(137/100129245)

پرسش:چراخداوند فرموده كه اگر شما هم گناه نكنيد انسان جديدي مي آفرينم كه گناه كنند؟

 

پاسخ:

1ـ آيه اي سراغ ندارم كه چنين مطلبي را بيان كند. تا آنجا كه بنده سراغ دارم، اين مطلب، مفادّ يك روايت از ائمه(ع) مي باشد.

2ـ مقصود اين است كه وجود، مراتب دارد؛ و مرتبه اي از وجود، رتبه ي « به اختيار خود، گاه گناه كننده و گاه ثواب كننده» است؛ همان گونه كه رتبه ي ديگري از وجود، رتبه ي « به اختيار خود، معصوم از گناه» مي باشد؛ و رتبه ي ديگر، « به اختيار خود، همواره گناه كننده» است.

پس تحقّق داشتن هر سه رتبه ي كلّي وجود، از لوازم ذاتي مراتب داشتن وجود مي باشد؛ و مراتب داشتن وجود نيز لازمه ي ذات خود وجود است. بنا بر اين، محال است كه اين مراتب نباشند؛ و مصداق عيني در جهان مادّي نداشته باشند.

امام صادق(ع) فرمودند: « إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ خَلَقَ الْعَقْلَ وَ هُوَ أَوَّلُ خَلْقٍ خَلَقَهُ مِنَ الرُّوحَانِيِّينَ عَنْ يَمِينِ الْعَرْشِ مِنْ نُورِهِ فَقَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ فَقَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقْتُكَ خَلْقاً عَظِيماً وَ كَرَّمْتُكَ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِي قَالَ ثُمَّ خَلَقَ الْجَهْلَ مِنَ الْبَحْرِ الْأُجَاجِ ظُلْمَانِيّاً فَقَالَ‏ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَلَمْ يُقْبِلْ فَقَالَ لَهُ اسْتَكْبَرْتَ فَلَعَنَهُ ثُمَّ جَعَلَ لِلْعَقْلِ خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ جُنْداً فَلَمَّا رَأَى الْجَهْلُ مَا أَكْرَمَ بِهِ الْعَقْلَ وَ مَا أَعْطَاهُ أَضْمَرَ لَهُ الْعَدَاوَةَ فَقَالَ الْجَهْلُ يَا رَبِّ هَذَا خَلْقٌ مِثْلِي خَلَقْتَهُ وَ كَرَّمْتَهُ وَ قَوَّيْتَهُ وَ أَنَا ضِدُّهُ وَ لَا قُوَّةَ لِي بِهِ فَأَعْطِنِي مِنَ الْجُنْدِ مِثْلَ مَا أَعْطَيْتَهُ فَقَالَ نَعَمْ فَإِنْ عَصَيْتَ بَعْدَ ذَلِكَ أَخْرَجْتُكَ وَ جُنْدَكَ مِنْ رَحْمَتِي قَالَ قَدْ رَضِيتُ فَأَعْطَاهُ خَمْسَةً وَ سَبْعِينَ جُنْداً ... ــــــــ خداوند عقل را آفريد از سمت راست عرش از نور خودش؛ و او اولين آفريده ي خدا از روحانيين است. آنگاه به او امر نمود: رو كن! پس عقل رو كرد. آنگاه فرمود: پشت كن! پس عقل، پشت نمود. پس خداي تبارك و تعالي فرمود تو را مخلوقي عظيم خلق نمودم و بر تمام مخلوقاتم برترى بخشيدم. سپس جهل را از درياى تلخ و تاريك آفريد. به او فرمود: پشت كن! پس او پشت نمود؛ آنگاه فرمود: رو كن! ولي او رو نكرد. خداوند فرمود: حالا كه تكبر نمودى، تو را مورد لعنت خويش قرار دادم. سپس براى عقل هفتاد و پنج سپاه قرار داد. وقتى جهل مشاهده كرد كه عقل مورد لطف خدا قرار گرفته دشمنى او را در دل گرفت و عرض كرد خدايا او هم مخلوقى چون من است؛ او را آفريدى و با سپاه تقويتش نمودى و من ضد و مخالف اويم امّا نيرو و قدرتى ندارم؛ به من نيز به اندازه ي او سپاه عنايت كن! خداوند پاسخ مثبت به او داد و فرمود اگر بعد از آن از در مخالفت درآيى تو و سپاهت را از درگاه و رحمت خود خارج مي كنم، و جهل پذيرفت. پس خداوند به او نيز هفتاد و پنج سپاه داد. ... » (بحار الأنوار،ج‏1، ص110).

آنچه در اين حديث شريف و معروف به حديث « جنود عقل و جهل» ذكرش آمده، دو سويه ي مراتب وجود است كه از يكي تعبير به عقلّ كلّ و از ديگري تعبير به جهل كلّ مي شود؛ و هر كدام نيز مظاهري در عالم مادّه دارند؛ كه مظاهر تامّ عقلّ كلّ را هاديان معصوم الهي و مظاهر جهل كلّ يا شيطان كلّ را، در شياطين انس و جنّ گويند. لكن اكثر مردم، نه اينند و نه آن، بلكه نصيبي از اين و آن دارند؛ و بايد كه بكوشند تا طرف عقل را تقويت نمايند، تا به يمين عرش، كه عقل از آنجا آمده ملحق گشته از اصحاب يمين گردند؛ و الّا از اصحاب مشئمه (اصحاب شومي) شده به شياطين ملحق خواهند شد.

البته انتظار نيست كه اين مطالب براي خواننده بزرگوار به راحتي قابل هضم باشد. چون فهم اين معنا براي آنها كه با عمق حكمت متعاليه و عرفان نظري آشنايي ندارند، كار آساني نيست. لذا طالب فهم اين معنا حتماً بايد طريق حكمت متعاليه را بپويد و مقدّمات لازم براي فهم اين مطلب را به چنگ آورد. بخصوص فهم رتبه ي سوم وجود كه همواره خطاكار است، از عهده ي هر كسي ساخته نيست. رتبه ي بالا، كه معصوم است، عقل كلّ است؛ و مصداق زميني اش، السابقون السابقون، اولئك المقرّبون؛ و رتبه ي سوم، كه همواره عاصي مي باشد، جهل كلّ مي باشد؛ و مصداق زميني اش، شياطين الانس و الجنّ؛ و ميانه ي آن دو، كه هم نصيبي از عقل دارند هم نصيبي از جهل، مصداق زميني اش، اصحاب يمين مي باشند.

فرمود: « وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً (7) فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ (8) وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ (9) وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ (10) أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ـــ و شما سه گروه بوديد (7) پس اصحاب دست راستي و خجستگان، چه خجستگانى! (8) و اصحاب شقاوتمندي و شومي، چه شقاوتمندان و شومانى! (9) و پيشگامان پيشگامان، (10) آنهايند مقرّبان!» (سوره واقعه)

البته بين اينها نيز دو گروه فرعي ديگرند؛ آنها كه در مرز سابقون و اصحاب يمين قرار دارند؛ و آنها كه بين اصحاب مشئمه و اصحاب يمين قرار دارند. گروه نخست، در آخرت، ملحق به سابقون مي شوند؛ و گروه دوم، در آخرت، ملحق به اصحاب يمين. البته ملحق شدن آنها پروسه اي دارد كه بايد طيّ شود؛ يعني آنها كه در مرز سابقون هستند، بايد مورد شفاعت سابقون قرار گيرند تا وارد اين جرگه شوند؛ و گروه واقع در مرز اصحاب يمين و اصحاب مشئمه، مدّتي بايد تحمّل عذاب بكنند تا شفاعت شده وارد بهشت اصحاب يمين گردند. در حقّ اينهاست « وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ ــــ و گروهى ديگر، به گناهان خود اعتراف كردند؛ و كار خوب و بد را به هم آميختند؛ اميد مى‏رود كه خداوند توبه ي آنها را بپذيرد؛ به يقين، خداوند آمرزنده و مهربان است!» (التوبة:102). اينها اگر در دنيا توبه كنند، و توبه ي آنها پذيرفته شود، جزء اصحاب يمين از دنيا مي روند؛ امّا اگر توبه نمودند و قبول نشد يا توبه نكردند، در برزخ و چه بسا در آخرت عذاب مي شوند؛ لكن اميد است كه نجات يابند.