(2/100138434)

پرسش:آيا ممکن است بعضي از استعدادها و توانايي ها فقط در راه باطل باشد؟

اساسا تقسيم بندي استعدادها به خوب و بد درست است؟ يعني مي شود گفت که بعضي از استعدادها در راه خير به درد مي خورند و بعضي در راه شر؟ يا اين که همه استعدادهاي انسان دو جنبه دارد و مي توان از آن در راه خير يا شر استفاده کرد و آن هم بنا بر اختيار آدمي است؟

سوال را به گونه اي ديگر نيز مي شود مطرح کرد:

کسي که استعداد انجام کار بدي را دارد، بايد چه کار کند؟ مثلا فردي در زدن جيب مردم استعداد فراوان دارد، يا مثلا فردي هست که در بازي شطرنج استعداد فراوان دارد (کاري به حکم فقهي و حرمت آن نداريم و شطرنج را حرام فرض مي کنيم)؟ اگر اين ها را استعداد فرض کنيم، آن وقت به اين معنا مي شود که خداوند استعداد کاري در وجود يک نفر قرار داده که دوري جستن و پرورش ندادن آن استعداد به صلاح فرد است! چگونه مي شود اين مساله را توجيه کرد؟

در اين رابطه مطالبي از استاد صفايي حائري مطالعه نمودم وليکن به جواب قانع کننده نرسيدم. بسيار ممنون مي شوم که کمکم کنيد.

پاسخ:

انسان استعداد کاری خاصّ را ندارد؛ بلکه استعداد زمینه های خاصّی را دارد. مثلاً برخی افراد، استعداد خاصّی در تجسمّ بخشی دارند. این گونه افراد می توانند قصّه نویسان و نقّاشان و مجسّمه سازان و فیلمسازان و دکوراتورهای موفّقی بشوند. البته خود تجسّم بخشی نیز انواعی دارد. برخی دیگر، روابط بصری یا صوتی یا تجریدی را خوب درک می کنند. لذا می توانند شطرنج بازان یا موسیقی دادنان یا ریاضی دانان خوبی بشوند. برخی افرادند که استعداد ویژه ای در هماهنگ نمودن اعضای بدنشان با چشمانشان دارند. این گونه افراد در امور عملی موفّقترند. برخی دیگر، در تجرید امور و در یافتن جهت وحدت امور کثیر، و جهت کثرت امور واحد، استعداد دارند؛ که اینها مناسبند برای علوم عقلی همچون فلسفه.

پس آدمی چنین نیست که برای هر کاری، جداگانه یک استعداد داشته باشد؛ بلکه تمام هزاران و میلیونها نوع کار دنیا را می توان در زیر چتر چند عنوان جامع گرد آورد. مثلاً فرض کنیم که کلّ این عناوین بشوند صد عنوان. حال ممکن است کسی از این صد عنوان، در بیست عنوانش استعداد ویژه داشته باشد، در پنجاه عنوان، متوسّط باشد، و در سی مورد ضعف استعداد داشته باشد. همچنین ممکن است در بین آن بیست عنوان، در یک مورد، استعداد فوق ویژه داشته باشد؛ که در این صورت، آن شخص را در آن مورد خاصّ، نابغه می نامند.

با این بیان روشن می شود که استعداد کار خوب و استعداد کار بد نداریم؛ بلکه استعداد در عنوانهای خاصّی در ما وجود دارد؛ که تحت آن عنوان، ممکن است هم موارد خوب باشند هم موارد بد. مثلاً آن کسی که استعداد ویژه ای در فرماندهی عناصر تحت فرمانش را دارد، هم می تواند فرمانده جنگی خوبی باشد در جبهه ی حقّ، هم می تواند فرمانده جنگی خوبی باشد در جبهه ی باطل، هم می تواند شطرنج باز ماهری باشد؛ هم می تواند یک گروه کاری را خوب رهبری کند؛ هم می تواند یک فتنه یا توطئه را خوب پیش ببرد. یا آن کسی که استعداد ویژه ای در تحت تأثیر قرار دادن دیگران دارد، هم می تواند یک هیبنوتیزور ماهری شود؛ هم می تواند یک مبلّغ مؤثّری باشد؛ هم می تواند فریبکار و حقّه باز بزرگی باشد؛ هم می تواند یک بازاریاب موفّقی باشد؛ هم می تواند یک شبهه افکن زبردست باشد.

خلاصه آنکه خداوند متعال استعدادهایی را در انسانها قرار داده و هر کدام از این استعدادها از راههای گوناگونی قابل شکوفا شدن هستند. لذا نداریم استعدادی که تنها راه شگوفا شدن آن، کاری حرام باشد.