(3/100125408)-   

پرسش:وقتي روح از بدن خارج مي شود و به عالم برزخ مي رود آب و غذا در آنجا استفاده ميکند در حالي که روح ماده نيست ولي در قرآن حرف از شربت و غذا و... مي زند مگر در يک صورت مي تواند استفاده کند قيامت شود جسم دوباره تشکيل شود يا مواردي مصرف کند در برزخ مثل روح ماده نباشد يا همه اينها را به صورت خواب در برزخ استفاده کند.

پاسخ:
ــ نکاتی چند در باب عالم برزخ
1
ـ عالم برزخ عالمی است غیر مادّی ولی جسمانی ؛ یعنی اگر چه مادّی نیست لکن موجودات آن مثل موجودات مادّی دارای شکل و رنگ و اندازه و امثال این امور می باشند ؛ مانند موجوداتی که در خواب می بینیم. لذا نباید جسمانیّت را با مادّیّت یکی دانست. حکما بین مادّه و جسم تفاوت قائل می باشند که بیان این تفاوتها از حدّ این نوشته بیرون است.
2
ـ عالم برزخ نسبت به عالم مادّه ، در مکان نیست ؛ یعنی نمی توان گفت عالم برزخ کجاست؟ کما اینکه خود عالم مادّه را نیز اگر یکجا لحاظ نماییم ، مکان نخواهد داشت ؛ یعنی معنی ندارد که بپرسیم : عالم مادّه کجاست؟ مکان امری نسبی است که بین موجودات داخل یک عالم معنی پیدا می کند. موجودات برزخی نیز نسبت به یکدیگر مکان دارند ولی نسبت به عالم مادّه مکان ندارند ؛ همانگونه که صور ذهنی ما یا آن موجوداتی که در خواب می بینیم ، نسبت به همدیگر مکان دار می باشند ، امّا نسبت به موجودات مادّی مکان ندارند. لذا مثلاً نمی توان گفت که سیب ذهنی من در چه موقعیّتی نسبت به تلوزیون پیش روی من قرار دارد ؛ به تعبیر دیگر نمی توان برای سیب ذهنی من نسبت به تلوزیون بیرون از ذهن ، مختصّات ریاضی و هندسی نوشت.
3ـ انسان در عالم برزخ دارای بدنی جسمانی ولی غیر مادّی است ؛ امّا روح موجودی فرابرزخی و از عالم جبروت است ؛ که بدن برزخی و بدن مادّی را تدبیر می کند.
بدن برزخی هر کسی نیز از جهتی عین بدن دنیایی اوست ؛ به نحوی که هر که او را ببیند می شناسد ؛ امّا در عین حال صورتی متناسب با اعتقادات و خلقیّات و اعمال شخص نیز دارد. مثلاً اگر کسی اهل رباخواری باشد ، بدن او همچون بدن خوک خواهد بود ؛ به گونه ای که اگر کسی او را ببیند متوجّه می شود که این شخص ، فلانی است که به صورت خوک در آمده است. لذا فرق است بین انسانی که خوک است با خوکی که از اوّل خوک بوده. حکما بر این باورند که در عالم برزخ ، امکان اینکه یک موجود چندین قالب وجودی را یکجا داشته باشد ، وجود دارد ؛ امّا تصوّر این حقیقت برای بسیاری از اهل دنیا امری است دشوار.
4ـ در عالم برزخ ، زمان راه ندارد ؛ لذا کسی که ساعتی قبل از قیامت وارد برزخ می شود با کسی که از زمان حضرت آدم (ع) وارد برزخ شده ، تفاوتی در میزان عذاب یا پاداش برزخی نخواهد داشت.
البته هضم این مطلب نیز برای کسانی که ذهن فلسفی نیافته اند ، به خاطر انس زیادشان با زمان و امور زمانی ، کاری است حقیقتاً دشوار ؛ امّا اهل حکمت و بالاتر از آنها اهل عرفان ، به سبب انسی که با امور مجرّد و فرازمانی دارند ، این حقیقت را به آسانی در می یابند.
5ـ مراد از عالم قبر نیز همین عالم برزخ صعودی می باشد.
سوال قبر و فشار قبر و امثال امور نیز همگی در عالم برزخ رخ می دهند.
6ـ رابطه ی عالم جبروت ، عالم برزخ و عالم مادّه رابطه ی طولی است ؛ یعنی عالم جبروت ، علّت و باطن عالم مثال نزولی می باشد ؛ و عالم برزخ نزولی نیز علّت و باطن عالم مادّه است.
برزخ صعودی نیز در حقیقت همان برزخ نزولی است که شخص همراه با کمالات اختیاری به آن باز می گردد ؛ لذا انسان در برزخ نزولی با سعادت بسیط و اوّلیّه حضور دارد ؛ امّا بعد از تنزّل به دنیا با سعادت تفصیلی و اختیاری یا با شقاوت به عالم برزخ باز می گردد. از این حیث است که برزخ نزولی و برزخی صعودی از یکدیگر تفاوت اعتباری پیدا می کنند. رابطه ی بین این سه عالم نظیر رابطه ی بین صور ذهنی ، اراده و روح می باشد. صور ذهنی معلول اراده می باشند ؛ یعنی انسان اراده می کند و صور ذهنی پدید می آیند ؛ پس اراده باطن صور ذهنی است ؛ لذا به محض اینکه اراده را برگیریم ، آن صور نیز ظهور خود را از دست می دهند. خود اراده نیز معلول روح می باشد.