(60/100155765)

پرسش: الله نورالسموات و الارض يعني صفات جمال و جلالش همه جاست از ظهور جلال آن شيطان و كافران و جهنم است و آنها شئوني از انسان كامل(ع) هستند پس چرا انسان كامل(ع) مورد اذيت مظهر جلال خودش مي شود؟

 

پاسخ:

اين ادّعا كه شيطان يا جهنّم يا كافران، قادر به اذيّت حقيقي انسان كامل هستند، ادّعايي است نادرست. مشكل شما بزرگوار اين است كه حقيقتاً نگاه عرفاني به عالم هستي نداريد ولي در ظاهر، چند گزاره ي عرفاني را به كار برده ايد. يعني چند مقدّمه ي عرفاني را كنار هم نهاده و با نگرش عرفي، دست به استنباط زده ايد. آيا، در منظر عرفاني، چيزي به نام آزار و اذيّت وجود دارد كه شما بخواهيد آن را با ديگر آموزه هاي عرفاني كنار هم نهاده و مطلبي استنباط كنيد؟ در نگاه عرفاني، حتّي آزارهايي در حدّ فجايع كربلا هم نمودي ديگر مي يابد. لذا عالمه ي غير معلّمه، فرمودند: « ما رأيت الّا جميلا ــ من جز زيبا، هيچ نديدم.»

در اين كه جهنّم، تحت فرمان انسان كامل است و آزاري به او نمي رساند، شكّي نيست. در اين هم كه شيطان، كاري به مخلَصين ندارد، باز شكّي نيست. چون در قرآن كريم، بارها بر اين حقيقت، تأكيد شده است. فرمود:

« إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ـــــ همانا چنين است كه او (شيطان) ، بر كسانى كه ايمان دارند و به پروردگارشان توكّل مى‏كنند، تسلّطى ندارد.» ( النحل:99)

« إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُون‏ ـــــ تسلّط او (شيطان) فقط و فقط بر كسانى است كه او را به سرپرستى خود برگزيده‏اند، و بر آنها كه نسبت به او (خدا) شرك مى‏ورزند.» ( النحل:100)

« قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجيمٌ (34)وَ إِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلى‏ يَوْمِ الدِّينِ (35)قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْني‏ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ (36)قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرينَ (37)إِلى‏ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ (38)قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَني‏ لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ (39)إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ (40)قالَ هذا صِراطٌ عَلَيَّ مُسْتَقيمٌ (41)إِنَّ عِبادي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوينَ (42)وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعين‏ ــــــ فرمود: از صف آنها (فرشتگان‏) بيرون رو، كه رانده‏شده‏اى(از درگاه ما!). (34) و لعنت(و دورى از رحمت حق) تا روز قيامت بر تو خواهد بود! (35) گفت: پروردگارا! مرا تا روز رستاخيز مهلت ده(و زنده بگذار!)» (36) فرمود:تو از مهلت يافتگانى! (37) تا روز وقت معيّنى(نه تا روز رستاخيز) (38) گفت: پروردگارا! چون مرا گمراه ساختى، من نيز درباره ي زمين براي آنها زينت مى‏دهم، و همگى را گمراه خواهم ساخت، (39) مگر بندگان مخلصت را. (40) فرمود: اين راه مستقيمى است كه بر عهده من است (41) همانا تو بر بندگانم تسلّط نخواهى يافت؛ مگر گمراهانى كه از تو پيروى مى‏كنند؛ (42) و دوزخ، ميعادگاه همه آنهاست.» (الحجر)‏

امّا در مورد كافران، آنها نيز خودآزاري مي كردند و انبياء(ع) صرفاً وسيله ي امتحان آنها بودند. اگر خدا، قابل آزار دادن حقيقي است، انبياء هم قابل آزار دادن حقيقي هستند؛ امّا محال است كسي بتواند خدا را حقيقتاً آزار دهد، و كذالك، انبياء(ع). فرمود: « إِنَّ الَّذينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهيناً ـــــ آنها كه خدا و پيامبرش را آزار مى‏دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنيا و آخرت دور ساخته، و براى آنها عذاب خواركننده‏اى آماده كرده است.» (الأحزاب:57)

همان گونه كه بازگشت آزار خدا، به خودآزاري است، بازگشت آزار انبياء هم به خود آزاري است. كما اينكه كسي حقيقتاً قادر نيست به خدا و انبياء(ع) خيري برساند. لذا عاقلان دانند كه حتّي سلام و صلوات ما به آن بزرگواران نيز تلاش براي خير رساندن به خودمان است نه براي آنها؛ لكن مطلب چنان آشكار شده كه هر كس به مقدار عقلش فهمي كند. عوام، به گمان آنكه خيري به امام و پيغمبر برسانند موجب كمال خود مي شوند؛ و خواصّ، با علم به اينكه همه ي موجودات، شئون انسان كاملند، كمال خود را به نام كمال او خواهان مي شوند. يعني از مقام ذات ايشان، طلب فيض مي كنند براي مقام فعلشان.