(2/100156547)

پرسش: كيفيت ازدواج فرزندان حضرت آدم چگونه است؟

 

پاسخ:

در مورد ازدواج فرزندان آدم(ع) چند نظر وجود دارد.

برخی گفته اند، انسانهایی قبل از آدم(ع) بوده اند که امروز منقرض شده اند. فرزندان آدم(ع) با انها ازدواج نمودند.

اشکال: اینکه قبل از آدم(ع) موجودات شبه انسان وجود داشته اند، در روایات هم آمده؛ امّا در روایات ذکر شده که آنها قبل از آدم(ع) منقرض شده اند. ضمناً در هیچ روایتی هم نیامده که چنین ازدواجی رخ داده است.

برخی گفته اند: آنها با جنّها ازدواج نمودند.

این فرضیّه هم نامعقول به نظر می رسد. شواهد محکم روایی هم ندارد.

برخی گفته اند، خداوند متعال از حوریان بهشتی برای آنها همسرانی قرار داد.

این قول هم شواهد محکمی ندارد. البته در روایات اهل بیت(ع) آمده که تنها یکی از فرزندان آدم(ع) با حوری ازدواج نمود؛ و او حضرت شیث(ع)بود که بعد از آدم(ع) به نبوّت رسید.

برخی هم گفته اند که فرزندان آدم(ع) با یکدیگر ازدواج نمودند. مفسّران بزرگی چون علّامه طباطبایی، این نظریّه را بهتر از همه و محکمتر از همه دانسته اند.

 امّا در مورد ازدواج فرزندان آدم(ع) با خواهرانشان ، عرض مي شود كه اوّلاً چنين نبوده كه هر كدام از پسران آدم هر كدام از خواهران را اراده كرد به ازدواج خود در آورد. بلكه فرزندان او دو قلو به دنيا مي آمدند(از هر شكم يك پسر و يك دختر) و هر پسري با دختري ازدواج مي كرد كه با او همشكم نبود. ثانياً اين روند فقط در نسل اوّل بوده است. ازدواج در نسل دوم بين دختر عمو يا دختر خاله و پسر عمو يا پسر خاله بوده است ، كه امروزه نيز جايز است.

حال سوال اين است كه آيا ازدواج بين خواهر و برادر خلاف اخلاق است؟ و اگر خلاف اخلاق است خلاف كدام اخلاق است ؛ اخلاق انساني يا اخلاق ديني؟

يقيناً عقل انسان، قبح و زشتی برخي امور را مستقلّ از دين مي فهمد ؛ مثلاً مي فهمد كه دروغ بد است ، ظلم بد است ؛ دزدي بد است و ... لذا حتّي كفّار هم اين امور را بد مي دانند. امّا اينكه ترك اطاعت بي چون و چرا از والدين بد است ، ربا گرفتن بد است ، خوردن گوشت خوك بد است ؛ زنا(ايجاد رابطه جنسي با جنس مخالف بدون بيان برخي جملات خاصّ به نام صيغه عقد) بد است و ... اينها را عقل به تنهايي نمي فهمد. آيا عقل مي فهمد كه معاوضه يك كيلو قند با يك و نيم كيلو شكر بد است؟ اگر دين نام اين كار را ربا نمي گذاشت و آن را حرام نمي كرد بشر خود قادر نبود به قبح آن پي ببرد. اگر كسي در بهترين رشته از كنكور قبول شود ولي والدين او بگويند به دانشگاه نرو آيا عقل او حكم مي كند كه بايد از والدين خود اطاعت كند؟ آيا عقل بشر قادر است فرق بين رابطه جنسي همراه با صيغه عقد را از رابطه جنسي بدون صيغه عقد تشخيص دهد؟ آيا عقل قادر است فرق بين رابطه جنسي با خواهر را از رابطه جنسي با غير او تشخيص دهد؟ قبح اينگونه از امور به حكم شرع است نه به حكم عقل. از نظر عقل، خواهر نيز زني است مثل بقيه ي زنها. همچنين اگر شرع مساله ي صيغه عقد را بيان نمي كرد عقل هيچگاه لزوم آن را احساس نمي نمود. بلي عقل بعد از حكم شرع ، حكم مي كند كه حكم خدا را بايد اطاعت نمود؛ چون مي فهمد كه خدا خير محض است و اطاعت از خير محض به نفع بشر است.

اگر خداوند متعال ازدواج با محارم را حرام نمي كرد نه در زمان آدم كه امروز نيز كسي متوجّه اشكال آن نمي شد. بنا بر اين ، اگر حكم خدا نبود كسي چنين كاري را خلاف اخلاق نمي دانست. خداوند متعال در زمان آدم(ع) حكم تحريم ازدواج با محارم را نفرستاده بود؛ لذا ازدواج فرزندان آدم نيز شرعاً زنا نبود. لكن از نسل دوم به بعد خداوند متعال اين امر را حرام نمود. لذا بعد از آمدن حكم خدا اين عمل حرام و غير اخلاقي شد. امّا خدا اين امر را به خاطر خلاف اخلاق بودن آن حرام نكرد؛ بلكه مصالح ديگري در كار بوده كه خداوند متعال اعلم به آنهاست و شايد يكي از حكمتهاي تحريم ازدواج با محارم در نسلهاي دوم به بعد اين بوده كه در سايه ي چنين ازدواجهايي نقصهاي ژنتيكي ، گسترش شديدي مي يافت و نسل بشر خيلي زود دچار نارسايي ژنتيكي و در نتيجه انقراض مي شد. شايد براي همين بود كه پسران آدم(ع) با خواهر همشكم خود ازدواج نمي كردند. چون ساختار ژنتيكي دوقلوها بسيار شبيه يكديگر است؛ و مي دانيم كه هر چه رابطه ي ژنتيكي دو فرد بيشتر باشد، به همان اندازه خطر امراض ژنتيكي بيشتر مي شود. لذا ازدواج خواهر و برادر بسيار بسيار خطرش بيشتر از ازدواج پسر عمو و دختر عمو يا پسر خاله و دختر خاله است. و خطر ازدواج برادر و خواهر دو قلو بسيار بسيار بيشتر از ازدواج برادر و خواهر عادي است.

همچنين بايد توجّه داشت كه احكام شريعت، تابع مصالح و مفاسد حقيقي هستند. لذا اگر مصلحت يا مفسده برداشته شود ، حكم مربوط به آن نيز برداشته مي شود. همچنين اگر مصلحت و مفسده ي جديدي حاصل شود حكم متناسب با آن نيز از متون ديني يا عقل قابل استنباط خواهد بود. در ازدواج پسران آدم با خواهرانشان نيز مصلحت عظيمي نهفته بود كه عبارت بود از بقاء نسل بشر. اگر خداوند متعال از همان ابتدا، ازدواج خواهر و برادر را تحريم مي نمود در آن صورت نسل آدم و حوّا نابود مي شد. بنا بر اين ، از آن جهت كه اهميّت بقاء نسل بشر بسيار بيشتر از عوارض طبيعي و رواني ازدواج با خواهر بود ، خداوند متعال آن را براي نسل اوّل بشر جايز نمود ؛ امّا چون در نسل دوم امكان ازدواج با غير محارم به وجود آمد، لذا خداوند متعال ازدواج با محارم را تحريم كرد تا بشر از عوارض طبيعي آن ايمن بماند. بر اين اساس ، اگر به فرض در اين عصر، همه ي بشر نابود شوند و تنها يك برادر و خواهر باقي بمانند، نه تنها ازدواج آن دو جايز خواهد بود، بلكه به حكم عقل، چنين ازدواجي واجب است. چون در غير اين صورت، نسل بشر نابود مي شود. مشابه اين مساله در ميان احكام شرع و عقل بسيار فراوان است. براي مثال دروغ گفتن عقلاً و شرعاً حرام و خلاف اخلاق است؛ امّا اگر حفظ جان كسي در گرو دروغ گفتن ما باشد نه تنها در چنين شرايطي دروغ گفتن خلاف اخلاق نخواهد بود بلكه بر عكس ، دروغ نگفتن، يك جنايت هولناك خواهد بود. چون در چنين شرايطي، مصلحت عقلي و شرعي دروغ گفتن، بسيار بيش از مفسده ي آن است. همينطور غيبت نمودن، كاري خلاف اخلاق است؛ امّا بيان معصيت كسي كه خودش ابايي از اظهار معصيت ندارد ، جايز است. چون حرمت غيبت، براي آن است كه آبروي انسانها حفظ شود؛ امّا وقتي شخص براي خود آبرويي قائل نيست و علناً گناه مي كند، در آن صورت علّت تحريم غيبت نيز منتفي است. لذا غيبت از چنين كسي جايز مي شود؛ البته غيبت از همان گناه علني او نه، غيبت از تمام اعمال خلافش. همينطور غيبت از حاكم ظالم، جايز است. چون مصلحت چنين غيبتي بيش از مفسده ي آن است. چرا كه چنين غيبتي، نوعي مبارزه با ظلم است.