(872/100159052)

پرسش:سلام.

1- چرا با وجود اينكه نفس و روح جنسيت(زن و مرد) ندارد،انسان بعد مرگ هم زن يا مرد مي باشد؟،ازدواج مي كند و لذت جنسي(كه وابسته به جنسيت است) دارد؟

2- بعد مرگ چه نيازي به زنيّت و مرديّت و ازدواج وجود دارد؟

پاسخ: 

مگر انسان مساوي روح است؟

برخي ها توهّم كرده اند كه روح مستقلّ از بدن وجود دارد؛ لذا اگر در بدن ماده قرار گيرد محصولش مي شود زن و اگر در بدن نر قرار گيرد محصولش مي شود مرد.

امّا حقيقت آن است كه روح و بدن، دو چيز نيستند بلكه دو مرتبه از يك چيزند. لذا خود روح است كه در تنزّلات خويش، به صورت مرد يا زن نمودار مي شود. پس روح زن، جز به صورت بدن زنانه نمي تواند ظهور كند، كما اينكه روح مرد نيز جز به صورت بدن مرد نمي تواند ظاهر شود. ملائك نيز همواره به شكل مرد متمثّل مي شوند و هيچگاه به شكل زن متمثّل نمي شوند. چرا كه ملائك از سنخ عقل مي باشند.

عقل كلّ در تنزّل به صورت مرد ظهور مي يابد و نفس كلّ، در تنزّل به صورت زن ظهور مي يابد. و هر دوي اينها، تنزّلات روح كلّي هستند. تفصيل اين بحث تخصّصي را بايد كلاس عرفان نظري آموخت.

مرگ نيز بر خلاف توهّم عوام، به معني جدا شدن روح از بدن نيست؛ بلكه به معني جدا شدن بدن از مادّه ي خويش است. لذا فرد بعد از مردن نيز با همان دنيايي خود در برزخ حضور دارد؛ لكن بدنش در برزخ، مادّه ندارد. دقّت شود! بدن برزخي، بدني غير از بدن دنيايي نيست، بلكه همان است بدون مادّه اش. و آنچه در دنيا مي ماند، بدن فرد نيست بلكه مادّه ي بدن اوست با صورتي شبيه به بدن او كه صورت ميّتي است. آنچه از انسان مي ماند، جسد اوست نه بدن او. جسد يعني مجسمه ي شبيه اصل از يك شيء.

از منظر عرفان نظري، جنسيّت در تمام مراتب هستي مطرح است؛ حتّي اسماء الله نيز به دو گونه ي اسماء جلاليّه و اسماء جماليّه تقسيم مي شوند؛ كه از نكاح اينها، اسماء جديدي زاده مي شوند. اين بحث در عرفان نظري با عنوان «نكاحات الاسماء» مشهور است. اگر در موجودي، غلبه با اسماء جلاليّه باشد، آن موجود، به صورت مرد خواهد بود، و اگر در موجودي، اسماء جماليّه غالب باشد، آن موجود به صورت زن خواهد بود. بر اين اساس، آسمان مرد است و زمين، زن. عقل مرد است و نفس، زن. مراد نفس امّاره نيست؛ بلكه مراد آن مرتبه از جنبه ي تجرّدي روح است كه حقايق را از عقل گرفته در قالب صور ذهنيّه يا اراده ظاهر مي سازد.

پس در آخرت، تنها روح حضور نمي يابد، بلكه روح با تنزّلاتش حاضر مي شود؛ كه بدن هم يكي از آن تنزّلات است؛ و بدن هر روحي، متناسب با خود اوست. آن روحي كه مظهريّتش براي اسماء جماليّه بيشتر است، بدني زنانه دارد، و آن روحي كه مظهريّتش براي اسماء جلاليّه بيشتر است، بدني مردانه خواهد داشت.