(1/100118623)-   

پرسش:آيا کساني که زودتر مي ميرند از کساني که ديرتر مي ميرند بيشتر نتيجه اعمال خود را مي بينند؟

 (4/100124633)-   

پرسش:فرض کنيد فردي در زمان حضرت نوح گناهکار بوده و در همان زمان فوت مي کند و فردي ديگري در آخر زمان زندگي مي کند و گناهکار ايشان هم مي ميرد و در عالم برزخ هر دو آنها به عذاب محکوم مي شوند تا روز قيامت حال اين سوال پيش مي آيد که مدت زماني که فرد اول مورد عذاب قرار مي گيرد، بيشتر است نسبت به فرد دومي و اين با عدالت خداوند ساز گار نيست( از آنجايي که در هر دو عالم زمان مطرح است و امري است انکار ناپذير.)

پاسخ:

ممکن است چنین پنداشته شود که چون قیامت کبری برای همه ی انسانها در یک لحظه رخ می دهد ، لذا هر که زودتر مرده به همان اندازه نیز بیشتر در عالم برزخ حضور خواهد داشت. این  پندار از آنجا ناشی می شود که ما انسانها ، به عالم مادّه ، که عالم زمانی است ، خو کرده ایم و همه ی امور را زمانی می پنداریم. امّا چنین پنداری درست نیست ؛ چرا که عالم برزخ ، عالمی است مجرّد از مادّه که زمان به معنی حقیقی کلمه در آن راه ندارد. پس اگر درباره ی عالم برزخ از واژه های مربوط به زمان استفاده شود ، از باب مجاز و ضیق تعبیر می باشد.

با این بیان روشن می شود که زمان مردن افراد در عالم مادّه ، هیچ ربطی به میزان عذاب یا پاداشی که در عالم برزخ می بینند ندارد. حتّی اگر کسی در آخرین لحظه ی قبل از قیامت نیز بمیرد تمام مراحل برزخی خود را خواهد گذراند ؛ چرا که مواقف  و منازل برزخی هر کسی ، جزئی از سیر تکوینی اوست ؛ و از نظر فلسفی محال است موجودی یکی از مراتب سیر صعودی خود را نگذرانده وارد مرتبه ی بعدی شود. و چون زمان در عالم برزخ نیست ؛ لذا سخن از مدّت عذاب و پاداش نیز آنجا مطرح نمی باشد. نظیر موجودات ذهنی ما که از دسترس زمان به دور می باشند. برای مثال تمام فرمولهای ریاضی همواره ثابتند و گذر زمان در آنها تأثیری ندارد. یا تصویری که ما از یک حادثه یا صورت کودکی شخصی داریم همواره در ذهن ما به همان صورتی که داشته ، باقی است و گذر زمان آن را پیر و فرسوده نمی کند. لذا اگر ما تصویر کودکی یک شخص بزرگسالی را به یاد آوریم همچنان صورت کودکی او خواهد بود و نه صورت بزرگی او ؛ یعنی صورت ذهنی ما از کودکی او ، دیگر بزرگ شدنی نیست.

توجّه شود که زمان ، مقدار حرکت است ؛ و حرکت یعنی خروج تدریجی شیء از حالت بالقوّه برای رسیدن به حالت بالفعل ؛ و قوّه حامل می خواهد که همان مادّه است. لذا هر جا زمان وجود دارد ، مادّه نیز وجود خواهد داشت. پس اگر در عالم برزخ ، زمان وجود داشته باشد ، لاجرم آن عالم نیز مادّی خواهد بود. و اگر عالم برزخ مادّی شد ، دیگر برزخ نیست بلکه گوشه ای از دنیاست. البته توجّه شود که مادّه و جسم یکی نیستند. عالم برزخ جسمانی است ولی مادّی نیست. چون جسم بر دو گونه است: جسم مادّی و جسم غیر مادّی. خود جسم غیر مادّی نیز دو گونه است: جسم مثالی (ملکوتی) و جسم عقلی (جبروتی). امّا حقیقت مادّه و جسم و ملکوت و جبروت چیست؟ باید حکمت آموخت ؛ چه هر که طاووس خواهد باید جور هندوستان کشد.