(15/100124813)-   

پرسش:فرض مي کنيم کسي دراين دنيا گناهکارترين انسانها روي زمين است يا کافر و ملحد است آيا اينکه درآخرت تا ابد درعذاب بماند (طبق اولئک اصحاب النارهم فيها خالدون) با عدل خدا سازگار است؟

پاسخ:

پاسخ تمثیلی :

عجیب نیست که در آخرت عمل موقّت و اندکی موجب خلود در آتش شود . کما اینکه در دنیا نیز چنین است ؛ و کسی در دنیا آن را بی عدالتی نمی داند . در دنیا اگر کسی سوزنی را در چشم خود فرو کند برای همیشه کور می شود . اگر بنا بود که چنین کسی در دنیا تا ابد زندگی کند تا ابد کور می ماند ؛ و کسی حق نداشت خدا را بابت این کار مذمت کند . کوری همیشگی نتیجه ی قهری سوزن در چشم فرو کردن است ؛ بنابراین اگر کسی این کار را کرد و کور شد تنها خودش مقصر است و بس . نه خدا مقصر است نه سوزن و نه کارخانه ی سوزن سازی . خدا به مردم خبر داده است که چه کاری منجر به افتادن در آتش و چه کاری موجب خلود در آتش است . بنابراین اگر کسی  این کارها را مرتکب شد و در آتش مخلد شد تنها خودش مقصر است . اگر به کسی گفتند که در خانه گاز جمع شده کبریت نزن ؛ و او عناد کرد و کبریت زد و صورتش برای همیشه سوخت و زیبایی او  برای همیشه از بین رفت مقصر تنها خودش است نه خدا . خدا کسی را جهنّم نمی برد ، هر که جهنّم می رود خودش می رود. عذاب هر کسی خود همان اعتقادات و خلقیّات و اعمال اوست نه چیزی دیگر. اگر کسی خود را کور نمود، خود همان کوری عذاب اوست نه اینکه عذابی دیگر به او بدهند. اگر کسی مال حرام خورد و آن مال حرام جزئی از وجود او شد، وجودش شعله خواهد کشید. چون باطن مال حرام، آتش است. خدا کسی را به جرم حرامخواری نمی سوزاند؛ بلکه خدا مال حرام را آتش قرار داده و خود آن شخص است که بر خلاف توصیه های خدا آن آتش را جزء ذات خود کرده است.

 

پاسخ حلّی:

1ـ چون رحمت رحیمیّه خدا غلبه بر غضب خدا دارد ، لذا محال است اکثر بندگان خدا ماندگار در جهنّم باشند. از اینرو طبق روایات فراوانی که از اهل بیت (ع) رسیده ، جز افرادی بسیار اندک ، باقی بندگان ، بعد از حصول طهارت ، از جهنّم خلاص خواهند شد. این خلاصی برای عدّه ای در برزخ و برای عدّه ای دیگر در آخرت خواهد بود. امّا آنها که اصل جهنّم و هیزم آن می باشند ، برای ابد در جهنّم خواهند بود. چون اساساً جهنّم خود آنها هستند و دیگران نیز به آتش آنها می سوزند. لذا اگر اینها نبودند ، اساساً کسی اهل جهنّم نمی شد. عذابهای جهنّم برای دیگران تجسّم عقائد یا خلقیّات یا اعمال آنهاست ؛ امّا برای عدّه ای ، جهنّم ظهور ذات آنهاست ؛ لذا اینها هیچ تمایلی به بهشت نخواهند داشت ؛ چون جهنّم عین ذات آنهاست و کسی از ذات خود دست برنمی دارد. همانگونه که اگر سوسکی را در کاخی تمیز رها سازند به همان فاضلاب خودش برمی گردد ؛ چون اقتضای ذات اوست. در روانشناسی از نوعی بیماری روانی یاد می شود به نام مازخیسم یا خودآزاری که افراد مبتلا به آن از کتک خوردن ، طعنه شنیدن ، ناسزا شنیدن و شکنجه لذّت می برند. ماندگاران جهنّم نیز به خاطر وارونگی وجودشان ، چنین حالتی دارند ؛ و لذّت آنها عین عذابشان می باشد. در مقابل این گروه که ائمة الکفر خوانده می شوند ، انبیاء و ائمه (ع) قرار دارند ، که ائمة الهدی هستند و آنها نیز اهل بهشت نیستند بلکه خودشان عین بهشت می باشند و اهل بهشت ، میهمان وجود آنهایند. لذا در حقّ این بزرگواران فرمود: فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبينَ (88) فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعيم‏ ــــــ پس اگر او از مقرّبان باشد، (88) پس او رَوح و ريحان و بهشت پرنعمت است.(واقعه) ؛ و در وصف حال ائمة الکفر فرمود: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَة ــــــ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خود و خانواده ی خويش را از آتشى كه هيزم آن انسانها و سنگهاست نگه داريد (التحريم:6)

پس هیچکس در جهنّم ابدی نخواهد بود جز خود جهنّم ؛ و عدّه ای از انسانها و جنّها نه در جهنّم بلکه خود جهنّم هستند. و کسی هم اینها را جهنّمی نکرده بلکه خودشان خودشان را جهنّم ساخته و دیگران را هم در خود داخل نموده معذّب ساخته اند. لذا اگر اینها نبودند ، کسی گمراه نمی گشت.

امّا اینها کیانند؟

 اینها کسانی هستند که در مقابل  حق  گردن کشی کرده و راه حق را بر روی خود و دیگران بسته اند . اینها با اینکه می دانستند خدایی هست و حجّت بر آنها تمام شده بود باز ایمان نیاوردند ؛ و نه تنها ایمان نیاوردند بلکه در مقابل خدا صف آرایی  کرده  و راه حق را بر روی مردم بستند ؛ نظیر ابلیس که از روی علم  و از سر عناد با خدا ، راه حق را بر مردم می بندد یا مثل ابن ملجم که با کشتن امیر المو منین (ع) تمام بشریت را از هدایت آن حضرت محروم کرد ؛  یا مثل شمر و ابن زیاد  که باعث دوام ظلم تا روز  ظهور موعود شدند. چنين کساني اگر تا ابد هم  عمر کنند باز هم به روش خود ادامه خواهند داد ؛ چون جوهره انسانی وجودشان  را نابود کرده اند و راه بازگشت را به روی خودشان بسته اند. اینها مانند کسی هستند که به اینها گفته شده مواظب باش از پشت بام پایین نپر ، چون دیگر راه برگشت نخواهی داشت. امّا با اختیار خود از بالای یک آسمان خراش می پرد ؛ چنین کسی حتی اگر در وسط راه پشیمان هم شود راه بازگشت ندارد . خودش هم از اوّل می دانست که اگر به این کار اقدام کند راه بازگشت نخواهد داشت ؛ چون ماهیّت این راه همین است که راه بازگشت ندارد. امام صادق عليه السّلام فرمودند: إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ النَّارِ فِي النَّارِ لِأَنَّ نِيَّاتِهِمْ كَانَتْ فِي الدُّنْيَا أَنْ لَوْ خُلِّدُوا فِيهَا أَنْ يَعْصُوا اللَّهَ أَبَداً وَ إِنَّمَا خُلِّدَ أَهْلُ الْجَنَّةِ فِي الْجَنَّةِ لِأَنَّ نِيَّاتِهِمْ كَانَتْ فِي الدُّنْيَا أَنْ لَوْ بَقُوا فِيهَا أَنْ يُطِيعُوا اللَّهَ أَبَداً فَبِالنِّيَّاتِ خُلِّدَ هَؤُلَاءِ وَ هَؤُلَاءِ ثُمَّ تَلَا قَوْلَهُ تَعَالَى- قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِهِ قَالَ عَلَى نِيَّتِه ــــــ اهل دوزخ از اين رو در دوزخ جاودان باشند كه نيّت داشتند اگر در دنيا جاودان باشند هميشه نافرمانى خدا كنند و اهل بهشت از اين رو در بهشت جاودان باشند كه نيت داشتند اگر در دنيا باقى بمانند هميشه اطاعت خدا كنند، پس اين دسته و آن دسته به سبب نيّت خويش جاودانى شدند، سپس قول خداى تعالى را تلاوت نمود: بگو هر كس طبق  شاکله و ساختار روحی خويش عمل مي كند فرمود: يعنى طبق نيّت خويش (‏ الكافي، ج‏2 ،ص85 )

 

2ـ مطلب دیگر اینکه پاداش و کیفر آخرت  را نباید مثل مجازات یا پاداش کار دنیا تصوّر کرد . در دنیا  وقتی کسی کاری می کند و در مقابل کارش پاداش یا مجازات می شود پاداش یا کیفر غیر از خود کار است ، امّا پاداش یا کیفر کار در آخرت ، عین خود عمل است ؛ یعنی شخص در آخرت حقیقت خود عمل را در وجود خویش می یابد . به عبارتی در آخرت عمل و عامل با هم متحدند .  خداوند متعال می فرماید :   و اينكه براى انسان نیست جز سعى و كوشش او ؛ و اينكه تلاش او بزودى ديده مى‏شود (نجم: 39 و40 ) و فرمود : در آن روز مردم به صورت گروه‏هاى پراكنده(از قبرها) خارج مى‏شوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود! پس هر كس به اندازه ذرّه‏اى كار خير انجام دهد آن را مى‏بيند! و هر كس  به اندازه ذرّه‏اى كار بد كرده آن را مى‏بيند! (زلزال /6و 7 و8 )  وفرمود :  كسانى كه كتمان مى‏كنند آنچه را خدا از كتاب نازل كرده، و آن را به بهاى كمى مى‏فروشند، آنها جز آتش چيزى نمى‏خورند؛ و خداوند، روز قيامت، با آنها سخن نمى‏گويد؛ و آنان را پاكيزه نمى‏كند؛ و براى آنها عذاب دردناكى است.  اينان، همانهايى هستند كه گمراهى را با هدايت، و عذاب را با آمرزش، مبادله كرده‏اند؛ راستى چقدر در برابر عذاب خداوند، شكيبا هستند!! اينها، به خاطر آن است كه خداوند، كتاب را به حق، نازل كرده؛ و آنها كه در آن اختلاف مى‏كنند، در شكاف و(پراكندگى) عميقى قرار دارند. (بقره: 174 و 175 و 176 )و فرمود : كسانى كه اموال يتيمان را به ظلم و ستم مى‏خورند، (در حقيقت،) تنها آتش مى‏خورند؛ و بزودى در شعله‏هاى آتش(دوزخ) مى‏سوزند. (النساء :  10) و فرمود :   اما كسى كه در اين جهان(از ديدن چهره حق) نابينا بوده است، در آخرت نيز نابينا و گمراهتر است! (الإسراء :  72)

 دراین آیات سخن از مشاهده خود اعمال و اتحاد با عمل است نه از اجر یا کیفری در مقابل عمل. بنابر این  عذاب آخرت نتیجه ی قهری و حقیقت خود عمل است ؛ و عمل از عامل آن جدا شدنی نیست ؛ چون عامل ، علّت عمل است ؛ و جدایی معلول از علت محال است . اگر ذات یک انسان عین آتش شد او  در آتش ابدی خواهد شد ؛ چون ذات شخص را نمی توان از او جدا کرد . افرادی نظیر صدام و جرج بوش عین آتشند ؛ لذا دائما مشغول سوزاندن و ویران کردنند و اگر آتش افروزی نکنند و خانمان دیگران را نسوزانند راحت نمی گیرند. اینها در آخرت نیز هیزم آتش جهنم می شوند و آنان که در دنیا از آنها تبعیت کرده اند در آتش آنها می سوزند   و اگر در باره آنچه بر بنده خود نازل كرده‏ايم شک و ترديد داريد،( دست كم) يک سوره همانند آن بياوريد؛ و گواهان خود را- غير خدا- براى اين كار، فرا خوانيد اگر راست مى‏گوييد!  پس اگر چنين نكنيد ـ كه هرگز نخواهيد كرد ـ از آتشى بترسيد كه هيزم آن، بدنهاى مردم و سنگهاست، و براى كافران، آماده شده است! (بقره: 23 و 24 )