(4/100165771)

پرسش:باعرض سلام

الف)علامه جعفري(ره)دركتاب افرينش وانسان درفصل هدفمند بودن افرينش دربخش سوم هدف افرينش بيان ميكند كه انسان اشرف واكمل همه مخلوقات نيست :

1-ازانسان بالاترچيست؟

2-نظر ساير بزرگان دراين باره چيست؟

ب)چرا انديشه هاي علامه جعفري(ره)در جامعه بيان نمي شود به ندرت ديده ميشود دركتابها يا سخنراني ها يادررسانه انديشه هاي ايشان بيان شود مانند ديگربزرگان علامه طباطبايي(ره) شهيد مطهري(ره) ايت الله جوادي ايت الله مصباح و....با اينكه همه انديشه هاي ايشان پيچيده نيست ايا بخاطر اختلاف نظر ايشان درمسائل مانند سوال بالا ميباشد؟

باتشكر

 

پاسخ:

1ـ گيرم پدر تو بود فاضل، از فضل پدر، تو را چه حاصل؟

خليفة الله، كه معصوم بالذّات است، اشرف مخلوقات مي باشد. بين خلفاي الهي نيز چهار معصوم، اشرف از همه اند؛ و بين چهارده معصوم نيز رسول خدا(ص) اشرف همه است. لذا تنها يك نفر، اشرف مخلوقات وجود دارد، كه آن هم رسول خدا(ص) است. البته از آنجا كه همواره خليفة الله، يكي از افراد نوع انسان است، لذا صحيح است كه بگوييم، اشرف مخلوقات، انسان است؛ امّا نه همه ي انسانها، بلكه يكي از آنها. امّا هيچ دليلي وجود ندارد كه تك تك انسانها اشرف مخلوقات باشند؛ بلكه برخي از انسانها، « كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبيلاً » و برخي «كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً » و برخي ها «كَمَثَلِ الْكَلْب‏» و در حقّ عدّه اي هم فرمود: « إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذينَ كَفَرُوا فَهُمْ لا يُؤْمِنُون».

بلي آدم(ع) خليفة الله است؛ امّا مگر من و شما هم آدم(ع) هستيم؟ در آيه 31 بقره فرمود: « وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُوني‏ بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ.» آيا من و شما هم چنين هستيم؟ آيا شما هم علم الاسماء داريد؟ آيا شما از جبرئيل (ع) عالمتريد؟

برخي ها توهّم كرده اند كه ملائك، بر تك تك انسانها سجده مي كنند. امّا زهي خيال باطل. بلي برخي ها بالقوّه از جبرئيل(ع) نيز برترند؛ لذا اگر به اوج كمال خود برسند، از جبرئيل(ع) نيز فراتر مي روند؛ امّا همه چنين نيستند. برخي ها اگر تمام استعدادهاي وجودي خود را شكوفا كنند، باز هم به پاي حضرت جبرئيل(ع) نمي رسند.

كساني كه در مورد انسان، فلّه اي حكم كرده و انسان را اشرف مخلوقات خوانده اند، در واقع گرفتار توهّمات عرفي بوده اند، اگر چه ظاهراً عالم بوده اند. بلي اگر كسي بگويد: « اشرف مخلوقات، فردي از افراد انسان است» حرف درستي است.

 

2ـ فرموده ايد: « ازانسان بالاترچيست؟»

منظورتان كدام انسان است؟ رسول خدا(ص) يا ابو جهل؟

عزيزا! در وادي حقيقت، اين گونه فلّه اي سوال نكنيد! وادي علم، وادي مثقالي سوال كردن است. بالاتر ابوجهل، خيلي ها هستند؛ براي مثال، گاو، گوسفند، خرس، خوك، سگ و ... . چون خداوند متعال در حقّ امثال ابوجهل فرموده است: « إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذينَ كَفَرُوا فَهُمْ لا يُؤْمِنُون ـــ بدترين جنبندگان در نزد خدا، كساني هستند كه كافر شدند؛ پس ايمان نمي آورند.»

امّا اشرف از رسول خدا(ص)، هيچ موجودي وجود ندارد. در رتبه ي بعدي، اميرمؤمنان(ع) قرار دارند. در رتبه ي بعدي، فاطمه زهرا(س)؛ در رتبه ي بعدي، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) و ساير ائمه(ع)؛ و بعد از ايشان، انبياي اولوالعزم هستند؛ و بعد از ايشان، انبياي ديگر و اوصياي معصومشان، كه بين آنها نيز مراتبي است؛ بعد از ايشان، برخي از پيروان هستند و بعد از ايشان، برخي از پيروان و ملائك؛ و بعد از ايشان، برخي ديگر از پيروان و برخي از جنّها و برخي ديگر از ملائك. بعد از آنها، برخي ديگر از انسانها و برخي ديگر از جنّها و برخي از حيوانات صالح هستند؛ تا اينجا، همگي خوبان هستند. و بعد از آنها، برخي ديگر از انسانها و برخي ديگر از جنّها و برخي ديگر از حيوانات هستند؛ و بعد از آنها، برخي ديگر از انسانها و برخي ديگر از جنّها و برخي از گياهان و جمادات هستند. بعد از آنها، برخي ديگر از انسانها و برخي ديگر از جنّها هستند. بعد از آن، برخي ديگر از انسانها هستند. خداوند متعال در مورد اين گروه آخر فرمود: « ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ » (بقره: 74) اينها حتّي از سنگ هم پايينترند.

پس اشرف مخلوقات، افرادي از انسانند، اخسّ (پستترين) مخلوقات هم افرادي از انسانند. لذا در مورد چنين موجودي، فلّه اي حكم نكنيد!

 

3ـ فرموده ايد: «نظر ساير بزرگان دراين باره چيست؟»

اين سوال، در واقع، توهين به حقيقت است. البته شما بزرگوار، متوجّه توهين آميز بودن اين سوال نبوده ايد، كما اينكه خيلي ها متوجّه توهين آميز بودن آن نيستند. بزرگوارا! اين گونه مسائل، احكام شرعي و تقليدي نيستند كه دنبال نظر اين عالم و آن عالم باشيد. در وادي معارف، تابع برهان و قرآن و معصوم باشيد نه تابع سخن اين و آن. در وادي معارف، چيزي به نام بزرگان نداريم. در اين وادي، تنها سه كس وجود دارند كه بايد به حرفشان گوش كرد؛ برهان، قرآن، معصوم. لذا اگر حتّي يك كودك هم در وادي معارف، حرفي بزند و بر گفته اي خودش برهان عقلي يا دليل معتبر قرآني و حديثي بياورد، از او مي پذيريم. و اگر علّامه ي فلاني هم سخني بگويد ولي دليل معتبر نداشته باشد، نمي پذيريم.

 

4ـ اين مطلب كه « انديشه هاي علامه جعفري(ره)در جامعه بيان نمي شود» چندان درست نيست. بلكه انديشه هاي ايشان نيز مانند ديگر متفكران اسلامي كم و بيش در مجامع علمي و عمومي مورد توجه است. البته اين صحيح است كه انديشه هاي ايشان، كمتر بيان مي شود؛ كه يكي از علل آن، شهرت ايشان به سخت گويي است؛ كه به نظر شخص حقير، اين شهرت، درست نيست؛ و به غلط ايشان به سخت گويي معروف شده اند. كساني مثل آية الله جوادي آملي و آية الله حسن زاده آملي، از علّامه جعفري غليظتر سخن گفته اند. به نظر حقير، عمده چيزي كه باعث شهرت يك انديشمند مي شود، شاگردان او هستند. علّامه جعفري، متأسفانه شاگردان تبليغ كننده اي ندارند. ويژگي شاگردان دانشگاهي همين است. در حوزه ي علميّه، گاه يك نفر، ده سال يا بيشتر پاي درس يك استاد حاضر مي شود، و اين مطلب باعث به وجود آمدن علاقه اي خاصّ مي شود، و آن شاگرد را تبديل مي كند به تبليغ كننده ي افكار استاد، امّا در دانشگاه، دانشجو، يك ترم با اين استاد، ترم بعد با استادي ديگر؛ لذا چنين رابطه اي به ندرت بين استاد و شاگرد ايجاد مي شود. سرّ مجهول ماندن افكار علّامه جعفري، در واقع همين است كه شاگردان ذوب شده در افكار استاد ندارند.