(2/100179021)

پرسش:ايا كسي در روز قيامت مي تواند به خدا بگويد :براي چه مرا خلق كردي و من نمي خواستم اصلا پا به دنيا بگذارم تا به گناهان الوده بشوم و الان مستحق آتش جهنم باشم؟

 

پاسخ:

تمام كساني كه در دنيا چنين اعتراضي را دارند، در آخرت هم چنين اعتراضي خواهند داشت؛ چون آخرت، ظرف ظهور اعتقادات و خلقيّات و اعمال ماست. پس آنكه اينجا معترض است، آنجا هم معترض خواهد بود؛ آنكه اينجا از ديدن حقيقت كور است، آنجا هم كور خواهد بود؛ « وَ مَنْ كانَ في‏ هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى‏ وَ أَضَلُّ سَبيلا ـــ كسى كه در اين جهان(از ديدن حق) نابينا بوده است، در آخرت نيز نابينا و گمراهتر است.» (الإسراء:72)

امّا همان گونه كه اينجا هر چه اعتراض كند، خدا پشيزي بر اعتراض او ارزش قائل نيست، در آخرت هم بر اعتراض او پشيزي ارزش قائل نخواهد بود. همان گونه كه در همين دنيا، اين گونه افراد، خودشان را با اين گونه افكار نامعقول و بي ثمر زجر مي دهند، در آخرت نيز خودشان موجب عذاب خودشان هستند. لذا اساساً جهنّم چيزي جز همين اعتراض به خدا نيست. گناه خودش هم نوعي اعتراض به خداست؛ و الّا كسي كه اعتراضي به خدا ندارد، معني ندارد كه گناه بكند؛ گناه يعني اينكه خدا مي گويد: « اين راه درست است» و گناهكار مي گويد: « خير آن راه درست است». لذا كسي كه اعتراضي به خدا ندارد، اصلاً جهنّم براي او معني ندارد، او هم در دنيا خوش است هم در آخرت؛ در دنيا، حتّي اگر در دل مصيبتها هم باشد مثل زينب ـ سلام الله عليها ـ مي گويد: « ما رأيت الّا جميلا ــ من جز خداي زيبا، هيچ نديدم.» امّا آنكه با خدا در ستيز است و به خدا معترض است، حتّي اگر در آسايش مطلق ظاهري هم باشد، باز از درون خود را معذّب و در تنگنا مي يابد. لذا فرمود: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى‏ ـــــ و هر كس از ياد من روى گردان شود، زندگى تنگى خواهد داشت؛ و روز قيامت، او را نابينا محشور مى‏كنيم.» (طه:124) چرا زندگي اش تنگ است؟ چون خودش را در حيوانيّت محدود نموده است؛ و عالم حيواني، در قياس با عالم انساني، بسيار بسيار تنگ است. چرا كور محشور مي شود؟ چون باطنش كور بود و نديد كه بهشت همان انسان بودن است و جهنّم هم حيوان ماندن.

پس توجّه شود كه جهنّم را خود افراد براي خودشان مي سازند؛ جهنّم چيزي جز باطن اعتراض به خدا نيست. اساساً انسان به دنيا نمي آيد؛ آنكه به دنيا مي آيد، موجودي است به نام بشر كه حيوان بالفعل و انسان بالقوّه است. اين موجود، تا سنّ تكليف به حال خود واگذاشته مي شود تا حيوانيّت خود را رشد دهد، بعد از آن خداي تعالي او را بين انسان شدن و انسان نشدن (حيوان ماندن) مخيّر مي كند. لذا هر كسي خودش اختيار مي كند كه آيا انسان بشود و انسان از دنيا برود يا حيوان بماند و حيوان از دنيا برود. اگر انسان از دنيا رفت، بهشتي است؛ چون بهشت چيزي جز حقيقت انسان نيست. امّا اگر حيوان ماند، يعني مصداق «كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبيلاً» ماند، با حيوانات محشور مي شود. لكن در همان جايي كه حيوانات لذّت مي برند، او عذاب خواهد كشيد؛ چون آنجا كه رفت مي فهمد كه مي توانست انسان بشود و نشده است. لذا در آتش حسرت و در ظلمت جهل خود معذّب مي شود. همان گونه كه در دنيا، مثل حيوانات كثافت خواري مي كرد در آخرت هم همين كار را مي كند. در دنيا كارش اين بود كه مثل مگس به عيوب مردم توجّه كند، مثل سگ، جسد بي جان مردم را بدرد (غيبت كند از كسي كه حاضر نيست تا از خودش دفاع كند)، مثل برخي حيوانات، همنوع خواري كند، مثل خوك، كه پاك و ناپاك را مي خورد، عادت داشت كه حلال و حرام را بخورد. و ... . در آخرت نيز مثل همين حيوانات محشور مي شود و باطن همين گونه غذاها را مي خورد. جهنّم، براي مار و عقرب و سگهاي جهنّم و ... جاي بدي نيست؛ بلكه آنجا، بهشت اين گونه موجودات است؛ افراد جهنّمي هم چون در دنيا، حيوان مانده اند، با همينها و مثل آنها محشور مي شوند؛ لكن حيوانات مراتب بالاتر را درك نمي كنند تا از وضع خودشان آزرده شوند، امّا بشر گمراه، مي فهمد كه مي توانست بين انسانها باشد ولي نيست؛ اين است كه خود را معذّب مي يابد. در اين دنيا، يك سگ، جسد گنديده را بر نان و پنير و گردو ترجيح مي دهد. خيلي از انسانها نيز اين گونه اند، غيبت را بر خوب گفتن پشت سر افراد، ترجيح مي دهد. حقيقت غيبت چيست؟ خوردن گوشت جسد مرده؛ چون فرد غيبت شونده هم مثل جسد بي جان، قدرت دفاع از خود را ندارد. سگ، اينجا جسد گنديده را دوست دارد، در آخرت هم جسد گنديده را دوست خواهد داشت. بشر سگ صفت هم اينجا غيبت را دوست داشت، در آخرت هم همراه سگان جهنّم، جسد گنديده خواهد خورد و لذّت خواهد برد. لكن حيوانيّت او از آن جسد گنديده لذّت خواهد برد نه انسانيّت شكوفا نشده اش، كما اينكه اينجا وقتي غيبت مي كرد، از يك سو لذّت مي برد و از يك سو درونش از آن فرد غيبت شونده در عذاب بود. كسي كه كينه يا حسد دارد، حقيقتاً قلبش گداخته و در عذاب است، امّا با اين حال دست از كينه و حسد بر نمي دارد؛ چرا؟ چون در عين اينكه انسانيّت او از اين امور در عذاب است، حيوانيّت او از اين امور لذّت مي برد. در آخرت هم همين گونه خواهد بود. جهنّم و بهشت، خود ماييم؛ و هر كسي به اذن خدا، خودش خودش را آفريند.