(9/100115530)-   

پرسش:از آيات سوره مباركه الرحمن چنين درميابيم كه جن نيز مثل انس به بهشت مي روند حال آنها در چه كالبدي قرار داده مي شوند؟(مثل انسان كه در كالبد دنيايي قرار داده ميشود(

پاسخ:

1ـ آنچه از آيات و روايات درباره ی جنّها می توان به دست آورد این است که:

1. جنها موجوداتي زنده اند. 2. مثل انسان داراي قوه درک قوي هستند. 3. مثل انسان مکلفند و رسولاني از جن و انس بر آنها فرستاده شده است و پيامبر ما و ائمه اطهار(ع) نبي و ائمه آنها نيز هستند. 7. مي توانند به اشکالي متمثل شوند. 8. جنها انواع مختلفي دارند که برخي از آنها مثل حيوانات کم شعورند. 9. غذا مي خورند. 10. زاد و ولد و تناسل دارند. 11. مي ميرند. 12. براي آنها نيز آخرت و بهشت و جهنم وجود دارد. 13. در دنيا نيز خوشي و ناخوشي و لذت و درد دارند. 14. جسماني هستند ولي جسم آنها نامرئي است. 15. في الجمله با انسانها مي توانند ارتباط برقرار کنند. 16. مي توانند في الجمله بر امور انسانها تأثير بگذارند و مي توانند به انسان آسيب هاي مالي يا جاني وارد کنند کما اينکه انسانها نيز في الجمله مي توانند به آنها ضرر وارد کنند. در اين مورد مي توانيد به آيات حجر/27؛ الرحمن/15، 33، 39، 56 و 74؛ انعام/100، 112، 128 و 130؛ اعراف/38 و 179؛ کهف/50؛ نمل/39؛ سباء/12 و 14؛ فصلت/25؛ احقاف/29؛ ذاريات/56؛ جن/1، 5 و 6؛مراجعه فرمایید.
ظبق آیات قرآن کریم ، انسان از خاک(جامد) آفريده شده است ولي در وجود او هم آب(مايع) است هم هوا(گاز) و هم آتش(انرژي) ؛ ولي از آن جهت که در وجود مادي انسان خاک غلبه دارد و مادّه اصلي اوست؛ گفته مي شود که انسان از خاک است یا گفته می شود از گِل (ترکیب آب و خاک) آفریده شده است. البته مراد از غالب بودن ، غلبه در جرم نیست ؛ بلکه مقصود این است که خاک مادّه ی اصلی بدن انسان می باشد و آب نقش پیوند دهنده بین موادّ را دارد ؛ لذا برآیند حاصل از آب و خاک به صورت بدن جامد در آمده است. در جنّها نيز مادّه ی غالب آتش(انرژي یا شاید پلاسما) است لذا ممکن است در وجود آنها نيز ساير عناصر اربعه ی کلي يعني خاک(جامدات)، آب(مايعات) و هوا(گازها) وجود داشته باشند. ولي از آنجايي که مادّه ی غالب بدن جن از آتش(انرژي یا شاید هم پلاسما) است چندان تحت تأثير جاذبه نيستند و از قدرت نفوذپذيري و تحرّک بالايي برخوردارند؛ امّا اينکه جسم آنها به چه کيفيتي است نظريه مستدلي در دست نيست و نظرات در این باره از حدّ فرضیّه فراتر نمی روند ؛ که متعاقباً به آن پرداخته خواهد شد .
در مورد غذاي آنها نیز، در روايات آمده است که آنها از استخوانها و سرگين چهارپايان استفاده مي کنند.(بحارالانوار، ج60، ص72 و 73 حديث19، و ص82 حديث38) باز در روايتي از امام سجاد(ع) آمده است که استخوان را از گوشت خالي نکنيد که براي جنّها در آن نصيبي باشد و اگر استخوان را از گوشت پاک کنيد چيزي از خانه ی شما مفقود مي شود که بهتر از آن گوشت است.(بحارالانوار، ج63، ص427). برخي بزرگان گفته اند که جنّها از بوي استخوانها استفاده مي کنند و حيوانات جنّها از بوي سرگين حیوانات ما بهره مي برند.( بحارالانوار، ج60، ص 73 ). بنابراين مي توان حدس زد که غذاي جنّها از جنس گاز است چون بو از سنخ گاز است ؛ و از غذاهاي جامد يا مايع استفاده نمي کنند و اين با لطافت جسم آنها سازگار می باشد. البته بعيد نيست که غير از بوي استخوان و سرگين ، در بين خود نيز غذاهايي داشته باشند و شايد از حيوانات جنّ نيز به عنوان غذا استفاده کنند ؛ همچنين ممکن است گياهاني نامرئي نيز وجود داشته باشند که حيوانات آنها از آن استفاده کنند ؛ والله اعلم.
عذاب آنها نيز مي تواند متناسب با جسم آنها باشد مثلا ممکن است آنها نيز بيماريهاي خاص خود را داشته باشند و برخي چيزها به آنها آسيب برسانند.مثلا از آيه ی 18 حجر و 10 صافات و 9 جن استفاده مي شود که شهابها مي توانند به جنّها آسيب برسانند. در آخرت نيز عذابهايي براي جنّهای کافر و گناهکار وجود دارد که يکي از آنها آتش است(ر.ک: اعراف/38 و 179 و سباء/12).البته برخی شبهه کرده اند که آتش بر جنها که از آتشند نباید اثر کند ؛ امّا این سخن باطل است چون مادّه ی اوليه آنها آتش است نه اينکه خود نيز آتش باشند. همان طور که انسان از خاک آفريده شده است ولي خودش خاک نيست. ثانيا آتش جهنّم علاوه از جسم ، روح و فؤاد را هم مي سوازند.(همزه/6)
حاصل کلام این که جنّها نیز مثل انسانها هم بدن مادّی دارند هم روح مجرّد (غیر مادّی) ؛ با این تفاوت که بدن مادّی آنها برای انسان قابل رؤیت نیست ؛ که البته این امر عجیبی نیست ؛ چون حواسّ انسان تنها بخش ناچیزی از امور مادّی را ادراک می کند و بسیاری امور هستند که دیگر موجودات حسّ می کنند ولی بشر قادر به احساس آنها نیست. بر این اساس ، مرگ جنّها نیز مثل مرگ بشر ، به معنی مفارقت روح از بدن مادّی می باشد. پس همانگونه که هر انسانی در آخرت با بدن خود محشور می شود ، جنّها نیز بدن خاصّ خودشان را خواهند داشت. کما اینکه جنّها بهشت و جهنّم و نعمتها و عذابهای متناسب خودشان را خواهند داشت ؛ همانگونه که الآن آنها هم با ما در زمین سکونت دارند ؛ ولی غذاها و دردها و لذّات مخصوص خودشان را دارند. بنا بر این لزومی ندارد که آنان برای ورود به بهشت یا جهنّم ، بدنی غیر از بدن خودشان داشته باشند.

2ـ امّا در مورد ماهیّت بدن مادّی جنّها برخی بر این باورند که بدن آنها حالت گسترده دارد ؛ یعنی اجزاء آن مثل اجزاء گازها دور از هم می باشند ؛ لذا مثل گازها دیده نمی شوند ؛ امّا گاه این قدرت را پیدا می کنند که بدنهای خود را فشرده ساخته و بدنی ابر مانند یا حتّی جامد برای خود ایجاد نمایند. امّا تا کنون کسی نتوانسته است چنین فرضیّه ای را اثبات نماید. البته مشاهدات برخی که ادّعای رؤیت جنّها را داشته اند حاکی از آن است برخی جنّها هنگام نمودار شدن برای انسان ابتدا حالت دود به خود می گیرند و در نهایت به صورت بدنی محسوس ظاهر می شوند. احتمالاً ریشه ی این فرضیّه نیز چنین مشاهداتی بوده است.

فرضیّه ی دیگر این است که جنّها موجوداتی مادّی و جامدند ؛ لکن فاقد رنگ می باشند ؛ لذا مثل شیشه ای که فاقد هر گونه لکّه ای است ، قابل رؤیت نمی باشد. این فرضیّه نیز دلیل عقلی یا تجربی ندارد.

امّا فرضیّه ی سوم این است که جنّها موجوداتی چهار بعدی یا پنج بعدی یا n بعدی می باشند ؛ لذا آنها موجودات بعد سوم مثل ما انسانها را به وضوح می بینند ؛ ولی ما قادر به مشاهده ی آنها نیستم  إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُم‏ ـــــ همانا او ( ابلیس) و همكارانش شما را مى‏بينند از جايى كه شما آنها را نمى‏بينيد. امّا اگر آنها بخواهند در بعد سوم دیده شوند برایشان ممکن است ؛ که روایات اهل بیت (ع) نیز نشان می دهند که چنین امکانی وجود دارد ؛ لکن در صورت ظاهر شدن با شکل حقیقی خودشان دیده نخواهند شد. بسیاری از آثار که به جنّها نسبت داده می شوند ، مثل سرعت زیاد ، قدرت فراوان ، ظاهر شدن و غیب شدن ناگهانی ، وارد شدن به محیطهای کاملاً بسته بدون قفل گشایی ، خارج نمودن اشیاء از محیطهای کاملاً مسدود بدون اینکه قفلی را باز کنند و ... ، همگی مؤیّدات این فرضیّه می باشند. امّا چون خود همین آثار ، مشاهدات افراد خاصّی هستند و نمی توان آنها را در آزمایشگاه مشاهده نمود یا با برهان عقلی اثبات کرد ، لذا نمی توان آنها را اثباتگر این فرضیّه دانست.

3ـ سخن دیگر در باب بدن اخروی این است که آیا بدن اخروی هم مثل بدن دنیایی مادّی است یا بدنی است مجرّد و غیر مادّی ؛ نظیر بدنهایی که در خواب می بینیم یا در ذهنمان ترسیم می کنیم؟

گروهی بر این باورند که بدن اخروی نیز مادّی است ؛ امّا گروه دیگری نظر دوم را قبول دارند. البته طبق هر دو نظر معاد در عین روحانی بودن جسمانی هم هست ؛ لکن طبق نظر اوّل جسمانی مادّی و طبق نظر دوم جسمانی غیر مادّی است. همچنین باید توجّه داشت که بر خلاف پندار عرف که مادّه و جسم را یک چیز می دانند ، فلاسفه ی اسلامی بین مادّه و جسم تفاوت قائل می شوند. لذا هر موجود مادّی جسم است ؛ امّا هر جسمی مادّی نیست ؛ مثلاً اشیائی که در خواب می بینیم جسم هستند ولی مادّی نیستند ؛ حتّی بدنهای مشاهده شده در خواب ، خون و پوست و گوشت و استخوان و ... هم دارند ؛ ولی همه ی این اجزاء نیز فاقد مادّه می باشند. در ضمن توجّه شود که منظور از مادّه در چنین مباحثی مادّه ی فلسفی است که امری عقلی می باشد ، نه مادّه ی فیزیکی که همان مادّه ی عرفی و معادل جسم مادّی فلسفه می باشد. لذا هیچکدام از فرمولهای فیزیک در مورد موجودات مشاهده شده در خواب صادق نمی باشند. بر همین اساس ، بدنهای اخروی نیز از احکام بدن مادّی پیروی نمی کنند.