(1/100118298)- 

پرسش:در آن دنيا( جهان پس از مرگ) به چه زباني صحبت مي شود؟

پاسخ:

1ـ واژه ی دنیا در مقابل واژه ی آخرت قرار دارد ، لذا مناسب است که از تعبیر آن دنیا به جای عالم آخرت ، استفاده نشود. همچنین واژه ی جهان به معنی جهنده ، نام اختصاصی عام دنیاست ؛ چرا که دنیا ، عالم حرکت و تکامل و جهش به مراتب بالاتر است. لذا باز نمی توان آن را به عالم آخرت اطلاق نمود ؛ چرا که آخرت ، به تعبیر قرآن کریم دار القرار بوده محلّ حرکت و تکامل و جهش وجودی نیست. البته در عالم آخرت نیز نوعی تکامل فرض می شود که در حقیقت تکامل نیست بلکه ظهور تکامل کسب شده در دنیاست که در اصطلاح عرفا ، آن را تجدّد امثال گویند.

درباره ی معاد سه نظر عمده وجود دارد.

الف ـ برخی آن را فقط روحانی دانسته و گفته اند که انسان در عالم پس از مرگ ، بدن نخواهد داشت. طبق این نظر سخن گفتن از زبان اهل بهشت و جهنّم چندان جای طرح ندارد ؛ اگر چه قابل طرح است.

ب ـ نظر دیگر آن است که معاد هم جسمانی است ، هم روحانی ؛ لذا انسان در عالم آخرت نیز بدن خواهد داشت ، آنهم بدن مادّی. پس وجود زبان گفتاری نیز برای او بدون اشکال خواهد بود.

پ ـ نظر سوم که نظر ملّاصدرا و مکتب فلسفی اوست ، می گوید: معاد هم روحانی است هم جسمانی ؛ لکن بدن اخروی انسان ، مثل بدن دنیایی او مادّی نیست ؛ بلکه بدنی است مجرّد و غیر مادّی.

برخی گفته اند: طبق این نظر ، داشتن زبان گفتاری برای اهل آخرت بی معنی است. چون اوّلاً مجرّدات برای القاء معانی نیازی به گفتار ندارند. ثانیاً گفتار با صوت است و صوت ناشی از تموّج هواست و طبق این نظر ، عالم آخرت غیر مادّی است ؛ لذا هوایی در آن نیست تا صوتی در آن باشد.

امّا باید گفت که قائلان چنین سخنی به حقیقت نظریّه ی ملاصدرا پی نبرده اند. طبق نظر وی تمام موجودات عالم ، در عالم آخرت محشور خواهند بود ، حتّی زمین و هوای آن ؛ لکن هیچکدام آنها مادّی نخواهند بود. اجسام مجرّد همانند آن اجسامی هستند که انسان در خواب می بیند یا در قوّه ی خیال خود می سازد. لذا همانگونه که اجسام مجرّد خواب و خیال ما ، بدون حضور مادّه می توانند گفت و شنود داشته باشند ، اجسام اخروی نیز قادر به این کار هستند. حتّی بالاتر از این ، خود ارواح نیز با اینکه جسمانی نیستند ، قادر به گفت و شنود می باشند ؛ همانگونه که انسان در تنهایی خود ، خودش با خودش تکلّم درونی دارد ؛ مثلاً آن هنگامی که نفس لوّامه ی انسان یا به تعبیری وجدان انسان او را سرزنش می کند ، حقیقتاً کلامی نفسی و ندایی روحی تحقّق می یابد.   

امّا در باره ی زبان گفتاری اهل بهشت و اهل جهنّم روایات زیادی در دست نیست. ما روایتی یافتیم که تنها اشاره به تفاوت زبان اهل بهشت و جهنّم دارد. دو روایت نیز یافته شد که در هر دو روایت ، زبان اهل بهشت را عربی گفته اند ؛ و در یکی از آنها زبان اهل جهنّم مجوسی دانسته شده. و البته روشن است که مراد از زبان عربی ، زبان اصیل عربی است نه زبان عربی امروزی که به شدّت استحاله شد است.

امّا مجوس که امروزه به زرتشتیان گفته می شود ، گفته شده که در صدر اسلام به گروهی از ایرانیان پیشین گفته می شده که دوگانه پرست بوده اند و ظاهراً آنها غیر از زرتشتیان باشند و گفته شده که دوگانه پرستی از این آیین به آیین زرتشت راه یافته است. (ر.ک: آشنایی با ادیان بزرگ ، حسین توفیقی ، ص56)

لکن از تفحّصّی که در روایات اهل بیت (ع) نمودیم چنین بر می آید که در صدر اسلام ، زرتشتیان را هم مجوسی می گفته اند. لذا بعید نیست که مراد از زبان مجوسی همان زبانی باشد که اوستا (کتاب دینی زرتشتیان ) بدان زبان نوشته شده است به خصوص آن قسمتهایی از اوستا که گاتها به آن زبان نوشته شده و بسیار کهن می باشد. این زبان غیر از زبان پارسی باستان و غیر از زبان پهلوی (پارسی میانه ) است و مانند زبان عربی دارای اِعراب بوده و معنی کلمه با حرکه ی آخر کلمه تغییر می کرده است. همچنین مثل زبان عربی صیغه های جدا گانه برای مذکّر و مؤنّث و مفرد و تثنیه و جمع داشته است. خود همین ویژگیها نیز می تواند مؤیّدی بر این باشد که مراد از زبان اهل جهنّم ، همین زبان است. (لغتنامه دهخدا ، لغتهای مجوس ، زبان اوستایی ، زبان پارسی باستان )

امام صادق (ع) فرمودند: كَانَ قَوْمٌ مِنْ بَنِي مَخْزُومٍ لَهُمْ خُئُولَةٌ مِنْ عَلِيٍّ ع فَأَتَاهُ شَابٌّ مِنْهُمْ يَوْماً فَقَالَ يَا خَالِ مَاتَ تَرْبٌ لِي فَحَزِنْتُ عَلَيْهِ حُزْناً شَدِيداً قَالَ فَتُحِبُّ أَنْ تَرَاهُ قَالَ نَعَمْ فَانْطَلَقَ بِنَا إِلَى قَبْرِهِ فَدَعَا اللَّهَ وَ قَالَ قُمْ يَا فُلَانُ بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذَا الْمَيِّتُ جَالِسٌ عَلَى رَأْسِ الْقَبْرِ وَ هُوَ يَقُولُ وينه وينه سألا مَعْنَاهُ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ سَيِّدَنَا فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع مَا هَذَا اللِّسَانُ أَ لَمْ تَمُتْ وَ أَنْتَ رَجُلٌ مِنَ الْعَرَبِ قَالَ نَعَمْ وَ لَكِنِّي مِتُّ عَلَى وَلَايَةِ فُلَانٍ وَ فُلَانٍ فَانْقَلَبَ لِسَانِي عَلَى أَلْسِنَةِ أَهْلِ النَّارِ ــــ گروهی از قبیله ی بنی مخزوم با علی (ع) از ناحیه ی مادری فامیلی داشتند. پس یکی از جوانان آنها نزد حضرت آمده و گفت: دایی جان ! یکی از کسان من مرده و من در فراق او شدیداً محزون گشته ام. علی (ع) فرمودند: پس دوست داری که او را ببینی؟ گفت: آری. پس با ما به سوی قبرش رفت و خدا را خواند و فرمود: برخیز ای فلان به اذن خدا. در این هنگام میّت بر سر قبر نشسته بود ، در حالی که می گفت: وينه وينه [در برخی روایات آمده: وینه وینه نبیالا ]  یعنی لبّیک لبّیک ای آقای ما. امیرالمومنین (ع) فرمودند: این چه زبانی است؟!! مگر تو هنگام مردن مردی عرب زبان نبودی؟!! گفت: آری ؛ امّا من مردم بر ولاین فلانی و فلانی ؛ پس زبانم به زبانهای اهل جهنّم برگشت. (بحارالأنوار ، ج41 ، ص192)

این روایت گواه است که اوّلاً زبان اهل جهنّم غیر از زبان اهل بهشت است. ثانیاً در جهنّم زبان عربی تکلّم نمی شود. ثالثاً اگر روایت عیناً با کلمات امام صادق (ع) نقل شده باشد و راوی سخن آن حضرت را نقل به معنا نکرده باشد ، از جمع بودن واژه ی أَلْسِنَةِ أَهْلِ النَّارِ شاید بتوان استفاده نمود که اهل جهنّم زبانهای گوناگون دارند. البته با توجّه به روایات بعدی به نظر می رسد که چنین استفاده ای چندان آسان نباشد.

امّا در مورد تعبیر وینه وینه یا وینه وینه نبیالا تحقیقات ما به جایی نرسید و متوجّه نشدیم که این واژه ها مربوط به چه زبانی هستند. البته ممکن است با تحقیقات زبان شناسانه ی تخصّصی بتوان این زبان را شناسایی نمود. 

عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبَانٍ عَنْ بَعْضِهِمْ قَالَ كَانَ خَمْسَةٌ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ سُرْيَانِيُّونَ آدَمُ وَ شَيْثٌ وَ إِدْرِيسُ وَ نُوحٌ وَ إِبْرَاهِيمُ وَ كَانَ لِسَانُ آدَمَ الْعَرَبِيَّةَ وَ هُوَ لِسَانُ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَلَمَّا عَصَى رَبَّهُ أَبْدَلَهُ بِالْجَنَّةِ وَ نَعِيمِهَا الْأَرْضَ وَ الْحَرْثَ وَ بِلِسَانِ الْعَرَبِيَّةِ السُّرْيَانِيَّةَ قَالَ وَ كَانَ خَمْسَةٌ عِبْرَانِيُّونَ إِسْحَاقُ وَ يَعْقُوبُ وَ مُوسَى وَ دَاوُدُ وَ عِيسَى وَ خَمْسَةٌ مِنَ الْعَرَبِ هُودٌ وَ صَالِحٌ وَ شُعَيْبٌ وَ إِسْمَاعِيلُ ـــــ عمر بن أبان نقل نموده از بعض اصحاب که امام باقر یا صادق (ع) فرمودند: پنج تن از انبیاء سریانی بودند ، آدم ، شیث ، ادریس ، نوح و ابراهیم ؛ و زبان آدم عربی بود و آن زبان اهل بهشت است ؛ پس چون نافرمانی پروردگار خویش نمود ، خداوند متعال بهشت و نعمات آن را برایش تبدیل به زمین و کشاورزی نمود و زبانش را از عربی تبدیل به سریانی کرد. و فرمود: پنج تن دیگر عبرانی بودند که عبارتند از: اسحاق ، یعقوب ، موسی ، داود و عیسی و پنج تن نیز عرب بودند که هود و صالح و شعیب و اسماعیل باشند. (بحارالانوار ، ج11، ص56 )

از این روایت نیز استفاده می شود که زبان اهل بهشت عربی است. ضمناً توجّه شود که در این روایت به انبیای شاخص اشاره شده نه به همه ی آنها ؛ و الّا روایات دیگری نیز داریم که نشان می دهند انبیایی به زبانهای دیگر نیز بوده اند.

فِي خَبَرِ الشَّامِيِّ أَنَّهُ سَأَلَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع عَنْ شَرِّ وَادٍ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ فَقَالَ وَادٍ بِالْيَمَنِ يُقَالُ لَهُ بَرَهُوتُ وَ هُوَ مِنْ أَوْدِيَةِ جَهَنَّمَ وَ سَأَلَهُ عَنْ كَلَامِ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَقَالَ كَلَامُ أَهْلِ الْجَنَّةِ بِالْعَرَبِيَّةِ وَ سَأَلَهُ عَنْ كَلَامِ أَهْلِ النَّارِ فَقَالَ بِالْمَجُوسِيَّةِ  ــــ در حدیثی طولانی که فردی شامی از امیر مومنان (ع) سوال می کند ، از آن حضرت سوال کرد از بدّترین سرزمینها بر روی زمین. فرمودند: آن سرزمینی است در یمن که آن را برهوت گویند و آن از وادی های جهنّم می باشد. و سوال نمود از کلام اهل بهشت ؛ فرمودند: کلام اهل بهشت عربی است. و سوال نمود از کلام اهل جهنّم ؛ فرمودند: کلام اهل جهنّم مجوسی است. (بحارالأنوار، ج8 ، ص286)