(1/100117647)-
پرسش:كساني كه به دنيا برميگردند چه طور آدمهايي هستند؟ مثلا بعد از 2 ساعت كه مردند دوباره زنده ميشن و مي تونن نفس بكشن. از لحاظ اعمال و كردار و بخشش خدا و ...
پاسخ:
1ـ گزارشات متعدّدى در جهان پزشکي وجود دارند که نشان مى دهند برخى افراد بعد از اينکه از نظر پزشکى مرده و علائم حياتى خويش را از دست داده اند ، دوباره به نحو معجزه آسايى به حيات دنيايى بازگشته اند. اين بازگشت ، گاه مثل بازگشت افرادى است که چند دقيقه بعد از ايست قلبى احيا مي شوند ولي گاه بعد از چهل دقيقه يا بيشتر رخ مي دهد ؛ که اين گونه موارد تاکنون از نظر علمي توجيه درستي نيافته اند ؛ چون سلولهاي مغز بعد از کمتر از ده دقيقه ايست قلبي کارآيي خود را از دست مي دهند.
اين گونه وقايع در جاى جاى دنيا مشاهده شده و منحصر به دين و مذهب و ملّيّت خاصى هم نيست. و شواهدى وجود ندارد که نشان دهد اين گونه افراد داراى ويژگي روحي خاصّي باشند يا از قدّيسن محسوب شوند. لذا از وقوع چنين پديده اي در مورد يک شخص نمي توان نتيجه ي خاصّي در مورد او گرفت و مثلاً او را فردي الهي قلمداد نمود. بعيد نيست که در آينده توجيه علمي اين گونه وقايع را هم به دست آورند. آنچه از نظر فلسفي مسلّم مي باشد اين است که مرگ به خاطر فقدان قابليّت در بدن است ؛ يعني رابطه ي روح و بدن وقتي قطع مي شود که بدن قابليّت ارتباط با روح را از دست بدهد. لذا اگر بدن انسان قبل از اينکه ارتباط روح و جسم به طور کامل قطع شود ، دوباره قابليّت از دست رفته را به دست آورد ، آن ارتباط تضعيف شده دوباره قوّت مي گيرد. بنا بر اين ، از نظر فلسفي اين گونه افراد در حقيقت نمرده بودند بلکه تا حدّ حيات گياهي تنزّل نموده بوده اند و در همين حدّ با روح خود ارتباط داشته اند.
2ـ نوع ديگري از زنده شدن نيز وجود دارد که در متون ديني از آن گزارش داده شده ؛ مثل زنده شدن اصحاب کهف يا زنده شدن گروهي از بني اسرائيل يا زنده شدن افرادي به دست حضرت عيسي (ع) و نيز کساني که در زمان ظهور حضرت مهدي (عج) زنده مي شوند.
اين گونه افراد نيز اگر حقيقتاً با بدن مادّي خود زنده شوند ، نه با بدن مثالي و شبح گونه ، همان توجيه فلسفي در مورد آنان نيز صادق خواهد بود ؛ يعني بدن اينها نيز در مدّت مرگشان در حدّ حيات نباتي با روحشان ارتباط داشته است. اين توجيه بخصوص در مورد اصحاب کهف بيشتر صدق مي کند ؛ چون با توجّه به آيات آنان ظاهراً مرگي خواب گونه داشته اند. همينطور بعيد نيست که همين الآن بدن آن افرادي که قرار است هنگام ظهور امام زمان (ع) زنده شوند سالم بوده و نپوسيده باشد. برخي شواهد نيز نشان مي دهد که بدن بعضي از بزرگان شيعه نظير شيخ صدوق بعد از صدها سال هنوز نپوسيده است.
اين گونه بازگشت به زندگي دنيوي نيز مثل مورد قبلي اختصاص به دين و مذهب و ملّيّت خاصّي نداشته دلالت بر قداست کسي نمي کند مگر اينکه قرائني جانبي در کار باشد ؛ مثل قرائني که در مورد قداست اصحاب کهف وجود دارد. امّا آن عده از بني اسرائيل که زنده شدند نه تنها مقدّس نبودند بلکه مرگشان به عذاب الهي بود. کما اينکه در مورد زنده شوندگان هنگام ظهور نيز شواهد نقلي داريم که هم از خوبان کساني زنده مي شوند هم از بدان. لذا به نحو کلّي مي توان حکم نمود که زنده شده برخي مردگان در همين دنيا هيچ ارتباطي به خوبي و بدي آنها ندارد ؛ مگر اينکه شواهد و قرائني جنبي وجود داشته باشد که بتوان از آنها حکم به خوبي و بدي اين افراد نمود.