(70/100155765)

 پرسش: آياصحيح است بگوييم 1-تمام موجودات بلكه عالم مظهرانسان كامل-ع-است وانسان كامل مظهرالله است2- پس امام-ع-اسم الله است والرحمان اسم اسم است وموجودات اسم اسم اسم هستند.

 

پاسخ:

تمام مخلوقات، شئونات و ظهورات وجود نوري انسان كاملند. صورت ملكوتي و مادّي انسان كامل نيز يكي از ظهورات، وجود نوري اوست.

وجود نوري انسان كامل، همان اسم الله اعظم است، كه او را وجه الله، فيض عامّ، مشيّت و نور السموات و الارض هم مي گويند. فرمودند: « نحن الاسماء الحسني» و فرمودند: « نحن وجه الله».

لذا تمام انبياء، در واقع، ظهورات حقيقت محمّديّه اند. لذا امير مؤمنان(ع) فرمودند: « ... أَنَا الْخَضِرُ عَالِمُ مُوسَى وَ أَنَا مُعَلِّمُ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ وَ أَنَا ذُو الْقَرْنَيْنِ وَ أَنَا قُدْرَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَا سَلْمَانُ وَ يَا جُنْدَبُ أَنَا مُحَمَّدٌ وَ مُحَمَّدٌ أَنَا وَ أَنَا مِنْ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدٌ مِنِّي قَالَ اللَّهُ تَعَالَى مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ ... كُلَّنَا وَاحِدٌ أَوَّلُنَا مُحَمَّدٌ وَ آخِرُنَا مُحَمَّدٌ وَ أَوْسَطُنَا مُحَمَّدٌ وَ كُلُّنَا مُحَمَّد ... ـــــــ منم خضر آن دانشمندي كه همراه موسى بود. منم معلّم سليمان بن داود ؛ و منم ذو القرنين و منم قدرة اللَّه‏. اي سلمان و يا ابا ذر! منم محمّد و محمّد من است؛ من از محمّدم و محمّد از من است .خداوند در اين آيه مى‏فرمايد: « مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ.» ... همه ي ما يكي هستيم. اوّل ما محمّد، آخر ما محمّد، وسط ما محمّد و همه ي ما محمّد هستيم. » (بحار الأنوار، ج‏26، ص6)

جناب مولوي چه نيكو گفته است :

« آن سرخ قبايي كه چو مه پار بر آمد

امسال در اين خرقه ي زنگار برآمد

آن ترك كه آن سال به يغماش بديدي

اين است كه امسال عرب وار برآمد

آن يار همان است اگر جامه بدل كرد

آن جامه بدل كرد دگر بار برآمد

آن باده همان است اگر شيشه دگر شد

بنگر كه چه خوش بر سر خمّار برآمد

آن شمع به صورت به مثل مشعله شد

وين مشعله زين روزن اسرار برآمد.»

 

باز گفته است :

 

« هر لحظه به شكلي بت عيّار برآمد، دل برد و نهان شد

هر دم به لباس دگر آن يار برآمد، گه پير و جوان شد

 

گه نوح شد و كرد جهاني به دعا غرق ، خود رفت به كشتي

گه گشت خليل و به دلِ نار برآمد ، آتش گل از آن شد

 

بالله كه همو بود كه اندر يد بيضا مي كرد شباني

در چوب شد و بر صفت مار برآمد ، زآن فخر كيان شد

 

ميگشت دمي چند براين روي زمين او از بهر تفرّج

عيسي شد و برگنبد دوّار برآمد ، تسبيح كنان شد

 

بالله كه همو بود كه مي گفت «انا الحق» با صوت الهي

منصور نبود او كه بر آن دار برآمد ، نادان به گمان شد

 

في الجمله همو بود كه مي آمد و مي رفت ، هر قرن كه ديدي

تا عاقبت آن شكل عرب وار برآمد ، داراي جهان شد

 

رومي سخن كفر نگفته است و نگويد منكر نشويدش

كافر بُوَد آن كس كه به انكار بر آمد ، از دوزخيان شد.

 

وجود نوري انسان كامل، اسم الله اعظم است؛ و تمام اسماء، شئونات و تعيّنات اسم جامعند؛ و هر اسمي نيز مظهر يا مظاهري دارد در مراتب مختلف. لذا تمام مخلوقات، شئونات و تعيّات وجود نوري انسان كاملند در مراتب گوناگون؛ لكن در هر مرتبه از هستي، او را شأني جامع نيز هست، كه در عالم مادّه، بدن اختصاصي انسان كامل، شأن جامع اوست.

پس تمام موجودات، امّت انسان كاملند، آن گونه كه قوا و شئونات وجودي ما، امّت ما هستند. حتّي شيطان هم امّت اوست، آن گونه كه نفس امّاره ي ما، از افراد امّت ماست. و البته فرمودند: « شيطاني اسلم بيدي» كما اينكه ما هم مي توانيم نفس امّاره ي خود را مطيع خود كنيم.

بر اين اساس است كه انسان كامل، حريص است به هدايت ما، و از خوبي ما خشنود و از بدي ما ناراحت مي شود؛ همان گونه كه ما از خوشي عقل و خيال و سامعه و باصره ي خودمان خوشنود مي شويم و از ناراحتي آنها ناراحت مي شويم. لذا رشد ما، رشد انسان كامل است در مقام شئوناتش نه در مقام ذاتش، همان گونه كه رشد عقل ما يا خيال ما، رشد خود ماست لكن نه در مقام ذات، بلكه در مقام شئوناتمان. از اين روست كه بعد از تشهد نماز مي گوييم: « و تقبّل شفاعته في امّته و ارفع درجته»؛ او با شفاعت امّتش، خودش در مرتبه ي فعلش (شئوناتش) ترقّي مي كند.

اين است كه آن ذات كامل، دائماً مي گفت: « ربّ زدني علماً». ذات او برترين نور است بعد از هويّت غيبيّه ي الهي (كنه ذات)؛ لذا فراتر از ذات او، راهي براي ترقّي نيست. پس او چه مي خواست از اين دعا؟ او ترقّي علمي ما را طلب مي كرد، يعني ترقّي علمي شئوناتش را.

صلوات هم كه براي او طلب مي كنيم، اندك كمالي بر ذات او اضافه نمي كند؛ بلكه صلوات از ذاتش سر چشمه گرفته در شئوناتش جاري مي شود و خود ما را سيراب مي سازد.