(1/100206731)

پرسش:سلام خسته نباشيد ببخشيد ميشه لطفا فلسفه ي آفرينش مرد را توضيح بدين كه چرا خداوند به فرشتگان گفت كه فقط بر مرد سجده كنند و چرا حوا رو هم در كنارش نيافريد تا فرشتگان بر هردو سجده كنند ؟؟؟ ايا زن براي سجده مد نظر خدا نبوده؟؟ اگر اينطوره پس چرا در قران مطرح شده كه هيچ فرقي بين زن و مرد نيست؟؟؟ ولي با توجه به افرينش ابتدايي مرد و توجهات خاص خدا فقط به جنس مذكر ايا معنيش اين بوده كه فرقي با زن ندارد؟؟؟؟؟ ممنون منتظرم

 

پاسخ:

 

1ـ هدف از خلقت بشر مرد و بشر زن اين است كه جفت هم باشند تا نسل بشر منقرض نشود. زن و مرد (نر و ماده) ، هر دو از اقسام گياهان هستند. نه حيوان نر و ماده دارد نه بشر. حيوانات  نر و ماده دارند، چون هر حيواني نفس نباتي هم دارد. بشر نيز هم نفس نباتي دارد، هم نفس حيواني دارد هم نفس ناطقه دارد. لذا نر و ماده بودن، ربطي به انسان بودن ندارد، بلكه حتّي ربطي به حيوان بودن هم ندارد، بلكه مرد(نر) و زن(ماده) از خواصّ گياهان (نباتات) هستند. و هدف از خلقت نر(مرد) و ماده(زن) توليد مثل است؛ همين و بس. هيچ فرشته اي هم بر مرد يا زن سجده نكرده است. نر، نر است چه بشر نر باشد و چه گاو نر باشد و چه توت نر باشد. ماده هم ماده است، چه بشر ماده باشد چه حيوان ماده و چه گياه ماده. چه در گياه، چه در حيوان و چه در بشر، هدف خلقت نر و ماده يكي است؛ يعني توليد مثل. آنكه ملائك بر او سجده كردند، نه جماد بود، نه نبات بود، نه حيوان بود، نه بشر بود؛ بلكه حضرت انسان بود. و انسان، نه مرد است و نه زن. اگر انسان يعني مرد، پس زنها انسان نيستند، و اگر انسان يعني زن، پس مرد انسان نيست. و اگر انسان هم زن است هم مرد، در آن صورت، نه مرد انسان است نه زن؛ بلكه فقط افراد دو جنسي انسانند. حقيقت آن است كه انسان، نه مرد است نه زن، بلكه حقيقتي است كه مي تواند با زن بودن و مرد بودن و دو جنسي بودن همراه شود؛ همان گونه كه حيوان بودن مي تواند با نر و ماده بودن (مرد و زن بودن) همراه شود.

 

امّا انسان يعني چه؟

 

انسان يعني مظهر بالفعل جميع اسماء الله؛ يا به عبارتي، خليفة الله بالفعل.

 

پس هر كس خليفة الله بالفعل باشد، ملائك به او سجده مي كنند، مي خواهد زن باشد مثل مريم(س) و فاطمه زهرا(س) و زينب كبري(س) و فاطمه معصومه(س) يا مرد باشد مثل انبياء و ائمه(ع). لذا حوّا(ع) نيز اگر خليفة الله بالفعل مي شد، ملائك بر او هم سجده مي كردند. خود ما نيز اگر خليفة الله بالفعل شويم، ملائك بر ما هم سجده مي كنند؛ بلكه همه چيز بر ما سجده مي كند. در در مجلسي خدمت يكي از مربيّان عرفان بودم كه فرمودند در اين مجلس كسي هست كه خورشيد و ماه و ستارگان بر او سجده مي كنند همان گونه كه بر يوسف(ع) سجده كردند.

 

راه خليفة الله بالفعل شدن چيست؟

 

تنها راهش، عمل به دين خداست. در طول تاريخ، هر زن و مردي كه از حيوان بالفعل و انسان بالقوّه بودن به در آمده و انسان بالفعل شده است، تنها از همين راه بوده است.

 

2ـ اينكه فرموده ايد در قرآن، آمده كه فرقي بين زن و مرد، ادّعاي باطلي است. قرآن كريم منزّه از اين است كه چنين دروغي را بگويد. حتّي يك بچّه هم مي فهمد كه زن و مرد، دو موجود كاملاً متفاوت هستند كجا رسد خدا. بلي انسان، در هر قالبي باشد ـ چه در قالب زن و چه در قالب مرد ـ انسان است. اگر مردي يا زني انسان است، افزون بر ابزار توليد مثل بودن، خليفة الله هم هست و الّا موجودي است مثل گاو نر يا گاو. بر اين مبناست كه خداوند متعال، بشرهاي انسان نشده را تشبيه مي كنند به چهارپايان.

 

در اسلام، زنها احكامي مخصوص به جنس خود دارند، مردها نيز احكامي مخصوص به جنس خود دارند، و احكامي نيز وجود دارند كه براي انسان است نه براي مرد يا زن. مرد بودن غير از انسان بودن است؛ زن بودن هم غير از انسان بودن است. مرد بدن و زن بودن، مربوط به بدن است كه مشترك بين جماد و نبات و حيوان و بشر است؛ امّا انسان بودن، مربوط مي شود به روح مخصوصي كه با وجود آن، يك موجود، انسان مي شود و اگر آن روح در كسي نباشد، او بشر است نه انسان؛ و بشر گونه اي از حيوان است.

 

3ـ مرد برتر است يا زن؟

 

بستگي به موردش دارد. براي كاركردن، مرد بهتر است؛ امّا براي تربيت فرزند، زن بهتر است. در ديگر امور نيز چنين است؛ يعني در مواردي مرد بودن برتري است و در مواردي ديگر، زن بودن برتري است. امّا انسان، حسابش از هر دو جداست.