(1/100125492)- 

پرسش:جواب سوالي که قبلا داده بوديد، قانع کننده نبود زيرا سوال من چيز ديگري بود سوال من اين است که: 1-چرا در بهشت زنان بايد تحمل حوريان را بکنند مي گوييم در دنيا چاره اي نيست در بهشت ديگر چرا مگر نه اينکه نبايد در بهشت هيچ رنجي نباشد پس چرا براي شوهران اين زنان در بهشت حوريان باکره و فلان و فلان است ديگر آنجا به چه دليل زنان بايد خفت بکشند؟ 2- در قبال اينکه براي مردان حوريان را پاداش مي دهند براي زنان چه پاداشي در نظر گرفته شده زنان در آنجا شوهر بهشتي نمي خواهند تا در آنجا هم براي خود سرور داشته باشند. در ضمن حوريان نيز به درد آنها نمي خورد مگر مي خواهند عمل لواط را انجام بدهند اصلا بحث شهوت نيست مردان چون شهوت زيادي دارند به آنها حوريان بهشتي را مي دهند، حال در قبال حوريان باکره که به مردان مي دهند، چه نوع پاداشي و در قبال چه نيازي به زنان مي دهند و به مردان نمي دهند تا پاداش زنان مؤمن با مردان مؤمن برابر باشد.

پاسخ:

1ـ حوریان بهشتی که برای مرد اختصاص داده می شوند ، تجسّم عفّت و اعتقادات خود آن مرد هستند ؛ لذا در بهشت درون او هستند نه در بهشت بیرون. چون نعمات بهشت بر دو گونه اند ، نعماتی که تجسّم اعتقادات و خلقیّات و اعمال خود شخص می باشند ؛ و نعماتی که تجسّم هدایت هادیان الهی اند ؛ و چون مومنان در دنیا داخل این هدایت شده اند ، در آخرت نیز داخل حقیقت آن خواهند شد. البته آتش جهنّم نیز بر دو گونه است: آتشی که درون می سوزاند و آتشی که از بیرون شعله می کشد. حوریان بهشتی نیز نمود خصالی چون عفّت مردانند در بهشت درون ؛ که جز خود صاحب آن نعمت ، کس دیگری از آن بهره ندارد ؛ مگر به نحوی از انحاء ؛ همانگونه که در دنیا ما از خلقیّات خوب دیگران بهره می بریم. بنا برین نه تنها زنان بیرونی مردان بهشتی از وجود حوریان رنجور نخواهند شد ؛ بلکه از وجود آنها خشنود می شوند ؛ چون این زنان از وجود آن حوریان تنها عفّت شوهرانشان را خواهند دید نه بیشتر ؛ و مشاهده عفّت شوهر نیز موجب خشنودی زن است نه موجب رنج او.

شاهد اینکه آن حوریان جز بر صاحبانشان رخ نشان نمی دهند ، آیات سوره الرّحمن است که این حوریان را با القابی چون مقصورات فی الخیام یاد می کند. البته در این باب اهل معرفت را سخن فراوان است که بی مقدّمه نمی توان وارد آن شد.

2ـ تعبیر در قبال اينکه براي مردان حوريان را پاداش مي دهند براي زنان چه پاداشي در نظر گرفته شده... تعبیری چندان درستی نیست. مگر خدا بین مرد و زن مسابقه گذاشته است که هر چه به یکی داد معادلش را به دیگری هم بدهد؟! برای خدا زن و مرد فرقی نمی کند ؛ خدا بنده می خواهد ؛ در هر کسوتی که باشد. مگر خدا وظیفه دارد که بین زن و مرد برابری ایجاد نماید؟ روی چه منطق و معیاری چنین تکلیفی را برای خدا اثبات می فرمایید؟

لحن حضرت عالی به گونه ای است که انگار خداوند متعال را بدهکار بندگان می دانید. مگر خدا به من شما بدهکار است که اگر داد عادل شود و اگر نداد ظالم گردد؟ بالاخره او خداست یا ما؟!! او باید تکلیف کند یا ما؟!! لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ ــــ خدا از آنچه می کند مورد سوال و بازخواست قرار نمی گیرد ؛ در حالی که آنها مورد سوال و بازخواستند (الأنبياء:23). او خداست و بندگی می خواهد ، آنهم نه به نفع خود بلکه به نفع خودمان. چون در عالم آخرت هر کسی نتیجه ی اعمال خود را می بیند ؛ چه مرد باشد و چه زن. هر کسی هر چه نموده همان عمل را عیناً تحویل خودش می دهند ؛ پس برابر سازی معنا ندارد. خدا در مقابل عمل خیر یا شرّ به کسی مزد نمی دهد ، بلکه عمل خودش را عیناً تسلیم خودش می کند ؛ امّا حقیقت عمل و نیّت و اعتقاد و اخلاقش را نه پرونده ی کاغذی آن را همراه با فیش حقوقی اش. لذا اگر بار خار است خود کِشته ای ــ اگر پرنیان است خود رشته ای

3ـ ضمناً از نگاه اسلام ، مردها سرور زنان نیستند ؛ بلکه مردها از طرف خداوند متعال مکلّفند که نیازهای مادّی و عاطفی همسرانشان را برآورده سازند و از حریم آنها دفاع نمایند ؛ و دست تجاوزگران را از حریمشان دور نگه دارند. اگر به این تکلیف عمل نمودند ، کمال می یابند و در غیر این صورت در آخرت گرفتار قصور خود خواهند بود. بلی خداوند فرمود: الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساء ــــ مردان، سرپرست و نگهبان زنانند (النساء:34) ؛ امّا این امتیازی برای زنان است نه برای مردان ؛ چون این سرپرستی مرد چیزی جز حمّالی و دوندگی و صبح تا شب کار کردن برای او ندارد. لکن برای کلاس هم که نوکر انتخاب می کنند ، اسمش را می گذارند مبصر یا نماینده ی کلاس. چون اگر بگویند: کی می خواهد نوکر کلاس شود؟ کسی داوطلب نمی شود ؛ ولی وقتی می گویند: کی می خواهد نماینده و مبصر کلاس شود؟ داوطلب زیاد می شود. اگر خداوند متعال زنان را امر می کرد که شما سرپرست خانوده شوید و خرج خانه را تأمین نمایید ، آنگاه لابد می گفتند ما تا کی باید حمّالی مردها را بکنیم؟!

خدایی که حکیم است دانسته که چگونه روابط را تنظیم کند ؛ او روابط را چنان تنظیم نموده که بهتر از آن ممکن نیست ؛ لذا بهتر است ما بندگی خود را بکنیم و به خدا خدایی را تعلیم ندهیم. دنیا صرفاً جای خودسازی است و این عناوین اعتباری نه قدر حقیقی کسی را بالا می برند و نه پایین می آورند. غرض این است که مردم ، بندگی کنند و از تخت خدایی فرود آیند. تا بنده ی خدا برای خود قدر و منزلت قائل است و خیال می کند با این امور اعتباری و عناوین و ... عزیز یا خفیف می شود ، هنوز بنده نشده و احساس خدایی می کند و انتظار دارد که دیگران قدر خدایی او را گرامی دارند. به تعبیر روایات: همگان در درون خود ادّعای خدایی دارند ؛ همان را که فرعون آشکار می کرد ، دیگران پنهان می کنند.

4ـ طبق آیه ی   وَ لَكُمْ فيها ما تَشْتَهي‏ أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فيها ما تَدَّعُون‏ ـــــ و براى شما هر چه دلتان بخواهد در بهشت فراهم است، و هر چه طلب كنيد به شما داده مى‏شود (فصلت:31) ، زنان بهشتی هر آرزویی که در بهشت داشته باشند ، برآورده می گردد. لذا اگر شوهری از جنس موجودات بهشتی هم طلب نمایند ، آن را خواهند داشت. امّا باید توجّه داشت که اهل بهشت از رذائل دنیایی منزّهند و جز حقّ را اراده نمی کنند. چرا که باطن و حقیقت امور باطل ، امر عدمی است. لذا اگر آرزوی چنین شوهرانی حقیقتاً امر کمالی باشد ، یقیناً زنان بهشتی می توانند آن را بخواهند و اگر بخواهند بی تردید محقّق می گردد. امّا اگر آرزوی چنین شوهرانی حقیقتاً امر کمالی نباشد ، حتّی از خیال زنان بهشتی نیز گذر نمی کند چه رسد که آن را بخواهند.