(31/100173204)

پرسش: منظور از اين مطلب دقيقا\× چيست؟ ناصبي اگر ترك تمام محارم كند و تمام حسنات را انجام دهد، همه ي آن حسنات را بين شيعيان تقسيم ميكنند؛ چرا كه آن حسنات ناشي از (طينت بهشتي) بوده است، و بالعكس گناهان شيعيان را به پاي ائمه الكفر مينويسند كه (طينت جهنمي) اينها را جنبانده أند. آيا با پذيرش اين احتمال كه ناصبي ترك تمام محرمات را بكند و به همه حسنات هم عمل كند، باز هم در نهايت جهنمي خواهد بود؟ ناصبي دقيقا\× يعني چه كسي؟ آدمي كه ترك تمام محارم كند و تمام حسنات را انجام دهد، چگونه ناصبي محسوب ميشود؟! آيا اين مطلب بيان شده، يك فرض محال نيست؟ لطفا\× توضيح مفصلي راجع به (طينت سجيني) و (طينت عليني) بفرمائيد.

پاسخ:

1ـ طینت علّیینی و سجّینی

انسان، هفت عالم دارد؛ یعنی موجودی است هفت تو و هفت طبقه؛ که هر عالمی از عوالم او نیز دو طبقه دارد؛ یعنی سقفی دارد و کفی.

عالم خلقت نیز هفت طبقه است؛ و هر طبقه، زمینی دارد و آسمانی.

طبقات وجودی انسان نیز متناسب با طبقات عالم خلقت است.

انسان، در هر کدام از این هفت عالم، بدنی دارد و روحی؛ بدنش از سنخ زمین آن عالم و روحش از سنخ آسمان آن عالم است.

به آنچه زمینها و آسمانها از آن شکل گرفته اند، طینت گفته می شود. لذا انسان، از هفت طینت زمینی و هفت طینت آسمانی خلق شده است. بدن مادّی اش از همین زمین مادّی و روح بخاری اش از سنخ موادّ تشکیل دهنده ی جوّ است. بدن ملکوتی اش از سنخ زمین ملکوتی و نفس ملکوتی اش هم از سنخ آسمان ملکوت است. البته خود ملکوت، یک عالم نیست، بلکه خودش چندین عالم است؛ لذا می گویند: ملکوت سفلی، ملکوت وسطی و ملکوت اعلی. فوق آن، جبروت است، که آن هم چندین عالم است.

از هفت طینت زمینی تعبیر می کنند به طینت سجّینی یا طینت جهنّمی و از هفت طینت آسمانی تعبیر می کنند به طینت علّیّینی یا طینت بهشتی.

وجود «فطرت و غریزه »،  «عقل و نفس»، « ایمان و کفر»، «حقّ و باطل» و امثال اینها نیز ناشی از همین است که انسان، مرکّب از این دو گونه طینت است. 

 

2ـ ناصبی کیست؟

ناصبی یعنی کسی که بغض یکی از هادیان الهی را در دل دارد با علم به این که او، حقّ است. لذا دشمن هر یک از هادیان الهی، ناصبی است. مثلاً آل فرعون، ناصبی بودند چون با علم به این که موسی(ع) پیغمبر است، با او دشمنی می کردند.  فرمود: « وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدين‏ ـــــــ و (فرعوانیان) آن را (معجزات موسی) از روى ظلم و سركشى انكار كردند، در حالى كه در دل به آن يقين داشتند؛ پس بنگر سرانجام تبهكاران چگونه بود؟!» (النمل:14)

لذا هر خوبی که آل فرعون کرده اند، همه به پای شیعیان حقیقی موسی(ع) و بلکه شیعیان حقیقی تمام انبیاء نوشته خواهد شد. چون آنها آن خوبی را با طینتی انجام داده اند که آن طینت را قبول نداشته و مطابقش زندگی نکرده اند.

دشمنان اهل بیت(ع) نیز همین گونه اند؛ کسانی چون خوارج و بنی امیّه و  غاصبان خلافت و قاتلان اهل بیت(ع) و برخی وهّابیون زمان ما که از هیچ بی حرمتی به اهل بیت(ع) کوتاهی نمی کنند، از این جرگه اند.

اینها اگر کار خوبی می کنند، از سر عادت و رسوبات فرهنگی و امثال اینهاست؛ یعنی طینت علّیینی موجود در آنها دارد کار خودش را می کند بی آنکه ذات خود آن شخص، آن را قبول داشته باشد. از این سو، شیعیان نیز وقتی کارهای بد می کنند، باز از سر عادت و رسومات و امثال آن است نه از سر عقیده. لذا کار خوب، برای ناصبی، عارضی است و کار بد هم برای شیعیان حقیقی انبیاء و اولیاء، عارضی است. و عارضی، قابل جدا شدن است. لذا شیعیان با عذاب برزخی و اخروی پاک می شوند؛ و ناصبی هم موقع دخول در جهنّم، طینت علّیّینی خود را رها می کند. چون این طینت از سنخ بهشت است و با جهنّم، جمع نمی شود.