جدیدی حاصل می شود. و همین آثار وجودی است که در عدّه ای اثر کرده آنها را تحریک به خواندن فاتحه یا قرآن یا دعا می کند. پس در حقیقت آثار وجودی خود شخص است که سالها بعد از مردن نیز ثمر می دهند ؛ و چون نفس همچنان با آن افعال ارتباط وجودی دارد ، از طریق آنها نیز کمالات اجمالی خود را به مقام تفصیل می رساند.