(4/100130371)-   

پرسش:آيا شفاعت مختص مسلمين و به ويژه شيعيان است؟

پاسخ:

هر نقمت و نعمتی که در آخرت نصیب انسان می شود در حقیقت ظهور امری دنیایی است ؛ مثلاً آنکه مال حرام خورده در حقیقت آتش خورده ، که در آخرت این حقیقت ظهور خواهد نمود. شفاعت نیز نعمتی است اخروی و ظهور امری است دنیوی. شفاعت در حقیقت چیزی نیست جز همان ربط وجودی بین فرد شفاعت شونده و فرد شفاعت کننده. چون شفیع در لغت، آن چیزی را گویند که با چیزی ربط یافته جفت او می شود در برآوردن مقصودی.

اگر کسی در دنیا ربط روحی و اعتقادی با امام یا پیامبر یا عالمی ربّانی یا شهید راه خدا دارد همین ربط روحی و اعتقادی در عالم آخرت به صورت شفاعت ظهور خواهد نمود. لذا برخلاف پندار عوامانه ی برخی افراد ، شفاعت نوعی پارتی بازی نیست ؛ بلکه ظهور اعتقاد و رفتار دنیایی خود شخص می باشد. امیر مومنان علی (ع) به نوف بکائی فرمودند: ... يَا نَوْفُ مَنْ أَحَبَّنَا كَانَ مَعَنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا أَحَبَّ حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَه ـــ ‏اى نوف! هر كه ما را دوست بدارد روز قيامت با ماست و اگر مردى سنگى را دوست بدارد خداوند او را با همان سنگ محشور می کند. ( أمالي الصدوق،ص210 ،المجلس السابع و الثلاثون) ؛ یعنی هر کس در دنیا ‏با هر چه ارتباط قلبی دارد با همان موجود محشور می شود ؛ یعنی همین ربط وجودی در آخرت برای او ظاهر خواهد شد. آنکه با شیطان ارتباط دارد با شیطان محشور می شود ؛ آنکه با فلان خواننده ی کذایی ارتباط قلبی دارد با او محشور می شود؛ و آنکه با اولیای الهی ربط قلبی دارد همنشین اولیاء خواهد بود ؛ و آنکه این دو را با هم آمیخته ، خود را در جهنّم و مایل به بهشت خواهد یافت. پس آن اندازه عذاب خواهد شد تا آن ربط قلبی با باطل را از دست بدهد ؛ در این هنگام است که ربط او با اولیای دین ظاهر می شود ؛ و این است شفاعت شدن اهل جهنّم. البته برخی داخل جهنّم نمی شوند بلکه میان بهشت و جهنّم می مانند تا بالاخره آن میل به اولیاء بر میل به اهل باطل غالب گردد و او را مشفوع اولیاء قرار دهد.

حاصل کلام آنکه تنها راه ورود در بهشت، ربط وجودی داشتن با اولیای خدا می باشد ؛ و محال است کسی بدون شفاعت ولیّ خدایی بتواند وارد بهشت گردد ؛ اگر چه آن شخص، سلمان فارسی باشد. چرا که حقیقت بهشت ، ظهور باطن شافعان محشر می باشد. پس هر که با شافعان محشر ربطی قلبی دارد به ظهور باطن آنها راه دارد و در غیر این صورت ، محروم خواهد بود.

بر این اساس ، هر کسی با هر ولیّ خدایی ربط وجودی و قلبی داشته باشد به مقدار ارتباطش مورد شفاعت آن ولیّ خدا خواهد بود. آنها که زمان حضرت موسی (ع) محبّ آن حضرت بوده اند مورد شفاعت حضرت موسی(ع) قرار می گیرند ، دوستداران واقعی حضرت عیسی نیز مورد شفاعت حضرت عیسی(ع) واقع می شوند. محبّ واقعی اهل بیت (ع) نیز از شفاعت این بزرگواران برخوردار خواهند بود.

البته توجّه شود که محبّت، شرط دارد ؛ شرط محبّت، عمل است. اینکه کسی در عزای امام حسین (ع) بر سر و سینه بکوبد ولی نماز نخواند و روزه نگیرد ، محبّ امام حسینی تخیّلی است که هیچ ربطی به امام حسین حقیقی ندارد ؛ همان امام حسینی که وسط میدان جنگ نیز دست از نماز نکشید. محبّ باید رنگ محبوب را به خود بگیرد. پس هر اندازه همرنگی بین فرد و ولیّ خدا وجود داشت به همان اندازه نیز محبّت و ارتباط قلبی بین آنها حاکم است ؛ و مورد شفاعت واقع شدن شخص نیز به اندازه ی همین ارتباط خواهد بود.

بر همین اساس است که سگ اصحاب کهف چنان مقامی پیدا می کند که خداوند متعال از او یاد می کند ؛ چون او دوستدار اصحاب کهف بود و همراهی آنها را خوش داشت. اولاغ بلعم باعور نیز بهشت می رود ؛ چون آن هنگام که بلعم باعور خواست برای نفرین حضرت موسی(ع) برود ، این اولاغ به احترام حضرت موسی (ع) از جایش حرکت نکرد. پس جایی که ربط قلبی با ولیّ خدا، یک حیوان را می تواند وارد بهشت کند انسان جای خود دارد.

حاصل سخن آنکه:

ــ صالحین امّتهای سابق که با انبیای خودشان ربط قلبی داشته اند مورد شفاعت انبیای خودشان قرار خواهند گرفت.

ــ غیر مسلمین امروزی نیز اگر چه از حیث عقیده منحرفند ، امّا اگر از تشخیص حقّ عاجز بوده باشند و حقّ برای آنها اثبات نشده باشد و اهل فسق و فجور نیز نباشند ، به مقداری که اولیای الهی را دوست دارند و سعی می کنند خود را با آنها همرنگ کنند مورد شفاعت قرار خواهند گرفت. لکن روشن است که جایگاه اخروی آنها با جایگاه مسلمین حقیقی در یک ردیف نخواهد بود ؛ بلکه حتّی ممکن است از صالحین مسلمان غیر شیعی نیز پایین تر باشند.

ــ از بین مسلمین غیر شیعه نیز آنها که از درک حقّانیّت شیعه عاجزند ، اگر به حکم آیه ی ... قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى (الشورى:23) دوستدار پیامبر(ص) و اهل بیت او باشند ، بعد از شیعیان مورد شفاعت خواهند بود. مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ الزُّرَقِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ بَابٌ يَدْخُلُ مِنْهُ النَّبِيُّونَ وَ الصِّدِّيقُونَ وَ بَابٌ يَدْخُلُ مِنْهُ الشُّهَدَاءُ وَ الصَّالِحُونَ وَ خَمْسَةُ أَبْوَابٍ يَدْخُلُ مِنْهُ شِيعَتُنَا وَ مُحِبُّونَا وَ بَابٌ يَدْخُلُ مِنْهُ سَائِرُ الْمُسْلِمِينَ مِمَّنْ يَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ يَكُنْ فِي قَلْبِهِ مِقْدَارُ ذَرَّةٍ مِنْ بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ. ـــــ محمد بن فضيل گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: على عليه السّلام فرمودند: بهشت هشت در دارد، درى كه از آن پيامبران و صديقان وارد مى‏گردند، درى كه شهداء و صالحان از آن مى‏آيند، و پنج در است که شيعيان و دوستان ما از آنها وارد خواهند شد و از در هشتم ساير مسلمانان وارد مى‏شوند و آنها كسانى مى‏باشند كه بر وحدانيت خدا گواهى دهند و ذرّه‏اى بغض ما را در دل نداشته باشند.(بحار الأنوار ؛ج‏69 ؛ص159)

عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَنَا جَالِسٌ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها يَجْرِي لِهَؤُلَاءِ مِمَّنْ لَا يَعْرِفُ مِنْهُمْ هَذَا الْأَمْرَ فَقَالَ لَا إِنَّمَا هَذِهِ لِلْمُؤْمِنِينَ خَاصَّةً قُلْتُ لَهُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ أَ رَأَيْتَ مَنْ صَامَ وَ صَلَّى وَ اجْتَنَبَ الْمَحَارِمَ وَ حَسُنَ وَرَعُهُ مِمَّنْ لَا يَعْرِفُ وَ لَا يَنْصِبُ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ أُولَئِكَ الْجَنَّة. ــــــــ زراره گويد: از امام صادق عليه السّلام سؤال شد و من هم در آن جا بودم كه تفسير مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها ـــ هر که با حسنه ای به آخرت بیاید برای او ده تا مثل آن است چيست؟ آيا كسانى كه معتقد به امامت شما نيستند مشمول اين آيه مى‏باشند؟ امام فرمودند:خير اين فقط براى مؤمنان مى‏باشد. عرض كردم خداوند شما را سلامت بدارد، كسانى از مخالفين که شما را هم به امامت قبول ندارند، وجود دارند که روزه مى‏گيرند، نماز مى‏خوانند و اهل ورع و تقوا مى‏باشند ولى با شما عناد هم ندارند؛ امام فرمودند: اين جماعت وارد بهشت مى‏گردند و مشمول رحمت خداوند مى‏شوند.( بحار الأنوار ج‏ 69 ؛ص 163 (

عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا فَقَالَ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً إِلَى النَّصْبِ فَيَنْصِبُونَ وَ لَا يَهْتَدُونَ سَبِيلَ أَهْلِ الْحَقِّ فَيَدْخُلُونَ فِيهِ وَ هَؤُلَاءِ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِأَعْمَالٍ حَسَنَةٍ وَ بِاجْتِنَابِ الْمَحَارِمِ الَّتِي نَهَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْهَا وَ لَا يَنَالُونَ مَنَازِلَ الْأَبْرَار . ـــــ ابو خديجه گويد: امام صادق عليه السّلام در تفسير آيه شريفه إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا، فرمودند: يعنى راهى ندارند تا ناصبى شوند و دشمنى كنند و به طرف حق هم هدايت نمى‏شوند تا به حق عمل كنند و يا حق را قبول كنند، اينها اگر كارهاى نيک انجام دهند و از محرّمات دست بر دارند وارد بهشت مى‏گردند ولى مقام نيكان را پيدا نخواهند كرد.(بحار الأنوار ؛ج‏69 ؛ص 160)
یعنی اینها به درجات پایین بهشت می روند و هیچگاه با شیعیان بهشتی هم رتبه نخواهند بود.

ــ شیعیان نیز اگر واجبات دین را منکر نبوده باشند و بخصوص تارک نماز نبوده باشند ، بالاخره مورد شفاعت خواهند بود ؛ اگر چه برهه ای از عذاب را پشت سر بگذارند. طبق روایات اکثر شیعیان جهنّم اخروی را تجربه نمی کنند و بعد از عذاب برزخی با شفاعت پاک می شوند. و فسّاق شیعه در آخرت بین بهشت و جهنّم مستقرّ خواهند شد. سُئِلَ الْعَالِمُ (ع) عَنْ مُؤْمِنِي الْجِنِّ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ فَقَالَ لَا وَ لَكِنْ لِلَّهِ حَظَائِرُ بَيْنَ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ يَكُونُ فِيهَا مُؤْمِنُو الْجِنِّ وَ فُسَّاقُ الشِّيعَة. ــ از امام معصوم (ع) پرسیده شد که آیا مومنان جنّ به بهشت می روند ؛ فرمودند: نه ولی برای خدا جایگاههایی است بین بهشت و جهنّم که مومنان جنّ و شیعیان فسّاق در آن خواهند بود.(بحار الأنوار ؛ج‏60 ؛ص 291 )

الْأَعْمَشِ عَنِ الصَّادِقِ ع أَصْحَابُ الْحُدُودِ فُسَّاقٌ لَا مُؤْمِنُونَ وَ لَا كَافِرُونَ وَ لَا يَخْلُدُونَ فِي النَّارِ وَ يَخْرُجُونَ مِنْهَا يَوْماً مَّا وَ الشَّفَاعَةُ لَهُمْ جَائِزَةٌ ـــ اعمش از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه فرمودند: آنهایى كه حدّ بر آنها جارى شده، نه مؤمن هستند و نه كافر، آنها ، در آتش جاودان نخواهند ماند و روزى از آنجا آزاد خواهند شد و شفاعت به آنها خواهد رسيد (بحار الأنوار ؛ج‏69 ؛ص 159)
در این روایات ، اصحاب حدود نه کافر و نه مومن بلکه فاسق قلمداد شده اند. و اصحاب حدود کسانی هستند که مستحقّ حدّ شرعی هستند ؛ یعنی گناهانی را مرتکب شده اند که به موجب آنها مستحقّ حدّ شرعی شده اند ؛ مثل زنا ، شرب خمر ، قتل و ... ؛ اینها اگر شیعه هم باشند ابتدا باید وارد جهنّم شوند ؛ لکن تا ابد در جهنّم نمی مانند بلکه بعد از مدّتی از جهنّم نجات می یابند ؛ امّا به قرینه روایات قبلی معلوم است که اینها بلا فاصله وارد بهشت نمی شوند بلکه بعد از خروج از جهنّم ابتدا بین بهشت و جهنّم قرار می گیرند و شاید مدّتی بعد وارد درجات پایین بهشت می شوند ؛ و شاید هم هیچگاه وارد بهشت نشوند.

البته این در حالتی است که توبه نکرده از دنیا رفته باشند ؛ امّا آنکه توبه ی حیقیقی بکند آمرزیده می شود ؛ و توبه طبق روایات یکی از شفاعت کنندگان می باشد.

پس شیعیان فاسق اگر فسقشان در حدّ زیاد باشد ابتدا وارد جهنّم شده و بعد از مدتی به حدّ فاصل بین بهشت و جهنّم منتقل می شوند. ولی اگر فسق آنها متوسّط باشد وارد جهنّم نمی شوند بلکه بین بهشت و جهنّم منتظر شفاعت اولیاء الهی می مانند و در نهایت به درجات پایین بهشت بار می یابند. امّا اگر فسق آنها اندک باشد بنا به برخی روایات ــ که در اینجا ذکر نشد ــ در برزخ معذّب می شوند ولی در آخرت وارد بهشت می شوند. اکثر شیعیان را می توان از گروه اخیر شمرد.