(9/200786)

پرسش:خواهشمندم در صورت امکان تفاوت میان زندگی در دنیا و آخرت را تشریح بفرمایید؟

 

پاسخ:

تفاوت میان زندگی دنیوی و زندگی اخروی زیاد است که به برخی از آنها اشاره می شود.

1ـ زندگی در عالم دنیا به خاطر وجود ماده همراه با حرکت و تکامل اختیاری است ولی در آخرت اگر چه انسان دارای جسم است ولی حرکت و تکامل به معنی دنیوی را ندارد چرا که جسم اخروی جسمی غیر مادّی است، تقریباً شبیه اجسامی که در خواب می بینیم. البته دقّت شود که در آخرت نیز اختیار وجود دارد ؛ لکن بساط استکمال اختیاری به معنای دنیوی آن ـ که همراه با حرکت جوهری است ـ برچیده می شود. لذا دنیا دار عمل و کِشت و کار و آخرت دار جزا و برداشت محصول می باشد.

2ـ در زندگی اخروی زمان نیز به معنای دنیوی آن وجود ندارد ؛ چرا که زمان مقدار حرکت است ؛ و در عالم آخرت حرکت به معنای دنیوی آن ـ که خروج تدریجی شیء از حالت بالقوّه برای رسیدن به حالت بالفعل می باشد ـ نیز وجود ندارد. لذا در آخرت ، سنّ و سال و گذر عمر و امثال این امور نیز بی معنی است. همچنین در آخرت ، اموری چون انتظار و دیر و زود و امثال آنها نیز به مفهوم دنیایی آنها معنی ندارد.

3ـ در زندگی دنیوی اهل ایمان و اهل کفر و نفاق با هم آمیخته اند ؛ ولی در آخرت اهل ایمان از اهل کفر و نفاق جدا می شوند. لذا آخرت را یوم الفصل ( روز جدایی) نیز می گویند. پس در آخرت ، نیکان با نیکان و بدان با بدانند.

4ـ زندگی دنیوی، زمانی محدود دارد ولی زندگی اخروی ابدی است و پایان ندارد ؛ چرا که زمانی نیست تا پایان پذیرد ؛ و حرکتی نیست تا به انتها برسد. لذا آخرت را دارالقرار ( خانه ی ماندگاری) گفته اند.

5ـ در زندگی دنیوی اکثر اشیاء غیر زنده اند ، حتی بدن انسان نیز ذاتاً زنده نیست بلکه به واسطه ی روح زنده است ؛ ولی در آخرت همه چیز زنده است ؛ وَ إِنَّ الدّارَ اْلآخِرَةَ لَهِی الْحَیوانُ لَوْ كانُوا یعْلَمُونَ(عنکبوت:64). در آخرت ، بدن انسان ـ که طبق نظر حکما ، بدنی جسمانی ولی غیر مادّی است ـ  افزون بر حیاتی که به واسطه ی روح دارد ، خود نیز حیاتی مخصوص به خود دارد ؛ لذا هم به واسطه ی روح از لذایذ بهشت فراجسمانی بهرمند می شود ، هم خودش مستقیماً از لذائذ بهشت جسمانی بهره می برد. کما اینکه دو گونه عذاب را تحمّل می کند.

6ـ در زندگی دنیوی روابط نَسَبی و سببی حاکم است ، ولی در آخرت ، نِسبتهای فامیلی بریده می شوند مگر نِسبت دوستی و اخوّت بین مؤمنین فَإِذا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَینَهُمْ یوْمَئِذٍ ... . ـــ چون در صور دمیده شود ، پس آن هنگام ، بین آنها هیچ نسبت نَسَبی نیست (مؤمنون:101) ؛ البته اگر فامیلها ـ مثل والدین و فرزندان یا زن و شوهر ـ وارد بهشت شوند ، آنجا نیز با همدیگر رابطه خواهند داشت ؛ چرا که اهل بهشت با یکدیگر ارتباط ایمانی دارند ؛ و در سایه ی این رابطه ، رابطه های دیگر نیز برقرار می شوند. لذا خداوند متعال فرمود: جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ وَ الْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بابٍ  ـــــ (همان) باغهاى جاويدان بهشتى كه وارد آن مى‏شوند؛ و همچنين پدران و همسران و فرزندان صالح آنها؛ و فرشتگان از هر درى بر آنان وارد مى‏گردند(الرعد:23)

7ـ در زندگی دنیوی اموری مثل داد و ستد و پارتی بازی و فریبکاری و... حاکم است ولی در آخرت از این امور خبری نیست. یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمّا رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یأْتِی یوْمٌ لا بَیعٌ فیهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ وَ الْكافِرُونَ هُمُ الظّالِمُونَ ــــ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از آنچه به شما روزى داده‏ايم، انفاق كنيد! پيش از آنكه روزى فرا رسد كه در آن، نه خريد و فروش است(تا بتوانيد سعادت و نجات از كيفر را براى خود خريدارى كنيد)، و نه دوستى(و رفاقتهاى مادى سودى دارد)، و نه شفاعت؛ (زيرا شما شايسته شفاعت نخواهيد بود.) و كافران، خود ستمگرند؛ (هم به خودشان ستم مى‏كنند، هم به ديگران).(بقره:254)

8ـ در زندگی دنیوی عدل و ظلم به هم آمیخته اند ولی در زندگی اخروی تنها عدالت است که حاکم می باشد ؛ و ذره ای به کسی ظلم نمی شود.

10ـ زندگی دنیوی برای بسیاری انسانها یوم الغفلة است و زندگی اخروی یوم الحسرة.

11ـ زندگی دنیوی عرصه شادی ظالمان است و زندگی اخروی عرصه شادی مظلومان.

12ـ در زندگی دنیا عیبها و گناهان پوشیده اند ولی آخرت یوم تبلی السرائر است.

13ـ در آخرت ، هر چه از نعمتها و عذابها وجود دارد ، تجسّم اعتقادات و خلقیّات و اعمال خود شخص می باشد.

14ـ برای اهل بهشت ، غم و اندوه و کسالت و هر احساس بد دیگر متنفی است ؛ کما اینکه اهل جهنّم نیز از احساسهای خوب بی بهره اند.

15ـ اهل آخرت فاعل بالاراده اند ؛ یعنی برای انجام امور احتیاجی به اسباب ندارند ؛ بلکه به محض اراده نمودن ، امور تحقّق می یابند. لکن باید دانست که اهل بهشت تنها امور خیر را اراده می کنند و اهل جهنّم نیز تنها بر اراده نمودن امور شرّ و عذاب آور توانایی دارند. لذا نمی توانند نعمات بهشت را اراده نمایند. چون اراده ی افراد تابع اعتقادات و خلقیّات درونی آنهاست.

16ـ نعمات اخروی ، از آنجا که مادّی نیستند ، زوال ندارند ؛ لذا اگر یک میوه ی بهشتی را همه ی اهل بهشت تناول نمایند ، باز آن میوه سر جای خود خواهد بود ؛ یا اگر بهشتی اراده نمود که پرنده ای بهشتی به صورت برشته شده در مقابل او باشد ، چنین خواهد شد ؛ ولی آن پرنده همچنان در فضای بهشت پرواز خواهد داشت. آنچه مانع این امر در دنیا می شود ، در حقیقت همان مادّیّت موجودات است ؛ لذا اگر مادّه برداشته شود و موجودات ، صورت صرف شوند ، آنگاه زوال نیز نخواهند داشت؛ همان گونه که یک علم را می توان به هزاران نفر منتقل نمود بی آنکه کم شود.

17ـ اهل بهشت محدود در مکان نیستند ؛ لذا در آن واحد می توانند در هر جایی باشند ؛ بلکه در یک آن می توانند همه جا حضور داشته باشند. در یک آن می توانند با یکی در حال گفتگو باشند و در همان حال با دیگری در حال خوردن غذا باشند و ... . چرا که بهشتی قادر است برای خود به تعداد دلخواه بدن ایجاد کند.

18 ـ بسیاری از اهل جهنّم در اثر عذاب پاک می شوند و کم کم عذابشان کاهش می یابد تا سر انجام وارد بهشت گردند. اهل بهشت نیز دائماً در حال ترقّی وجودی می باشند ؛ چون نعمات بهشت ، همگی معرفت زا می باشند و با بهره بردن از هر نعمتی ، شخص به باطن همان نعمت راه می یابد. لذا اهل بهشت هیچگاه یک نعمت را دوبار استفاده نمی کنند ؛ بلکه در بار بعدی از باطن آن نعمت قبلی بهره می برند و هر نعمت بهشتی را عملاً بی نهایت باطن می باشد؛ کنه هر نعمتی اسمی از اسماء الهی است.

19ـ در هر نعمت بهشتی لذّت تمام نعمات وجود دارد ؛ ولی یک لذّت غالب می باشد. مثلاً یک سیب ، لذّت تمام میوه ها و لذّت تمام نغمه های زیبا و لذّت تمام مناظر دلنشین و ... را در خود دارد ؛ لکن لذّت سیب در آن غلبه دارد. همچنین هر نعمت بهشتی از جهت شدّت و ماندگاری لذّت بی نهایت است ؛ مثلاً لذّتی که بهشتی از خوردن یک سیب می برد ، ابدی است و هیچگاه از کام او زائل نمی گردد ؛ کما اینکه شدّت این لذّت قابل اندازه گیری نیست. همچنین لذّتی مانع از لذّت دیگر نمی شود ؛ لذا شخص بهشتی در حالی که لذّت سیب را در کام خود دارد می تواند لذّت انار را هم داشته باشد.

20ـ بطور کلّی برای اهل بهشت ، هر آنچه بخواهند و آرزو نمایند فراهم می باشد. لذا خداوند متعال در حکمی کلّی از زبان ملائک ، خطاب به مومنان فرمود: نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ وَ لَكُمْ فيها ما تَشْتَهي‏ أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فيها ما تَدَّعُون‏ ـــــ ما ياران و مددكاران شما در زندگى دنيا و آخرت هستيم؛ و براى شما هر چه دلتان بخواهد در بهشت فراهم است، و هر چه طلب كنيد به شما داده مى‏شود(فصلت:31)