(1/100118583)- 

پرسش:خداوند چه گروهي را بدون حساب و كتاب به بهشت مي برد؟ اين گروه چه خصلتي يا ويژگي داشته اند؟ توضيح دهيد؟

پاسخ:

در مورد کسانی که بدون حساب وارد بهشت می شوند روایات فراوانی وجود دارد که گرد آوری تمام آنها مستلزم صرف وقت زیادی است. لذا تنها به چند روایت اشاره و حاصل آنها را در خاتمه عرض می کنیم.

1ـ رسول خدا فرمودند: وقتي كه قيامت بر پا شود ، خداوند به گروهي از امت من، بالهايي عطاء مي كند ،به گونه اي كه از قبورشان پرواز كرده و وارد بهشت مي شوند ، و در بهشت از نعمتهاي آن بهره مند مي شوند، ملائكه بهشتي باتعجب از ايشان مي پرسند: آيا شما حسابرسي شديد!!! ايشان جواب مي دهند ، ماحسابي نديديم .مي پرسند آيا از صراط عبور كرديد ؟ پاسخ مي دهند ما صراط را نديديم.مي پرسند آيا جهنم را مشاهده كرديد ؟ مي گويند ما چيزي نديديم. مي پرسند از امت چه كسي هستيد؟ مي گويند از امت حضرت محمديم (صلي الله عليه وآله). مي گويند شما را قسم مي دهيم كه بگوييد چه عمل مهمّي در دنيا داشته ايد؟ پاسخ مي دهند كه در ما دو صفت، وجود داشت ؛وآن دو  صفت، به سبب فضل و رحمت خدا بر ما ،ما را به اين درجه ازقرب رسانيد. مي پرسند آن دو عمل چه بوده؟ پاسخ مي دهند: هنگامي كه در خلوت بوديم از معصيت و سر پيچي از فرمان خدا شرم و حيا مي كرديم ؛ و به كمتر از آنچه خداوند از دنيا نصيبمان مي كرد راضي وخشنود بوديم . (بحارالأنوار ، ج 100 ، ص 26)

 

2ـ امام صادق (ع) فرمودند: إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ يَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النَّاسِ فَيَأْتُونَ بَابَ الْجَنَّةِ فَيَضْرِبُونَهُ فَيُقَالُ لَهُمْ مَنْ أَنْتُمْ فَيَقُولُونَ نَحْنُ أَهْلُ الصَّبْرِ فَيُقَالُ لَهُمْ عَلَى مَا صَبَرْتُمْ فَيَقُولُونَ كُنَّا نَصْبِرُ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ وَ نَصْبِرُ عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ فَيَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ صَدَقُوا أَدْخِلُوهُمُ الْجَنَّةَ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ‏  ــــــــ  گروهى از مردم بطرف در بهشت مى‏روند و در را مى‏كوبند، به آنها گفته مى‏شود شما از كدام طبقه هستيد آنها پاسخ مى‏دهند ما از اهل صبر مى‏باشيم. به آنان مى‏گويند شما بر چه صبر كرديد مى‏گويند: در طاعت و معصيت خداوند صبر كرديم در اين هنگام خداوند متعال مى‏فرمايد: آنها راست مى‏گويند بگذاريد وارد بهشت گردند اين است معنى آيه شريفه إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ. ( الكافي ، ج2 ، ص75)

3ـ رسول خدا (ص) فرمودند: إِذَا نُشِرَتِ الدَّوَاوِينُ وَ نُصِبَتِ الْمَوَازِينُ لَمْ يُنْصَبْ لِأَهْلِ الْبَلَاءِ مِيزَانٌ وَ لَمْ يُنْشَرْ لَهُمْ دِيوَانٌ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ  ــــ آنگاه که نامه های اعمال گشوده و میزانها گذاشته شوند ، برای اهل بلا نه میزانی نصب می شود و نه نامه ی عملی گشوده می گردد ؛ سپس این آیه را تلاوت فرمودند: إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ  ـــ همانا اجر صابران داده می شود بدون حساب. (بحار الأنوار، ج‏67 ،ص101)

 

  عَنْ قَبِيصَةَ الْجُعْفِيِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ  ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ قَالَ فِينَا التَّنْزِيلُ قُلْتُ إِنَّمَا أَسْأَلُكَ عَنِ التَّفْسِيرِ قَالَ نَعَمْ يَا قَبِيصَةُ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ جَعَلَ اللَّهُ حِسَابَ شِيعَتِنَا عَلَيْنَا فَمَا كَانَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ اللَّهِ اسْتَوْهَبَهُ مُحَمَّدٌ ص مِنَ اللَّهِ وَ مَا كَانَ فِيمَا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ النَّاسِ مِنَ الْمَظَالِمِ أَدَّاهُ مُحَمَّدٌ ص عَنْهُمْ وَ مَا كَانَ فِيمَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُمْ وَهَبْنَاهُ لَهُمْ حَتَّى يَدْخُلُوا الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسَاب‏ ـــــــ  قبيصه جعفى گفت خدمت حضرت صادق عليه السّلام از آيه إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ  ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ پرسيدم ، فرمودند: درباره ی ما نازل شده است. عرض كردم من از تفسير آن می پرسم. فرمودند: بسيار خوب ؛ ای قبيصه! روز قيامت كه مى‏شود خدا حساب شيعيان ما را به ما مى‏سپارد. پس آنچه بين آنها و خدا است ، حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم از خدا تقاضاى بخشش آن را می كند ؛ و آنچه بين آنها و مردم است از مظالم ، محمّد (ص) از طرف آنها پرداخت مى‏كنند ؛ و آنچه بين ما و آنها است بر آنها مى‏بخشيم تا بدون حساب وارد بهشت شوند. (بحار الأنوار ، ج‏24 ،ص272)

5 ـ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): مَنْ رَزَقَهُ اللَّهُ حُبَّ الْأَئِمَّةِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَقَدْ أَصَابَ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ فَلَا يَشُكَّنَّ أَحَدٌ أَنَّهُ فِي الْجَنَّةِ فَإِنَّ فِي حُبِّ أَهْلِ بَيْتِي عِشْرِينَ خَصْلَةً عَشْرٌ مِنْهَا فِي الدُّنْيَا وَ عَشْرٌ فِي الْآخِرَةِ أَمَّا فِي الدُّنْيَا فَالزُّهْدُ وَ الْحِرْصُ عَلَى الْعَمَلِ  وَ الْوَرَعُ فِي الدِّينِ وَ الرَّغْبَةُ فِي الْعِبَادَةِ وَ التَّوْبَةُ قَبْلَ الْمَوْتِ وَ النَّشَاطُ فِي قِيَامِ اللَّيْلِ وَ الْيَأْسُ مِمَّا فِي أَيْدِي النَّاسِ وَ الْحِفْظُ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْيِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ التَّاسِعَةُ بُغْضُ الدُّنْيَا وَ الْعَاشِرَةُ السَّخَاءُ وَ أَمَّا فِي الْآخِرَةِ فَلَا يُنْشَرُ لَهُ دِيوَانٌ وَ لَا يُنْصَبُ لَهُ مِيزَانٌ وَ يُعْطَى كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ وَ يُكْتَبُ لَهُ بَرَاءَةٌ مِنَ النَّارِ وَ يَبْيَضُّ وَجْهُهُ وَ يُكْسَى مِنْ حُلَلِ الْجَنَّةِ وَ يُشَفَّعُ فِي مِائَةٍ مِنْ‏ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ يَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ بِالرَّحْمَةِ وَ يُتَوَّجُ مِنْ تِيجَانِ الْجَنَّةِ وَ الْعَاشِرَةُ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسَابٍ فَطُوبَى لِمُحِبِّي أَهْلِ بَيْتِي ـــــــــ   آنکه خداوند متعال حبّ امامان از اهل بیت مرا روزی او کند ، به یقین به خیر دنیا و آخرت دست یافته است. پس کسی شکّ نکند که او در بهشت است. همانا در حبّ اهل بیت من بیست خصلت است. ده خصلت آن در دنیا و ده مورد دیگر در آخرت می باشد. امّا ویژگیهای دنیایی آن عبارتند از: زهد ، حرص بر عمل ، ورع در دین ، رغبت در عبادت ، توبه قبل از مرگ ، نشاط در شب زنده داری با عبادت ، نا امیدی از آنچه در دست مردم است ، حفظ امر و نهی الهی و نهم بغض دنیا و دهم سخاوت . و امّا در آخرت ، دیوان حساب برای آنها گشوده نمی شود ، میزان برای آنها به پا نمی شود ، نامه ی عملش به دست راستش داده می شود ، برای او برائت نامه از آتش نوشته می شود ، صورتش سفید خواهد بود ، از حلّه های بهشتی به او پوشانده می شود ، حقّ شفاعت خواهد داشت در مورد صد نفر از خاندانش ، خدا با نظر رحمت به او می نگرد ، بر سرش تاجی از تاجهای بهشت گذاشته می شود و دهم اینکه داخل می شود به بهشت بدون حساب. پس خوشا به حال دوستداران اهل بیت من. (بحار الأنوار ، ج‏27 ،ص 79 )

6ـ امام سجّاد(ع) فرمودند: إِذَا جَمَعَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ قَامَ مُنَادٍ فَنَادَى يُسْمِعُ النَّاسَ فَيَقُولُ أَيْنَ الْمُتَحَابُّونَ فِي اللَّهِ قَالَ فَيَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النَّاسِ فَيُقَالُ لَهُمُ اذْهَبُوا إِلَى الْجَنَّةِ بِغَيْرِ حِسَابٍ قَالَ فَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ فَيَقُولُونَ إِلَى أَيْنَ فَيَقُولُونَ إِلَى الْجَنَّةِ بِغَيْرِ حِسَابٍ قَالَ فَيَقُولُونَ فَأَيُّ ضَرْبٍ أَنْتُمْ مِنَ النَّاسِ فَيَقُولُونَ نَحْنُ الْمُتَحَابُّونَ فِي اللَّهِ قَالَ فَيَقُولُونَ وَ أَيَّ شَيْ‏ءٍ كَانَتْ أَعْمَالُكُمْ قَالُوا كُنَّا نُحِبُّ فِي اللَّهِ وَ نُبْغِضُ فِي اللَّهِ قَالَ فَيَقُولُونَ نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ ــــــــ  هنگامى كه خداوند گذشتگان و آيندگان را جمع كند منادى در بين مردم فرياد ميزند كجا هستند كسانى كه براى رضاى خداوند با هم دوست مى‏شدند و به هم اظهار علاقه مى‏كردند. در اين جا گروهى از جاى خود بلند مى‏شوند، به آن‏ها گفته مى‏شود وارد بهشت گرديد و شما حساب و كتابى نداريد، فرشتگان با آنها روبرو مى‏شوند و مى‏گويند شما كجا مى‏رويد، مى‏گويند ما بدون حساب مجاز هستيم بطرف بهشت برويم و در آن جا اقامت كنيم. فرشتگان از آن‏ها سؤال مى‏كنند شما از كدام دسته هستيد، مى‏گويند ما كسانى مى‏باشيم كه براى رضايت خداوند با هم دوست مى‏شديم و براى او دشمنى مى‏كرديم، فرشتگان مى‏گويند برويد و از پاداش نيكوكاران استفاده كنيد و اين پاداش‏ها بر شما گوارا باد. ( الكافي ، ج2 ، ص126)

 

7ـ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ إِنَّ مِمَّا خَصَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْمُؤْمِنَ أَنْ يُعَرِّفَهُ بِرَّ إِخْوَانِهِ- وَ إِنْ قَلَّ وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِالْكَثْرَةِ- وَ ذَلِكَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ فِي كِتَابِهِ- وَ يُؤْثِرُونَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ- ثُمَّ قَالَ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ- وَ مَنْ عَرَّفَهُ اللَّهُ بِذَلِكَ أَحَبَّهُ اللَّهُ- وَ مَنْ أَحَبَّهُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى- وَفَّاهُ أَجْرَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِغَيْرِ حِسَابٍ- ثُمَّ قَالَ يَا جَمِيلُ ارْوِ هَذَا الْحَدِيثَ لِإِخْوَانِكَ- فَإِنَّهُ تَرْغِيبٌ فِي الْبِرِّ لِإِخْوَانِكَ ــــــــــ جميل گوید: شنيدم امام ششم (ع) می فرمودند: از امتيازاتى كه خدای عزّ و جلّ به مؤمن داده اين است كه نيكى برادرانش را به او ياد داده ــ اگر چه آن نیکی اندك باشد ، چه نيكى به زیادی آن نیست ــ و اين است كه خدای عزّ و جلّ در قرآنش مى‏فرمايد: و پيش می دارند بر خودشان (برادر دينى را) اگر چه خود بدان نياز دارند. سپس فرمود: و هر كس از دريغ كارى خويش محفوظ ماند هم آنانند كه رستگارانند. سپس آن حضرت فرمودند: هر كه خدا این امر را به وى آموخته دوستش دارد ، و هر كه را خدا دوست بدارد ، روز قيامت مزدش را به او بپردازد بدون حساب. سپس فرمودند: اى جميل اين حديث را براى برادرانت روايت كن زيرا كه آن تشويق به نیكوكاري است براى برادرانت. (الكافي ، ج2 ، ص206)

 

8 ـ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ وَلِيدٍ قَالَ جَاءَتِ امْرَأَةٌ سَائِلَةٌ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَالِدَاتٌ وَالِهَاتٌ رَحِيمَاتٌ بِأَوْلَادِهِنَّ لَوْ لَا مَا يَأْتِينَ إِلَى أَزْوَاجِهِنَّ لَقِيلَ لَهُنَّ ادْخُلْنَ الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسَابٍ  ــــــ  حریز بن ولید گوید: زنی پرسش گر نزد رسول خدا (ص) آمد ، پس رسول خدا به وی فرمودند: مادران زحمت کش و رحیم نسبت به فرزندانشان ، اگر نبود آنچه که با شوهرانشان می کنند ، یقیناً به آنها گفته می شد: بدون حساب وارد بهشت شوید. (الكافی ، ج5 ، ص554)

9ـ امام صادق (ع) فرمودند: إِذَا صَلَّتِ الْمَرْأَةُ خَمْساً وَ صَامَتْ شَهْراً وَ أَطَاعَتْ زَوْجَهَا وَ عَرَفَتْ حَقَّ عَلِيٍّ ع فَلْتَدْخُلْ مِنْ أَيِّ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ شَاءَتْ ـــــــــ هنگامی که زنی نمازهای یومیّه را به جای آرد و روزه ی یک ماه را بگیرد و از شوهر خویش اطاعت کند ، و حقّ علی (ع) را بشناسد ، پس داخل شود به بهشت از هر در آن که بخواهد. (الكافي ، ج5 ، ص555)

 

10 ـ ثَلَاثَةٌ يُدْخِلُهُمُ اللَّهُ الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسَابٍ إِمَامٌ عَادِلٌ وَ تَاجِرٌ صَدُوقٌ وَ شَيْخٌ أَفْنَى عُمُرَهُ فِي طَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ــــ سه کس را خداوند متعال بدون حساب داخل بهشت نماید: امام و رهبر عادل ، تاجر درستکار و پیرسالی که تمام عمرش را در طاعت خدا سپری نموده است. (بحارالأنوار، ج100 ، ص4)

11ـ فرمودند: مَنْ أَرْضَى الْخُصَمَاءَ مِنْ نَفْسِهِ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ بِغَيْرِ حِسَابٍ ــــ هر که حقّ داران بر گردن خویش را از خود راضی نماید ، بهشت بر او واجب می شود بدون حساب. (بحارالأنوار ، ج101 ، ص 295)

 

نتیجه گیری:

آنچه از این روایات مسلّم به نظر می رسد ، این است که برای ورود بدون حساب به بهشت ، داشتن ولایت اهل بیت (ع) و انجام واجبات و ترک محرّمات ، شرط اصلی و اساسی است. لذا بدون این شروط محال است کسی بی حساب وارد بهشت گردد. امّا این شرط ، شرط لازم است نه شرط کافی ؛ لذا افزون بر این ، وجود اوصاف خاصّ دیگری نیز لازم می باشد ؛ که هر کدام آنها همراه با آن شرط لازم که گفته شد ، می تواند شخص را اهل بهشت کند. البته گفتنی است که اکثر این صفات چنانند که اگر کسی متّصف به یکی از آنها شود ، به طور طبیعی باقی اوصاف را نیز جذب وجود خواهد نمود.

برخی از این صفات عبارتند از:

1ـ در خلوت و جلوت به یاد خدا بودن ( ذکر قبلی دائمی داشتن)

2ـ زهد و بی رغبتی به دنیا ؛ و زهد در فرهنگ اهل بیت (ع) یعنی تولید زیاد کردن و مصرف اندک داشتن. به تعبیر دیگر ، یعنی: حرص در عمل و کار ، البته به قصد قربت ، و بی رغبتی در مصرف.

3ـ صبر بر مشقّت طاعت و استقامت در برابر وساوس و تحمّل دشواری مصائب ؛ و زبان به شکایت نگشودن در بلایا و اعتراض نداشتن به احکام الهی ؛ چه در زبان و چه در قلب. به تعبیر دیگر ، قلباً مترنّم بودن به این مصرع که: هر چه از دوست رسد نیکوست.

4ـ اهل توبه بودن (دائم التّوبه بودن) ؛ یعنی همواره خود را خطاکار دانستن و به هر بهانه رو نمودن به خدا و از او درخواست عفوّ و مغفرت داشتن. رسول خدا (ص) در عین اینکه صاحب عصمت بود ، ولی روزانه حدّ اقلّ هفتاد بار توبه و استغفار می نمود و از مجلسی بر نمی خواست مگر اینکه بیست و پنج بار استغفار می کرد. چرا که همین مقدار را هم برای خود دوری از خدا می دانست.

5ـ اهل عبادت در شب بودن ؛ یعنی پاره ای از آخر شب را با خدا خلوت نمودن ؛ به نحوی که انسان در آن نشاط داشته باشد ؛ و این شدنی نیست مگر آنکه انسان در زندگی و خواب و بیداری خود نظم داشته باشد و شب زنده داری را ملکه ی خود کند.

6ـ ورع و احتیاط در احکام دین داشتن ؛ یعنی همواره جویای وظیفه بودن و در شبهات و موارد جهل ، رعایت احتیاط نمودن. 

7ـ اهل سخاوت بودن ؛ یعنی با طیب خاطر از امور دنیایی گذشتن و آن را به دیگری دادن ؛ بدون اینکه نفس انسان ذرّه ای مضطرب شود. و شخص سخی نیست مگر آنکه عطای بزرگ و کوچک ( مثلاً چند هزار تومان و چند میلیون تومان ) در نزد او یکسان باشد. امیر مومنان سائلی را مشاهده فرمودند ، به یکی از اصحاب امر نمودند که فلان تعداد سکّه از بیت المال به او بدهید! صحابی پرسید: سکّه طلا بدهم یا نققره ؟ حضرت فرمودند: کلاهما عندی حَجَران ــ هر دو نزد من سنگ می باشند. هر کدام نیاز او را برآورده می کند از همان بدهید. 

8ـ حبّ فی الله و بغض فی الله ( اهل تولّی و تبرّی بودن ) ؛ یعنی قلب انسان خدا محور باشد و انسانها و دیگر امور عالم را با میزان الهی دوست یا دشمن بدارد.

9ـ دست به خیر بودن در حقّ برادران و خواهران دینی.

10 ـ در مورد خانمها ، اطاعت از شوهر به آن طریقه که فقها فرموده اند. این صفت برای زنان چنان مهمّ است که در برخی روایات از چنین زنانی تعبیر به ملائکه ی زمینی شده است.

11ـ جمع بین قدرت و عدالت ؛ که امری است حقیقتاً دشوار ، چرا که قدرت اقتضای غلبه و برتری جویی دارد.

12ـ جمع بین سود خواهی و صداقت و درستکاری ؛ که این امر نیز بسیار دشوار می باشد ؛ لذا کمتر تاجری یافت می شود که صادق باشد و بلکه بسیاری از افراد این صنف پا از دروغ عادی فراتر گذاشته قسم دروغ نیز می خورند.

13ـ استقامت در مسیر حقّ ؛ یعنی از اوّل تا آخر عمر ، بر مسیر حقّ قرار داشتن و انحراف جدّی نداشتن از مسیر حقّ در تمام عمر.