(1/100117747)- 

پرسش: دادگاهي که هزاران سال ديگر برگزار مي شود(در آخرت) به چه درد دنياي امروزت مي خورد. چه فايده اي براي دنياي امروز ما دارد. چه دردي را دوا مي کند اعتقاد به ان جلوي اتکاي مردم به خود را مي گيرد خودت بايد ريشه ظلم را بسوزاني نه اينکه منتظر باشي پس از قرنها (در آن دنيا) فلان فرد متخلف به سزاي خود برسد.

پاسخ:

1ـ دین اسلام  هیچگاه نگفته است چون آخرتی هست پس شما با ظلم مبارزه نکنید. اگر کسی منصفانه به تعالیم قرآن و اهل بیت (ع) نظر کند تصدیق می نماید که در هیچ مکتبی به اندازه ی اسلام بر مبارزه با ظلم و دفاع از حقّ خود و اجتماع تأکید نشده است. از منظر اسلام ، ظلم ستیزی از وظائف تک تک مسلمین می باشد و اگر کسی این فریضه را به جا نیاورد گناهکار است و در روز قیامت مجازات خواهد شد. رسول الله صلى اللَّه عليه و آله فرمود: مَنْ أَصْبَحَ لَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلًا يُنَادِي يَا لَلْمُسْلِمِينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِم  ـــــ هر كه صبح كند و به امور مسلمين همت نگمارد ، از آنها نيست ، و هر كه بشنود مردى فرياد می زند که   ای مسلمانها به دادم برسيد و جوابش نگويد (به داد او نرسد) مسلمان نيست. (الكافی ، ج‏2 ،ص164 )

پس حسابرسی آخرت نه تنها ما را از ظلم ستیزی باز نمی دارد ، بلکه خود عاملی برانگیزاننده برای ظلم ستیزی است ؛ چون اگر کسی ظلم ستیز نباشد ، در آخرت مجازات خواهد شد. تاریخ نیز گواه است که همواره بزرگترین ظلم ستیزان عالم آخرت باور بوده اند.

2ـ گیریم که آخرت نبود ، در آن صورت بسیاری از ظالمین جهان بی مجازات می ماندند. کسان زیادی هستند که آدم کشته و به حقوق مردم تجاوز نموده اند ، ولی هویّت آنها از مجریان قانون مخفی است لذا هیچگاه به چنگ قانون نمی افتند. پس اینها کجا باید مجازات شوند؟!

آن کسی که صدها نفر را کشته یا با یک بمب اتمی هزاران نفر را به قتل رسانده در این دنیا چگونه باید مجازات شود؟ نهایت مجازاتی که می توان بر او تحمیل نمود ، کشتن اوست. امّا کشتن او تنها مجازات یک قتل است پس مجازات هزاران قتل دیگر او چه می شود؟

برخی ظالمین در مسند قدرت نشسته اند و کسی قدرت مجازات آنها را ندارد. سران اسرائیل و آمریکا و دیگر ممالک استکباری ، عامل هزاران جنایت بوده اند امّا کیست که آنها را مجازات نماید؟ شارون جنایتکار بی آنکه مجازات شود از دنیا می رود ، پس کی می توان او را مجازات نمود؟

ملاحظه می فرمایید که دنیا ظرفیّت محدودی برای مجازات دارد ؛ البته در مورد پاداش نیز چنین است. امّا آخرت که ابدی است ظرفیّت نامحدودی برای اجرای کامل عدالت دارد.

3ـ اگر آخرتی نباشد ، حقّ و باطل چه معنایی دارد؟ اگر مجازات اخروی نیست ، آنکه زورش می رسد چرا نباید زور نگوید؟ اگر آخرتی نیست چرا نباید دزدی نکرد ؛ وقتی می توانیم بدزدیم و از دست قانون فرار کنیم چرا نباید چنین نکنیم؟ ممکن است بگویند: به خاطر مصلحت اجتماع باید قانون را رعایت کنیم ، چون اگر اجتماع نباشد ما هم بقاء نخواهیم داشت. می گوییم: مگر تنازع برای بقاء و قانون جنگل چه عیبی دارد؟ مگر نسل حیوانات نابود شده؟ وقتی انسان هم می تواند مثل برخی حیوانات ، والدین خود را از خانه بیرون انداخته و خانه ی آنها را تصاحب کند چرا نباید چنین نکند؟

پس ملاحظه می فرمایید که آخرت باوری فطری اساس اخلاق است و بدون آن هر کاری برای انسان مجاز شمرده می شود و هیچ قانون بشری نیز قادر نیست جلوی زیاده خواهی انسان بگیرد. تنها عاملی که انسان را مقیّد به اخلاق می کند یک نیروی پنهان فطری و یک ندای درونی است که مدام به او می گوید: هر علمی روزی جزایی خواهد داشت.

4 ـ آنچه تا اینجا گفته شد بر مبنای پندار عمومی بود که آخرت را نوعی دادگاه می انگارند ؛ امّا آخرت دادگاه نیست ، بلکه غایت است. چنین نیست که اگر کسی در این دنیا کار خلافی کرد در آخرت او را گرفته و بعد از اثبات خلافش مجازات نمایند. این سطح پایین مطلب است. در جای جای قرآن کریم تصریح شده که پاداش و عذاب اخروی نتیجه ی طبیعی کار دنیا است ؛ به تعبیر رسول خدا  الدُّنْيَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَة . همانگونه که گندم از گندم بروید جو ز جو ، پاداش و عذاب اخروی نیز معلول طبیعی و تکوینی خود عمل است. مجازات خوردن سمّ اختلال در کار بدن و مردن است و مجازات بی احتیاطی در رانندگی تصادم و مرگ یا نقص عضو می باشد ، مجازات آخروی اعمال نیز نتیجه ی طبیعی عمل بوده ، معلول آن است. لذا خداوند متعال فرمود : إِنَّ الَّذينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ في‏ بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعيراً  ــــ كسانى كه اموال يتيمان را به ظلم و ستم مى‏خورند ، جز این نیست که آتش مى‏خورند ؛ و به زودى در شعله‏هاى آتش مى‏سوزند. (النساء:10) خدا نفرمود: ما چنین کسی را می سوزانیم ، بلکه فرمود: او همین الآن خودش آتش می خورد. این برداشت غلط مردم عامی است که خیال می کنند جزای آخرت نیز مثل قوانین جزائی دنیا امری قراردادی است. باز خداوند متعال فرمود: فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ ؛ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ ــــــ پس هر كس هموزن ذرّه‏اى كار خير انجام دهد آن را مى‏بيند ؛ و هر كس هموزن ذرّه‏اى كار بد كرده آن را مى‏بيند (الزلزلة:7 ، 8) در این آیات سخن از دیدن خود عمل است نه دیدن پاداش و جزای قراردادی آن. آخرت ظرف ظهور حقیقت اعمال است نه دادگاه قضایی ؛ امّا افراد عامی وقتی به این آیات بر می خورند با توهّمات دنیایی خود آن را چنین ترجمه می کنند که پس هر كس هموزن ذرّه‏اى كار خير انجام دهد پاداش آن را مى‏بيند ؛ و هر كس هموزن ذرّه‏اى كار بد كرده مکافات آن را مى‏بيند ، در حالی که در خود آیه سخنی از پاداش و مکافات نیست.

5 ـ کسانی که آخرت را دادگاه می بینند ، خیال کرده اند دنیا و برزخ و آخرت سه عالم جدا از هم می باشند ؛ در حالی که در منظر اسلام و حکمای اسلامی چنین نیست. عالم برزخ امتداد غیبی همین دنیاست و آخرت نیز امتداد غیبی عالم برزخ می باشد. این ماییم که به خاطر کوری نسبی تنها بخشی از عالم را مشاهده می کنیم. تصوّر فرمایید که تمام ساکنین یک سیّاره ، نابینای مادرزاد باشند و تنها یک نفر در میان آنها چشم بینا داشته باشد. در چنین حالتی برای اکثر مردم آن سیّاره ، عالم خلاصه خواهد شد در شنیدنی ها و لمس کردنی ها و بوییدنی ها و چشیدنی ها ، و آنها خبری از رنگها و نور و ظلمتها نخواهند داشت. لذا نه خبر از ماه خواهند داشت نه خبر از ستاره ، نه خبر از روز و شب و نه خبر از چیزهایی که در دور دستها واقع شده اند. لذا عالم اینها عملاً عالمی بسیار محدود خواهد بود. حال آن فرد بینا می آید و به اینها خبر می دهد که عالم نور و رنگ نیز وجود دارد ، امّا اینها زیر بار نمی روند تا اینکه او به خاطر داشتن توانایی دیدن ، کارهایی خارق العاده برای آنها انجام می دهد که از نظر آنها ، اموری غیر ممکن به نظر می رسند ؛ مثلاً او می بیند که شخصی از دور می آید لذا خبر می دهد که فلانی می آید و بعد از نیم ساعت به اینجا خواهد رسید. این کار برای آن شخص بینا کاری عادی است ولی از نظر اهل آن سیّاره او غیب گویی کرده است. وقتی آنها چند چشمه از این امور خارق عادت را ملاحظه نمودند باور می کنند که این شخص از عالم دیگری نیز خبر دارد. لذا بی آنکه آن عالم را ببینند ، باور می کنند که چنان عالمی وجود دارد ؛ و چه بسا خیال می کنند که آن عالم در جای دیگری است ؛ غافل از اینکه عالم نور و رنگ نیز بر آنها احاطه داشته امتداد غیبی عالم خود آنهاست.

حال این شخص بینا دستور العملهای نجات می آورد. او چاهها و چاله ها و مواضع خطر را می بیند ؛ لذا می گوید از این راه نروید که به چاه می افتید و از آن راه نروید که در آتش می افتید و به فلان مکان نروید که حیوانات درنده شما را می خورند و ... . از نظر آن نابینایان ، بین عمل نکردن به آن دستورات و آن مجازاتها رابطه ی به هم پیوسته ای نیست ؛ چون آنها محدودند ؛ آنها خیال می کنند که اگر کسی به آن دستورات عمل نکرد خدا او را به چاه می اندازد یا طعمه ی حیوانات می کند. امّا آنکه چشم بینا دارد می بیند که عاقبت طبیعی قدم گذاشتن در آن راهها همان به اصطلاح مجازاتهاست.

این حکایت ما انسانهای عادی و انبیاء و ائمه (ع) است. آیات می گویند به این راه نروید که عاقبت طبیعی آن چنین و چنان است ؛ می گوید آن که مال یتیم را به ظلم می خورد در حقیقت آتش می خورد ، امّا ما خیال می کنیم که هر کس مال یتیم خورد خدا به او آتش می خوراند. دور است آنچه می پندارند از آنچه می گوییم ؛ به زودی چشمشان بینا می شود و فهمند که چه می پنداشتند و چه بوده است. وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهيدٌ ؛ لَقَدْ كُنْتَ في‏ غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَديدٌ ـــــ  هر کسی می آید در حالى كه همراه او حركت دهنده و گواهى است ؛ (به او خطاب مى‏شود:) تو از اين امر غافل بودى ، پس ما پرده را از چشم تو كنار زديم، و امروز چشمت كاملاً تيزبين است. (ق:21 ،22)