(156/100159052)

پرسش:سلام.چند سوال:

1- خلقت انسان از خاك يعني چه ؟

2- آيا نماز دست و پا شكسته ما هم مثل جوي آب هست و ما را از گناهان پاك مي كند؟

 

 

پاسخ:

1ـ خلقت آدم(ع) مستقيماً از خاك بود؛ يعني مقداري خاك را با آب آميختند و گل ساختند؛ و از آن گل، بدن آدم(ع) پديد آمد؛ و به اذن خدا شأنيّت اتّصال با نفس كلّي را پيدا نمود كه از اين ربط بين آن بدن و آن نفس كلّي، تعبير مي شود به نفس جزئي آدم(ع). چون خود اين ربط، امر وجودي است؛ يعني وجود رابط است.

امّا در مورد بني آدم. ما ابتدا اسپرم هستيم، كه خودش از غذايي كه پدرمان خورده حاصل شده است. آن اسپرم در رحم مادر با تخمك ـ كه آن هم از غذا حاصل شده ـ لقاح مي يابد و نطفه شكل مي گيرد. آنگاه اين نطفه از راه خون مادر تغذيه كرده مدام رشد مي كند تا به حدّي مي رسد كه شأنيّت اتّصال با نفس كلّي را پيدا مي كند؛ كه از اين ربط، تعبير مي شود كه نفس جزئي شخص. پس ما هم از خاك برآمده ايم؛ چون تمام آنچه بدن ما را ساخته، از غذاست؛ و غذا يا از حيوان است يا از گياه. حيوان هم از گياه است؛ و گياه از خاك برآمده است. البته مادّه ي غالب گياه و حيوان و انسان از خاك است؛ و الّا در هر سه ي اينها هم آب وجود دارد، هم موادّ گازي وجود دارند هم انرژي. لكن شكل بدن ما تابع جنبه ي خاكي (جمادي) است؛ با اينكه بيش از 70 درصد بدنمان از آب است.

شير گاو را با هويج مقايسه كنيد! مقدار آب موجود در هويج بيش از مقدار آب موجود در شير است؛ امّا در هويج، جنبه ي خاكي(جمادي) غالب است ولي در شير، جنبه ي آبي(حالت مايع) غالب است.

البته در ما چيزي هم هست كه از آدم(ع) به ارث رسيده است كه آن را وجود ذرّي مي گوييم؛ كه آن ذرّه اي است بسيار بسيار ريز، كه از آدم(ع) تا پدر خودمان، دائماً از صلبي به رحمي و از رحمي به صلبي و ... منتقل شده تا به صلب پدر خودمان رسيده و با دريافت موادّ زائدي به صورت اسپرم در آمده است. اين وجود ذرّي همان است كه قبل از خلقت آدم(ع) در خاك او بود؛ و با نفس كلّي يك ربط ضعيف داشت. عهد الست را هم از همان وجود ذرّي گرفته اند. لذا وقتي جنين حيات مي يابد، آن لحظه با نفس كلّي مرتبط نمي شود؛ بلكه از زمان آدم(ع) اين ارتباط موجود است؛ لكن در آن لحظه اين نفس به مرتبه ي نفس حيواني ارتقاء مي يابد. تا قبل از آن در حدّ نفس نباتي است؛ و قبل از حالت اسپرمي، فقط در حدّ نفس جمادي است.

به قول حكيم مولوي: « از جمادي مردم و نامي شد. ــ از نما مردم به حيوان سر زدم ــ مردم از حيواني و آدم شد. ــ پس چه ترسم، كي ز مردن كم شدم؟!»

توجّه: نامي يعني نبات و گياه. نما يعني گياه بودن.

 

2ـ جوي آب داريم تا جوي آب. جوي آبي هست كه اگر از صبح تا ظهر آبش را جمع كني يك ليوان مي شود؛ جوي آبي هم هست كه در يك ثانيه تانكري را پر مي كند. با يك ليوان آب هم مي توان صورت را شست؛ امّا ديگر به درد آب تني حسابي نمي خورد. آب تني در يك رودخانه خيلي مي چسبد؛ به قول جوانهاي جديد التأسيس خيلي حال مي دهد؛ امّا شستن صورت با يك ليوان آب، زياد با حال نيست. اين است كه اولياء از نمازشان لذّت مي برند امّا امثال بنده فقط حسرتش را مي خوريم.